سالی دشوار برای دیپلماسی عمومی ژاپن
«ژاپن در عرصه دیپلماسی عمومی در ایالات متحده، خود را در مسابقهای میبیند که به نظر در حال واگذاری نتیجه به حریفان است.»
امیرحسین نوری حسامی، کارشناس فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است: چین و کره جنوبی رقیبان اصلی در شکلدهی افکار عمومی آمریکاییها در خصوص چگونگی رفتار ژاپن در جنگ جهانی دوم، نقش کنونی ژاپن در جهان و تلاشهای این کشور برای برداشتن محدودیتها جهت اقدامات نظامی هستند. در سالی که هفتاد و پنجمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم گرامی داشته میشود، پاداش ژاپن به رسمیت شناختن ندامت و پشیمانی این کشور به خاطر جنگ و پذیرش نقش آن در امنیت منطقهای و بینالمللی است.
به گزارش ایسنا، آسیا، بر خلاف اروپای غربی، پس از پایان جنگ جهانی دوم منطقهای پر آشوب باقی ماند که در آن قدرتها با یکدیگر رقابت میکردند. جنگ داخلی در چین تا سالهای پایانی دهه ۱۹۴۰ و جنگ در شبه جزیره کره در دهه ۱۹۵۰ ادامه داشت. ژاپن و ایالات متحده پس از پایان جنگ جهانی دوم به دشمنی با یکدیگر پایان دادند و به اهمیت همکاری استراتژیک در طول جنگ سرد پی بردند. کره جنوبی، ژاپن و چین نتوانستند به صورت کامل با یکدیگر مصالحه کنند. تا جایی که تا به امروز چین و کره جنوبی هنوز نسبت به اقدامات ژاپن در زمان جنگ جهانی دوم ناخرسند و خواستار اعلام ندامت عمیقتر این کشور هستند ولی هنوز به صورت صریح و روشن اعلام نکردهاند این ابراز ندامت باید چگونه باشد. از سوی دیگر اگرچه ژاپن درباره اقدامات خود در زمان جنگ جهانی دوم عذرخواهی کرده است، ولی به گفته «جنیفر لیند» در شماره ۵ مارس ۲۰۱۵ نشریه فارین افرز، «توکیو علائم گیج کنندهای ارسال کرده است به گونهای که به نظر میرسد این عذرخواهیها را خنثی کرده باشد». بنابراین رقابت تاریخی بین ژاپن، چین و کره در عرصه دیپلماسی عمومی در ایالات متحده نیز امتداد پیدا کرده است.
توجه مردم آمریکا به سیاستها و اقدامات ژاپن پدیده تقریباً جدیدی است. از زمان پایان جنگ سرد و سقوط اقتصاد ژاپن در دهه ۱۹۸۰، این کشور تا حد زیادی در کانون توجه مردم آمریکا بوده است. مبادلات فرهنگی و آموزشی بین ژاپن و ایالات متحده کاهش یافته و ژاپن برای جلب افکار عمومی آمریکاییها اقدامات چندانی انجام نداده است. علاوه بر آن، در دهههای اخیر مهاجرت چندانی از ژاپن به آمریکا انجام نشده است. ژاپنیهای مقیم آمریکا نیز ارتباطات اقتصادی گستردهای با ژاپن دارند و به جای اینکه خود را «ژاپنی آمریکایی» بدانند، خود را «ژاپنی» میدانند.
در مجموع میتوان گفت، دیپلماسی عمومی ژاپن در آمریکا محتاطانه و محدود بوده است. ژاپن فقط به ارتباط با رهبران و چهرههای شاخص جامعه آمریکا که به اهمیت استراتژیک اتحاد امنیتی دو کشور آگاه هستند یا کسانی که فرهنگ متعالی و فاخر ژاپن را ترویج میکنند، بسنده کرده است. بنابراین ژاپن در ایالات متحده طرفداران اندکی دارد و دولت ژاپن خود باید دیدگاهها و مواضع خود را تبیین و درباره آنها لابی کند. نتیجه چنین وضعیتی این است که ژاپن همواره در موقعیت دفاعی قرار دارد. در سال ۲۰۱۵ وزارت امور خارجه ژاپن ۷۰ میلیارد ین (۵۹۰ میلیون دلار) برای «ارتباطات استراتژیک» اختصاص داده است که این امر نشان میدهد دولت این کشور اهمیت بیشتری برای تصویر ارایه شده از ژاپن قایل شده است، البته شاید برای پیش افتادن از رقبا کمی دیر شده باشد.
چین و کره به راحتی توانستهاند در بسیاری از موضوعات با رویکرد «پایین به بالا» مسائل و برنامههای خود را در آمریکا پیش برند. جامعه کرهای مقیم آمریکا نسبتاً جوان هستند و براساس آمارهای موسسه سیاستهای مهاجرت، اکثریت آمریکاییهای کرهای تبار پس از دهه ۱۹۹۰ به آمریکا آمدهاند. این مهاجران ارتباطات گسترده و نزدیک خود را با وطن اصلی حفظ کردهاند و همین امر باعث انسجام آنها شده است. این مسئله در جریان بررسی موافقتنامه تجارت آزاد بین ایالات متحده آمریکا و کره در کنگره به خوبی مشهود بود. سازمانها و موسسات مردمی کرهای تبارها در حوزه تاریخ، مسائل حقوق بشر و حاکمیت فعال بودهاند.پایین بودن سطح آگاهیهای مقامات محلی آمریکا درباره میزان حساسیت موضوعات در ژاپن و تاثیر آن در دیپلماسی آمریکا در آسیا، بدان معنا بوده که برنامههایی که قبلا انجام میشد، بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی مطرح شده است.
ژاپن باید از حضور ژاپنیهای مقیم آمریکا بهره گیرد
ژاپن نمیتواند از عملکرد خود در طول جنگ جهانی دوم بگریزد یا اینکه درباره آنها توضیح ندهد، بلکه باید به صورت شفاف و مستقیم درباره انتقادهای مطرح شده پاسخ گو باشد. البته ژاپن به دلیل همین مسائل در موقعیتی نابرابر در مقایسه با کرهایها و چینیها قرار دارد و نمیتواند با آنها در عرصه افکار عمومی آمریکا رقابت کند. در حالی که ژاپن تلاش میکند موضوعات تاریخی را تشریح کند، به نظر میرسد از تبیین سیاستهای جدید خود و کسب حمایت افکار عمومی آمریکا در قبال آنها ناتوان بوده است.به نظر میرسد بهترین راهحل ژاپن برای فائق آمدن بر این چالش دیپلماسی عمومی، اتخاذ رویکردی نامتقارن و بلندمدت باشد. در این رویکرد ژاپن باید فرصتهای جدیدی برای مردم آمریکا، کره و چین جهت آشنایی و ارتباط با ژاپن فراهم کند. در این استراتژی باید مبادلات فرهنگی با مردم آمریکا افزایش و روابط این کشور با چین و کره بهبود یابد.
ژاپن باید از حضور ژاپنیهای مقیم آمریکا بهره گیرد. با توجه به الگوهای مهاجرتی ژاپنیها به آمریکا و دیدگاههای موجود در خصوص آمریکاییهای ژاپنی تبار، شاید چندان امکانپذیر نباشد که «صدای» آمریکاییهای ژاپنی تبار را به وحدت رساند و یا همانگونهای عمل کرد که آمریکاییهای کرهای تبار به صورت موفقیتآمیزی در خصوص فعالیتهای سیاسی سازماندهی شدند و فعالیتهای خود را انجام میدهند. اما ژاپن در هر صورت باید با این مهاجران ارتباط برقرار کرده و آنان را در مفهوم وسیعتری به اسم «هویت ژاپنی» سهیم سازد.
یکی از بدیلهای سازماندهی سنتی جامعه مهاجران، تشکیل جامعه بازرگانان و فعالان اقتصادی است. اتاق بازرگانی آمریکا در ژاپن به صورت فعالانهای برای ارتقاء تجارت بین دو کشور تلاش میکند ولی ژاپن میتواند از این عرصه نیز فراتر رود. «تئودور موران» و «لیندسی اولدنسکی» از «موسسه اقتصاد بینالملل پترسون» در ماه فوریه ۲۰۱۵ در گزارش خود چنین نگاشتهاند: «شرکتهای چند ملیتی ژاپنی کمکهای بزرگی به اقتصاد آمریکا میکنند که شامل پرداخت حقوق و دستمزد به کارگران آمریکایی، فروش کالا، مالیات ارزش افزوده، تحقیق و توسعه، صادرات و واردات میشود». شاید بیشتر آمریکاییها ندانند که در سال ۲۰۱۳ یک پنجم سرمایهگذاریهایی که در آمریکا انجام شده متعلق به ژاپنیها بوده که سرمایهگذاریهای کره و چین را تحت الشعاع قرار میدهد. بر اساس آمارهای «Select USA » شرکتهای ژاپنی بیش از ۶۰۰/۶۸۶ کارگر آمریکایی را در سال ۲۰۱۱ به کار گرفتهاند که حدود نیمی از آنها در بخشهای صنعتی مشغول به فعالیت بودهاند. اشتغال برای سیاستمداران آمریکا اهمیت زیادی دارد و ژاپن میتواند درباره نقش شرکتهای چند ملیتی این کشور در اقتصاد آمریکا و کمک آنها به همکاریهای دو کشور اطلاعرسانی کند. تاکید بر جوانب اقتصادی روابط دو جانبه میتواند تاثیرگذاری مناسبی در افکار عمومی جامعه آمریکا داشته باشد.
تعداد دانشجویان آمریکایی که سالانه به چین میروند، بسیار زیاد است
دوم اینکه ژاپن میتواند استراتژی سرمایهگذاری در آمریکا را در پیش گیرد، که البته این سرمایهگذاری مالی نخواهد بود، بلکه باید روی مردم سرمایهگذاری کند. ژاپن شاید نتواند با چین در برنامه مبادلات دانشجو رقابت کند. زیرا تعداد دانشجویان آمریکایی که سالانه به چین میروند بسیار زیاد است. ولی ژاپن میتواند روی کیفیت نظام آموزشی خود تمرکز کند و پژوهشگران و دانشمندان را به کشور خود دعوت کند تا آثار خود را به صورت مشترک به دو زبان ژاپنی و انگلیسی منشر کنند. علاوه بر آن ژاپن میتواند برنامههایی برای تحقیقات و مطالعات به زبان انگلیسی تدوین کند و به این ترتیب مانعی به اسم زبان که پیش روی بسیاری از پژوهشگران علاقهمند به مطالعه درباره آن کشور وجود دارد را از میان بردارد. ژاپن همچنین میتواند با استفاده از امکانات کنسولگریهای خود، در دبیرستانهای مناطق محروم آمریکا یا برای خانوادههای آمریکایی که در شرکتهای ژاپنی کار میکنند، برنامه آموزشی کلاسهای علمی، فنی، مهندسی و ریاضیات برگزار کند. البته شاید ژاپن تاکنون چنین برنامههایی اجرا کرده باشد ولی درباره آنها باید اطلاعرسانی شفافتر و گستردهتری صورت گیرد که راهاندازی سایتهای اینترنتی و اطلاعرسانی درباره این برنامهها شاید سادهتر از درج آگهی در روزنامههای محلی باشد.
سرانجام اینکه، مفیدترین و سودمندترین سرمایهگذاری ژاپن میتواند سرمایهگذاری این کشور روی بهبود روابط با کره و چین باشد، هر چند که شاید این موضوع چندان مورد توجه و علاقه دولت ژاپن نباشد. برنامههای دیپلماسی عمومی که سبب تقویت و گسترش مبادلات فرهنگی بین هدایت کنندگان افکار عمومی، استادان و دانشگاهیان برجسته و چهرههای معروف جامعه میشود، میتواند نقش مهمی در بهبود تصویر ژاپن در آمریکا ایفا کند. به عنوان نمونه تبلیغ و ترویج سفر آمریکاییها به ژاپن میتواند به یکی از اولویتها تبدیل شود. علاوه بر آن برنامه مبادلات جوانان میتواند باعث تقویت روابط دو کشور شود، به ویژه نسل جوانی که برای گسترش روابط با ژاپن آمادگی بیشتری دارد.
سال ۲۰۱۶ ، سال دشواری برای دیپلماسی عمومی ژاپن خواهد بود؛ چراکه امسال، هفتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم است. توضیح دادن عملکرد ژاپن در دوره جنگ جهانی دوم برای افکار عمومی آمریکا ضروری است ولی کافی نیست. راهحلهایی که در این گزارش پیشنهاد شد مفید و موثر هستند ولی کوتاهمدت و دارای نتایج فوری نیستند. استراتژی دیپلماسی عمومی ژاپن باید بلندمدت و انعطافپذیر باشد و سیاستمداران این کشور به اندازه کافی صبور باشند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.