جین‌های خارجی جای «وطنی» را گرفت

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۹۹۴۹۷۴ سایت-خوان

صنایع‌دستی منسوخ‌شده قزوین به‌عنوان پایتخت نیم‌قرنی ایران، در بی‌تدبیری‌ها دست‌وپا می‌زند و احیا آن‌ها می‌تواند در ایجاد اشتغال و بازگردان هویت تاریخی صنعتگران این دیار مؤثر باشد.

پیوندی ناگسستنی جان خسته انسان‌های ماشینی این دیار را به سایه‌سار آرامش‌بخش هنر گره می‌زند، هنری که در به هم‌آمیزی خلاقیت و طبیعت بر روی دست هنرمند جان می‌گیرد تا در هیاهوی چرخ‌دنده‌های صنعت، راز گره‌های ناگشودنی و صدای دلکش تیشه و سندان‌ها و حیرت آمیزش رنگ‌ها در نگاره‌ها را چشم به چشم، امانت نگه دارد.

به گزارش مهر، گنجینه پرگهر هنرهای اصیل این سرزمین به حرمت نگاه‌داشت میراثی ماندگار و سرانگشتانی مفتخر به تاریخ‌نگاری این مرزوبوم محفوظ مانده تا به‌عنوان سند افتخار زنان و مردان هنر زاد و هنر پرور در پهنه رنگارنگ مام وطن رنگ نبازد.

قزوین موزه‌ای به گستردگی تاریخ و طبیعت ایران است، قدمت سکونت در پهنه نیلی کاسپین از یک‌سو و تعالی روح هنر در وجود ساکنان پهنه ناآرام البرز از سوی دیگر موجب شده تا طیف وسیعی از هنر در جغرافیای دل‌فریب این دشت بر سرانگشتان مردان وزنانش متولد شود.

ذوق و اندیشه هنرمندان و آغاز شهرنشینی در قزوین که به گواه آثار به دست آمده از حفاری‌های باستان‌شناسی در تپه‌های تاریخی استان در جنوب شرقی شهرستان بویین‌زهرا به شش هزار سال قبل از میلاد برمی‌گردد نشان دهنده این مطلب است که تولید و کاربرد صنایع‌دستی به هزاران سال پیش می‌رسد.

هنری که به خاطر گنجینه کم‌نظیر داشته‌های این دشت تاریخی از چوب، فلز تا شیشه و کاغذ و خاک این دشت را در سیطره سرپنجه هنرمندانش شکل و معنا می‌بخشد.

هرچند در لابه‌لای برگ‌های این تاریخ طیف وسیعی از این مولودها به سرفصل تقویم امروز نرسیده‌ و با تغییر ذائقه‌ها و ازکارافتادن کاربری‌ها مهمان محفظه‌های شیشه‌ای موزه‌ها شده‌اند و یا حتی گمنام‌تر از آن در کتب تاریخی به‌جامانده و در سفرنامه‌ها تنها به بردن نامی مهجور مانده‌اند.

گستردگی و حجم ده‌ها صنعت دستی از بین رفته و ضیق فرصت برای شرح‌حال روزهای رونق هرکدام از این هنرها، در این مجال ما را محدود به پرداختن به چند هنر می‌کند که به لحاظ کاربرد و شهرت در این دیار پرآوازه‌تر بوده‌اند.

سفره‌های کرباسی، از میزبانی قزوینی‌ها شانه خالی کردند

نام هنر: کرباس‌بافی

قدمت: نامعلوم

زادگاه: منطقه الموت

معرفی کوتاه هنر: یکی از دست بافته‌های منطقه الموت است که تمام مراحل کار مانند چله کشی، رنگرزی و حتی ابزار و تجهیزات و بافت مانند چادرشب است و مواد اولیه آن‌هم نخ پنبه‌ای است.

بیشترین کاربری: کاربرد آن در تهیه لباس و دوخت و لحاف‌کرسی (رنگ کهو) و سفره‌های بزرگ است که در مهمانی یا مراسم عروسی و عزا استفاده می‌شود، این هنر سال‌هاست که فراموش‌شده و کسی به بافت آن مشغول نیست.

هنرمندان به نام این هنر: زنان و مردان منطقه الموت

هنرمند بازمانده: ندارد

علل رکود: کاربرد نداشتن در زندگی امروزی

ارائه راهکار احیاء: به نظر می‌رسد از ابزار تولید این هنر چیزی به‌جا نمانده و هنروران آن نیز همچون هنرشان در پهنه خاک خوابیده‌اند و هیچ سند مکتوبی از روش تهیه آن در دست نیست.

شواهد حاصل از کاوش‌های باستان‌شناسی در دژ لمبسر حاکی از به دست آمدن نمونه‌هایی از پارچه کرباس است. کرباس به دلیل ارزان‌قیمت بودن در زمان رونق خود بسیار مورد اقبال بوده است و رنگ کهو با سرمه‌ای تیره شایع‌ترین رنگ کرباس در منطقه الموت است.

استفاده از آردله و کوبیدن کلاف پنبه‌ای خیس‌خورده برای اینکه از حالت خامی درآید و درنهایت پارچه‌ای آهاردار تهیه شود، از مهم‌ترین روش‌های نساجی به شمار می‌رود که برای این روز کمی آرد را در آب ریخته و کاملاً هم می‌زدند و از آن برای آهار دادن استفاده می‌کردند.

شاید تحقیق و جمع‌آوری شنیده‌ها و یا حتی پیگیری نمونه‌های مشابه در سایر استان‌های هم‌جوار با موقعیت محیطی و زیستی مشابه منطقه الموت بتواند نسبت به احیای این هنر فراموش‌شده به کار آید.

ندا سخی پور مسئول آموزش صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع‌دستی استان قزوین معتقد است دیگر جامعه علاقه‌ای به استفاده از این نوع بافت منسوخ‌شده ندارد ولی می‌توانست به‌عنوان بخشی از محصول نهایی با استفاده از تلفیق هنرهای دیگر در بازار صنایع‌دستی مشتری خود را داشته باشد.

به گفته وی به دلیل بومی بودن و محدودیت جغرافیایی این هنر در برخی روستاها و البته سیل مهاجرت در این سال‌ها و از دست دادن مشتری‌ها به خاطر تغییر ذائقه، بازگردانی این هنرها کار ساده‌ای نیست.

شلوارهای «وطنی» جای خود را به جین‌های خارجی داده‌اند

نام هنر: وطنی

قدمت: بیش از ۵۰۰ سال

زادگاه: الموت

معرفی کوتاه: «وطنی» نوعی از بافت سنتی است که در کارگاه‌های پاچال بافی در روستاهای الموت تهیه و در بافت آن از چهار ورد بهره گرفته می‌شد و هنگام بافت جناقی یا هفت هشتی به وجود می‌آمد. جنس پارچه از پنبه و پهنای آن حدود ۳۵ سانتی‌متر بود و گاه با طرح راه‌راه در دورنگ بافته می‌شد.

بیشترین کاربری: کاربرد آن برای دوخت شلوار مردانه بوده است.

هنرمندان به نام این هنر: زنان و مردان منطقه الموت

هنرمند بازمانده: ندارد

علل رکود: نداشتن کاربرد در زندگی امروزی و تغییر ذائقه مردم و گرایش به منسوجات صنعتی

ارائه راهکار احیاء: به گفته محمد الموتی صاحب یکی از انجمن‌های بوم گردی منطقه الموت احیای این هنرها با توجه به از بین رفتن تمام ابزار موردنیاز غیرممکن است و حتی امروز دیگر نمی‌توان نمونه‌های از این پارچه‌ها را دید.

به گفته وی از زمانی که روستاییان چشم خود را برای تأمین نیازهایشان معطوف به جاده‌های منتهی به شهرها کردند خیلی از این هنرها دیگر جایی برای عرضه ندارد و حالا شلوارهای جین کشورهای همسایه مهمان ناخوانده رخت و پوشش‌های محلی است.

الموتی تصریح کرد: بسیاری از منسوجات منطقه، هماهنگ با طبیعت و با کمترین آسیب به ساختار بکر طبیعی منطقه و البته فرصت اشتغال برای ساکنن و تأمین نیازها از داشته‌های موجود به فرهنگ قناعت و هم‌زیستی با طبیعت کمک می‌کند.

وی ابراز امیدواری کرد با برگشت و احیای این هنرها به زادگاهشان و همسو کردن با ذائقه و کاربری دلخواه بتوان به توسعه گردشگری در منطقه نیز کمک کرد.

موکت‌های پلاستیکی «ژنده» هایمان را جمع کرد

نام هنر: ژنده بافی

قدمت: نامعلوم

زادگاه: قزوین و بویین‌زهرا و روستاهای منطقه الموت

معرفی: ژنده بافی یکی از دست بافته‌های استان قزوین که در منطقه بویین‌زهرا به زبان محلی به کوینه و در الموت به «جل» معروف است بر روی دستگاه جاجیم بافته می‌شود و در بافت آن از موی بز نیز استفاده‌شده است».ژنده» ازنظر جنس نسبت به دست بافته‌های دیگر ضخیم‌تر است و گلیم ژنده با نخ پنبه چله کشی می‌شود و پود آن را پارچه‌های کهنه شکافته شده به عرض ۱ و ۱.۵ سانتی‌متر تشکیل می‌دهد و نحوه بافت و ابزارآلات و تجهیزات آن مانند گلیم است.

بیشترین کاربری: به‌عنوان خورجین در مناطق قزوین استفاده می‌شده و در منطقه بویین‌زهرا به دلیل تنوع طرح و نقوش رایج منطقه ازجمله ارداق گلی، گل هراتی، سرمه‌دان و ترنجانی علاوه بر خورجین به‌عنوان زیراندازی خنک در فصل تابستان توسط بومیان منطقه مورداستفاده قرار می‌گرفت.

هنرمندان به نام این هنر: زنان و دختران عشایر منطقه بویین‌زهرا و ساکنین روستاهای دشتابی قزوین

هنرمند بازمانده: ندارد

علل رکود: تغییر ذائقه و گرایش به زیراندازهای صنعتی مثل موکت‌ها

ارائه راهکار: به گفته علی خلج طایفه، مردم‌شناس و محقق قزوینی که خود از ساکنان منطقه بویین‌زهراست این نوع زیرانداز با استفاده از پارچه‌های متنوع لباس‌های کهنه شکافته شده به‌عنوان پود، از تنوع رنگ بالایی برخوردار است که به‌عنوان هنری که در سال‌های اخیر از دورریختنی خلق شده، سبک‌های تازه و خلاقانه‌ای را به این دست از هنر اضافه می‌کند.

ضمن اینکه با ایجاد ارزش‌افزوده بالا در این هنر می‌توان از ظرفیت موجود به‌عنوان یک بستر مناسب برای رونق دادن به این هنر از بین رفته بهره برد.

مفرش ها از سیاه‌چادر عشایر کوچانده شدند

نام هنر: مفرش

قدمت: نامعلوم

زادگاه: عشایر لرستان و اهالی منطقه طارم قزوین

معرفی کوتاه: یکی از بافته‌های سه‌بعدی است که غالباً به مکعب مستطیل از جنس بافته‌های گلیم بافت است. این بافته در منطقه طارم رواج داشته و درواقع در بین عشایر منطقه به‌عنوان بزرگ‌ترین محفظه عشایر کاربرد داشته و این بافت یکی از وسایل و ابزار مهم درمعیشت نوع کوچ روی محسوب می‌شود.

کاربری: این محفظه که ابعاد آن از روی صندوق‌های چوبی شهری برداشته‌شده است مصارفی نیز همانند صندوق و گاه کاربردی‌تر از آن داشته است که مفرش به‌صورت زوجی بافته می‌شود تا موقع حمل توسط حیوان بارکش به‌راحتی قابل‌جابه‌جایی باشد و معمولاً برای هرکدام از آن‌ها بین ۶ تا هفت کیلو پشم استفاده و گاهی برای زینت بیشتر از ترکیب بافت گلیم و قالی نیز در ساخت استفاده می‌شده که بر زیبایی هر چه بیشتر مفرش ها می‌افزوده و استفاده از طرح‌های انتزاعی به اشکال رنگین مثل کاسه، گل پروانه، سپر و گل شمعدانی از نقوش مفرش به‌کاررفته در مناطق طارم بوده است.

به هنگام کوچ مفرش از لوازم خانه، ظروف و رختخواب و غیره انباشته‌شده و در جابه‌جایی عشایر مورداستفاده قرار می‌گرفته در شرایط اسکان نیز با توجه به نگهداری بخشی از البسه و مایحتاج خانه به‌عنوان مخده و تکیه‌گاه برای نشستن کاربرد داشته است.

هنرمندان به نام این عرصه: مردان وزنان عشایر منطقه طارم

هنرمندان بازمانده: ندارد

ارائه راهکار: به گفته محبوبه بهشتی فر، کارشناس صنایع‌دستی هنرهای منسوخ‌شده‌ای همچون مفرش در حال حاضر می‌تواند در صورت احیا در صنایع بسته‌بندی به‌عنوان یک ابراز مهم در ارائه محصول به کار آید ضمن آن‌که کاربرد تزیینی و استفاده ابزاری از آن به‌عنوان صندوق‌های چوبی صنعتی دارد که در حال حاضر در خانواده محل نگهداری اشیا و لباس‌ها و حتی بخشی از دکور منزل محسوب می‌شود به کار آید.

قهر چکش بر سندان هنر «مسگری» قزوین

نام هنر: مس‌گری

قدمت: هزاران سال قبل از میلاد

شهر زادگاه: بر اساس کشفیات باستان‌شناسی در منطقه قزوین و اشیا فلزی به‌دست‌آمده در گنج تپه واقع در منطقه خورین (در نزدیکی کوهین) و تپه‌های باستانی بویین‌زهرا می‌توان گفت قزوین در عهد صفوی در این هنر به شکوفایی رسیده به‌طوری‌که یکی از مراکز اصلی تولید ظروف مسی در ایران تا مدت‌ها شهر قزوین بوده و ظروفی چون طشت و قهوه دان به نام این دیار در سراسر حاکمیت آن دوران مطرح بوده است

.

معرفی کوتاه: یکی از حرفه‌های سنتی است که در آن صنعتگر با چکش‌کاری با ابزار مختلف، ظروف متنوعی می‌سازد که کاربرد عمومی داشته است، محصول عمده مسگر ظروفی با شکل‌ها و اندازه‌های گوناگون است که از یک‌تکه مس چکش‌کاری شده به دست می‌آید که بر روی سندان‌هایی که در انواع مختلف در زمین فرورفته با چکش شکل می‌گیرد.

هنرمندان به نام این عرصه: کمتر از ۵۰ سال قبل راسته مس‌گرها در بازار قزوین از رونق مثال‌زدنی برخورد دار بوده است و هنرمندان زیادی در این عرصه مشغول به فعالیت بوده‌اند.

هنرمند بازمانده: ابراهیم علی محمدی که به دلیل بیماری دیگر قادر به کار نیست.

علل رکود: ورود ظروف تفلون و چدن و لعابی و ... به بازار و البته در سال‌های اخیر رونق ورود کالاهای چینی بی‌کیفیت و گرانی محصول تمام‌شده و ورود ظروف مسی ماشینی در بازار استان‌های همسایه موجب برچیده شدن این هنر در استان شد این هنر به قلم کاری بر روی ظروف مسی محدود شد.

ارائه راهکارها: با توجه به رواج هنر در برخی از استان‌های کشور و وجود ابراز آلات کار و دسترسی به شیوه‌های اجرا امکان احیای این هنر به‌عنوان یکی از توصیه‌های طب سنتی و حتی جنبه تزیینی می‌تواند موردتوجه قرار گیرد.

محمدحسن سیلمانی یکی از پژوهشگران حوزه میراث فرهنگ استان معتقد است احیای این هنر و زنده کردن آن در بازار قدیمی قزوین می‌تواند علاوه بر جذابیت‌های بصری و رونق گردشگری در منطقه به بازار فروش این هنر در استان کمک کند.

وی با اشاره به توجه قزوینی‌ها به طب سنتی و میل به تزیینات افزود: می‌توان با تغییر فرم و غالب‌های رایج به محصولات جدیدی دست‌یافت که جنبه تزیینی هم داشته باشند.

این پژوهشگر قزوینی معتقد است رونق بخشی از میراث ازدست‌رفته قابل احیا و بازگردانی به بازار صنایع‌دستی در گرو اجرای طرح‌هایی همچون بوم گردی، ایجاد بازارچه‌های دائمی صنایع‌دستی، توجه به ذائقه و سلیقه مشتری، تغییر نگاه در مدیران دستگاه‌های اجرایی برای استفاده از این محصولات و ترویج فرهنگ استفاده از این صنایع در رسانه‌های دیداری است.

به گفته سلیمانی توسعه هنرهای صناعی را به‌طریق‌اولی باید در روستاها جستجو کرد چراکه بستر توسعه صنایع‌دستی، باهدف ایجاد فرصت‌های اشتغال مولد برای جمعیت روستایی علاوه بر توزیع برابر و عادلانه فرصت‌ها و امکانات، می‌تواند در دست‌یابی به راهی میان‌بر برای تحقق اقتصاد مقاومتی در شرایط فعلی کمک کرده و اقتصاد کشور را شکوفا کند

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن