روایتی تاریخی از «بانک ها و بابک ها»

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۹۹۴۰۱۹ سایت-خوان

در تورق کتاب تاریخ وقایع اقتصادیِ پس از انقلاب (و به‌ویژه بعد از دوران جنگ ۸ ساله)، لکّه‌های سیاهی از سو‌استفاده‌های مالی و اختلاس‌های نسبتا سنگین (به فراخور زمان و محل وقوع، مقدار و حجم برداشت و امکان و میزان رسانه‌ای شدن) خود‌نمایی می‌کند

«روزنامه قانون» در گزارشی با عنوان«بانک ها و بابک ها» به موضوع فساد اقتصادی می پردازد.

این روزنامه در بخشی از این گزارش می نویسد:« در تورق کتاب تاریخ وقایع اقتصادیِ پس از انقلاب (و به‌ویژه بعد از دوران جنگ ۸ ساله)، لکّه‌های سیاهی از سو‌استفاده‌های مالی و اختلاس‌های نسبتا سنگین (به فراخور زمان و محل وقوع، مقدار و حجم برداشت و امکان و میزان رسانه‌ای شدن) خود‌نمایی می‌کند که گستردگی دامنه‌ی برخی از این حیف‌و‌میل‌های کلان (و رسیدن شعاعِ امواج آن به رسانه ملی)، منجر به پخش و انتشار برنامه‌های خبری، تحلیلی و گاهی جلسات دادگاهی، جهت تنویر افکار و اذهان عمومی شده است. نمونه‌های مشهورِ دستبردهای بیت‌المال؛ شهرام جزایری (۱۳۸۱)، مه‌آفرید امیر‌خسروی (۱۳۹۰) و مورد اخیر، بابک زنجانی (۱۳۹۳) است.

خواست، تداوم و رشد این‌گونه مفاسد و مفسدان اقتصادی، بیانگر نا‌به‌سامانی وضعیت نظارتی، ضعف فضای کسب‌و‌کار تولیدی و پیوند‌های نامناسب و نامتناسب صاحب‌نفوذان بخش‌های اقتصادی و سیاسی (زر و زور) است.

خساراتی که این تجاوز‌های مالی بر اجتماع، فرهنگ و اقتصاد می‌گذارد بسیار عمیق، پیچیده و نابخشودنی می‌نماید چرا که از سویی یأس و کاهش سطح اعتماد و اطمینان به ساختار حاکمیتی را سبب می‌شود و سرمایه اجتماعی را زایل می‌کند (به‌گونه‌ایی که به این ظن جمعی منتج می‌شود که این قبیل اعلام اختلاس‌ها نیز چیزی نیست جز؛ « الا یک از هزاران! »، از جهتی دیگر، فضای کسب‌و‌کار، تجارت و تولید را با سرخوردگی مواجه می‌سازد زیرا ارقام نجومی اختلاس‌ها، افکار عموم تولید‌کنندگان را به این جمع‌بندی (هر چند صرفا ذهنی) می‌رساند که راه یک شبه پولدار‌شدن بسته نیست و شاهد مثالش همین رشد‌های نَمایی.

از جنبه‌ سرمایه‌گذاری هم مشخص است که دل‌بستگی سرمایه‌گذار داخلی و نیز آورده سرمایه‌گذار خارجی، با شدت بالایی، نسبت عکس دارد با حجم برداشت‌های غیر‌قانونی از انبان دولتی و فساد‌های مالی.

کنار هم قرار دادن همزمان آثار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اختلاس‌ها (وشاید اثرات منفی بلند‌مدت آن بر اعتقادات دینی عوام)، ضرورت برخورد مناسب با فساد‌های مالی و فوریت طراحی مکانیزم پیشگیری موارد مشابه را صد چندان می‌سازد. با نگاهی کلان به موضوعات مطروحه، جای کمتر شکی باقی می‌ماند که؛ معضل به‌هم‌ریختگی و پریشانی نظام بانکی نه‌تنها از نظر حجم، حیطه و دامنه‌ اثر بسیار گسترده‌تر از اختلاس‌های صورت‌گرفته ( یا در حال وقوع!) است بلکه زمینه‌ساز و علل موجوده بسیاری از آن مفاسد اقتصادی نیز بوده، هست و خواهد بود. حال این پرسش (مستحق تامل) باقی می‌ماند که؛ چه مناسباتی سبب‌ساز می‌شود تا (برخی) «بابک‌ها» بُلد و برجسته و رسوا شوند اما «بانک‌ها»یی که هزاران بابک اینچنین را در دامان خود می‌پرورانند و صدها بار بیشتر از آن‌ها بر اقتصاد ضربه و صدمه وارد می‌سازند ونسبتا مُخل‌تر و مستحق‌تر به عقوبت‌اند، در پس نقاب و لعاب‌ها پنهان بمانند و ادامه حیات دهند؟ آیا زمان آن نرسیده تا عزمی (در سطوح بالای حکومتی و حاکمیتی) جزم شود تا با اصلاح ساختاری نظام بانکی و کشیدن نقاب از رخ مسببان نابسامانی‌های حوزه پولی و مالی و کشاندن‌شان به پای میز محاکمه‌، هم خاطیان را به سبب کرده‌ها و ناکرده‌های ناحق‌شان مواخذه کرد و هم نظمی به این نظام(!) بانکی بخشید؟ شاید بتوان ریشه این مسامحه‌کاری‌ها و تن به تغییر و اصلاح ندادن‌ها را در این واقعیت یافت که؛ «بابک‌ها»ی بسیاری در پس پرده «بانک‌ها» جا خوش کرده‌اند و به یُمن ساختار و بافتار آن، مکنت و شوکتی (هر چند پوشالی) دست‌و‌پا کرده‌اند و تا آن هنگام که دَرِ نظام بانکی (به روال گذشته و به منوال جاری) بر همان پاشنه(عدم شفافیت و نظارت) بچرخد، هویت شطرنجی و ارتزاق نامشروع‌شان، زیر ماسک نظام بانکداری اسلامی خدمت‌رسان(!)، همچنان مستدام خواهد ماند ... .»

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن