ایران چقدر به خودکفایی گندم نزدیک شده؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۹۹۰۱۸۵ سایت-خوان

قصه خودکفا شدن پس از یازده سال هنوز پایانی نداشته و همچنان برای بخش کشاورزی کشور حائز اهمیت است اما کارشناسان بر این باورند که در حال حاضر با ترسیم چشم انداز منابع آب تحقق آن سخت به نظر می رسد.

طرح خودکفایی گندم در حالی یازده ساله شده که هنوز به معنای واقعی نمی توان جشنی برای خودکفا شدن گندم برگزار کرد. گرچه به اعتقاد مدیران فنی بخش کشاورزی دولت اصلاحات منظور طرح خوداتکایی گندم بود تا خودکفایی اما مدیران سیاسی برخلاف نگرش آنها لفظ خودکفایی را باب کردند. در حالی تلاش ها برای تعبیر رویای خودکفایی گندم آغاز شد که دیری نپایید خشکسالی و موج واردات هرچه مدیران دولت اصلاحات رشته کرده بودند را پنبه کرد. گرچه قصه خودکفا شدن پس از یازده سال هنوز پایانی نداشته و همچنان برای بخش کشاورزی کشور حائز اهمیت است اما کارشناسان بر این باورند که در حال حاضر با ترسیم چشم انداز منابع آب سخت به نظر می رسد.

به گزارش اقتصادنیوز، از سال ۱۳۸۳ با تولید ۱۰ و نیم میلیون تن گندم جشن خودکفایی این کالای استراتژیک بنا گذاشته شد و پس از آن هر سال ۲۶ آبان ماه یادآور این روز بود تا امیدها را برای گندم کاران ایرانی زنده کند و هزینه‌های واردات گندم به کشور را کاهش دهد. آن زمان رئیس‌جمهور وقت معتقد بود که ایرانیان پس از ۴۰ سال توانستند گندم خود را خودشان تولید کنند و از این رو باید برای حفظ آن تلاش کرد. اظهارنظری که در عمل سخت بود و نتوانست بیش از چند سال دوام بیاورد.

اما این روزها در شرایطی پیش‌بینی خرید تضمینی ۱۰ میلیون تن گندم در سال‌های آینده مطرح می شود که کارشناسان می گویند با خودکفایی در تولید گندم فاصله بسیاری داریم. اما براساس گزارش‌های جدید، تلاش برای خودکفایی گندم سبب بروز بحران شدیدی در بخش خوراک دام شده زیرا میل به کشت گندم به منزله خداحافظی با کشت جو در این سالها بوده است. از طرفی وضعیت به گونه‌ای رقم خورده که به واسطه افزایش تحریم‌ها به قدری مبادلات تجاری سخت و گران شد که دیگر واردات خوراک دام نیز انجام نمی‌شد. این در حالی است که برخی از کارشناسان معتقدند هدف از به ثمر نشستن طرح خودکفایی آن بود که بتوانیم در ایران با وجود محدودیت‌های خاک و آب با افزایش بهره‌وری و راندمان کار، تولید گندم را در کشور در واحد سطح افزایش دهیم و مجموع تولید را به مجموع مصرف نزدیک کنیم. حتی آن زمان خبرگان وزارت کشاورزی در نظر داشتند که در زنجیره تولید تا مصرف گندم نقاط مخاطره و ایرادات زنجیره کشف شود و برنامه جامعه‌ای که نقاط را شناسایی و درمان کند، تدوین شود. این در حالی است که چنین طرحی به دلیل اینکه در دولت نهم و دهم مدیران مجرب کشاورزی به نوعی حذف شده یا رفتند، ادامه دار نبود. چرا که به جای آنها افرادی با تجارب محدود و سلیقه‌های غیرعلمی در زراعت و باغداری مشغول به کار شدند که تبعات حضور آنها نیز رها شدن برنامه‌ بهره‌وری در حوزه کشاورزی و از جمله طرح گندم بود.

اما نکته تامل برانگیز این است که با توجه به وضعیت آب در ایران آیا این به صلاح کشور است که محصولاتی مانند گندم و جو را با هدف خودکفایی با هر تلاش و سختی به مرز خودکفایی رساند؟ این موضوعی است که بسیاری از کارشناسان کشاورزی را مردد کرده زیرا به خاطر مشکلاتی مانند وجود اراضی خرد، منابع آب رو به اتمام، بهره‌وری پایین کشاورزی در ایران باید دید اصرار به خود کفایی در این محصولات چقدر به صلاح کشور است؟ در حالی که برخی از کارشناسان تاکید دارند که تلاش برای این امر به منزله زدن تیر خلاص به باقی مانده‌ منابع آب سرزمین خواهد بود. چرا که در مقطع فعلی از نگاه برخی تلاش برای خودکفایی به منزله از بین بردن تمامی پتانسیل‌های موجود برای کشاورزی در داخل کشور خواهد بود.

کارشناسان بر این باور هستند که در بخش کشاورزی با توجه به راهبردها در سند چشم‌انداز، سیاست‌های کلی نظام در بخش‌های کشاورزی و امنیت غذایی همچنین سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در اقتصاد مقاومتی همواره خودکفایی محصولات کشاورزی دارای اولویت بوده است. تا جایی که اگر اسناد بالادستی کشور مورد مطالعه قرار گیرد، می‌توان متوجه شد در تمامی آنها دستیابی به امنیت غذایی و خودکفایی در تولید محصولات اساسی تاکید شده است. بنابراین زمانی که در اسناد بالادستی نظام بحث امنیت غذایی و خودکفایی در تولید محصولات اساسی مهم دیده شده دیگر نباید نسبت آب به خودکفایی گندم معنا پیدا کند زیرا اساس سندهای راهبردی این‌طور پایه‌گذاری شده و نباید هر بار کمبود منابع آب را بهانه غیرقابل دسترس بودن خودکفایی محصولات کشاورزی تلقی می‌شود.

این در حالی است که برخی‌ها معتقدند خوداتکایی دسترس‌تر از خودکفایی است. زیرا خودکفایی به این معناست که تمام نیاز داخلی را بتوان از ظرفیت‌های داخلی تامین کرد. اما خوداتکایی به معنای آن است که ۷۰ درصد محصولی را با توجه به نیاز یک کشور از منابع داخلی تامین کرد و باقی آن را از طریق واردات آن هم برای ذخایر راهبردی تامین کرد. در این صورت می‌توان گفت کشوری به خوداتکایی رسیده است که این هدف قابل دستیابی باشد. اما باید دید حال که ‌گفته می‌شود بخش کشاورزی بیش از ۹۰ درصد آب کشور را مصرف می‌کند در حالی که تنها حدود ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص می‌دهد، این برآورد چقدر به لحاظ اقتصادی منطقی است

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن