دلبستگی باراک اوباما به رویاهای بوش
ایجاد فضای رعب و وحشت از ایران در میان جهانیان و برجستهسازی این امر که سفرکنندگان به ایران و آنان که در پاسپورتشان مهر سفر به ایران باشد با محدودیت در آمریکا مواجه میشوند، عملا سایر کشورها و شرکتها و تجار کشورها را از روابط با ایران منع مینمایند.
« دلبستگی اوباما به رویاهای بوش» عنوان یادداشت روز روزنامه سیاست روز به قلم قاسم غفوری است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
باراک اوباما در سال ۲۰۰۸ در حالی به عنوان رئیسجمهور آمریکا وارد کاخ سفید شد که ادعای دوری از سیاستهای بوش را سر میداد. وی با شعار تغییر مدعی بود که سیاستهای بوش را نادرست میداند و به دنبال ساختن آمریکایی جدید در عرصه داخلی و خارجی است. یکی از ادعاهای اوباما را پایان دادن به سیاستهای جنگافروزانه بوش تشکیل میدهد چنانکه وی ادعا داشت که قدرت نرم یا همان دیپلماسی را به سیاست قدرت نرم یا همان نظامیگری را محور سیاست خارجی خود قرار میدهد.
از شاخصههای ادعای اوباما در این عرصه را نیز رویکرد به میز مذاکره در قبال آنچه تهدید هستهای ایران مینامید، عنوان داشت. وی به ویژه در طول ۲ سال اخیر بر این ادعا بوده که دیپلماسی و رویکرد مثبت محور رفتاریاش در قبال ایران بوده که به ادعای وی نتایج مهم بسیاری را نیز حاصل کرده است.
اوباما با این ظاهرسازیها در حالی به دنبال اجرای سیاست بزک چهره آمریکا نزد ملت ایران بوده که گویا توانش برای اینگونه ظاهرسازیها به پایان رسیده که نتیجه را در اقدام وی در امضای طرح ضد ایرانی کنگره آمریکا میتوان مشاهده کرد.
کنگره آمریکا در جدیدترین اقدام خود طرح محدودسازی افرادی را که در طول ۵ سال اخیر به کشورهای عراق، سوریه، سودان و ایران رفت و آمد داشتهاند را تصویب کرد. ادعای آنان این است که کشورهای مذکور با خطر تروریسمپروری همراه هستند و این احتمال وجود دارد که سفرکنندگان به این کشور تفکرات تروریستی گرفته باشند. اوباما چند روز پیش امضای خود را پای این مصوبه نهاد تا رسما قابلیت اجرایی یابد.
همزمان با این اقدامات منابع خبری اعلام کردند، جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید در سخنانی در باب روسیه تاکید میکند که روسیه به دلیل اقداماتش در اوکراین و حمایت از اسد با انزوای جامعه جهانی همراه شده و از اقدامات روسیه صرفا عدهای کشور سرکش حمایت میکنند. این ادعای ارنست که برخی کشورهای سرکش از روسیه حمایت میکنند رسما ایران را خطاب قرار داده است چراکه جمهوری اسلامی ایران در کنار چین، عراق، سوریه و حزبالله لبنان در کنار روسیه به مبارزه با تروریسم در سوریه میپردازند و تاکید دارند که هیچ کشوری حق تعیین سرنوشت برای مردم سوریه ندارد و ادعای غرب مبنی بر لزوم سرنگونی نظام سوریه به ریاست جمهوری بشار اسد اقدامی زیادهخواهانه و به دور از قوانین بینالمللی مبنی بر حق ملتها برای تعیین سرنوشت کشورشان است.
این دو موضعگیری از سوی کنگره و کاخ سفید در حالی مطرح گردیده که اخیرا اوباما در سخنانی ادعا میکند که داعش و تروریسم بخش کوچکی از یک میلیارد مسلمان است در حالی که تروریسمپروری و افراطیگری در برخی از کشورهای اسلامی امری انکارناپذیر است و این کشورها باید به مقابله با این افراطیگری و تفکرات ایدئولوژیک بپردازند.
کنار هم قرار دادن این سه موضعگیری ساختار حاکم بر آمریکا، بیانگر یک نکته مهم است و آن اینکه سران این کشور، جمهوری اسلامی ایران را کشوری سرکش و به دور از جامعه جهانی میداند که تهدیدی تروریستی برای جهان است. جالب توجه آنکه ماهیت تروریستی ایران از نگاه آنان چنان است که سفرکنندگان به ایران باید مورد محدودیت و نظارت قرار گیرند.
این در حالی است که در گذشته ایرانیها به بهانه مقابله با تروریسم حق ورود به آمریکا را نداشتند چنانکه آمریکا در اقدامی غیردیپلماتیک و خلاف عرف جهانی از پذیرش ابوطالبی به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل خودداری کرد. با توجه به این رفتارها یک اصل در ذهن شکل میگیرد و آن این است که رسما ایران را به عنوان محور شرارت معرفی کردهاند که تهدید امنیت بینالملل است.
پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بوش رئیسجمهور آمریکا و کنگره آمریکا ایران را در کنار سوریه، لیبی، سودان، سومالی، کره شمالی، عراق محور شرارت قرار داد که باید با آن مقابله گردد. اکنون نیز مواضع اوباما، سخنگوی کاخ سفید، اقدام کنگره رسما معرفی ایران در قالب محور شرارت است.
جالب توجه آنکه آمریکاییها در پیش از توافقات هستهای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵ ادعا میکردند با برجام، ایران به جامعه جهانی باز میگردد و از انزوا خارج میگردد.
معرفی ایران به عنوان محور شرارت در مواضع اخیر سران کنگره و کاخ سفید به این معنا است که به رغم توافقات صورت گرفته در برجام و ادعاهای مکرر مقامات غربی مبنی بر رویکرد به تهران، عملا سیاستهای آمریکا تغییری نداشته است و آنها به همان سیاستهای ضد ایرانی ادامه میدهند.
آمریکا با مجموع این ادعاها از یک سو به توجیه ادامه سیاست تحریم و تهدید ایران میپردازد و از سوی دیگر با معرفی ایران به عنوان کشوری پرخطر که در جمع کشورهای تروریسمپرور قرار دارد عملا کشورهای دیگر را از روابط با ایران منع میکند.
ایجاد فضای رعب و وحشت از ایران در میان جهانیان و برجستهسازی این امر که سفرکنندگان به ایران و آنان که در پاسپورتشان مهر سفر به ایران باشد با محدودیت در آمریکا مواجه میشوند، عملا سایر کشورها و شرکتها و تجار کشورها را از روابط با ایران منع مینمایند.
به عبارتی دیگر آمریکاییها با این اقدامات در حالی که از جایگاه و نقش ایران در مبارزه با تروریسم اعتبارزدایی و آن را از محورهای بحرانهای جهانی معرفی میکنند، همزمان اعمال تحریمها و فشارهای جدید علیه ایران را توجیه و دیگران را از روابط با ایران منع مینمایند.
رفتار آمریکاییها نشان میدهد که ادعای آنان مبنی بر اینکه مذاکره ایران با غرب، موجب ارتقای جایگاه جهانی ایران و به تعبیر آنان اعتبار یافتن پاسپورت ایرانی در جهان میشود، صرفا ادعایی واهی بوده که در چارچوب بزک چهره آمریکا و فریب افکار عمومی صورت گرفته است که از اهداف آن را گرفتارسازی مسئولان ایرانی در اشتباه محاسباتی در قبال دشمنی آمریکا علیه نظام اسلامی و ملت ایران تشکیل میداد. رفتارهای این روزهای آمریکاییها نشان میدهد که اوباما دلبسته رویاها و توهمات بوش در نامیدن ایران به عنوان محور شرارت است هر چند که در ظاهر از این واژه استفاده نمیکند و چنان وانمود میکند که صرفا مصوبه کنگره را امضا کرده است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.