شب چله کنج زنبیل مادربزرگ دستفروش
چله شب ها هم نوین شده اند و صدای قصه مادربزرگ ها روز به روز محو تر می شود اما مادربزرگ دستفروش گیلانی از کنج زنبیلش، اناری می بخشد و به نشاط شب چله پرتقال های باغش را یک به یک بر هم می افشاند و بقچه دلش را برایمان وا می کند.
گاه روزنگارهای گاهشمار، سوژه گزارشی می شود و گاه سوژه ها چنان کلیشه اند که رغبتی برای نو شدن نمی ماند، اما گویی جنس آیین های میراثی از کلیشه به دور است، شب چله و حلاوتش سوژه گزارش می شود که گیاه خانم در سبزه میدان رشت ما را به خرید چله شبی از محصول باغش دعوت می کند.
به گزارش ایرنا سبزه میدان رشت با درختان سترگ و پر قدمتش ، صدها کبوتر پران و تندیس های اسطوره های علمی استان چنان به نام و جایگاه پدربزرگان و مادر بزرگان این شهر هویت یافته که هنرمندان تجسمی استان به پاس این جایگاه، مجسمه ای به هیبت پیرمردی عصا به دست بر نیمکتی رو به خیابان علم الهدی چنان جانمایی کرده اند که گویی پیرمرد برنزی با آن لبخند مهربانش در تماشای رفت و شد آدم ها خاطراتش را مرور می کند و بانوی سال دیده غرب گیلانی در پوشش محلی پر اصالتش خود را سد معبر نمی داند و می گوید: چله شب عید است و فرصتی است تا محصول باغم را بفروشم.
انگار راست می گفت؛ رابینو - در اوایل قرن بیستم سرکنسول دولت بریتانیا در شهر رشت بوده است - در کتابهایش به فرهنگ کار در جامعه گیلان اشاره می کند و زنان گیلان را یکی از مولفه های اصلی کشاورزی می داند و امروز نیز زنانی و مردانی که محصولات ارگانیک را عرضه می کنند، به یکی از جاذبه های گردشگری گیلان تبدیل شده اند.
گیاه خانم شب چله را جشن می داند و می گوید: آذوقه شب چله را - در گویش آنجا به چیله (به فتح لام) شب - از روزها پیش بر ایوان خانه آویخته است.
وی از شب چله در غرب گیلان می گوید و ادامه می دهد: در شب چله بزرگان خانواده تنها به خرید یک هندوانه اکتفا نکرده بلکه چندین هندوانه می خرند و چهار برش کرده و هر برشی را به خانه همسایه ای پیشکش می کنند و آنان هم به پاس قدردانی سینی پیشکش را خالی بر نمی گردانند.
کدوی پخته، گردو، نان های محلی، دوشاب، ازگیل و ... خوردنی هاست و از همه مهمتر اینکه گیاه می گوید: شب چله کسی دعوت نمی شود بلکه فرزندانش با خانواده شان بصورت گروهی و یکجا نوه ها را به دیده بوسی پدربزرگ و مادربزرگ می آورند.
مادر بزرگ دیگری که انواع نان و سبزی محلی را چیده به جمع می پیوندد و می گوید: بذرهای کدو، هندوانه، خربزه و آفتابگردان را که تابستان جمع کرده اند به همراه عدس، سویا و برنج برای آجیل شب چله به رسم همیشه بو داده و ازگیل و خوج (گلابی وحشی) را از سال قبل درون آب نمک خوابانده تا بر سفره شب چره (شب چله) بگسترد.
بانوی کلان سال عابر با پالتویی بلند و عصا به دست از مریم دیگر مادربزرگ دستفروش گیلانی - رب انار می خرد و با نرمخندی مهربان می گوید: فرزندانش شب چله به رشت می آیند و می خواهد برای نوه هایش ماهی شکم پر - از غذاهای محلی گیلان - برآورد.
وی ادامه می دهد: روزگار چون گذشته آرام نیست و بچه ها کمتر زمان سفر دارند اما چله شب ها ، نوروز و گاه فرصتی در تابستان زمانیست که آنان به حتم به گیلان سفر می کنند و گاه دوستان خویش را نیز به استان میهمان می کنند.
وی با ذوقی هویدا می گوید: غذاهای محلی گیلان و آیین هایش یکی از انگیزه های سفر میهمانان فرزندانش از استان های دیگر به گیلان است.
و البته پر پیداست چراکه رشت به همین منظور چندی پیش به شبکه شهرهای خلاق یونسکو در زمینه تنوع خوراک پیوست. روزهای اخیر در نشست یونسکو در پاریس، خانم ایرینا بوکووا دبیرکل یونسکو اعلام کرد: رشت و ۴۶ شهر دیگر از ۳۳ کشور جهان، به شبکه شهرهای خلاق جهان پیوسته اند.
رشت تنها شهر کشور است که در زمینه خوراک شناسی در این زمینه ثبت شد و اصفهان نیز در زمینه صنایع دستی به ثبت رسید.
ˈمحمد بشرا محقق و پژوهشگر معتقد است: باید به فرهنگ اصیل خود بازگشت، باید ایرانی ماند و از تمدن روز دنیا هم عقب نماند.
وی معتقد است: شب چله نمادی از جمع گرایی ایرانیان است و بایستی روح این جمع گرایی حفظ شود نه اینکه روز به روز خانواده ها گسسته تر و ماهواره ها قصه گوی فرزندانمان شوند.
یکی از روانشناسان بالینی کشور که پژوهش های بسیاری در ارتباط با جمع گرایی در قالب پژوهشی علمی با عنوان بررسی سنت های جمعی ایرانی دارد، تاکید می کند: شب چله نمادی است از جمع گرایی ایرانیان که متاسفانه امروزه با ظهور روزافزون پدیده شهرنشینی، روز به روز رنگ باخته تر می شود.
ˈمینو یثربی معتقد است: براساس پژوهش یادشده، حتی در آیین باستان میوه هایی برای شب چله انتخاب شده که روح جمعی بر آنها حاکم است و از آن جمله اند هندوانه ، انار و انگور ...
وی می گوید: امروز سراهای نگهداری در کشور بیش می شوند و این موضوع نتیجه کمرنگ شدن جمع گرایی و گرایش افراد به فردگرایی است.
وی ادامه می دهد: بایستی به خود بازگشت و فرهنگ غنی و نیکمان را از مدارس نهادینه کرد.
باز هم شب چله و آیینی برآمده از هزاران هزار سال پیش به یادگار از نیاکان نیک اندیش، به گونه ای که فریدون جنیدی یکی از شاهنامه پژوهان کشور در گفت و گو با خبرنگار ایرنا می گوید: عده ای به اشتباه می گویند شب چله، جشن زایش خورشید است در حالیکه چنین نیست و شب، در شب چله در نهایت تیرگی خویش است.
وی می افزاید: نیاکان ما در هفت هزار سال پیش به گاهشماری خورشید دست پیدا کردند و با تفکر و تأمل دریافتند که نخستین شب زمستان، بلندترین شب سال است پس، طولانی ترین شب سال را با شاهنامه و حافظ و نیایش بیدار می مانیم تا شاهد فروغ خورشید باشیم.
باز هم شب چله ای دیگر و باز آیینی برآمده از هزاران هزار سال پیش همچنان با قصه ها و شادیهایش، مهربانی کنج زنبیل های مادربزرگ را دریابیم ...
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.