بارش انتخابات و رویش‌ها و ریزش‌ها

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۹۷۰۱۵۳ سایت-خوان

درست است که با آمدن احمدی نژاد خیلی از این معادلات به هم ریخت و میزان تاثیر گذاری جناح ها بر مسیر انتخابات کمتر شد.

« بارش انتخابات و رویش وریزش ها در جهت وزش باد » عنوان یادداشت روز روزنامه ابتکار نوشته غلامرضا کمالی پناه است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

سالهاست که عرصه سیاسی ایران دستخوش حزب سازی و گروه رویی و جناح بازی آن هم در زمان برگزاری انتخابات است. وقتی باران انتخابات می بارد از دل زمین سیاست کشور ما احزاب و دستجات و گروه های بیشماری جوانه می زند که شاید تعبیر رویش قارچ گونه برای آنان خیلی بی ربط نیست ؛هرچند که با فروکش کردن باران باز گل وجود این احزاب پژمرده می گردد.اگر بخواهیم تعداد احزاب و دسته های سیاسی را که حداقل در این سی سال آمدند و غالبا یا شهاب وار محو شدند و یا به دل جناح های استخوان دار تر پیوستند و افرادش ماندند و القابش به تاریخ پیوستند ، احصا کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود..

دقیقا تاسیس و تعطیل احزاب انتخاباتزا به مثابه دکه های فصلی است که بگیر نگیر دارند و چون باور و پشتکار قوی در ایجاد آنها نیست و البته دولت ها هم خیلی دنبال این نیستند که برای خودشان موی دماغ بسازند و چون هیچی نیست پس خیلی زود این احزاب به هیچی می گرایند. اما در این میان دو جناح بال و پر خود را گشودند که این گروه ها و افراد و احزاب را تحت پوشش و سلطه خود قرار دهند. افراد و احزاب در هر دوره ای که دیدند جناحی مسلط تر است و بهتر می تواند منافع آنان را تامین کند به آن سمت گرویدند.

این جناح های قدرتمند که در ابتدا چپ و راست وبعدها به اصلاح طلب و اصولگرا موسوم شدند در برهه های مختلف تلاش کردند که به کثرت نیروها و منابع خود روی بیاورند. لذا برای آنان خیلی مهم نبوده و البته نیست که افراد و گروه های مختلف در دل و در ذهن ودر عمل چه اندیشه و رویه ای را دارند و آیا سوابق و عقاید و افکار آنان با اصول حاکم بر جناح سازگار هست یا نه.

همین که لشکر آنان زیاد شود و بر منافع و منابع آنان افزوده شود و بتوانند رقیب را از راه به در کنند برایشان کافیست. به همین سبب گاهی از افراد در زمان‌های مختلف مواضع متفاوتی را شاهد هستیم. گاهی چنان اصولگرایانه موضع می گیرند که هر که انان را نشناسد تصور می کند که واضع این جناح آنان بوده‌اند. گاهی هم باد موافق به سمت اصلاح طلبان می ورزد و این دسته از افراد را باد با خود می برد.

این گروه را فرصت طلب باید نامید و غالبا هم به کام خود می رسند. بیست و چهار ساعت قبل از انتخابات تغییر موضع می دهند و لحظه به لحظه اوضاع را رصد می کنند و قبله نمای سیاسی خود را می نگرندو به هرسمت که اوضاع چرخید آنان هم می چرخند. این دسته که پست ها و مناصب مهمی را هم در دولت ها به دست می آورند غالبا با روز گار هم پیمان هستند و روز گار هم به کام شان است.

البته کسانی هم هستند که واقعا بر مواضع خود استوارند و حاضرند برایش هر نوع هزینه ای را بپردازند . این گروه تعدادشان خیلی زیاد نیست. گروه میانه ای هم وجود دارد که مواضع خود را نه بر پایه اصول و باور های حاکم بر جناح بلکه بر پایه تعقل و تجربه و روند امور در گذر زمان تعیین می کنند. این دسته فرصت‌ها و تهدیدهای موجود را رصد می کنند و شرایط موجود سیاسی و اقتصادی و امنیتی کشور را در نظر می گیرند و تلاش می کنند در هر جناحی که باشند برای مصلحت کشور مواضع خردمندانه ای اتخاذ کنند. از این گروه هم در میان اصلاح طلبان و هم در میان اصولگرایان داریم. اگر چه از طرف تندروهای جناح خود به بی وفایی و خیانت متهم می شوند،اما عاقلان در این زمینه آنان را درک و گاهی تحسین می کنند.

حقیقتا دوجناح مطرح در کشور هنوز هم پایگاه مخصوص به خود را دارند . درست است که با آمدن احمدی نژاد خیلی از این معادلات به هم ریخت و میزان تاثیر گذاری جناح ها بر مسیر انتخابات کمتر شد. وی که بر دوش شاخه هایی از اصولگرایان بالا رفت و بن برید؛ عملا نشان داد که به حزب و گروه و جناح باور ندارد. او سعی کرد بساط احزاب را به هم ریزد و از نو طر حی در اندازد. اگرچه به هیچ جناحی روی خوش نشان نداد اما جناح ها در نهان برای بقای خود با احتیاط سعی کردند به هم نزدیک تر شوند و بنیان احمدی نژادیسم را براندازند.

حاصل این اجماع نهانی دولت اعتدال و تدبیر است. اصلاح طلبان آن را از خود می‌دانند و اصولگرایان روحانی را از فرزندان اصیل خود به شمار می آورند. دولت روحانی هم برای آن که دم به تله هر دو طرف ندهد ،میان مواضع متناقض سر گردان است. واین نشان دهنده آن است که اعتقادی به حزب در ایران نیست. زیرا هیچ حزب معتقد و باورمندی در کشور ما وجود ندارد.

دوجناح اصلی که روزگاری در اوج پرواز می کردند وعقاب وار بال و پری می‌افشاندند، اکنون پیر و نزار تر از آن هستند که به قله بیندیشند. اعتماد به نفس خود را از دست داده اند ؛ بلایی که دولت قبل درست یا نادرست بر سر آنان آورد و دولت کنونی هم آنچنان در گیر مسایل اولیه است که فرصت فکر کردن به این امور و نیازهای ثانویه را ندارد. لذا افراد و گروه ها کمین کرده اند که قافله از کدام سمت در حرکت است تا خود را با آن همراه کنند. مردم بیچاره هم نمی دانند که درست ونادرست و سره و ناسره کدام است.

گاهی امور خود را به دست افرادی می سپارند که جز به منافع شخصی و خانوادگی و گروهی خود به چیز دیگری نمی اندیشند . بهتر است مردم چشم باز کنند و البته نظام هم باید برای این موضوع چاره اندیشی کند.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن