پسابرجام، ما و کمپانیهای چندملیتی
این روزها نگرانی نسبت به غالبیت گفتمان وابستگی در سازمان فناوری اطلاعات کشور رو به افزایش است.
« پسابرجام، ما و کمپانیهای چندملیتی » عنوان یادداشت روز روزنامه رسالت است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
۱- باورکردنی نیست، اما واقعیت دارد. وقتی انگلیسیها وارد شبهقاره هند شدند از پیشرفتگی صنایع نساجی هندیان شگفتزده شدند. آنها ابتدا متخصصان صنعت نساجی را با حقوقهای فریبنده راهی منچستر کردند، سپس مالیاتهای سنگین بر صنایع نساجی هند بستند و آنقدر در تعطیلی این صنعت پافشاری نمودند تا جایی که یک فاجعه انسانی از قحطی و مرگ دستهجمعی در تاریخ شبهقاره به نام آنان ثبت شد. با این حال دست نکشیدند و رسیدند به آنجا که باید میرسیدند: هند مواد اولیه صنعت نساجی استعمار را تامین میکرد و خود خریدار منسوجات انگلیسی میشد. متخصصان نساجی هند هم چندصباحی با حقوق بالا در منچستر، دل خوش داشتند تا دانششان تخلیه که شد، مخیر شدند یا به گدایی به لندن کثیف آن روزها بروند یا به خدمت ارتش بریتانیای کبیر در هند درآیند. این هم شد سهم متخصصان هندی!
۲- برخی میگویند حالا که کمپانی هند شرقی که اساس آن نکبتها بود، برچیده شده و حتی خود انگلیسیها هم حاضرند ماشینآلات و تکنولوژیهای جدید نساجی را به همه، حتی هندیها بفروشند، روزگار فرق کرده بنابراین میشود گفت استثمار سپری شده و حالا دوران برد - برد است، اما این ظاهر قضیه است.
اگر زمانی کمپانی هند شرقی، مجرای غارت بود، امروزه شرکتهای چندملیتی مثل کوکاکولا و گوگل و... هستند که مجاری غارت شدهاند و اگر زمانی غرب، صنعت نساجی را بر هندیها و کشتیسازی در خلیج فارس را برای ما تحریم میکرد (و حمل و نقلکنندگان الوار را در دادگاههای خود در بوشهر، محکوم به زندان و جریمه میکرد)، امروزه این فناوریهای برترند که مورد تحریم و طمع قرار میگیرند و متاسفانه باید اعتراف کرد که هنوز هستند کسانی از دستاندرکاران که این حقیقت روشن را درنیافتهاند. آنها چنان شیفته سرمایه خارجی هستند که نمیتوانند بپذیرند سرمایه خارجی، همیشه چیز خوبی نیست و چهبسا که خطرناک هم باشد.
۳- اما مگر ما چه داریم که باید نگران کمپانیهای چندملیتی باشیم؟ اگر هندیها روزگاری بزرگترین صادرکننده پارچه جهان بودند و توسط انگلیسیها به غارت رفتند، ما که اکنون آن را هم نداریم! و متاسفانه این همان سخنی است که آن دستاندرکاران مرتب تکرار میکنند و "گفتمان وابستگی" را از آن نتیجه میگیرند.
۴- انقلاب، جنگ تحمیلی، سالهای مقاومت در برابر فزونخواهیهای غرب و از همه مهمتر حافظه تاریخی ایرانی برای دستیابی به جایگاهی که شایسته اوست، ظرفیتهای بزرگی از علم و پژوهش را در کشور فراهم آورد. این ظرفیتها در قالب شرکتهای دانشبنیان به منصه ظهور رسید و درست همین ظرفیتهاست که کمپانیهای چندملیتی و اقمار آنها را به طمع انداخته تا از عطش "جذب سرمایه خارجی" برخی مسئولان ایرانی، سوءاستفاده کنند و اقتصادی را که با گامهای بلند به سوی دانشبنیانی میرود، منحرف سازند و متخصصان آن را با پیشنهادهای اغواکننده به منچستری دیگر بفرستند!
۵- این روزها نگرانی نسبت به غالبیت گفتمان وابستگی در سازمان فناوری اطلاعات کشور رو به افزایش است. تصمیمگیرندگان این سازمان باید بدانند که راه باز کردن اینچنینی برای کمپانیهای بیگانه، حاصلی جز تکرار داستانهای گذشته ندارد. زیر بال و پر بیگانه رفتن یعنی بال و پر خود را بستن.
۶- اکنون در شرایط پسابرجام، شرکتهای چندملیتی و متعلقان آنها باهمان رویکرد کمپانی هند شرقی به میدان آمدهاند و فناوریها و ایدههای ناب برآمده از اردوهای کارآفرینی بومی را که در شرکتهای دانشبنیان به طور مضاعف انباشته شدهاند، هدف گرفته و میکوشند با همان ترفندهای کهنه، آنها را به تاراج ببرند. بنابراین وظیفه دولت است که با ریشههای گفتمان وابستگی مقابله کند، راه نفوذ کمپانیهای چندملیتی را با کمک سرمایههای ملی که عهدهدار شتابدهندگی ایدههای ایرانی هستند، ببندد (همان کاری که هندیها و چینیها کردهاند و میکنند)، جلوی تضییع حقوق متخصصان و ایدهپردازان را بگیرد و نهایتا با گفتمان اقتصاد مقاومتی، ظرفیتهایمان را محفوظ و آسیبها را از اقتصاد دانشبنیان دور سازد.
خدا نکند که از هول "جذب سرمایه خارجی"، در دیگ "دسیسه استعمار" سقوط کنیم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.