روایت روستانشینان حیران از ویلاسازیها
روستاییان منطقه حیران دل و دماغی برای ساخت و اصلاح خانههایشان ندارند و یا فضای زندگی شبیه به خرابه در کمین آنهاست، گویا عمر ترویج و آموزش روستایی در اینجا به پایان رسیده و جای آن را تبلیغاتی گرفته که روستاییان و رهگذران گردنه، را به ساختن خانههای ویلایی ترغیب میکند.
چندسال پیش شبکه سبلان فیلمی که در آن صحنههایی از افرادی که با دسیسه و رابطه پولهای کلانی به دست میآوردند و در عین حال بر مدیریتها هم تأثیرگذار بودند، پخش کرد. صحنههای خاطرهانگیز این فیلم در یکی از خانههای روستای حاجی امیر هنوز هم شاید در خاطر مردم منطقه مانده باشد، اما به جای این که این فیلم در مورد این روابط و نفی آن در سیستم شهر نتیجه دهد، احتمالا به تقلید مردم از این روابط انجامید.
به گزارش ایسنا تابلویی کنار جاده با فونتهای قرمز رنگ میدرخشد مبنی بر این که کارمندان شبکه بهداشت میتوانند در مهمانسرا اقامت کنند و این نوع امکانات برای قشری است که اعضای آن همیشه در جامعه مورد حمایت هستند، و چنین تابلوهایی یقینا به سایر مردم اعلام میکند که اینجا "محل اقامت" شهروندان خاصی است و میشود شبی در سکوت قدیمی آنجا سر کرد، از این رو با چنین تصویرهایی رقابت در گرفته و افراد علاقمند و مرفهین به دنبال این فرهنگ رفتند.
این میهمانی درحالی است که روستاییان این منطقه دل و دماغی برای ساخت و اصلاح خانههایشان ندارند و یا فضای زندگی شبیه به خرابه در کمین زندگی آنهاست، انگار عمر ترویج و آموزش روستایی در اینجا به پایان رسیده و جای آن را تبلیغاتی گرفته که روستاییان و رهگذران گردنه را به ساختن خانههای ویلایی ترغیب میکند تا رفته رفته نسلهایی که قرار است در این کوهها به کار و تلاش بپردازند، منقرض کند.
وقتی اولین ویلاها در این منطقه ساخته شد، خریداران زمین با متراژهای بالا کمین کردند
یکی از افرادی که در این منطقه زندگی میکند، گفت: زمانی که کسی به زمینهای این منطقه توجه نمیکرد، در منطقه زمین را متری هفت هزار تومان خریدم، اما الان ۲۰۰ هزار تومان هم نمیشود در این منطقه زمین خرید.
این زمیندار افزود: ماهی ۱۰ روز را در منطقه حضور دارم تا اگر کسی قصد فروش یا نیاز به فروش زمین داشت از او خریداری کنم.
با وجود اینکه این فرد زمین زیادی ندارد، ولی معرف و نمونه از شبکهای است که در این سالها به خرید و فروش زمینهای منطقه پرداخته است؛ انگار چنین الگویی برای کمینگری خرید زمینهای روی دست مانده از شهرهای بزرگ به اینجا هم سرایت کرده است.
زوال طبقه روستایی و شکوه اهل فراغت
مطلع محلی دیگری نیز افزود: قبلا ارثهایی که از پدرها به فرزندان میرسید، به دلیل مساحت کم آن در اختیار یکی از فرزندان قرار میگرفت و بقیه فرزندان به شهر میرفتند، اما در جریان ترویج ویلاسازی و افزایش زمینهای زراعی همه روستاییان به شغل فنسکشی، کارگری و دکهداری در این منطقه مشغول شدهاند.
اکنون در و دیوار ساختمانهای قدیمی به درد نخور، فقط به درد آگهی ساخت و ساز میخورد و این منطقه را به بازار ساختمانی شبیه کرده و بسیاری از جوانان اردبیل و حیران در اینجا کار میکنند.
یکی دیگر از جوانان این منطقه با اشاره به اینکه مدتی زیادی است مشغول فنسکشی در زمینهای خود هستم، اضافه کرد: امروز در این منطقه به جای شغل ابا و اجدادی و کشاورزی همه به کار ساخت و ساز پرداختهاند.
جوان دیگری نیز به خبرنگار ایسنا گفت: ما در اینجا شغل دامداری و کشت و زرع نداریم، برعکس توانستهایم در کارهای ساختمانی فعالیت کنیم، اما با وضعیت موجود دیگر مجوزی برای ساخت و ساز هم وجود نخواهد داشت و دوباره افسوس این را خواهیم خورد که ای کاش میتوانستیم به شغل پدرانمان بپردازیم، اما با نبود امکاناتی مانند آب و گاز و از طرفی کمبود زمین زراعی در این منطقه، دیگر این آرزو هم امکانپذیر نیست.
اما یکی از دکهداران معترض به این وضعیت، به خبرنگار ایسنا گفت: مسئولینی که باید به وقتش نگران این قضیه میبودند، بدون توجه به عواقب آن مجوزهای پی در پی دادند و روز به روز شاهد رویش ویلاها در منطقه شدیم، به طوری که بنگاههای معاملات املاک در این مناطق رونق گرفت تا جایی که بسیاری از افراد کارشان خدماترساندن برای خرید و فروش زمین و یا احداث خانه در حیران بود.
یکی از اعضای شورای شهر در این منطقه خاطرنشان کرد: سیستم مدیریت روستا در این منطقه فقط به وظایف قانونیاش عمل کرده و هیچ منع قانونی در مورد خرید و فروش نداشته و همه ملکهای ویلاهای موجود در گذشته به صورت قانونی واگذار شده است.
وی اضافه کرد: زمانی که ویلاسازی در این منطقه روز به روز رونق میگرفت، برخی مسئولین باید به دنبال علت و چاره آن میبودند، در حالی که دست روی دست گذاشتند وامروز در بین روستاییان به دنبال مقصر میگردند.
این عضو شورا اظهار کرد: زمانی در این منطقه با گاو و خیش کشاورزی میشد، اما امروز باید تراکتور را به دامنه کوه ببریم، در حالی که این کار بسیار سختی است، درست است که با امکانات شهری بوجود آمده در این منطقه به راحتی میتوان راه کشید و ساخت و ساز انجام داد، ولی بلوارهای بوجود آمده در این منطقه باعث شده به زمینههای ما که کاربری کشاورزی دارد، اشکال تراشی شود و نتوانیم زراعت کنیم.
وی که اصرار داشت نامی از او برده نشود، افزود: با این وضعیت و کم شدن جمعیت مستقر در این منطقه، مدارس اینجا دیگر رو به زوال بوده و جمعیت دانشآموزی کم شده و دانش آموزان باقی مانده هم به شهر میروند و هیچ تفریحی در منطقه نمانده و باعث دور شدن فرزندان از خانوادهها شده است.
جوان دیگری اضافه کرد: بیشتر جوانان ما برای کار کردن به آستارا و اردبیل میروند.
در اکثر خانههای این منطقه که بافت سنتی دارد، غازهای بیزبانی دیده میشود که عصر هنگام ایستاده و به دوردستها مینگرند و اگر خوراک انسان نبودند و قرار بود زمانی بفهمند، به این میاندیشیدند که با فروخته شدن این خانه و تغییر شغل صاحب آن همان طور که گاوها از این روستا رخت بربستند، ما هم به تدریج باید راهی را برویم که یوزپلنگ ایرانی میپیماید و به تصویری بر روی لباس ورزشکاران تبدیل شویم.
آن چه اینجا اتفاق افتاده است، رویارویی و یا سلطه فراغت و اقتصاد شهری بر اکوسیستم جنگل بوده و به تدریج طبیعت را به تاریخ انقضا نزدیک میکند. اینجاست که با وجود قدمت عمران و آبادانی، پنداشتن امری مانند ساختن خانه در ذهن تک تک مردم، باید پرسید آیا واقعا حیران با ساختن خانه آباد میشود یا ویران؟
به نظر میرسد فرهنگ پولداری گرچه در مواردی موجب رشد جامعه شده چون کنترل وسایل تولید و افزایش تقاضا و عرضه را در دست دارند و مالک توسعه و حتی آینده هستند، اما اگر این طبقه بیشتر به تفریح و خوشگذرانی و درآوردن پول مورد نیازشان از همین محل متمرکز شوند، امکان دارد این فساد رفته رفته به زوال زندگی و حتی نابودی طبیعت بینجامد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.