جزئیاتی جدید از پیغام احمدی نژاد به هاشمی

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۹۵۵۲۷۱ سایت-خوان

سایت نامه نیوز در گفت و گویی با محسن هاشمی ماجرای پیغام احمدی نژاد به پدرش و رابطه کاری او با احمدی نژاد را جویا شده است.

در دوره شهرداری آقای احمدی‌نژاد، شما به عنوان یکی از مدیران اصلی شهرداری تهران، متوجه تصمیم تیم آقای احمدی‌نژاد برای رقابت با پدرتان در انتخابات سال ۸۴ نشده بودید؟

احمدی‌نژاد در طول دوره خود در شهرداری بر این عقیده بود که هاشمی برای ریاست‌جمهوری نمی‌آید. در نتیجه سعی کرد روابط خوب خود را حفظ کند. به همین دلیل هم چندین بار ایشان را برای افتتاح‌ پروژه‌ها‌ و بعضا کلنگ‌زنی به شهرداری دعوت کرد.

یک‌بار پدرتان اعلام کردند که پیش از انتخابات سال ۸۴، شما واسطه آقای احمدی‌نژاد و ایشان بودید و پیغامی را از سوی آقای احمدی‌نژاد برای پدرتان بردید؟

بله. من به دلیل کار مترو پیش آقای احمدی‌نژاد رفته بودم. آن موقع هر دو برای ریاست‌جمهوری اعلام کاندیداتوری کرده بودند. ایشان از من سوال کرد: «برای چه حاج آقا آمدند؟ البته با قصد دلسوزی که ایشان پا به سن گذاشته‌اند و در این کار اذیت می‌شوند.»

گفتند: حتی حاضرند به خاطر ایشان کنار بکشند، ولی چون خاستگاه رای من افراد خاصی هستند شاید کنار کشیدن من اثرگذار نباشد و اینکه گفت برای پرشورتر شدن انتخابات آمده است و بازهم تاکید کرد که اگر حاج آقا فکر می‌کنند، بهتر است نباشد، حاضر است این کار را بکند.

و شما پیام را رساندید؟

بلی، ولی پدر جدی نگرفتند. در انتخابات در دور اول، با فاصله اول شدند ولی در دور دوم...

بسیاری از افرادی که دوره‌ای با آقای احمدی‌نژاد کار کردند و بعد استعفا دادند یا کنار گذاشته شدند، همیشه مسائلی چون تحمیل یک تصمیم، دخالت در حوزه مدیریتی و تحمیل نیرو را از دلایل اختلافشان با ایشان ذکر می‌کنند. شما هم با آقای احمدی‌نژاد چنین مشکلاتی داشتید؟

ایشان در کار من دخالت نمی‌کرد و وارد محیط مترو نمی‌شدند. نکته‌ای که ما با هم داشتیم و باعث ایجاد اختلاف در آن زمان شده بود، بحث ایجاد منوریل بود که با نام قطار هوایی مطرح می‌کرد. از نظر کارشناسی مخالف ریل هوایی نبودیم، ولی مخالف منوریل که تکنولوژی دیگری است بودیم. معتقد بودیم که در تهران باید طرح مترو چه روی زمین چه زیرزمین و چه در هوا ادامه پیدا کرده و تکمیل شود. آنچه من در احمدی‌نژاد دیدم عدم طمانینه در تصمیم‌گیری و عدم مشورت برای تصمیم‌گیری بود. به یک تصمیم می‌رسید، سعی می‌کرد هر طور شده آن را انجام دهد. فرد پرتلاشی بود، ولی احساس من این بود که اگر اطرافیان، مقابل ایشان در موارد غیرکارشناسی نایستند، می‌توانست کار به جاهای باریک و خطرناک نیز کشیده شود.

اصولا در کشور تصمیمات کلان را باید با طمأنینه گرفت. هرچه مقام بالاتر باشد، کارها باید با تفکر و مشورت بیشتری صورت بگیرد. مخصوصا تصمیماتی که سابقه طولانی و کارشناسی دارد؛ شبیه طرح مترو تهران که از سال ۵۰ و در زمان رژیم گذشته و با افزایش ترافیک تهران شکل گرفته بود. مشاور شرکت فرانسوی پس از بررسی، زمان ۲۵ساله برای این طرح در نظر می‌گیرد. شرکت «سوفرتو» که طراحی تعدادی از نقشه‌های ترافیکی کلان‌شهرهای جهان را بر عهده داشته است، این کار را در دست می‌گیرد. طرح در برنامه و بودجه بررسی و تصویب می‌شود. در همان طرح که به خیابان مترو معروف بود هفت خط مترو دیده شده بود. براساس همان طرح شرکت مترو تاسیس می‌شود.

بعد حساب کنید کسی بدون مطالعه دقیق بگوید، من طرح سوفرتو را قبول ندارم. حتی برای رد طرح، باید کارشناسی شود و موضوع بررسی جدی شود، محسنات و معایب را ببینند و سپس تصمیم بگیرند.

آن زمان من رئیس هیات‌مدیره و مدیرعامل مترو بودم. آقایان بهبهانی، سعیدلو، علی‌آبادی در هیات‌مدیره حضور داشتند. به آقای احمدی‌نژاد گفتم حرف شما درست، اما باید اجازه بدهید تا ما مشاوران را دوباره دعوت کنیم، نظراتمان را به ایشان بگوییم، وضعیت جدید تهران را برایشان تبیین کنیم، تا آنها دوباره طرح را بررسی و طرح جدید را ارائه دهند.

اتفاقا بحث در این زمینه بسیار زیاد بود. به شورای شهر رفتیم. حرفم را زدم، ایشان هم حرفشان را زد. با اینکه شورای شهر به ریاست آقای چمران حامی ایشان بود، به نظر من رای دادند. بعد ایشان بحث را سیاسی کردند و گفتند «نگذارید بگویم که یک گروه سیاسی به دنبال این است که این ایده اجرا نشود.» پرسیدم: منظورتان از این گروه سیاسی خاص چیست؟ گفت: «نهضت آزادی».

آن زمان هم می‌خواستند از تاکتیک بگم بگم استفاده کنند؟

چون فرضشان بر این بود که متروی تهران، طراحی زمان شاه است مثلا، بعد هم‌ زمان هاشمی و رئیس دولت اصلاحات به نتیجه رسیده بود. می‌خواست منوریل را به عنوان طرح انقلاب مطرح کند و مترو را طرح زمان شاهی معرفی می‌کرد. وقتی شورای شهر از او حمایت نکرد، مجوز گرفتیم و دوباره با مشاوران قرارداد بستیم و طرح جامع حمل و نقل ریلی تهران را بازبینی کردیم. خواسته شد ایده مونوریل را هم بررسی کنند. مشاوران فقط بین برج میلاد و نمایشگاه و در دره چمران پیشنهاد منوریل را پسندیدند. مطالعات مجددا انجام شد و تصویب شد.

این بحث بر سر مترو و منوریل در ریاست‌جمهوری هم همچنان ادامه داشت؟

بله. قبل از آمدن آقای قالیباف، کلنگ منوریل را در صادقیه زدند که آقای قالیباف آن را جمع و ستون‌های ساخته شده منوریل را قطع کردند. آنها دوباره برای احداث منوریل فشار آوردند، اما هیچ کجا جواب نمی‌داد. در نهایت به مسئولان قم گفتند اگر منوریل بزنید بودجه می‌دهیم. الان هم در رودخانه قم منوریل زدند. منتها تولیت حرم اجازه نداده تا منوریل از جلوی حرم عبور کند در نتیجه خط در دو طرف حرم بلاتکلیف باقی مانده و سمبل یک تصمیم‌گیری غلط و انحرافی در موضوع ریل شهری شده است.

بعد از جلسه شورای شهر که با احمدی‌نژاد درگیر نشدید؟

ما هیچ‌وقت با هم درگیر نشدیم. همیشه بحث می‌کردیم. ایشان در زمان شهردار بودنشان، تا زمانی که پدر برای ریاست‌جمهوری نامزد نشده بود، با من کاری نداشت. وقتی کاندیدا شد کمی اخم‌هایش در هم بود. بعد هم رئیس‌جمهور شد. شنیده‌ام که برخی از همکارانشان در این دوره سعی می‌کردند من نباشم، اما آقای قالیباف شش سال مقاومت کرد.

درباره واکنش آیت‌ا... در مورد تخریب‌های احمدی‌نژاد که از رقابت‌های انتخاباتی روال شد تا در دوران ریاست‌جمهوری‌اش صحبت کنیم.

احمدی‌نژاد معمولا، مستقیما حاج آقا را تخریب نمی‌کرد. ایشان جملاتی را به کنایه می‌گفت اما روزنامه‌ها و سایت‌های وابسته به او تحلیل می‌کردند و به هاشمی می‌رساندند. این طور باید بگویم که توسط عده‌ای، پدیده‌ای در کشور شکل گرفت که اختلافات بین ابوی و مقام معظم رهبری را زیاد کنند و از این طریق باعث تضعیف رئیس مجمع شوند. این استراتژی به عنوان سیاست مخالفان هاشمی در سیاست پنهان ایران و از سوی بعضی نیروهای کاملا مشکوک و بعضا امنیتی انجام می‌شد. در فضای کشور وقتی فردی در آن حد و از جایگاه ریاست‌جمهوری حرفی می‌زند، فرض بر آن می‌رود که از جایی اجازه گرفته است، اما آقای هاشمی موضوع را به خوبی می‌دانستند که رفتار تخریبی و حرف‌های او با بالا هماهنگ نیست و بنابراین خود ورود پیدا نمی‌کردند و کنترل شده از آن عبور می‌کردیم.

آن چیزی که کشور را واقعا نگه داشته است وحدت است. همه حرف‌هایشان را می‌زنند، نظر می‌دهند. قرار نیست افراد حرف نزنند. خیلی‌ حرف‌ها هم در این میان زده می‌شود. تصمیم نهایی با رهبری است. منتها عده‌ای این حرف‌ها را برمی‌دارند و به مخالفت آن‌چنانی تبدیل می‌کنند و با تحلیل و تحریف خبرسازی می‌کنند و منتقل می‌کنند.

اگر وحدت از بین برود و اعتمادها سلب شود، باعث فروپاشی می‌شوند. هدف عدم اعتماد است. خبرسازی دروغ در رده‌های امنیتی و ریاست‌جمهوری خیلی خطرناک است. می‌دانیم که شایعه در جامعه بسیار زیاد است. اگر شایعه‌ها رده‌های بالاتر را هدف بگیرند و آنها این مسائل را جدی بگیرند و تحلیل کنند، باعث عدم وحدت می‌شود و این عدم وحدت مدیریت کشور را از هم می‌پاشد

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن