فرمان حضور مرد خاکستری اصلاح طلبان
حتی با سختترین پاککنندهها هم نام او از عرصه تاریخ سیاسی ایران پاک شدنی نیست. نام او در اتفاقات مهم کشور ثبت شده و نمیتوان منکر نقشآفرینیهای او شد. سخن از آیتا... موسوی خوئینیها است؛ همان یار امام در عرصه انقلاب که فداکاری و تدابیرش را حتی مخالفانش هم نمیتوانند نادیده بگیرند و امروز هم سکوت او باز برای آرامش است و دوری از حاشیهآفرینیهای تندروها اما به نظر میرسد
روزنامه آرمان نوشت؛
موسویخوئینیها تصمیم جدیدی در سر دارد و بر اساس همان شناختی که او را به سمت دیده نشدن در سالهای اخیر سوق داد، اکنون میخواهد دیده شود البته او قصدی برای نشستن بر کرسیهای قدرت ندارد و سودای کاندیداتوری هم در کنار نام او جایگاهی ندارد. در شبهای تاسوعا و عاشورای حسینی تصاویر حضور او در مراسمهای عزاداری منتشر شد که در کنار دیگر بزرگان اصلاحات به گفتوگو مشغول است؛ موسوی خوئینیها در سالهای قبل هم در مراسم عزاداری حضور داشت اما رویکرد و برنامهریزی او به نحوی بود که کمتر در تصاویر دیده شود که این حساسیت امسال وجود نداشت و حتی از خبرنگاران هم دوری نکرد بلکه با روی گشاده به احوالپرسی آنان پاسخ میداد اما از پاسخ به سوالاتشان عذرخواهی میکرد. اگر موسوی خوئینیها در عرصه سیاستورزی حضور علنی ندارد اما در تشکیلات خود فعال است چنانکه محمد مقدم عضو مجمع روحانیون میگوید: «ایشان دبیرکل مجمع روحانیون هستند و به عنوان رکن اصیل مجمع روحانیون و به هر حال در تمام جلسات به صورت منضبط حضور دارند و جایگاه آقای موسوی خوئینیها برای همه اعضای مجمع جایگاه رفیعی است و چنین جایگاهی مطمئنا تاثیرگذار خواهد بود.»
مرد خاکستری لایق موسوی خوئینیها
آیتا... موسوی خوئینیها از سوی برخی مخالفانش به عنوان «مرد خاکستری» خطاب میشود که دلیل آن روشن است چون اهل سیاستورزی علنی نیست که البته انتخاب درستی از سوی او بوده چرا که در سالهای نخست سیاستورزی و ارزیابی رفتارها بهخوبی دانست که سفیدی سیاست در زمانی که تندروها و افرادی که به سبب مشی میانه او طاقت تحملش را نداشتند به سیاست سیاه تبدیل خواهد شد و از همین رو بود که او سیاست خاکستری را برگزید تا بهانه از دست مخالفانش خارج و سیاست تمیز بهواسطه بهانهجوییها و تخریبهای آنان رنگ سیاه به خود نگیرد. خاکستری بودن او سبب شد که سالها در عرصه علنی حضور پیدا نکند و در موقع لزوم و با هدفی خاص برای کمک به کشور و اعتلای میانهروی حضور خود را علنی کند.
چرا علنی آمد؟
یکی از سایتها در تحلیل سکوت موسوی خوئینیها آورده بود: «گویی مناسبات قدرت در ساخت سیاسی بهگونهای است که او را از آفتاب به سایه هدایت کرده است. سایهای که برای منتقدان و مخالفان و رقبایش، از او چهرهای رمزآلود و پر رمز و راز ساخته تا آنان از قبای سرخ و دستان نامرییاش داستانسرایی کنند.» اما ظاهرا آنها کمی جلوتر را ندیده بودند. در افکار برخی این پرسش مطرح است که چرا موسوی خوئینیها در محرم امسال دیده شد؟ چند گمانه برای این موضوع میتوان بیان کرد. نخست اینکه باید به انتخابات اسفندماه توجه کرد البته نه به صرف ورود موسوی خوئینیها به عرصه این انتخابات بلکه او با علنی کردن حضور خود حامل یک پیام است و آن پیام اینطور تعریف میشود که فضای سیاسی کشور دستخوش تغییراتی شده که او را متقاعد به حضور در صحنههای علنی کرده پس دیگران هم باید محافظهکاری را به کناری گذاشته و برای انتخابات مجلس خبرگان و انتخابات مجلس شورای اسلامی وارد عرصه شوند؛ به نوعی او فرمان حضور به همطیفان خودش داده است. این ادعا اخیرا از سوی عضو مجمع روحانیون به تایید رسیده است چنانکه حجتالاسلام محمد مقدم اخیرا درباره محوریت موسوی خوئینیها در انتخابات مجلس خبرگان گفته است: «به هر حال باید از خود ایشان درباره چنین مسائلی بپرسید. نگاه و نظر آقای موسوی خوئینیها توأم با تعادل و عقلانیت و دوراندیشی است و برای این است کسانی که با ایشان کار میکنند مطمئنا نگاه ایشان تاثیر عمیق بر همه اصلاحطلبان دارد و یک شخصیت کاریزمای معقول و منطقی برخوردار است و در هر عرصهای باشند تاثیر خود را خواهند گذاشت.» اظهارات مقدم هم تاییدکننده بازگشت مرد خاکستری است و از تصمیمات او بهواسطه عضو مجمعی که موسوی خوئینیها در آن جایگاه بیبدیلی دارد، آگاه است؛ پس موسوی خوئینیها در عرصه علنی حضور یافت تا این پیام را بدهد که برای حضور همفکرانش در مجلس خبرگان با برنامهریزی عمل خواهد کرد و به مثابه یک راهنما در کنار آنها خواهد بود. گمانه دیگری که میتوان برای حضور علنی موسوی خوئینیها مطرح کرد به این موضوع بازمیگردد روحانیونی که کارنامه و سابقه سیاسی معقول و مقبولی دارند و چون یا خود مجتهد سیاسیاند یا در معرض اجتهاد قرار دارند، حق ورود به حوزه سیاست را دارند.
این روحانیون محدود به راست و چپ و میانه، اصولگرا و اصلاحطلب و اعتدالگرا نیستند. در هر سه این گروه، روحانیت و روحانیون چنین مجتهدین و فقهایی یافت میشوند که بیش از آنکه مرید باشند، مرادند و برای جامعه بیش از آنکه مقلد باشند، صاحب اجتهادند. هاشمیرفسنجانی، ناطقنوری، موسوی خویینیها، عبدا... نوری و یکی دو نفر دیگر شاخصان حاضر در این طبقهاند. پس این حضور هم در این راستاست البته بار دیگر تاکید میشود او برنامهای برای حضور در انتخابات مجلس خبرگان ندارد اما علنی شدن حضورش را میتوان در راستای این دانست که به مردم بگوید باید گذشته را فراموش کرد و به آینده نگریست؛ آیندهای که تندروی و دوری از سیاست در آن جایی ندارد به معنای دیگر او میخواهد تا مردم حضوری چشمگیر در انتخاباتهای پیش رو داشته باشند و اتهامات را فراموش کنند برای ساخت فردایی بهتر چراکه او خودش همراهی با این حضور را سرلوحه قرار داده است. اگر پذیرفته شود که موسوی خوئینیها به عرصه علنی سیاست بازگشته است باید منتظر دیدگاههای او بود که در طی چند سال تنها در جمع اعضای مجمع روحانیون ابراز شده است. باید اینگونه پیش بینی کرد که موسوی خوئینیها مسیر سیاستورزی را با سنتیهای میانه رو طی خواهد کرد یعنی تنها خود را منسوب به اصلاحطلبان ندادند و با گروهی به دور یک میز خواهد نشست که فراجناحی هستند. در گذشته هم این همنشینیها ثبت شده است و میتوان نمونههای زیادی را ذکر کرد که او با آیتا... هاشمی، ناطق نوری و... به دور یک میز نشسته است. به هر حال مرد خاکستری بازگشته است و پیامهای زیادی با خود دارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.