پشتپردهسازمانتربیتبدنی دولتاحمدینژاد
ادبیات من با سیستم احمدینژاد همخوانی نداشت و من مشاهده کردم که ادبیات احمدینژاد به مدیران ایشان هم رسوخ کرده است. بنده حاضر نبودم در مقابل هر موضوعی از خود کرنش نشان بدهم. من مشاهده کردم که در سازمان تربیتبدنی مسائل به صورت غیرکارشناسی و سلیقهای تصمیمگیری میشود .
روزنامه آرمان در بخشی از گفتگوی خود با امیررضا واعظ آشتیانی معاون وزارت صنایع و معادن، عضو شورای دوم شهر تهران و همچنین قائممقامی سازمان تربیتبدنی نوشت؛
شما در یکی از مصاحبههای خود عنوان کرده بودید که حاضرید به «احمدینژاد سال۸۴» دوباره رأی بدهید. آیا در شرایط کنونی نیز اگر احمدینژاد قصد داشته باشد به قدرت بازگردد از وی حمایت میکنید؟
قرار نیست زمان به عقب برگردد و این امری محال است. مردم ایران در سال ۸۴ به دلیل اخلاصی که در احمدینژاد دیدند به وی رأی دادند. در سال۸۴ مردم ایران تلاش کردند که خود را از یک فضای خستهکننده سیاسی رها کنند. ضمن اینکه بنده در دور اول انتخابات ریاستجمهوری سال۸۴ به آقای لاریجانی رأی دادم و در ستاد انتخاباتی ایشان فعالیت میکردم. در دور دوم انتخابات بود که من به آقای احمدینژاد رأی دادم و از ایشان حمایت کردم.
سال۸۸ به چه کسی رأی دادید؟
به آقای احمدینژاد.
آیا شما قبول دارید که احمدینژاد سال۸۴ صد و هشتاد درجه با
احمدینژاد سال۹۲تفاوت داشت؟
من با این تعبیر موافق نیستم. احمدینژاد در این سالها مرعوب شد. احمدینژاد گمان میکرد همه حمایتهایی که از وی صورت میگیرد به دلیل توانمندیهای خاص خودش است، در حالی که چنین نبود.
احمدینژاد مرعوب چه چیزی شد؟
مرعوب حمایت همهجانبهای که از سوی گروههای مختلف سیاسی از وی صورت گرفت. این حمایت در نهایت به ضرر وی تمام شد. بنده هیچگاه رابطه مستقیمی با ایشان نداشتم. با این وجود دوبار از طرف ایشان برای من دعوتنامه ارسال شد.
در دولت نهم یا دهم؟
در دولت دهم.
برای چه سمتهایی؟
ابتدا برای وزارت صنایع و سپس برای ریاست سازمان تربیتبدنی. البته بنده در دو نامه جداگانه از لطف ایشان تشکر کردم و انصراف خود را اعلام کردم.
دلیل این انصراف چه بود؟
روحیات و مشی فکری من با سیستم ایشان سازگاری نداشت. شیوه تغییر مدیران احمدینژاد به هیچ عنوان پسندیده نبود. به نظر من وزرایی که آقای احمدینژاد برکنار کرد یا خیلی نجیبانه رفتار کردند یا اینکه واقعا ناتوان بودند که هیچ واکنش خاصی به رفتار وی نشان ندادند. اگر احمدینژاد رفتاری که با امثال آقای متکی و خانم دستجردی داشت را با من میکرد بنده مطمئنا واکنش سختی نشان میدادم. خود ایشان هم به این مساله آگاهی داشت. با این وجود آقای احمدینژاد نسبت به این مساله اصرار داشتند که بنده قائممقام سازمان تربیتبدنی شوم و من نیز در نهایت این مسئولیت را قبول کردم.
پس چرا پس از سه ماه استعفا کردید؟
ادبیات من با سیستم احمدینژاد همخوانی نداشت و من مشاهده کردم که ادبیات احمدینژاد به مدیران ایشان هم رسوخ کرده است. بنده حاضر نبودم در مقابل هر موضوعی از خود کرنش نشان بدهم. من مشاهده کردم که در سازمان تربیتبدنی مسائل به صورت غیرکارشناسی و سلیقهای تصمیمگیری میشود و حق و حقوق بسیاری از افراد ضایع میشود. رفتاری که برخی آقایان در سازمان تربیتبدنی از خود نشان میدادند رفتار مدیریتی نبود و من خیلی زود متوجه شدم که امکان همکاری با این رویکرد اجرایی برایم وجود ندارد. وضعیت در سازمان تربیتبدنی به شکلی بود که یک رئیس فدراسیون هنگامی که شب به خواب میرفت، فردای آن روز رئیس فدراسیون نبود و وی را شبانه و بدون هیچ دلیل محکمهپسندی برکنار میکردند. قرار نیست هر شخصی که مدیر شد به هر شکل که خود تمایل دارد رفتار کند و برای شعور و شخصیت دیگران ارزش قائل نشود.
رابطه احمدینژاد با موتلفه در ابتدا مثبت بود اما به مرور زمان این رابطه به سردی گرایید. دلیل این مساله چه بود؟آیا موتلفه از حمایت از احمدینژاد پشیمان شد؟
در شورای مرکزی موتلفه سخنان زیادی درباره آقای احمدینژاد مطرح میشد. موتلفه هیچگاه با احمدینژاد تعارف نداشت و خیلی صریح مواضع خود را نسبت به احمدینژاد اعلام میکرد.
آیا موتلفه به جایی رسید که تشخیص بدهد نباید از احمدینژاد حمایت کند؟
موتلفه اهل معامله با هیچ کس و از جمله احمدینژاد نبود و نیست. موتلفه برخلاف برخی از گروههای سیاسی روی مسائل اخلاقی پافشاری زیادی داشت. به نظر میرسد برخی از گروههای سیاسی به جای اخلاقگرایی از فرمول ماکیاولی در سیاست استفاده میکنند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.