روزی که روحانی ۱۰هزار تومان از امام گرفت
حتی امام (س) فرمودند، با خارجی ها صحبت کنید و آن ها را از اوضاع ایران مطلع نمایید؛ نیز فرمودند، حتی اگر یک یا دو نفر هستند، برایشان صحبت کنید؛ نگویید دو نفرند.
به گزارش جماران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در خاطرات خود می نویسد: روز دوشنبه ۵۷/۰۷/۱۷ که به نوفل لوشاتو رفتیم، موقع ظهر که امام (س) برای نماز جماعت آمدند، و من پس از سال ها ایشان را زیارت می کردم، آن چنان گریه شادی و احساسات بر من غلبه کرد که نتوانستم از نزدیک خدمت ایشان برسم و لذا عصر آن روز، خدمت ایشان شرفیاب شدم. در منزل رو به رو که محل اقامت امام (س) بود، اولین اتاق سمت راست، برای ملاقات های خصوصی بود. وارد اتاق شدم، امام (س) نشسته بودند، خدمت امام (س) شرفیاب شدم، دست ایشان را بوسیدم.
بسیار لحظه شیرینی در زندگی من بود که هرگز آن را فراموش نمی کنم.دقایق اول، آقای اشراقی، داماد امام (س) هم بودند، ولی بعدا رفتند و من تنها خدمت ایشان بودم. خیلی به من لطف و محبت کردند. از وضع من سوال کردند.تقریبا به طور مفصل شرایط خودم را خدمت شان عرض کردم. سپس راجع به اوضاع ایران مطالبی که در نظرم بود گفتم و در پایان هم از ایشان سوال کردم که در شرایط فعلی، آیا آن جا بمانم و یا به تهران برگردم؟ امام (س) فرمودند، فعلا همین جا بمانید، نیاز این جا بیشتر از ایران است، ولی برنامه ی سخنرانی هایتان را بیشتر کنید، به دانشگاه ها بروید و برای دانشجویان صحبت کنید. حتی امام (س) فرمودند، با خارجی ها صحبت کنید و آن ها را از اوضاع ایران مطلع نمایید؛ نیز فرمودند، حتی اگر یک یا دو نفر هستند، برایشان صحبت کنید؛ نگویید دو نفرند.
دیدار شاید حدود نیم ساعت طول کشید و از محضرشان مرخص شدم.چند دقیقه بعد، آقای اشراقی، داماد امام (س) که ظاهرا همان روز از تهران آمده بودند، من را صدا زدند و از طرف امام (س) یک پاکت پول (۱۰ هزار تومان) به من دادند. من به آقای اشراقی گفتم :« فعلا نیاز به پول ندارم.» ایشان خندید و گفت، مثل این که شما امام (س) را نمی شناسید! امام (س) به کسی پول نمی دهد؛ نمی دانم چطور شده که این پول را برای شما فرستاده اند؛ پول را بگیرید. من هم پول را گرفتم که آن پول برای من برکت زیادی داشت.
۱.مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات دکتر حسن روحانی، (جلد اول)، ص۴۶۴
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.