برجام و امنیت ملی
دغدغه ها و ضرورت رعایت ملاحظات امنیت ملی کشور که در واقع عالی ترین سطح مطالبه حاکمیت و جامعه ایران است باعث شده تا اکنون این پرسش فرا روی ما قرار گیرد که ملاحظات و اولویت های امنیت ملی کشور در مسیر اجرای برجام چیست؟
به گزارش خبرانلاین، نوذر شفیعی: به رغم توصیف های مثبت و منفی که از توافق هسته ای وین موسوم به برجام و همچنین تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل طی روز ها و هفته ای اخیر توسط تحلیل گران صورت می گیرد، اما به نظر می رسد برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به برجام که در تیرماه ۱۳۹۴ میان ایران و گروه ۱+۵ مورد توافق قرار گرفت در مسیر اجرا قرار گرفته و باید انتظار داشت در آینده نزدیک طرفین تعهدات خود را عملی نمایند.
دغدغه ها و ضرورت رعایت ملاحظات امنیت ملی کشور که در واقع عالی ترین سطح مطالبه حاکمیت و جامعه ایران است باعث شده تا اکنون این پرسش فرا روی ما قرار گیرد که ملاحظات و اولویت های امنیت ملی کشور در مسیر اجرای برجام چیست؟ در واقع این پرسش ناظر بر این فرضیه است که هنوز در کشور نسبت به برخی ابعاد و آینده برجام ابهامات و پرسش هایی وجود دارد و بنابراین باید ارتباط برجام با شاخص های امنیت ملی دقیق و مشخص شود.
پیش از آن که بخواهیم به پرسش مزبور پاسخ دهیم، ابتدا لازم است چند گزاره زیر را در مورد ماهیت و اهداف برجام مورد توجه قرار دهیم:
۱-دستیابی به برجام اجتناب ناپذیر بود؛ چرا که برجام تلاش طرفین برای کاستن از ظرفیت موضوع هسته ای به عنوان بحران امنیتی در روابط طرفین می باشد.
۲- اهداف و مطلوبیت های سیاسی و استراتژیک طرفین در شکل دادن به اراده سیاسی برای به نتیجه رساندن برجام نقش جدی داشته است.
۳- برجام به عنوان دوره انتقالی برای طرفین محسوب می شود.
۴-کریدور دوره انتقالی که به منظور شفاف سازی در برجام تعریف شده، از ظرفیت بسیار بالایی برای تقویت بی اعتمادی ها میان طرفین برخوردار است.
۵-برجام برای طرفین حاوی فرصت ها و چالشهایی است که هرکدام سعی می کنند کفه فرصت های خود را سنگین تر از دیگری نمایند.
۶-سرنوشت برجام و آثار و پیامدهای آن در بلند مدت تحت تاثیر مولفه های دیگر محیطی ( داخلی، منطقه ای و بین المللی) سیال خواهد بود.
توصیف مزبور از برجام بدین معنی است که برجام ارتباط تنگاتنگی با نظریه امنیت ملی ایران دارد و بنابراین از ابعاد و جنبه های مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی باید مورد توجه قرار گیرد:
الف-جنبه سیاست داخلی
برجام از ۲ جنبه با سیاست داخلی کشور ارتباط دارد:
۱-تلاش طرف مقابل برای استفاده از برجام به عنوان ابزاری جهت مدیریت سیاست داخلی ایران؛ ۲-تلاش ایران برای بهره گیری از فرصت ها و دستاوردهای برجام جهت تقویت اجماع داخلی کشور.
بر این اساس به نظر می رسد مدیریت سیاست داخلی کشور در چارچوب تئوری «الزامات رفتار هوشمندانه و کسب دستاورد در سیاست خارجی و هزینه کرد آن در سیاست داخلی» امکان بهره مندی از فرصت برجام را خواهد داشت.
ب-جنبه سیاست خارجی
بدون شک بحران هسته ای ایران محصول و نتیجه اتهامات سازماندهی شده غرب به منظور مهار استراتژیک ایران در سطوح منطقه ای و بین المللی بوده است. بنابراین آیا می توان اکنون اینگونه فکر کرد که غرب بر اساس برجام قصد دست کشیدن از اهداف فوق را دارد؟
به نظر می سرد در نتیجه برجام برخی ظرفیت ها و پتانسیل های اتهام زنی غرب علیه ایران رنگ باخته اند؛ اما این امر به معنی دست کشیدن غرب از اهداف استراتژیکش در مقابل ایران نیست. حتی ممکن است در نتیجه عدم هوشمندی لازم در مسیر اجرای برجام، غرب با استفاده از ظرفیت های برجام ابزارهای فشار و تهدید بیشتری علیه ایران تولید نماید.
ج-جنبه های اقتصادی
برجام از جنبه های اقتصادی زیر با امنیت ملی کشور ارتباط دارد:
۱-تاثیر برجام بر فروپاشی ساختار تحریم ها
۲-تاثیر برجام بر تبادلات بازرگانی و اقتصادی کشور با جهان
۳-ارتباط برجام با مفهوم اقتصاد مقاومتی
د-جنبه های امنیتی
بیشترین تمرکز دیدگاه های کارشناسی در مورد جنبه امنیتی برجام بر موضوع تاثیر برجام بر قدرت بازدارندگی ایران است. در واقع، برخی معتقدند که طرف مقابل بر اساس مفاد برجام در صدد کاهش قدرت بازدارندگی ایران در سایر عرصه ها است. با این وجود، به نظر می رسد در این خصوص اختلاف دیدگاه هایی وجود دارد؛ چرا که برخی معتقدند با توجه به اینکه بر اساس برجام طرف مقابل دیگر امکان اتهام زنی به ایران در حوزه سلاح هسته ای را نخواهد داشت، باید از این فرصت جهت اثبات قدرت حقیقی باردارندگی ایران استفاده کرد.
در عین حال، آن چه مسلم است این که برجام به دلیل مسیر اجرایی طولانی که در پیش دارد از قابلیت تبدیل شدن به اهرمی برای طرف مقابل جهت اعمال فشار و تهدید برخوردار است.
*عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.