سلاح مرموز رشد اقتصاد آمریکا
هولتزایکن میافزاید: این تفاوت بزرگ در سهم فرهنگ و هنر در تولید ناخالص داخلی با سهم صنعت بانکداری در اقتصاد نشان میدهد استفاده از ابزار هنر و فرهنگ برای تقویت نرخ رشد اقتصادی در کشور می تواند تاثیر بزرگتری بر اقتصاد برجای بگذارد و تنها نباید دنبال ابزارهای مالی و بانکی باشیم تا بتوانیم رشد اقتصادی را برای کشور به ارمغان بیاوریم.
تلاش برای افزایش نرخ رشد اقتصادی آمریکا از طریق توسعه بخش صنعت و تولید و اصلاح نظام بانکی بارها مورد بحث قرار گرفته است، ولی شبکه تلویزیونی بلومبرگ در مصاحبه اخیر خود از سلاحی مرموز برای رشد اقتصادی آمریکا پرده برمیدارد.
به گزارش اقتصادنیوز، در سالهای اخیر همواره در مورد نقش فعالیتهای مختلف صنعتی و تولیدی در اقتصاد آمریکا صحبت شده است، ولی اقتصاد آمریکا یک سلاح مخفی و مرموز برای رشد در دست دارد که کمتر پژوهشگری به آن توجه کرده است. شبکه تلویزیونی بلومبرگ در مصاحبهای با «داگلاس هولتزایکن» رییس دپارتمان مطالعات اقتصادی آمریکا به بررسی این سلاح مرموز رشد اقتصادی می پردازد.
وی در این مورد میگوید: هنر و فرهنگ نقش بزرگی در اقتصاد آمریکا دارد و در سال ۲۰۱۴ میلادی درآمد حاصل از هنر و فرهنگ در آمریکا معادل ۴.۳ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور بوده است. سطح بازسازی بخش هنر و فرهنگ در اقتصاد آمریکا کمتر از بازسازی تولید ناخالص داخلی این کشور از سال ۲۰۰۷ میلادی تا کنون بوده است؛ ولی همچنان می توان از سهم بالای هنر و فرهنگ در اقتصاد کشور دفاع کرد.
به گفته این اقتصاددان در سال ۱۹۹۸ میلادی درآمد هنر و فرهنگ برای اقتصاد آمریکا برابر با ۴۰۰ میلیارد دلار بود و تا سال ۲۰۱۲ میلادی به حدود ۷۸۰ میلیارد دلار رسید. این در حالی است که ارزش تولید ناخالص داخلی آمریکا از بالغ بر ۹۵۰۰ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۸ میلادی به حدود ۱۷ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ میلادی رسید. نکته مهم این است که سهم هنر و فرهنگ در تولید ناخالص داخلی آمریکا بیشتر از سهم صنعت بانکی است. سهم صنعت بانکداری در اقتصاد آمریکا برابر با ۲.۹ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است، ولی سهم هنر و فرهنگ برابر با ۴.۳ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است.
هولتزایکن میافزاید: این تفاوت بزرگ در سهم فرهنگ و هنر در تولید ناخالص داخلی با سهم صنعت بانکداری در اقتصاد نشان میدهد استفاده از ابزار هنر و فرهنگ برای تقویت نرخ رشد اقتصادی در کشور می تواند تاثیر بزرگتری بر اقتصاد برجای بگذارد و تنها نباید دنبال ابزارهای مالی و بانکی باشیم تا بتوانیم رشد اقتصادی را برای کشور به ارمغان بیاوریم.
وی بر این باور است: برای اینکه بتوانیم از این ابزار برای توسعه اقتصادی بهترین استفاده را بکنیم، باید اول بازده هنر و فرهنگ را در کشور مشخص کنیم. هم اکنون ارزیابی تنها بر مبنای ورودی ها به معنای تعداد شاغلان این صنعت است و اطلاعات جامعی در مورد خروجی آن وجود ندارد. به نظر من اگر جمع آوری اطلاعات به طور کامل و دقیق انجام شود سهم هنر و فرهنگ در تولید ناخالص داخلی به بیش از ۵.۲ درصد میرسد. دوم اینکه باید تعریف فعالیتهای هنری و فرهنگی را مشخص کنیم تا مشخص شود در این ارزیابی تنها قیمت تابلوها و آثار هنری فروخته شده در نظر گرفته میشود، یا مثلا درآمد فردی که در هالیوود کار میکند و سیستم برقی مناسب برای فیلمها آماده میکند هم در زمره فعالان بخش هنر و فرهنگ است.
به گفته هولتزایکن اما نکته مهم این است که با همین تعریف ناکامل از هنر و فرهنگ و درآمد این بخش، باز هم سهم آن در تولید ناخالص داخلی بیشتر از سهم صنعت بانکداری در تولید ناخالص داخلی آمریکا است و امکان افزایش این سهم باز هم وجود دارد.
وی در این مورد میگوید: هنر و فرهنگ نقش بزرگی در اقتصاد آمریکا دارد و در سال ۲۰۱۴ میلادی درآمد حاصل از هنر و فرهنگ در آمریکا معادل ۴.۳ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور بوده است. سطح بازسازی بخش هنر و فرهنگ در اقتصاد آمریکا کمتر از بازسازی تولید ناخالص داخلی این کشور از سال ۲۰۰۷ میلادی تا کنون بوده است؛ ولی همچنان می توان از سهم بالای هنر و فرهنگ در اقتصاد کشور دفاع کرد.
به گفته این اقتصاددان در سال ۱۹۹۸ میلادی درآمد هنر و فرهنگ برای اقتصاد آمریکا برابر با ۴۰۰ میلیارد دلار بود و تا سال ۲۰۱۲ میلادی به حدود ۷۸۰ میلیارد دلار رسید. این در حالی است که ارزش تولید ناخالص داخلی آمریکا از بالغ بر ۹۵۰۰ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۸ میلادی به حدود ۱۷ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ میلادی رسید. نکته مهم این است که سهم هنر و فرهنگ در تولید ناخالص داخلی آمریکا بیشتر از سهم صنعت بانکی است. سهم صنعت بانکداری در اقتصاد آمریکا برابر با ۲.۹ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است، ولی سهم هنر و فرهنگ برابر با ۴.۳ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است.
هولتزایکن میافزاید: این تفاوت بزرگ در سهم فرهنگ و هنر در تولید ناخالص داخلی با سهم صنعت بانکداری در اقتصاد نشان میدهد استفاده از ابزار هنر و فرهنگ برای تقویت نرخ رشد اقتصادی در کشور می تواند تاثیر بزرگتری بر اقتصاد برجای بگذارد و تنها نباید دنبال ابزارهای مالی و بانکی باشیم تا بتوانیم رشد اقتصادی را برای کشور به ارمغان بیاوریم.
وی بر این باور است: برای اینکه بتوانیم از این ابزار برای توسعه اقتصادی بهترین استفاده را بکنیم، باید اول بازده هنر و فرهنگ را در کشور مشخص کنیم. هم اکنون ارزیابی تنها بر مبنای ورودی ها به معنای تعداد شاغلان این صنعت است و اطلاعات جامعی در مورد خروجی آن وجود ندارد. به نظر من اگر جمع آوری اطلاعات به طور کامل و دقیق انجام شود سهم هنر و فرهنگ در تولید ناخالص داخلی به بیش از ۵.۲ درصد میرسد. دوم اینکه باید تعریف فعالیتهای هنری و فرهنگی را مشخص کنیم تا مشخص شود در این ارزیابی تنها قیمت تابلوها و آثار هنری فروخته شده در نظر گرفته میشود، یا مثلا درآمد فردی که در هالیوود کار میکند و سیستم برقی مناسب برای فیلمها آماده میکند هم در زمره فعالان بخش هنر و فرهنگ است.
به گفته هولتزایکن اما نکته مهم این است که با همین تعریف ناکامل از هنر و فرهنگ و درآمد این بخش، باز هم سهم آن در تولید ناخالص داخلی بیشتر از سهم صنعت بانکداری در تولید ناخالص داخلی آمریکا است و امکان افزایش این سهم باز هم وجود دارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.