همایش مولانا در تاجیکستان برگزار شد

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۷۵۵۸۵۴ سایت-خوان

شعردوست، سفیر کشورمان، در این مراسم طی سخنانی فرا رسیدن این روز بزرگ را روزی شادی‌بخش و سرورآفرین خواند که به نام مولانا و شمس تبریزی زینت یافته. او در ادامه سخنان خود با یاد از تبریز که به کرات در ادای نام شمس تبریزی در این مراسم به آن اشاره شد، این شهر را با دربر داشتن یادگاری از تاجیکستان و خجند، همچون انگشتری که نگین کمال خجندی را در دل دارد، توصیف کردند.

همایش مولانا در تاجیکستان برگزار شد

همایش مولانا جلال‌الدین محمد رومی در تاجیکستان برگزار شد.

به گزارش ایسنا، همایش بزرگداشت عارف و شاعر نامی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، و محفل مولوی‌خوانی با حضور علی‌اصغر شعردوست، سفیر ایران در تاجیکستان، میرزا شاهرخ اسراری، وزیر فرهنگ این کشور، مهمان بختی، رئیس اتحادیه نویسندگان تاجیکستان، عبدالحمید صمداف، معاونت این اتحادیه، ستارزاده رییس انیستیتو زبان‌های تاجیکستان، جمعی از بزرگان علم و ادب و فرهنگ، استادان دانشگاه، شاعران، نویسندگان، دانشجویان، ناشران و اصحاب رسانه، در تالار اتحادیه اتفاق نویسندگان، واقع در شهر دوشنبه پایتخت جمهوری تاجیکستان برگزار شد.

شعردوست، سفیر کشورمان، در این مراسم طی سخنانی فرا رسیدن این روز بزرگ را روزی شادی‌بخش و سرورآفرین خواند که به نام مولانا و شمس تبریزی زینت یافته. او در ادامه سخنان خود با یاد از تبریز که به کرات در ادای نام شمس تبریزی در این مراسم به آن اشاره شد، این شهر را با دربر داشتن یادگاری از تاجیکستان و خجند، همچون انگشتری که نگین کمال خجندی را در دل دارد، توصیف کردند. شاعری که چنین می‌گوید:

از بهشت خدای عزوجل تا به تبریز نیم فرسنگ است

و یا در جای دیگر در دوری از این شهر، آن هنگام که او را به «سرای»گسیل داشتند این‌گونه می‌سراید:

تبریز مرا به جای جان خواهد برد / پیوسته بدو دل نگران خواهد بود

تا در نکشم آب چرنداب و گجیل / سرخاب ز چشم من روان خواهد بود

سفیر جمهوری اسلامی ایران با اشاره به مقبره الشعرای تبریز که با قدمتی ۷۰۰ ساله آرامگاه بیش از ۵۰۰ عارف، شاعر، صوفی و مورخ بزرگ است و خود نشان از مهد علم پرور سرزمین فارس و دانشمندان علم گستر مردمان دانش‌دوست مشرق‌زمین دارد، در مقایسه با بزرگ‌ترین آرامگاه بزرگان عرصه‌های یادشده در کشور فرانسه با قدمت ۱۷۰ ساله، این عظمت و بزرگی و نفوذ علمی و فرهنگی را مایه افتخار دو ملت ایران و تاجیکستان و ملت‌های فارسی‌زبان خواند و گفت: من امیدوام روزی فرارسد که ما مردمان کشورهای هم‌فرهنگ بعد از این بزرگداشت مولانا جلال الدین را یک‌جا برگزار کنیم. زیرا شایسته است که کشورهایی مانند ایران، تاجیکستان افغانستان، پاکستان، ترکیه و سایر کشورهایی که از این آبشخور فرهنگی بهره‌مند هستند با هم و در کنار هم بزرگداشت مشاهیر شرق را برگزار کنند.

سفیر کشورمان در ادامه سخنان خود، تلاش وجدان عمومی در جهان امروز را که به تعبیر شیخ اشراق «شرّ القرون» بوده و به دلیل سیطره علوم و دانش‌های تجربی محض بر روح و کالبد انسان، بارقه‌ها و عوالم رازآمیز و هیبتناک عرفان در آن کمرنگ شده است، بر آن معطوف دانست که برای خلأ وجودی پیش‌آمده، از دیدگاه معرفت‌شناسانه و تجربه شهودی عارفانی چون سلطان عاشقان و عارف بزرگی همچون جلال‌الدین محمد مولوی بلخی بهره گرفته و جبران مافات کند.

او مولانا جلال‌الدین محمد بلخی را یکی از شخصیتهای بزرگ جهانی توصیف کرد که نقشی فراوان در احیا و غنای فرهنگ و عرفان ایرانی و بلکه فرهنگ بشری ایفا کرده و به دلایل گوناگون نه تنها بر تارک زبان و ادبیات فارسی و عرفان اسلامی و بلکه ادبیات جهان نشسته است. شخصیتی که به باور تمام محققان اعم از خاورشناسان غربی و اندیشه‌مندان اسلامی و ایرانی، یکی از آباء بی‌نظیر انسانیت است که دین و معرفت عرفانی را با امر قدسی و تجربه دیدار با عوالم برتر درآمیخته است.

سفیر ایران در بیان و توصیف این عارف و شاعر نامی و وسعت اندیشه و فراگیر بودن افکار و تعالیم وی در خودشناسی و معرفت‌پروری گفت: به واقع کدام شخصیت در عالم اسلام و عرفان توانسته است فراتر از حد و شأن خاص قومی و بومی و بنیان‌گذاری فرهنگ پرمایه ملی و دینی که در ایجاد و غنای فرهنگ بشری چنان نقش برجسته‌ای ایفا کند، به طوری که اندیشه‌مندان سراسر عالم را علی‌رغم همة اختلافات و تفاوتهای صوری، پس از گذشت هفت قرن گرد هم آورد و بر سر خوان او نشاند و هر کدام از ظن خویش یار وی شوند و همچنان در اثبات عظمت مولانا و مثنوی او می‌نویسند، در حالیکه آن دریای بیکران همچنان غواصانی را می‌طلبد تا در کرانه عمیق‌تر آن شناگری کنند.

مثنویِ معنویِ مولوی

هست قرآن در زبان پهلوی

این‌قدر دانم که آن عالی‌جناب

نیست پغمبر، ولی دارد کتاب

شعردوست هنر مولانا در مثنوی معنوی برای انعکاس دغدغه‌ها و تضادهای درونی انسان،در هر برهه از زمان، حتا انسان عصر حاضر را ستودنی خواند و از این کتاب به عنوان اثری یاد کرد که ندای وحدت انسان را سر می‌دهد و اگر تضادی در آن دیده می‌شود، تضاد درونی انسانی است. و از این‌روست که می‌توان مولانا را نخستین سفیر صلح جهان دانست که همه مردم را فارغ از زبان و رنگ و قوم و نژاد به همدلی دعوت می‌کند:

ای بسا هندو و ترک همزبان

ای بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگر است

همدلی از همزبانی خوشتر است

او حکایت مولوی و آثار را به حکایت بحر و کوزه تعبیر و تصریح کرد: وی عارف و فیلسوفی است که کلمات را از بیان آنچه که در درون پرتلاطم روحش می‌گذشت، قاصر و عاجز می‌دانست. روح شیدا و نوینی که مولانا پس از بیداری بدان دست یافته بود، همسازی چندانی با الفاظ و قوالب کهنه نداشت. الفاظ فرسوده و بی‌جان و قوالب خشک و سخت گفتاری نمی‌توانست نماینده اندیشه والای او باشد. در سراسر غزلیات شورانگیز او به وفور شوریدگی، آزردگی و اعتراض او به قالبهای دشوار و بی‌جان را می‌بینیم

رَستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل

مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا

قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر

پوست بود پوست بود حاصل مغز شعرا

با وجود این، مولانا نیک می‌دانست که برهم زدن حرف و گفت و صوت، آرزویی است دست‌نیافتنی. اما این را هم خوب درک کرده بود که افکار نو می‌توانست منجی آن باشد. مولانا هرگز نخواست مانند مقلدان معاصر خود نعش‌کش الفاظ بی‌جان و مرده باشد، بلکه مسیحایی بود که با اعجاز خود کلامِ مرده را جانی تازه بخشید. شعر در زبان او هجوم معانی و خروش مفاهیم تعبیرناپذیر است. او به دنبال قافیه نمی‌رود، بلکه قافیه را به دنبال خود می‌کشد. وی حتا به دنبال شعر هم نمی‌رود، بلکه منبع الهام او شعر است:

ای آنکه اندر جان من تلقین شعرم می‌کنی

گر تن زنم خامش کنم، ترسم که فرمان بشکنم

سفیر کشورمان از مثنوی و دیوان غزلیات مولای بلخ، به عنوان دریایی متلاطم و توفانی یاد کرد که آرامش آن زیبا و هیجان آن فتنه‌انگیز است. سروده هایی که روحی ناآرام و بی‌قرار و پر از هیجان و نیرو و لبریز از شور و جذبه را منعکس می‌کند.

نبوغ و استعداد شگرف مولانا در آمیختن غزل و تصوف، از دیگر محورها و موضوعاتی بود که شعردوست طی سخنان خود در این همایش به آن پرداخت و گفت: مولانا به طرزی بی‌سابقه و کم‌نظیر مفاهیم عرفانی را چنان با زبان غنایی و عاشقانه‌ای ادا کرده است که جذب و هضم آن، جز برای طبایع خاص، ظریف و نادرپسند که در موسیقی و غنا روحانیتی جست‌وجو می‌کنند، دشوار می‌شود. موسیقی بسیاری از غزلیات شورانگیز او همچون صدای متوالی امواجی خروشان است که باد آنها را به صخره‌های ساحل می‌کوبد. به گونه‌ای که نه در غزلهای هیچ عارف شوریده‌ای این شور تسکین‌ناپذیر، این امتزاج عشق و فلسفه، این بی‌اعتنایی به هر چه که عشق نیست دیده می‌شود و نه در دیوانهای غنایی هیچ صوفی مجذوبی.

سفیر جمهوری اسلامی ایران در پایان سخنان خود به قول و گفته استاد فقید عبدالحسین زرین‌کوب که خود از مولوی‌شناسان بزرگ است، استناد کرد؛ آنجا که استاد بر این عقیده است که در مقابل تعالیم سرشار از اسرار بلند، که مولانا در مثنوی و غزلیات خویش آنها را به صورت شعر سرود، زندگی او هم در یک سلوک روحانی مستمر، که از همان سالهای کودکی وی آغاز شد، شعری بود که مولانا آن را نسرود، بلکه آن را ورزید، و تحقق داد و به پایان برد.

او گفت: می‌پندارم بدون درک این شعر ناسروده، بدون نفوذ در انگیزه‌هایی که این زندگی را در توالی سالهای عمر، به هدف روحانی یک سلوک معنوی نزدیک کرد، فهم هماهنگی شگرف و معجزه‌آسایی که در حیات مولانا بین او و شعرش وجود دارد، ممکن نیست.

شعردوست زندگی مولانا را شرح جانانه و جنون‌آمیز جوانمردی دانست که پیش از آنکه صبح معرفت، از مشرق سرّش بر دمد و «شمس» عشق در افق اقبالش طالع شود، زاهدی باترس، سجاده‌نشینی باوقار، شیخی زیرک، مرده‌ای گریان بود و وقتی در چنگال شیخ گرفتار شد و دولت عشق را نصیب برد، زنده‌ای خندان، عاشقی پَرّان و آفتابی بی‌سایه شد و این همه را وامدار آن بود که دلیرانه و کریمانه و فارغ از بندگی و سلطنت و شریعت و ملت، تن به قضای عشق داد و پا در قماری عاشقانه نهاد:

خُنُک آن قماربازی، که بباخت هر چه بودش

و نماند هیچش الّا هوس قمار دیگر ...

در این همایش که با مولوی‌خوانی نیز همراه بود، به همت وزارت فرهنگ جمهوری تاجیکستان، اتحادیه اتفاق نویسندگان و انتشارات ادیب، از آخرین چاپ مثنوی معنوی رونمایی شد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن