ایران همچنان مهمترین چالش آمریکا است
در جریان جلسه استماعی که با موضوع بررسی انتخابات ریاست جمهوری در ایران در کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا برگزار شد، ایران همچنان به عنوان مهمترین چالش پیش روی آمریکا توصیف شد. به گزارش تسنیم به نقل از مجلس نمایندگان آمریکا، کریم سجاد پور، کارشناس مسائل ایران در اندیشکده کارنگی در جلسه استماع کمیسیون امور خارجی مجلس نمایندگان با موضوع بررسی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران، تأکید کرد که باید با استفاده از رسانههای جمعی مختلف با مردم و دولت ایران ارتباط برقرار کرد. ایران همچنان بر مهمترین چالشهای سیاست خارجه آمریکا تأثیر گذار است که به این قرارند، سوریه، افغانستان، عراق، منازعه اسرائیل ـ فلسطین، تروریسم، امنیت انرژی و شاید از همه مهمتر تکثیر تسلیحات هستهای.
در جریان جلسه استماعی که با موضوع بررسی انتخابات ریاست جمهوری در ایران در کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا برگزار شد، ایران همچنان به عنوان مهمترین چالش پیش روی آمریکا توصیف شد.
به گزارش تسنیم به نقل از مجلس نمایندگان آمریکا، کریم سجاد پور، کارشناس مسائل ایران در اندیشکده کارنگی در جلسه استماع کمیسیون امور خارجی مجلس نمایندگان با موضوع بررسی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران، تأکید کرد که باید با استفاده از رسانههای جمعی مختلف با مردم و دولت ایران ارتباط برقرار کرد.
ایران همچنان بر مهمترین چالشهای سیاست خارجه آمریکا تأثیر گذار است که به این قرارند، سوریه، افغانستان، عراق، منازعه اسرائیل ـ فلسطین، تروریسم، امنیت انرژی و شاید از همه مهمتر تکثیر تسلیحات هستهای. در حالی که در برخی از این موارد ـ مانند افغانستان و تروریسم، به ویژه ترس متقابل از رادیکالیسم سنی ـ منافع مشترکی میتوان میان این دو یافت، در دیگر موارد ـ از جمله موجودیت اسرائیل و حاکمیت اسد بر سوریه ـ ایران و آمریکا در یک بازی با حاصل جمع صفر درگیرند که بعید است در دولت روحانی تغییر حالتی برای آن رخ دهد.
با این حال حتی در این فضا برای دولت اوباما هم به لحاظ استراتژیک و هم به لحاظ تاکتیکی مهم است که تلاشی جدی برای ایجاد گفتمانی اعتماد ساز با تهران صورت دهد. اگر تحلیلگران شکاکی همچون من اشتباه کرده باشد و آیتالله خامنهای واقعا خواهان یافتن توافقی مسالمتآمیز با گروه ۱+۵ باشد ـ که دربر گیرنده مصالحه هستهای معنادار در برابر برداشته شدن معنادار تحریمها است ـ این برای منافع امنیت ملی آمریکا بسیار سودمند است.
با این حال اگر دولت اوباما تلاش جدی دیگری برای برقراری ایران انجام داد و بار دیگر با مانع مواجه شد، ما همچنان با این واقعیت روبهرو خواهیم بود که تهران و نه واشنگتن، بازیگر سرسخت و لجوج است. پاپیش گذاشتن بیسابقه اوباما در قبال تهران، منجر به شکل گرفتن یک ائتلاف بینالمللی جدی علیه ایران شد که در مقایسه با دستاوردهای دولت بوش بسیار بیشتر و قابل توجهتر است.
لازم است که واشنگتن تفکری خلاقتر را در پیش گیرد، و فراتر از تحریمهای اقتصادی و به این بیاندیشد که چگونه میتوان تغییر سیاسی در تهران را تسهیل کرد. ایران یکی از چند کشور معدود خاورمیانه است که در آن منافع استراتژیک آمریکا و تعهد آن به ارزشهای دموکراتیک در کنار یکدیگر قرار میگیرند و تنش و تقابلی با هم ندارند. برای مثال در حالی که دولتهای نماینده در جهان عرب در مقایسه با وضعیت کنونی خود، ظرفیت کمتری برای ایجاد سیستمهای سیاسی دارند که با منافع آمریکا هماهنگ و همراه باشند، در ایران یک دولت نماینده هم تساهل و تسامح سیاسی و اجتماعی بیشتری را به همراه خواهد داشت و هم روابط مؤثری با آمریکا ایجاد خواهد کرد.
در این فضا این نکته بسیار مهم است که واشنگتن سیاستهایی را در پیش گیرد که گذار ایران به سمت یک دولت نماینده، یعنی دولتی که همه شهروندان در آن میتوانند رئیس جمهور شوند، را تسهیل میکند و نه مانع آن میشود. بهترین راه برای محقق کردن این هدف آن است که مانع آن شویم که حکومت ایران بر جریان اخبار، اطلاعات و ارتباطات کنترل داشته باشد.
در این فضا، کنگره میتواند نقش بسیار مهمی را ایفا کند. هم مطالعات تجربی و هم شواهد نظری حاکی از آن دارد که بخش قابل توجهی از مردم ایران اخبار خود را از تلویزیون بیشتر از هر منبع دیگری دریافت میکنند. تلویزیون ماهوارهای یکی از مهمترین ابزارهایی است که مردم ایران با استفاده از آن به پوشش خبری یا اطلاعات مستقل، فرای از سانسور و کنترل حکومتی، دست پیدا میکنند.
متأسفانه شبکه خبری فارسی صدای آمریکا در این باره بسیار ضعیف عمل میکند. در حالی که شبکه بیبیسی فارسی ظرف همین مدت کوتاه، به منبع خبری قابل توجهی برای مردم ایران تبدیل شده است ـ که در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ نقش مهمی در آگاهی بخشی به مردم ایران ایفا کرد ـ شبکه خبری فارسی صدای آمریکا به دلیل ضعف مدیریت، کمبود نیروی ماهر و ضعف در تولید محتوا، کاری از پیش نبرده است.
مشکلات شبکه خبری فارسی صدای آمریکا تنها با تغییر دادن چند تن از کارمندان ارشد شبکه حل نخواهد شد، بلکه نیازمند تغییر و تحولی اساسی است. تقریباً هر کسی که به دقت کارهای شبکه خبری فارسی صدای آمریکا را دنبال کند به همین نتیجه میرسد که نمیتوان روزنامهنگاران باذکاوت را جلب کرد و محتوای تلویزیونی مدرن، خلاق و فارسی زبانی را تولید کرد آنهم با محدود بودن در مرزهای دولت آمریکا.
در نتیجه من بر این باورم که لازم است شبکه خبری فارسی با عناصری در خارج از صدای آمریکا کار کند و شبکه همکاری خصوصی ـ دولتی گستردهتری را ایجاد کنند، چیزی شبیه به بیبیسی، که از جانب دولت آمریکا حمایت میشود اما توسط کارشناسان رسانهای و نه بروکراتهای دولتی اداره و مدیریت میشود. این به بودجهای فراتر از بودجهای که در حال حاضر شبکه خبری فارسی صدای آمریکا در یافت میکند، نیازمند نیست. با مبلغی کمتر از مبلغی که میتوان یک جنگنده اف۱۵ فراهم کرد میتوانیم در آگاهی بخشی به دهها میلیون نفر از ایرانیان نقشی مهم ایفا کنیم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.