موسیقی سنتی دلسوز ندارد

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۲۶۵۹۶۰۰ سایت-خوان

لی‌لا رضاییمتولد سال ۱۳۵۶و از خوانندگان سنتی ایران است که با وجود سن کمش توانسته با گروه‌های بزرگی همچون ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر ملی ایران و دستان همکاری کند.

او را می‌توان یکی از امیدهای کشورمان برای جهانی کردن موسیقی سنتی ایران دانست، هرچند مشکلات زیادی در ادامه این مسیر و رسیدن به چنین هدفی خواهد داشت. سالار عقیلی با وجو سن کمی که دارد، سوابق خوبی را در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده است. تا کنون آلبوم‌های بسیاری را روانه بازار موسیقی کرده و استقبال از کنسرت‌های او در تهران و حتی شهرستان‌ها گواه این ادعاست که قشر جوان با موسیقی او ارتباط تنگاتنگی برقرار کرده‌اند. می‌توان او را نقطه عطفی دانست برای آشتی دادن مردم با موسیقی سنتی. به بهانه همه این حرف‌ها و برگزاری کنسرتش در شهریورماه با این خواننده گفت‌وگو کرده‌ایم.

pic۱



به‌عنوان خواننده‌ای که مخاطبان بسیاری اعم از جوان و مسن دارد، فکر می‌کنید چرا موفق به جذب مخاطبان از طیف‌های مختلف شده‌اید؟
به اعتقاد من موسیقی زبان بین‌المللی آدم‌هاست. من همیشه سعی کرده‌ام با زبان بین‌المللی با مردم کشورم و نیز با مردم دنیا ارتباط برقرار کنم. داشتن زبان بین‌المللی حسن بزرگی برای یک فرد است. اما ناگفته نماند من تحت هیچ شرایطی منتظر این نیستم که تمام مردم ایران و تمام مردم در گوشه گوشه دنیا موسیقی من را بشنوند و از آن لذت ببرند. چرا که هر موسیقی مخاطب خود را دارد و هر شخص سلیقه خاص و منحصر به خود را دارد که با توجه به آن دست به انتخاب موسیقی شنیداری خود می‌زند. ضمن اینکه چون ما اهل موسیقی هستیم و از شنیدن آن لذت می‌بریم دلیل نمی‌شود همه از آن لذت برده و از شنیدن آن حس خوشایندی داشته باشند. اما در کل این موسیقی است که روح را تغذیه می‌کند و همه می‌توانند برای روح خود با توجه به احتیاج و ذائقه‌ای که دارند موسیقی دلخواه خود را انتخاب کنند.
ولی عده‌ای نیز با این موسیقی از ریشه مخالف هستند.

pic۲

pic۳


نظر یک عده مخصوص به هیچ وجه ملاک نیست. در هر صورتی و تحت هر شرایطی کسانی هستند که با هر موضوعی و هر هنری مخالفت داشته باشد و این مخالفت خود را نشان بدهند. اما نظر آنها چه اهمیتی می‌تواند داشته باشد وقتی که موسیقی راه خود را می‌رود؟
شما در کارهایتان به این مخالفت‌ها توجه می‌کنید؟
همان‌طور که گفتم موسیقی راه خودش را می‌رود و هر کس با هر سبکی راه خودش را دنبال می‌کند. من برای تمام مخاطبان موسیقی سنتی می‌خوانم و می‌دانم که این سبک از موسیقی طرفداران خود را دارد.
من نه‌تنها فکر نمی‌کنم که موسیقی سنتی مخاطب ندارد بلکه به اعتقاد من نه تنها نگاه‌ها به موسیقی سنتی کمرنگ نشده بلکه در شرایط مختلف شاهد این بوده ام که بیشتر نگاه‌ها به سمت این نوع از موسیقی بوده است و مردم از روی شناختی که دارند دست به انتخاب آن می‌زنند.
مخاطب غیرایرانی چه جایگاهی در میان موسیقی سنتی دارد؟ اصلا به این موسیقی توجه می‌کند و به سمت آن گرایش دارد؟
در شرایط موجود و با توجه به اینکه برنامه گذاران بیشتر از هر چیز به فکر پر کردن جیب خود هستند باید بگویم هنوز این موسیقی به مردم دنیا شناسانده نشده و آن طور که باید و شاید شناخته شده نیست. این در حالی است که اگر قبل از پر کردن جیب خود دلشان به حال مملکتشان بسوزد می‌توانند به بسط و گسترش این موسیقی کمک بزرگی کرده باشند. اما متاسفانه تعداد افراد دلسوز در این عرصه کم است. موسیقی ایرانی هنوز نتوانسته پا را فراتر از دروازه‌های وطنی بگذارد و به آن سوی مرزها برود.
البته جهانی نشدن موسیقی ما دلایل سیاسی هم دارد که پرداختن به آن در این مقوله نمی‌گنجد. سیاه نمایی‌هایی که در مورد ایران شده این امکان را به جهانیان نمی‌دهد که از هنر این کشور بهره‌مند شوند.
نکته‌ای را داخل پرانتز بگویم. ما در کنسرت‌های خود توانستیم نظر مخاطب خارجی را نیز به موسیقی خود جلب کنیم. مردم جهان اگر این نوع موسیقی را بشنوند حتما با آن ارتباط بر قرار می‌کنند اما متاسفانه تبلیغات در این زمینه اندک است و وقتی موسیقی شنیده نشود چگونه می‌توان به جهانی شدن آن فکر کرد. باید از ریشه کار را درست کرد.
ولی آنچه به نظر می‌رسد این است که مردم به این سبک از موسیقی علاقه چندانی نشان نمی‌دهند مگر خواص! این چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟
در برهه‌های مختلف تاریخی با توجه به اینکه عوامل بسیاری وجود دارند تا موسیقی سنتی مورد توجه قرار نگیرد، گاهی اتفاق افتاده که نگاه‌ها به آن عوض شده است، اما در شرایط زمانی دیگر سلیقه‌ها به سمت این موسیقی بوده است و بسیاری از مردم از آن استقبال کرده‌اند. با این تفاسیر در یک جمله می‌توان گفت معیارهای زیبایی مختلف که در شرایط زمانی، متفاوت است در انتخاب موسیقی نیز تاثیر خود را دارد و مردم بر اساس شرایط اجتماعی، روحی و حتی اقتصادی که دارند دست به انتخاب موسیقی می‌زنند. مردم در هر شرایطی به دنبال علایق خود می‌روند و سلیقه‌شان بیش از هر چیزی برایشان اهمیت دارد. ضمن اینکه اگر به مردم کار خوب ارائه شود حتما از آن استقبال می‌کنند و برایشان مهم نیست که چقدر بابت آن هزینه می‌کنند.
ولی شرایط اقتصادی ربط مستقیم به هزینه کردن در این زمینه‌ها دارد.
درست است که شرایط اقتصادی تاثیر مستقیم روی انتخاب‌ها دارد و حتی ضعیف بودن شرایط اقتصادی موجب می‌شود مردم به سمت موسیقی نروند.چرا که دیگر در توانشان نیست بابت رفتن به کنسرت و خریدن آلبوم موسیقی هزینه کنند.
صحبت از قیمت و هزینه‌های کنسرت و آلبوم موسیقی شد. فکر نمی‌کنید این هزینه‌ها برای مردم زیاد باشد یا در روند موسیقی ایران تاثیر داشته باشد؟
نه من بلکه تمام دوستان موسیقی می‌دانند که اصلا یکی از دلایلی که باعث می‌شود تامردم به سمت موسیقی کشیده نشوند، همین مساله اقتصادی خانواده‌هاست. همان‌طور که می‌دانیم الزاما افراد فرهنگی کشور ما افراد مرفهی نیستند که بتوانند برای این قبیل کارها هزینه کنند. به‌خصوص مخاطبان موسیقی سنتی که از قشر کم درآمدتر جامعه ما هستند و برای هزینه‌ها سخت می‌توانند
تصمیم بگیرند.
با این همه چنین چیزی دلیل نمی‌شود که صاحب اثر در تولید اثرش کم کاری کند و جنس ارزان به مخاطبش بدهد.
بله همین‌طور است. شنونده باید از شنیدن موسیقی دلخواهش لذت ببرد و احساس رضایت داشته باشد. یک خواننده یا آهنگساز باید طوری کار کند که همه بتوانند در شرایط یکسان از هنر او استفاده کنند و با او و کارهایش ارتباط برقرار کنند در غیر این صورت نمی‌تواند احساس موفقیت کند و مردم را با خود همراه کند.
شما برای مخاطبانتان چه کار کردید؟
همیشه سعی‌ام بر این بوده که جوان‌ترها را نیز با خود همراه کنم نه اینکه فقط افراد مسن طرفدار موسیقی‌ام باشند. من سعی داشته‌ام مخاطبانم را با موسیقی سنتی آشتی بدهم و امیدورام که موفق به انجام این کار شده باشم.

pic۴


فکر می‌کنید چرا باید جوان‌ها را به شنیدن موسیقی سنتی ترغیب کرد در حالی که آنها خود به سمت موسیقی در سبک‌های دیگر و از جمله پاپ می‌روند؟
برای اینکه تبلیغات در زمینه موسیقی سنتی کم بوده و جوان‌ها شناخت کافی از آن ندارند. رسانه‌ها به جای پرداختن به موسیقی سنتی و آشنا کردن جوان‌ها با آن، آهنگ‌های دست چندم خواننده‌های پاپ و... را پخش می‌کنند. با موسیقی سنتی کلا مهربان نیستیم و به همین دلیل است که جوان‌ها با این نوع از موسیقی کمتر آشنایی دارند. وقتی آنها موسیقی سنتی را در جای جای زندگی خود نمی‌شنوند، مشخص است که نسبت به آن بی‌توجهند. در مقابل آن در جامعه آنها مدام آهنگ‌های زیر زمینی و پاپ مصرفی را می‌شنوند و چون هر روز در گوش آنها پر می‌شود و خواه ناخواه آن را می‌شنوند به آن عادت کرده و بعداز عادت کردن مدام از آن استفاده می‌کنند. دلیل استقبال و توجه جوان‌ها به موسیقی پاپ همین است که آن را زیاد می‌شنوند. ضمن اینکه هنرمندان این عرصه نیز باید آثاری ارائه کنند که با مذاق آنها خوش بیاید و بتوانند با آنها ارتباط تنگاتنگی برقرار کنند.
علاوه بر انجام چنین کارهایی می‌بایست به ماندگاری هم اندیشید. غیر از این است؟
نه. اتفاقا یکی از بحث‌هایی که همیشه در این میان مطرح است همین بحث ماندگاری است. من و دوستانم همیشه سعی امان بر این بوده که کارهایمان مختص زمان حال نباشد و اگر سال‌ها و سالیان بعد هم کسی آنها را گوش کرد به تازگی آن ایمان بیاورد. من دوست دارم برای نسل‌های مختلف، در زمان‌ها و مکان‌های مختلف با جغرافیای متفاوتشان کار انجام دهم که نهایتا منجر به ماندگاری آنها شود. نه اینکه امروز کسی کارهایم را گوش کند و فردا از شنیدن و گوش کردن آن اشباع شود. دوست دارم برای نسل‌های آینده نیز کار کرده باشم. در مورد برخی از کارهایم این اطمینان را می‌دهم که تا سالیان سال شنیده خواهند شد و نسل‌های بعدی آنها را گوش خواهند کرد. این کارها، کارهایی نیستند که من فقط برای مخاطبان امروزم ساخته و خوانده باشم، بلکه برای مخاطبان سال‌های بعدهم کار کرده‌ام.
چرا به ماندگاری این آثار اطمینان دارید؟
برای اینکه این موسیقی از جامعه ریشه گرفته است، از جنس مردم است و از دل آنها حرف می‌زند. مگر نه اینکه از قدیم گفته‌اند آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند؟ موسیقی سنتی ایران ریشه در باورها، اعتقادات و سنت مردم این سرزمین دارد بنابراین ذاتا با آن عجین هستند. با این وجود باید سطح دانش و سواد و اطلاعات مردم را بالا برد، چرا که در این صورت نگرش آنها نسبت به موسیقی سنتی تغییر خواهد کرد و با دید وسیع‌تری به آن نگاه می‌کنند.
انتخاب اشعار کلاسیک برای موسیقی سنتی یک رسم خوشایند در این زمینه است. این در حالی است که گاه کلمات موجود در این قطعات به قدری برای مردم سخت است که متوجه آن نمی‌شوند.
اتفاقا یکی از دلایلی که مردم ما از موسیقی سنتی رویگردان شده بودند همین غیرقابل فهم بودن اشعار موسیقی سنتی بود. پرداختن به موسیقی سنتی نباید دلیلی بر این باشد که خواننده و آهنگساز از اشعار به روزتر و از شاعران معاصر و حتی از اشعار نیمایی و سپید استفاده نکنند. استفاده از اشعاری که با شرایط روز جامعه و مردم همخوانی دارد، می‌تواند به جذب آنها به سمت موسیقی سنتی کمک قابل توجهی کند. اما نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که اساسا موسیقی سنتی با ادبیات نو بیگانه است. اشعار کلاسیک بر روی موسیقی سنتی بیشتر جواب داده‌اند و با وجودی که به گفته شما شاید مردم متوجه کلام آن نشوند ولی حس آن را درک می‌کنند. گویا اشعار کلاسیک برای استفاده در موسیقی سنتی سروده شده‌اند که به خوبی در آنها می‌نشینند.
از اینها که بگذریم اخیرا گلایه داشتید در خصوص اینکه آهنگ وطنم وطنم شما در فیلم سینمایی قلاده‌های طلا استفاده شده و خود از آن بی‌خبر بوده‌اید. جریان از چه قرار است؟
از آن جایی که من کارهای کارگردان این فیلم سینمایی را دنبال نمی‌کنم، خیلی دیر متوجه چنین موضوعی شدم. ولی وقتی متوجه آن شدم، بسیار ناراحت شدم که چرا بدون اجازه من باید دست به چنین کاری بزنند. این در حالی است که بارها کارگردان‌هایی بوده‌اند که اگر خودشان هم تماس نگرفته اند عوامل فیلمشان با من تماس گرفته و اجازه پخش آهنگ‌هایم را از فیلمشان خواسته‌اند.
ممکن بود شما با استفاده از آهنگتان در این فیلم مخالفت کنید؟
من به عنوان صاحب یک آهنگ و خواننده آن باید فیلم را ببینم و بدانم که قرار است آهنگم بر روی چه فیلمی و با بازی کدام بازیگران خواهد نشست. وقتی ندانم یعنی از کوچک‌ترین حقوق مولف بودن خود بازمانده‌ام. کاش این دوستان عزیز قبل از اینکه به پخش آهنگم در فیلمشان اقدام می‌کردند نسخه‌ای از فیلم را برایم می‌فرستادند تا به آن آهنگم قرار است در چه فیلمی پخش شود. این خواسته و توقع بزرگی نیست.


نیم نگاه
سالار عقیلی، خواننده جوان موسیقی سنتی ایران، متولد ۱۱ آذر سال ۱۳۵۶ تهران است. او از سن ۸ سالگی به موسیقی علاقه‌مند شد و از طریق مادر و برادرش که پیانو می‌نواختند، با سازهای مختلفی چون پیانو و تنبک آشنا شد و نزدیک به ۲۴ سال است که عاشقانه در راه موسیقی گام برمی‌دارد. عقیلی در سال ۱۳۷۲ وارد هنرستان موسیقی شد و در آن جا با استادان مختلف موسیقی آشنا و با دیپلم سنتور از هنرستان موسیقی فارغ‌التحصیل شد. این خواننده جوان عرصه موسیقی سنتی از سال دوم به بعد به آواز ایرانی علاقه‌مند شد و نزد استاد صدیق تعریف، به مدت ۶ سال ردیف آوازی را فرا گرفت. همسر سالار عقیلی، حریر شریف‌زاده نوازنده پیانو است و به گفته عقیلی، در حال حاضر در بین جوان‌ها تنها کسی است که سبک مرتضی خان محبوبی را در پیانو می‌نوازد و همچنین باعث نخستین کنسرت وی نیز، همسرش
بوده است. از جمله آثار سالار عقیلی می‌توان به «سایه‌های سبز» ساخته ارشد طهماسبی با اجرای گروه دستان سال ۸۲، «دریای بی‌پایان» ساخته سعید فرجپوری با اجرای گروه دستان در سال ۸۵، «سعدی نامه» ساخته ارشد طهماسبی با اجرای گروه دستان در سال ۸۶، «عشق ماند» ساخته ارشد طهماسبی با اجرای گروه نوروز در سال ۸۰، این به عنوان نخستین اثر خواننده، «به نام گل سرخ» ساخته حمید متبسم با اجرای گروه دستان و «مایه ناز» در سال ۸۸ اشاره کرد. سالار عقیلی از آن دسته خوانندگان جوان و خوش‌صدایی است که با برگزاری کنسرت‌های متعدد در زمینه موسیقی سنتی به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته است.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن