مدیران بورس با چه پیامدهایی تغییر میکنند؟
گروه بورس – شمار زیادی از مدیران بورسی در سال جاری یا جای خود را به مدیر دیگری واگذار کردهاند یا جابهجا شدهاند. روند تغییر و جابهجایی مدیران بورس در دو سال اخیر به دلایل متعدد شدت گرفته است.
روند تغییر و جابهجایی مدیران بورسی که بدون پیامد و تبعات هم نیست، به دلایل متعددی در سال جاری ادامه داشت.
رفتوآمد مدیران
یکی از مهمترین دلایل تغییر مدیران کاهش سطح سودآوری شرکت و انتشار گزارشهای نامطلوب است. چراکه اصلیترین ابزار تحلیل فعالان بازار سرمایه صورتهای مالی شامل صورت سودوزیان، ترازنامه و ... است. در این میان صورت سودوزیان به دلیل افشای سود هر سهم (EPS) از اهمیت بیشتری نزد سهامداران برخوردار است، چون که سهامداران با در اختیار داشتن سود هر سهم میتوانند قیمت سهام شرکت مزبور را از روشهای مختلف ارزشگذاری برآورد کنند، اما انتشار گزارشهای نامطلوب به عوامل مختلفی وابسته است. به بیان سادهتر عوامل زیادی در افزایش یا کاهش سودآوری شرکتها موثر هستند که از آن جمله میتوان به قیمت مواد اولیه و محصول نهایی، نحوه مدیریت منابع، تغییرات کلان سیاسی و اقتصادی داخلی و بینالمللی و ... اشاره کرد. با این حال عامل تعیینکننده مهم در این میان در کنار عوامل فوق تصمیمگیری اعضای هیاتمدیره و مدیرعامل به عنوان بالاترین مقام اجرایی شرکت برای تغییر مدیران است، نقش بسزایی در سمتوسوی شرکتها دارند.
دلایل دیگر
با تمام اینها، عمدهترین دلایل جابهجایی و تغییر مدیران را میتوان در نارضایتی سهامداران عمده از عملکرد مدیر، وابستگی مدیران به جریانهای سیاسی و تغییرات مدیریتی متعاقب تحولات سیاسی، تغییر ترکیب سهامداران عمده، تصاحب (Take Over) شدن شرکت توسط سهامداران جدید، نیاز سهامداران عمده به تغییر دادن نگرش بازار از طریق تغییر مدیران، همراستا نبودن اهداف مدیرعامل با سهامداران عمده، جابهجایی مدیرعامل به منظور استفاده بهینه از وی در شرکتی دیگر به واسطه عملکرد مثبت در نهایت بازنشستگی خلاصه کرد.
دو دیدگاه
با این حال دو دیدگاه درخصوص تبعات تغییر مدیران در بورس تهران وجود دارد. طرفداران دیدگاه نخست بر این باورند که جابهجایی مدیران فارغ از عملکرد و نقش آنها در سودآوری شرکتها رخ داده است و مهمترین دلایل بروز تغییرات به جابهجاییها در سطح سهامداران عمده به واسطه تغییرات سیاسی مرتبط است.
دلایل این دسته از کارشناسان نیز عدمتغییر رویه فعالیت شرکت قبل و پس از جابهجایی مدیران است و در نتیجه وضعیت معاملات و قیمت سهام این گونه شرکتها نیز در اثر این فعل و انفعالات دستخوش تغییر جدی شده است. طرفداران دیدگاه نخست با مطالعه روند فعالیت اکثر شرکتهای بورسی به ویژه شرکتهای سرمایهگذاری در یک دوره زمانی بلندمدت بر این عقیدهاند که جابهجایی مدیران تاثیری چندانی بر سودآوری شرکتها نداشته است بلکه عامل اصلی بهبود و یا وخیمتر شدن وضعیت شرکتها، عوامل بیرونی خارج از محدوده اختیارات مدیران بوده است.
اما برخی از کارشناسان یا دارندگان دیدگاه دوم بر این عقیدهاند که جابهجایی و تغییر مدیران امکان اجرای برنامه دقیق استراتژیک شرکتها را از میان برده است، باعث سلب اعتماد مدیران به حضور خود در شرکت در میان مدت شده و آنها را در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمیگیری محافظهکار کرده است. از سوی دیگر تغییر و جابهجایی مکرر، امکان پاسخگویی مدیران و پاسخخواهی سهامداران در مجامع به حداقل رسانده است و زمینه فرافکنی برای مدیران جدید و قدیم را هموار میسازد و در مجموع بیشترین ظلم را به نقش و کارکرد مدیران در بازار و ارزشگذاری شرکتها داشته است.
اعمال سلیقه، آفت مدیریت سرمایهگذاریها
یک کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با خبرنگار ما با تاکید بر اهمیت برنامه استراتژیک در شرکتهای سرمایهگذاری افزود: مدیریت یک شرکت هلدینگ باید بر طبق اهداف و دستورالعملهای خود تصمیمگیری کند نه اینکه از اعمال سلیقه در تدوین برنامهها استفاده کند.
وی ادامه داد: پرتفوی این شرکتها باید براساس اهدافی تبیین شود و نباید به خاطر سلایق جدید، سهام دیگر به این پرتفوها وارد شوند. این کارشناس تاکید کرد: اینکه با شرکتهای سرمایهگذاری بدون اطلاع سهامداران خود، به سراغ سرمایهگذاری جدید و بیربط با ماهیت فعالیت خود میروند از عواملی است که سهام این گروه را با مشکل مواجه میکند. وی زدوبندها و روابطی که در شرکتهای سرمایهگذاری وجود دارد را از جمله دلایل تغییر مدیریت عنوان کرد. وی با طرح این سوال که آیا اصولا مدیران دارای چنین اختیاراتی هستند؟ اظهار داشت: اعمال سلیقه در پرتفوی این شرکتها آثار سویی دارد که سهامداران را متضرر خواهد ساخت. چرا که عدم وجود الزام در حوزه مدیریت این شرکتها، شرکتهای هلدینگ را گرفتار خواهد ساخت. به طور مثال سرمایهگذاری... با خریدن... که یک شرکت پیمانکاری بود، یا... با خرید... در پرتفوی خود زیان کردند. وی ادامه داد: این مساله در نهایت سبب میشود سهام این شرکتها در قیمتهایی معامله شوند که کمتر از NAV این شرکتهای سرمایهگذاری با سرمایههای عظیم است. به این ترتیب سهامداران نیز به این سهام بیاعتماد میشوند و سهام گروه با اقبال کمتری مواجه میشود.
مدیر سرمایهگذاری از برنامه استراتژیک پیروی کند
این کارشناس بازار سرمایه با تاکید بر اینکه مدیریت این شرکتها باید برای تصمیمات خود پاسخگو باشند، گفت: باید با ارائه و طرح استراتژیهای بلندمدت در این شرکتها مدیران آنها را ملزم به پیروی از این اصول برای هدایت پرتفوی این شرکتها و سرمایهگذاریهای جدید کنند.
وی یادآور شد: خریدهایی که با عدم شناخت در این شرکتها و صرفا با تعارفاتی که بین مدیران این شرکتها برای حل شدن مشکلات دیگر شرکتها صورت میگیرد و با زیان همراه میشود، دلایل اصلی تقسیم نشدن سود در شرکتهای سرمایهگذاری است. به طوری که شرکتها را مجبور به افزایش سرمایههای پی در پی کرده است که تنها نتیجه آنها دقیق شدن سهامشان بوده است.
نمود مدیریت حرفهای در سرمایهگذاریها
همچنین شایان آرانی، کارشناس بازار سرمایه هم نیز با تاکید بر نقش مدیریت در خلق ارزش در شرکتهای سرمایهگذاری گفت: در اکثر کشورهای دنیا، مدیریت حرفهای را میتوان در شرکتهای سرمایهگذاری دید.
وی ادامه داد: توقع خلق سبدی با حداکثر بازده سرمایهگذاری و به حداقل رساندن ریسکهای رایج در بازار از جمله مواردی است که مدیر شرکت سرمایهگذاری با آن مواجه است.
شایان آرانی ادامه داد: این اهمیت در مدیریت شرکتهای سرمایهگذاری است که تغییرات را در شرکتهای سرمایهگذاری دوچندان میکند.
وی تاکید کرد: بنابراین حسن شهرت مدیر در شرکتهای سرمایهگذاری در سوددهی این شرکتها نیز اثرگذار است و میتواند بازار را نسبت به این شرکتها مطمئن سازد.
با توجه به این نکته قطعا میتوان گفت، تغییرات زیاد مدیران سرمایهگذاری در فواصل کوتاه و بدون برنامهریزی به ضرر سهامداران این شرکتها است.
چرا که به نظر میرسد هیاتمدیره صرفا به دنبال تغییر بوده است تا بلکه خود را از وضعیت فعلی رها کند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.