راهکارهای خروج صنعت چای از شرایط نامساعد<br>
<p> گروه صنعت و معدن- داستان تجارت و تولید چای در ایران دست کم در ۵۰ سال اخیر یک مضمون ثابت داشته است: «افزایش واردات چای خارجی موجب شده چای داخلی در فروش دشواری پیدا کند و کارخانههای چای و چایکاران ایرانی، موقعیت نامناسبی را تجربه کنند. » این داستان با شدت و ضعف در دولتهای پس از جنگ وجود داشته و تاخیر در پرداخت کمک به کارخانههای چای یک ماجرای تکراری است. تاکنون چندین بار از طرف دولتها، گامهایی برای اصلاح ساختار تولید و تجارت چای برداشته شده است که البته کامیابی به دست نیامده است. دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهشهای مجلس به تازگی گزارشی از مشکلات صنعت چای را تهیه و برای برون رفت از این مشکلات راهکارهایی پیشنهاد کرده است. </p>
گروه صنعت و معدن- داستان تجارت و تولید چای در ایران دست کم در ۵۰ سال اخیر یک مضمون ثابت داشته است: «افزایش واردات چای خارجی موجب شده چای داخلی در فروش دشواری پیدا کند و کارخانههای چای و چایکاران ایرانی، موقعیت نامناسبی را تجربه کنند.» این داستان با شدت و ضعف در دولتهای پس از جنگ وجود داشته و تاخیر در پرداخت کمک به کارخانههای چای یک ماجرای تکراری است. تاکنون چندین بار از طرف دولتها، گامهایی برای اصلاح ساختار تولید و تجارت چای برداشته شده است که البته کامیابی به دست نیامده است. دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهشهای مجلس به تازگی گزارشی از مشکلات صنعت چای را تهیه و برای برون رفت از این مشکلات راهکارهایی پیشنهاد کرده است.
در گزارش یاد شده ضمن آوردن تاریخچهای از سیاستهای تنظیم بازار چای در ایران و تلاشها برای اصلاح ساختار از دهه ۱۳۵۰ تا امروز، آمده است: تا قبل از اجرای طرح اصلاح ساختار چای، بیش از ۱۰۰ موسسه با نام و محصول تجاری و ثبت شده در امر بستهبندی و توزیع چای که اغلب از افراد صاحبنظر و خوشنام در این زمینه بودند، کنار کشیدند و تعداد اندکی از این افراد، عاملیت توزیع چای چند مارک خارجی را به دست گرفتند و برای رقابت با قاچاقچیانی که در سیستم دولتی مخفی بودند، وارد بازار شدند. آنها بازار چای کشور را از انواع چایهای خارجی اسانس زده اشباع کردند. این حرکت عکسالعمل این افراد در مقابل سیاستهای غلط بازرگانی کشور در خصوص ممنوعیت واردات رسمی چای و روی آوردن به واردات غیررسمی بود.
نتیجه اینکه با وجود اعلام سیاست ممنوعیت واردات رسمی چای در سالهای برنامه سوم از سوی وزارت جهاد کشاورزی و به دنبال آن افزایش واردات غیررسمی و اشباع شدن بازار از انواع چای خارجی قاچاق، چای تولید شده در طی سالهای برنامه سوم توسعه به فروش نرسید. در سالهای برنامه سوم، بیش از ۲۳۵هزار تن چای خشک تولید شد که حدود ۵۰هزار تن آن صادر شد، ولی مجددا به صورت چای بازسازی شده و اسانس زده وارد بازار شد.
بازرگانی و مصرف چای در ایران
مصرف سرانه چای در ایران ۱/۵ کیلوگرم برآورد شده است. با احتساب ۷۶میلیون نفر جمعیت کشور، میزان نیاز کشور به چای حدود ۱۱۴هزار تن برآورد میشود. میزان تولید چای در کشور حدود ۳۰هزار تن است که به دلایلی فقط بخشی از آن به مصرف میرسد. در برنامه سوم توسعه، کمیته کارشناسی ارتقای کیفیت چای با یک بررسی جامع، میزان مصرف چای از منابع داخلی و خارجی را تعیین کرد. نتایج بررسیها نشان میدهد که حدود ۲۰درصد چای مصرفی کشور در دوره اجرای برنامه توسعه مذکور از منابع داخلی و ۸۰درصد از منابع خارجی تامین شده است.
اعمال سیاست ممنوعیت واردات چای از اواخر سال ۱۳۷۹، همچنین واردات غیرمجاز و قاچاق چای، شبکه توزیع و مصرف کشور را فراگرفت و امنیت تولید و سرمایهگذاری در بخش تولید و صنعت و امنیت بهداشتی جامعه را مورد تهدید قرار داد. واردات، نسبت به میزان تولید داخلی سرانه به طور کامل کششپذیر است. به عبارت دیگر، اگر درآمد خانوارهای ایرانی به میزان یک درصد افزایش پیدا کند، میزان واردات چای حدود ۶/۳ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. این امر از یک طرف دلالت بر جایگاه مهم این کالا در سبد مصرفی خانوارهای ایرانی دارد و از طرف دیگر بازگوکننده تمایل خانوارهای ایرانی به مصرف چای وارداتی (خارجی)، کیفیت نازل چای خشک داخلی ناشی از عدم پیشرفت فناوری فرآوری، کیفیت پایین برگ سبز چایکاران داخلی و سیاستگذاریهای ناصحیح در مورد این صنعت در طول سالهای گذشته است.
در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده است: میزان مصرف سرانه چای در ایران از رقم ۱۸/۱ کیلوگرم در سال ۱۳۵۶ به حدود ۵/۱ کیلوگرم در سال ۱۳۹۱ و مصرف کل چای نیز از ۳/۴۱ هزار تن در سال ۱۳۵۶ به حدود ۱۱۴هزار تن در سال جاری رسیده است. این در حالی است که میزان تولید چای داخلی تقریبا یک سوم از نیاز کشور را تامین می کند و بقیه از محل واردات تامین می شود. در حال حاضر ۱۸۲ کارخانه چایسازی در کشور وجود دارد. روش متداول چای سازی نیز تولید چای سیاه است. این در حالی است که اصولا در دنیا سه روش چایسازی وجود دارد که به آنها روش چایسازی با تخمیر کامل، یا تخمیر ناقص و بیتخمیر گفته میشود.
در این میان، ناکارآمدی سیاستهای دولت در زمینه اجرای طرح اصلاح ساختار چای، باعث تغییر سیاست به سمت پرداخت کمک بلاعوض به باغداران به منظور اصلاح باغات و تولید محصول کیفی شد. اما اجرای این سیاست نیز در عمل با مشکلات تامین نشدن به موقع منابع لازم بانکی مواجه و نارضایتی باغداران را به همراه داشت.
در سال ۱۳۸۴ مجددا سیاست خرید تضمینی برگ سبز و تحویل به کارخانهها به قیمت ارزانتر و خرید چای سیاه تولید شده از کارخانهها احیا شد.
اما هماکنون وضعیت بازار چای کشور نشاندهنده آن است که به میزان چندین برابر مجوزهای صادرات، انواع چایهای خارجی در شبکه توزیع موجود است و این نشاندهنده آن است که سیستم بازرگانی کشور ناکارآمد است یا در جهت اهداف و سیاستهای دولت حرکت نمیکند.
زنجیره صنعت چای از هم گسسته است. ارتباط متقابل و تنگاتنگی بین چایکار و چایساز و بازرگان چای وجود ندارد و هر یک منافع خود را به صورت انفرادی دنبال میکنند. مرسوم شدن حقالعمل کاری کارخانهها موجب شده تا کارخانهها منافع خودشان را در تحویل حجم بالای برگ سبز ولو با کیفیت بسیار اندک و حتی در مواردی بیش از ۲ تا ۳ برابر ظرفیت واقعی خود ببینند و مسوولیتی در تولید کیفی کالا نمیپذیرند.
با توجه به حجیم بودن محموله های چای و نبودن اماکن نگهداری، همچنین اشباع بودن بازار از چای، رغبت چندانی برای جلوگیری و مبارزه جدی با قاچاقچیان چای به کشور به صورت فیزیکی وجود ندارد و باید روش مبارزه با این پدیده از طریق اصول سیاستگذاری مرتفع شود.
قاچاق کالا در شرایط کنونی کشور یک تهاجم اقتصادی است و با از بین بردن امنیت تولید و تولیدکننده، سرمایهگذار و اشتغال، بهداشت جامعه را به مخاطره خواهد انداخت، به همین دلیل لازم است به صورت اصولی با این پدیده برخورد شود. مسوول و متولی این امر نیز دولت است، نه بخش خصوصی، زیرا مبارزه با قاچاق و نظارت بر شبکه توزیع از وظایف دولت است و اهرمهای نظارتی، مبارزه و کنترل واردات و صادرات نیز در دست دولت است.
برخی راهکارها
در بسیاری از کشورهای دنیا تولید چای به عنوان یک محصول صنعتی در قالب قراردادهای کشت صورت میگیرد. در سالهای منتهی به دهه ۱۳۶۰ چنین نحوه تولیدی به صورت نانوشته در ساختار چای کشور وجود داشت و کارخانه و تولیدکننده با هم مرتبط بودند و حتی مساعده مورد نیاز تولیدکننده در اختیار او قرار میگرفت، بنابراین اعاده و اصلاح این سیستم راهحل مشکل خواهد بود.
با توجه به مزیتهای تولید و اشتغال در صنعت چایسازی کشور بهتر این است که همه ساله میزان معینی از انواع چای قابل اختلاط از لحاظ مزه، رنگ، طعم و بو، توسط تشکلها و تجار وارد و پس از اختلاط و بستهبندی عرضه شود.
یکی دیگر از راههای جلوگیری از ورود غیرمجاز چای خارجی و حمایت از تولید داخلی و ساماندهی بازار چای، سیاست قیمتگذاری است که باید از سوی دولت اعمال شود. اگر چه قیمت بالای چای قاچاق یک تهدید است، ولی یک فرصت بسیار مناسب برای تولید داخلی است که با داشتن مزیت رقابتی میتوان با ارتقای کیفیت آن، در بازار جهانی نیز عرضه شود.
با توجه به اختلاف قیمت انواع چای ایرانی با انواع چایهای خارجی موجود در بازار و وجود مزیت نسبی برای رقابت چای ایرانی با چای خارجی، دلیلی برای پرداخت یارانه از سوی دولت برای تحویل برگ سبز به کارخانهها وجود ندارد. در واقع بهتر است در ابتدای فصل خرید برگ سبز، تسهیلات کافی (به جای یارانه) در اختیار کارخانهها قرار گیرد.