هیاهوی بسیار برای هیچ! - ۴ اسفند ۸۶
کات
امید نجوان
خسارت پنج میلیارد تومانی تهیهکنندگان سنتوری، دستگیری حجت - ف؛ عامل اصلی توزیع این فیلم در سراسر ایران و جهان و پیدا کردن تازهترین نسخههای این فیلم در قطعی تازه (با زیرنویس انگلیسی و باقی مخلفات) همچنان در صدر اخبار فرهنگی و هنری رسانههای ایرانی و خارجی است. جنجالی که میتوانست این قدر واکنش و تلالو و بازتاب نداشته باشد و با کمی درایت و هوشمندی پس از چند هفته ناقابل، همزمان با تمام شدن تب نمایش فیلم (منظورم اکران عمومی است) به پایان برسد. در صورتی که حالا با اتفاقی که برای این فیلم افتاده، مردم (مردمی که سالها است تشنگی در اختیار داشتن چیزهای «ممنوعه» و «یواشکی» را در خود تقویت کردهاند) حالا تشنه خرید، «رایت» و تکثیر CD آن در سطح شهر و استان هستند. غافل از اینکه چنین فیلمی اصلا شایسته این همه توجه و دلبری کردن از فیلم دوستان نیست؛ چه رسد به اغوا کردن و فریب دادن مخاطبان سینما پیادهرو!
و طفلک؛ سینمادوستانی که با ولع و اضطراب ناشی از «مالخری در ملاء عام» (تعبیر تازهای از حرف مهرجویی درباره منتقل کردن اموال دیگران به خانه!) نسخههای ویدئویی این فیلم را تهیه میکنند و پس از یک درگیری طولانی مدت با نفس لوامه، هیجانزده به خانه میرسند و با چشمهایی وقزده از هراس و لذت توامان، مشغول تماشای چنین «شاهکار»ی میشوند؛ شاهکاری که براساس رازهای «مگو» صدای برخواسته از حلق خوانندهاش مجوز به گوش رسیدن ندارد، خودش به بهانههای مختلف ریز و درشت توقیف شده و برای اولین بار در تاریخ سینمای پس از انقلاب، وزیر فرهنگ کشور با صراحت درباره غیرقابل نمایش بودن آن اظهار نظر کرده است.
اگر حرف من را (برای سرخوردگی پس از نمایش این فیلم) باور ندارید نوشته برخی روزنامهنگاران و وبلاگنویسان که ظرف همین چند روز گذشته موفق به تماشای سنتوری شدهاند را گیر بیاورید و بخوانید تا باورتان شود چه میگویم. اغلب این دوستان بعد از تماشای CD سنتوری که آن را از دستفروشان خیابانی تهیه کردهاند، سرخورده شدهاند و مثل مخاطبان خیلی فیلمهای دیگر از خود میپرسند: «آخه این فیلم چی داشت که توقیف شده بود؟!» باور کنید اگر این فیلم در موعد مقرر خود به نمایش درآمده بود شاید در میان فیلمهای مهرجویی رکوردشکن میشد ولی به طور حتم نمیتوانست رکورد اعتنای منتقدان و مخاطبان جدی سینما را پشت سر بگذارد. کسانی که بعد از توقیف چندساله فیلم بانو به تماشای این فیلم نشستند کموبیش میتوانستند دلایل حساسیت پیرامون آن را دریابند در حالی که سنتوری از این نظر - که گفتم - تهی است و در واقع باید پذیرفت اصلا موضعگیری انتقادی و صریحی نسبت به جامعه اطراف خود ندارد. به نظر من که این فیلم حتی به گرد پای درخت گلابی هم نمیرسد؛ چه رسد به هامون!
همه اینها را گفتم که به اینجا برسم؛ من نه علاقهای به دیدن CD قاچاق سنتوری دارم، نه اینطوری دیدنش را توصیه میکنم و نه مثل خیلیها پیشنهاد میکنم پس از انجام این کار نابخشودنی، کفاره گناه خود را به حساب مشترک مهرجویی و فرازمند - که در برخی نشریات منتشر شده - بریزید. شاید باید یکبار دیگر این نکته را تکرار کرد: واقعا سنتوری ارزش این همه سر و صدا و جنجال را ندارد. باور کنید این فیلم حتی به گرد پای درخت گلابی هم نمیرسد؛ چه رسد به هامون!
najvan.blogfa.com