یادداشت سوم: شهودِ حضور میان ویرانهها
برای عبور از دوگانه «کمال کلاسیک» و «شکست مدرن»، باید به ساحتِ شهود نقب زد؛ جایی که هنر نه یک بیانیه سیاسی است و نه یک فرمِ صلبِ زیبا، بلکه «گشودگیِ یک جهان» است. اگر هایدگر از «ویرانگری» (Destruktion) برای رسیدن به هستیِ اصیل سخن میگفت و بنیامین «تمثیل» را راهی برای دریدنِ حجابِ تاریخ میدانست، هر دو در یک شهود مشترک بودند: حقیقت نه در کلیتهای انتزاعی، بلکه در جزئیاتِ فرسوده و در شکافِ اشیا نهفته است. هنرِ والای امروز، پلی است میان این دو؛ هنری که نه به دنبال «فتح» واقعیت، بلکه در پی «سکنا…