سلاح پنهان پکن که گلوی صنایع پیشرفته جهان را میفشارد
فلزات کمیاب و نظم نوین ژئواکونومیک جهان
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ ایتریوم که روزگاری تنها یک کشف معدنی ساده در معادن سوئد به شمار میرفت، امروز به یکی از حیاتیترین عناصر در تولید تراشههای کامپیوتری و توسعه هوش مصنوعی تبدیل شده است. این فلز کمیاب اکنون در مرکز یک توفان ژئوپلیتیک تمامعیار قرار دارد. بخش اعظم ایتریوم و بسیاری دیگر از مواد معدنی ضروری برای صنایع پیشرفته جهان در چین تولید میشود. اما همزمان با تشدید جنگ تجاری میان پکن و واشنگتن، دولت چین محدودیتهای بیسابقهای بر صادرات فلزات استراتژیک اعمال کرده است.
به گزارش فایننشال تایمز، این محدودیتها شامل فلزاتی چون گالیوم برای سیستمهای راداری و ژرمانیوم برای تصویربرداری حرارتی میشود. با این حال کارشناسان صنعت نیمههادی، ایتریوم را گلوگاه اصلی این بحران میدانند. تامینکنندگان هشدار میدهند که زنجیره تامین این مواد با خطراتی موجودیتی روبهرو است و هنوز هیچ چشمانداز روشنی برای رفع این وابستگی وجود ندارد. کاهش عرضه در ماههای اخیر موجی از وحشت را در بازارهای جهانی به راه انداخته است. شرکتهای دفاعی، خودروسازی و تراشهسازی به شدت نگراناند و برخی هشدار دادهاند که در صورت تداوم کمبود مواد اولیه، ممکن است خطوط تولیدشان تا پایان سال میلادی متوقف شود.
تسلط امروز چین بر زنجیره تامین فلزات حیاتی، نتیجه سه دهه سرمایهگذاری هدفمند و یارانههای دولتی است. در مقابل، کشورهای غربی در دهههای گذشته با هدف دسترسی به نیروی کار ارزان و فرار از آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از فرآوری مواد معدنی، صنایع خود را به چین منتقل کردند. این برونسپاری گسترده فرصتی طلایی در اختیار پکن قرار داد تا نبض بازارهای جهانی را در دست بگیرد. اکنون فلزات ارزانقیمت چینی در تار و پود زنجیره تامین صنایع جهانی تنیده شدهاند، اما اختلالات اخیر نشان داد که این وابستگی تا چه حد میتواند شکننده باشد.
چین از سال گذشته میلادی سیستم پیچیدهای برای صدور مجوز صادرات فلزات خاص به راه انداخته است. این سازوکار به مقامات چینی اجازه میدهد تا دقیقا بدانند شرکتهای خارجی این مواد را برای چه اهدافی مصرف میکنند. روند کند و غیرقابل پیشبینی صدور این مجوزها، شرکتهای غربی را در وضعیتی مبهم و معلق نگه داشته و به شکلگیری پدیده احتکار در بازار دامن زده است. خریداران از ترس قطعی کامل واردات، در حال ذخیرهسازی هر آن چیزی هستند که میتوانند به دست آورند.
در واکنش به این تهدید، کشورهای غربی به رهبری ایالات متحده در حال مسابقهای نفسگیر برای ایجاد زنجیرههای تامین خودکفا هستند. واشنگتن و اتحادیه اروپا میلیاردها دلار بودجه برای حمایت از معادن داخلی و پروژههای استراتژیک تخصیص دادهاند. این تغییر رویکرد به نوعی ملیگرایی منابع دامن زده است که در آن، کشورها تامین مواد معدنی را مسئلهای گرهخورده با امنیت ملی و حاکمیت خود میدانند. با این حال، چنین سیاستهایی خطرات خاص خود را دارد و میتواند به دوپاره شدن جهان به بلوکهای رقیب چینی و آمریکایی بینجامد.
تلاشهای موازی برای احداث خطوط تولید جدید، به معنای پایان یافتن دوران کارایی حداکثری بازارها و در نتیجه افزایش قیمتها خواهد بود. با این حال کارشناسان معتقدند در دنیای امروز، اولویت دادن به کاهش هزینهها در صورتی که مواد اولیه به خطوط تولید نرسد کاملا بیفایده است. شرکتهای معدنی غربی تاکید میکنند که بدون حمایت مستمر و بلندمدت دولتها، نمیتوانند در برابر قیمتشکنیهای احتمالی چین مقاومت کنند. در نهایت، هدف اصلی نباید صرفا شکست دادن چین در این رقابت باشد، بلکه غرب باید به دنبال ایجاد مسیرهای تامینی باشد که تحت هیچ شرایطی متوقف نشوند./