نخستوزیر جدید هنوز برنامهای قانعکننده برای خروج از بحران ندارد؛
امید برای بریتانیا کافی نیست
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ نشانههای مشکلات انباشته در بریتانیا را میتوان در بخشهای مختلف مشاهده کرد. رشد اقتصادی همچنان ضعیف است، بدهی عمومی به حدود ۹۵ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده و بسیاری از خدمات عمومی با کاهش کیفیت و کمبود منابع مواجه هستند. توان نظامی کشور تضعیف شده، زیرساختهای شهری فرسوده به نظر میرسند و نارضایتی عمومی رو به افزایش است. مجموعه این عوامل تصویری از کشوری را ترسیم میکند که با بحرانهای همزمان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دستوپنجه نرم میکند.
در چنین فضایی، کییر استارمر نیز نتوانست انتظاراتی را که هنگام ورود به قدرت ایجاد شده بود برآورده کند. او با اکثریتی قاطع و با وعده احیای کشور به نخستوزیری رسید، اما تنها دو سال بعد جایگاه خود را از دست داد. شکست او نه نتیجه یک رسوایی بزرگ بود و نه حاصل یک اشتباه تاریخی. مشکل اصلی این بود که نتوانست از قدرت سیاسی خود به شکل موثر استفاده کند یا توضیح دهد که دقیقا برای چه هدفی خواهان آن قدرت بوده است.
براساس سرمقاله اکونومیست، اکنون اندی برنهام به احتمال زیاد بهزودی سکان دولت را در دست خواهد گرفت و به هفتمین نخستوزیر بریتانیا در کمتر از یک دهه تبدیل خواهد شد. اما او کشوری را تحویل میگیرد که هم با فرسودگی اقتصادی مواجه است و هم با بیثباتی سیاسی. از نگاه این نشریه، این دو بحران به یکدیگر گره خوردهاند و حل یکی بدون رسیدگی به دیگری امکانپذیر نیست.
برنهام در مقایسه با استارمر از برخی نقاط قوت سیاسی برخوردار است. او توانایی بیشتری در برقراری ارتباط با رایدهندگان، ایجاد ائتلافهای سیاسی و دفاع از دیدگاههای خود دارد. در شرایطی که جریانهای پوپولیستی در چپ و راست در حال تقویت جایگاه خود هستند، چنین مهارتهایی برای یک رهبر میانهرو اهمیت زیادی دارد. تجربه طولانی او در سیاست ملی و همچنین مدیریت شهری در منچستر بزرگ نیز از دیگر مزیتهای او محسوب میشود.
با این حال، اکونومیست معتقد است این ویژگیها بهتنهایی برای متوقف کردن روند افول کشور کافی نیست. مشکل اصلی آن است که هنوز برنامهای روشن و منسجم برای مقابله با چالشهای پیشروی اقتصاد ارائه نشده است. به باور این نشریه، تغییر رهبر زمانی ارزشمند خواهد بود که با یک طرح مشخص برای اصلاحات همراه شود؛ چیزی که هنوز در مورد برنهام مشاهده نمیشود.
این موضوع بهویژه در حوزه اقتصاد اهمیت بیشتری پیدا میکند. بریتانیا در سالهای آینده به سرمایهگذاری بیشتر در زیرساختها و افزایش هزینههای دفاعی نیاز دارد، اما همزمان با محدودیتهای مالی جدی روبهرو است. هزینه استقراض دولت به بالاترین سطح در میان کشورهای گروه هفت رسیده و بازارهای مالی نسبت به وضعیت بودجه کشور حساسیت زیادی پیدا کردهاند.
منتقدان میگویند برنهام تاکنون بیشتر بر شعارهای امیدوارکننده تکیه کرده تا ارائه راهحلهای مشخص. او وعده داده است منابع لازم برای افزایش هزینههای دفاعی را از طریق اصلاح نظام رفاهی تامین کند، اما توضیح روشنی درباره نحوه اجرای این طرح ارائه نکرده است. در زمینه سرمایهگذاری نیز از افزایش هزینههای زیرساختی سخن میگوید، بدون آنکه روشن کند منابع مالی آن از کجا تامین خواهد شد.
همزمان او اعلام کرده است که مالیاتهای اصلی را افزایش نخواهد داد؛ وعدهای که میتواند دست دولت آینده را برای اصلاحات مالی ببندد. به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند فاصله قابل توجهی میان وعدههای سیاسی و واقعیتهای اقتصادی وجود دارد.
پرسشهای بیپاسخ
اکونومیست همچنین به رویکرد سیاسی برنهام انتقاد دارد. او طی سالهای اخیر تلاش کرده گروههای مختلف ناراضی را گرد هم آورد؛ از صاحبان کسبوکارهای کوچک گرفته تا مخالفان برخی پروژههای عمرانی. اما جمع کردن مطالبات متفاوت این گروهها در قالب یک برنامه اقتصادی منسجم کار سادهای نیست. وعده همزمان خدمات عمومی بهتر، فشار مالیاتی کمتر و سرمایهگذاری بیشتر، بدون مشخص شدن منابع مالی، پرسشهای زیادی ایجاد کرده است.
نگرانی دیگر به نگاه او نسبت به آینده اقتصاد مربوط میشود. در حالی که جهان با تحولات سریع فناوری، رقابتهای ژئوپلیتیک و گسترش هوش مصنوعی روبهرو است، برخی پیشنهادهای برنهام بیش از آنکه معطوف به آینده باشند، رنگوبوی بازگشت به گذشته دارند. منتقدان هشدار میدهند که تمرکز بر احیای صنایع سنتی یا گسترش نقش دولت در اقتصاد ممکن است منابع ارزشمند کشور را هدر دهد و در نهایت به افزایش نارضایتی عمومی منجر شود.
موفقیت نخستوزیر جدید به توانایی او در اتخاذ تصمیمهای دشوار بستگی خواهد داشت. بریتانیا با مشکلاتی روبهرو است که با شعار و محبوبیت سیاسی حل نمیشوند. اکونومیست در پایان تاکید میکند که «امید» میتواند پیام جذابی برای رایدهندگان باشد، اما اگر با برنامهای روشن برای اصلاحات همراه نشود، خیلی زود جای خود را به ناامیدی خواهد داد. نخستوزیر جدید فرصت چندانی برای اثبات تواناییهای خود نخواهد داشت و رایدهندگان نیز صبر زیادی نخواهند کرد.