هدف نشست ترامپ و شی، حفظ آتشبس شکننده و مهار تنشهای تجاری است؛
پایان رویای توافق بزرگ چین و آمریکا
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: نشست دو روزه میان دونالد ترامپ و شیجینپینگ روز پنجشنبه در پکن آغاز میشود؛ دیداری که در ظاهر یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی-اقتصادی سال به شمار میرود، اما در عمل انتظارات از آن به شکل قابل توجهی کاهش یافته است.
برخلاف تصوراتی که در گذشته از امکان یک «توافق بزرگ» میان دو اقتصاد اول جهان وجود داشت، اکنون هدف اصلی صرفا جلوگیری از بازگشت تنشهای شدید تجاری و حفظ آتشبس شکننده فعلی است.
در یک سال گذشته روابط اقتصادی چین و آمریکا از لبه یک جنگ تجاری تمامعیار فاصله گرفته است. تعرفههای سنگین، محدودیتهای صادراتی بهویژه در حوزه فناوری و نگرانی از اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی، دو کشور را به سمت توافق موقتی سوق داد. این آتشبس، هرچند شکننده، توانست از تشدید بحران جهانی جلوگیری کند، اما هیچیک از اختلافات ساختاری را حل نکرد.
به نوشته اکونومیست، آنچه امروز در پکن در حال وقوع است نه یک مذاکره برای بازطراحی روابط اقتصادی دو کشور، بلکه تلاشی برای مدیریت یک وضعیت فرسایشی است. این رسانه تأکید میکند که ایده «توافق بزرگ» میان واشنگتن و پکن عملا کنار گذاشته شده، زیرا سطح بیاعتمادی به حدی رسیده که هیچیک از طرفین توان ورود به یک توافق بلندمدت و عمیق را ندارند. در واقع، دو طرف به این جمعبندی رسیدهاند که حفظ وضعیت موجود، بهتر از تلاش برای تغییرات گسترده و پرریسک است.
در چنین شرایطی، نشست پیشرو بیشتر به یک «مدیریت بحران» شباهت دارد تا یک گفتوگوی راهبردی. مقامهای دو کشور میدانند که هرگونه شکست در این مذاکرات میتواند به سرعت به بازگشت تعرفههای سنگین و تنشهای گسترده منجر شود. از همین رو، هدف حداقلی نشست، تمدید آتشبس تجاری و جلوگیری از تشدید درگیری اقتصادی عنوان شده است.
یکی از محورهای احتمالی گفتوگوها، ایجاد نهادی با عنوان «هیأت تجارت» میان دو کشور است؛ نهادی که قرار است بهصورت منظم درباره اختلافات اقتصادی گفتوگو کند. با این حال، تحلیلگران معتقدند این ساختار بیشتر نمادین است تا عملیاتی. اختلاف بنیادین در ساختار اقتصادی چین و آمریکا، از مازاد تجاری گرفته تا محدودیتهای بازار، باعث شده چنین نهادهایی توان حل مسائل اصلی را نداشته باشند.
در عمل، چین همچنان صادرکننده بزرگ کالاهایی است که آمریکا به آنها نیاز دارد و آمریکا نیز در حوزههایی مانند فناوری پیشرفته و برخی کالاهای کشاورزی نقش مکمل دارد. همین عدم توازن ساختاری باعث شده ایده «تجارت متعادل» بیشتر به یک شعار سیاسی شباهت داشته باشد تا یک هدف قابل تحقق.
از سوی دیگر، تعرفهها به بخشی ثابت از روابط دو کشور تبدیل شدهاند. حتی با وجود توافقهای موقت، سطح بالای تعرفهها همچنان باقی مانده و فضای تجارت را تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، آنچه برای شرکتها اهمیت دارد نه حذف کامل محدودیتها، بلکه پیشبینیپذیری در سیاستگذاری است.
اما مشکل اصلی دقیقا در همین نقطه قرار دارد: عدم ثبات در تصمیمات سیاسی. در آمریکا، سیاستهای تجاری میان نهادهای مختلف و حتی در درون دولت دچار نوسان است. در چین نیز سیاستهای تلافیجویانه و محدودیتهای جدید بر شرکتهای خارجی، فضای اطمینان را کاهش داده است. همین وضعیت باعث شده شرکتهای بزرگ بینالمللی با احتیاط بیشتری در هر دو بازار فعالیت کنند.
در کنار مسائل تجاری، رقابت در حوزه فناوری و بهویژه نیمههادیها همچنان یکی از نقاط حساس اختلاف است. آمریکا تلاش کرده دسترسی چین به فناوریهای پیشرفته را محدود کند، در حالی که پکن سرمایهگذاری سنگینی برای خودکفایی در این حوزه انجام داده است. این رقابت، ماهیتی بلندمدت دارد و به سختی میتواند در یک نشست سیاسی حلوفصل شود.
با این حال، برخی نشانههای محدود از همکاری نیز دیده میشود. احتمال دارد دو طرف درباره موضوعاتی مانند امنیت هوش مصنوعی یا همکاریهای محدود صنعتی به توافقهایی اولیه برسند. همچنین انتظار میرود چین در حوزههایی مانند واردات محصولات کشاورزی و هواپیماهای آمریکایی، سفارشهایی را اعلام کند که بیشتر جنبه نمادین و اعتمادسازی دارد.
فضای نشست پکن بیش از آنکه بر «پیشرفت» متمرکز باشد، بر «جلوگیری از عقبگرد» استوار است. هر دو طرف به خوبی میدانند که بازگشت به سطح تنشهای گذشته، هزینههای سنگینی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت. با این حال، اختلافات بنیادین همچنان پابرجاست و هیچ چشمانداز روشنی برای یک توافق جامع وجود ندارد.
در چنین شرایطی، شاید مهمترین دستاورد نشست نه یک توافق جدید، بلکه صرفا ادامه گفتوگو و حفظ کانالهای ارتباطی باشد. جهانی که در آن دو اقتصاد بزرگ در وضعیت رقابت دائمی قرار دارند، بیش از هر چیز به ثبات حداقلی نیاز دارد؛ حتی اگر این ثبات به معنای پذیرش یک رابطه پرتنش اما کنترلشده باشد./