پاکستان برای پایان جنگ ایران میانجیگری میکند؟
راز میانجیهای موفق در جهان
گروه آنلاین روزنامه «دنیای اقتصاد»-نسیم بنایی: در روزهای اخیر نام پاکستان بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی برای میانجیگری میان ایران و آمریکا مطرح شده است؛ کشوری که هم به ایران نزدیک است و هم سالها روابط امنیتی و اقتصادی با آمریکا داشته است.
اما پرسش مهم این است: چه کشوری میتواند در میانه یک بحران یا جنگ، نقش میانجی موفق را ایفا کند؟
بررسی تجربههای تاریخی نشان میدهد کشوری که میخواهد میان دو طرف درگیر بنشیند و گفتوگو را ممکن کند، باید چند ویژگی کلیدی داشته باشد:
ارتباط با هر دو طرف درگیر
یک میانجی موفق باید بتواند بدون مانع با هر دو طرف گفتوگو کند. به بیان ساده، باید بتواند «گوشی تلفن را بردارد» و با رهبران هر دو طرف تماس بگیرد. پاکستان نمونهای از چنین وضعیتی است؛ از یک سو با ایران مرز مشترک و پیوندهای مذهبی دارد و از سوی دیگر سابقه همکاری اقتصادی و نظامی طولانی با آمریکا را در کارنامه خود ثبت کرده است.
جایگاه جغرافیایی مهم
نزدیکی جغرافیایی به منطقه بحران، گاهی یک کشور را به بازیگری طبیعی برای میانجیگری تبدیل میکند. جنگی که در همسایگی یک کشور رخ دهد، میتواند مستقیما امنیت و اقتصاد آن را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل، کشوری مانند پاکستان که همسایه ایران است، میتواند ادعای نقشآفرینی در گفتوگوها را داشته باشد و از صندلی ویژه برای نشستن دور میز مذاکره برخوردار شود.
اعتماد دو طرف
بدون اعتماد، هیچ مذاکرهای شکل نمیگیرد. کشور میانجی باید برای هر دو طرف قابل اعتماد باشد؛ یعنی هر دو طرف مطمئن باشند که پیامها و اطلاعات محرمانه آنها افشا نخواهد شد و میانجی تلاش نمیکند یکی را علیه دیگری فریب دهد.
نداشتن منافع مستقیم در جنگ
یک میانجی میتواند از پایان جنگ سود ببرد، اما نباید مستقیما یکی از طرفهای درگیری باشد یا منافع سنگینی در نتیجه جنگ داشته باشد؛ زیرا در این صورت، اعتماد طرف مقابل از بین میرود.
موفقترین نمونههای میانجیگری در تاریخ
در تاریخ معاصر، چند کشور توانستهاند با ایفای نقش میانجی، در حل بحرانهای بزرگ نقش مهمی داشته باشند:
الجزایر (۱۹۸۱)
الجزایر نقش کلیدی در پایان دادن به بحران گروگانگیری میان ایران و آمریکا داشت. در شرایطی که دو کشور مستقیما با یکدیگر گفتوگو نمیکردند، الجزایر پیامها را میان دو طرف منتقل کرد و مسیر آزادی گروگانها را هموار ساخت.
نروژ (۱۹۹۳)
نروژ میزبان مذاکرات محرمانه میان اسرائیل و فلسطینیها بود که به توافق اسلو انجامید. این کشور کوچک به دلیل بیطرفی و فضای امن دیپلماتیک، مورد اعتماد هر دو طرف قرار گرفت.
عمان (۲۰۱۵)
عمان نقشی تعیینکننده در آغاز مذاکرات محرمانه میان ایران و آمریکا ایفا کرد؛ گفتوگوهایی که در نهایت به توافق هستهای برجام منتهی شد. سیاست خارجی عمان سالهاست با عنوان «دوست همه» شناخته میشود.
قطر (سالهای اخیر)
قطر هم در سالهای گذشته میزبان مذاکرات میان آمریکا و طالبان بوده و در چند پرونده مهم، از جمله تبادل زندانیان میان کشورها، نقش واسطه را بر عهده گرفته است.
چرا کشورها میانجیگری میکنند؟
میانجیگری در یک بحران یا جنگ، کار سادهای نیست؛ با این حال برخی کشورها به دلایل مختلف حاضر میشوند چنین مسئولیتی را بپذیرند:
افزایش اعتبار جهانی: کشوری که بتواند به پایان یک جنگ کمک کند، در عرصه جهانی به عنوان یک بازیگر مسئول و تاثیرگذار شناخته میشود. این همان چیزی است که در سیاست بینالملل از آن با عنوان «قدرت نرم» یاد میشود.
حفظ امنیت داخلی: جنگ در نزدیکی مرزها میتواند موجی از پناهجویان، ناامنی و آسیب اقتصادی به همراه داشته باشد. کمک به توقف جنگ، در واقع تلاشی برای محافظت از امنیت داخلی است.
منافع اقتصادی و سیاسی: در بسیاری از موارد، قدرتهای بزرگ برای قدردانی از نقش میانجی، امتیازهای اقتصادی، کمک مالی یا همکاریهای سیاسی و امنیتی در اختیار آن کشور قرار میدهند.
افزایش نفوذ سیاسی: کشوری که بتواند دو طرف یک بحران را پای میز مذاکره بنشاند، به نفوذ بیشتری در معادلات منطقهای و جهانی دست پیدا میکند؛ زیرا هر دو طرف تا حدی خود را مدیون آن کشور میدانند.
در مجموع، کشوری که بتواند بیطرفی خود را حفظ کند، محرمانگی مذاکرات را رعایت کند و از حمایت بینالمللی برخوردار باشد، شانس بیشتری دارد که به یک میانجی معتبر و تاثیرگذار در حل بحرانها تبدیل شود.