پنج مسیر محتمل برای پایان درگیری از نگاه رسانه آمریکایی:
اکسیوس سناریوهای پایان جنگ ایران را بررسی کرد
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمدامین مکرمی: این رسانه معتقد است اظهارات ضد و نقیض مقامات آمریکایی درباره روند جنگ باعث شده متحدان واشنگتن، بازارهای جهانی و حتی قانونگذاران آمریکایی درباره مسیر آینده این درگیری دچار ابهام شوند.
به نوشته اکسیوس، طولانی شدن جنگ علاوه بر تشدید بیثباتی در سطح منطقه و جهان، فشارهای اقتصادی داخلی در آمریکا را نیز افزایش داده و همین مسأله به موضوعی مهم در معادلات سیاسی این کشور تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تحلیلگران چند سناریوی احتمالی برای پایان جنگ مطرح میکنند.
نخستین سناریو به بازگشت مسیر دیپلماسی و رسیدن به نوعی توافق سیاسی بازمیگردد. از نگاه برخی ناظران، ممکن است در نهایت مذاکراتی برای توقف درگیریها و رسیدن به توافقی درباره برنامه هستهای ایران شکل بگیرد. پیش از آغاز جنگ نیز چند دور گفتوگوی غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در ژنو برگزار شده بود، هرچند این مذاکرات در نهایت به نتیجه نرسید. با این حال برخی میانجیگران منطقهای پیش از آغاز حملات اعلام کرده بودند که امکان دستیابی به توافق وجود دارد. از این منظر، حتی پس از آغاز جنگ نیز نمیتوان احتمال بازگشت طرفها به میز مذاکره را کاملا منتفی دانست.
سناریوی دوم الگویی است که برخی در واشنگتن از آن با عنوان «مدل ونزوئلا» یاد میکنند. در این نگاه، ایالات متحده ممکن است تلاش کند از طریق فشارهای سیاسی و امنیتی، ساختار قدرت در ایران را به سمت تغییراتی هدایت کند که از نظر واشنگتن مطلوبتر باشد. با این حال بسیاری از کارشناسان غربی نیز اذعان دارند که مقایسه ایران با کشورهایی مانند ونزوئلا چندان دقیق نیست. ساختار سیاسی و نهادی جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته در برابر تحریمها، جنگها و بحرانهای داخلی دوام آورده و مجموعهای از نهادهای سیاسی، نظامی و مذهبی در آن شکل گرفته که استمرار نظام را تضمین میکند.
سناریوی سوم به احتمال شکلگیری ناآرامیهای داخلی و تضعیف ساختار حکمرانی اشاره دارد؛ موضوعی که برخی سیاستمداران اسرائیلی نیز به آن اشاره کردهاند. با این حال حتی تحلیلگران غربی نیز تأکید میکنند که مخالفان سیاسی خارج از کشور فاقد یک رهبری واحد و سازماندهی منسجم در داخل ایران هستند. به همین دلیل بسیاری معتقدند تصور فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. افزون بر این، تجربه برخی کشورهای منطقه نشان داده که چنین سناریوهایی میتواند خطر بیثباتی گسترده و حتی جنگ داخلی را افزایش دهد.
سناریوی چهارم که در برخی محافل امنیتی آمریکا و اسرائیل مطرح شده، انجام عملیات نظامی محدود برای از بین بردن یا کنترل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است. در این سناریو، پایان جنگ نه از طریق توافق سیاسی بلکه از راه عملیات نظامی مستقیم برای حذف آنچه تهدید هستهای تلقی میشود رقم میخورد. با این حال اجرای چنین ماموریتی مستلزم حضور نیروهای نظامی در خاک ایران خواهد بود؛ اقدامی که با توجه به توان موشکی ایران و شرایط جنگی میتواند با ریسکهای جدی همراه باشد.
در نهایت سناریوی پنجم به تصمیم سیاسی در واشنگتن مربوط میشود. در این حالت، رئیسجمهور آمریکا ممکن است با این استدلال که توان موشکی و پهپادی ایران تضعیف شده، پایان عملیات را اعلام کند و نیروهای آمریکایی را از درگیری مستقیم خارج سازد. برخی تحلیلگران معتقدند بازارهای جهانی نیز تا حدی بر چنین خروج سریعی حساب باز کردهاند؛ زیرا ادامه جنگ میتواند هزینههای اقتصادی سنگینی برای آمریکا و اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
با این حال حتی در چنین حالتی نیز مسأله اصلی، یعنی چگونگی مدیریت اختلافات میان ایران و غرب، همچنان باقی خواهد ماند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند پایان رسمی عملیات نظامی لزوما به معنای حل کامل تنشهای راهبردی نخواهد بود.
در مجموع، تحلیل اکسیوس نشان میدهد همانگونه که آغاز این جنگ برای بسیاری از ناظران ناگهانی بود، پایان آن نیز ممکن است به شکلی غیرمنتظره رقم بخورد. آنچه روشن است این است که مسیرهای مختلفی برای خاتمه این بحران مطرح شده، اما تحقق هر یک از آنها به تحولات سیاسی، نظامی و دیپلماتیک پیشرو بستگی دارد./