طلا، ابزار پوشش ریسک
طلا بهطور سنتی یکی از مهمترین ابزارهای حفظ ارزش اقتصادی در برابر ریسکهای یادشده بوده است. در سدههای پایانی قرون وسطی، محدودیتهای اعمالشده بر حق تملک زمین برای یهودیان، همراه با ناامنیهای اقتصادی و سیاسی ناشی از شیوع طاعون در اروپا، آنان را به نگهداری داراییهای قابلحمل و بادوام، بهویژه طلا، سوق داد. طلا به آنان امکان میداد ارزش اقتصادی حاصل از کار و سرمایه خود را در برابر بیثباتیهای موجود حفظ کنند. قرنها بعد، در سالهای آغازین رکود بزرگ و همزمان با گسترش ورشکستگی بانکها و کاهش اعتماد عمومی به نظام بانکی، بسیاری از آمریکاییها نیز بهجای نگهداری اسکناس و سپردههای بانکی، به ذخیره طلا روی آوردند.
در اقتصاد مدرن، طلا بهعنوان دارایی امنی در برابر شوکهای مالی، اقتصادی و سیاسی شناخته میشود. افزایش بیثباتی و نااطمینانی در فضای سیاسی و اقتصادی معمولا تقاضا برای طلا را افزایش میدهد و زمینه رشد قیمت آن را فراهم میکند. از این منظر، طلا در طول تاریخ نقشی پوششی در برابر پیامدهای تصمیمات دولتها و بانکهای مرکزی ایفا کرده است. با این حال، کارکرد طلا را نباید صرفا به حفظ ارزش داراییها در برابر تورم محدود دانست؛ اهمیت آن بیش از هر چیز در پوشش ریسکهای ناشی از نااطمینانی اقتصادی، بیثباتی سیاستگذاری و کاهش اعتماد عمومی به تصمیمات دولتها و نهادهای پولی نهفته است.
شواهد تاریخی نشان میدهد که طلا در دورههای جنگ، ابرتورم و بحرانهای بانکی معمولا بهعنوان «پناهگاه امن» مورد توجه قرار میگیرد. در زمان جنگ، احتمال اختلال یا فروپاشی نهادها و ضرورت انتقال سریع داراییها افزایش مییابد؛ در دورههای ابرتورمی، قدرت خرید پول رایج با شتاب کاهش پیدا میکند؛ و در بحرانهای بانکی نیز اعتماد عمومی به سپردهها و موسسات مالی تضعیف میشود. با این حال، اگر افزایش تقاضا برای طلا از طریق واردات، تامین ارز یا پوشش ریسک ارزی معاملهگران به افزایش تقاضا در بازار ارز منجر شود، فرار از ریال میتواند فشار بر این بازار را تشدید کند. در چنین شرایطی، چرخهای خودتقویتشونده شکل میگیرد که در آن کاهش ارزش پول ملی، تقاضا برای داراییهای امن را افزایش میدهد و افزایش این تقاضا نیز فشار بیشتری بر ارزش پول ملی وارد میکند.
در وضعیت کنونی، نرخ بهره واقعی در آمریکا و در پی آن تنشهای ژئوپلیتیک از جمله محرکهای اصلی قیمت طلای جهانی هستند که در حال حاضر نشانهای قاطع از حذف این محرکها وجود ندارد؛ بنابراین در توزیع سناریوهای پیش رو، سناریوهای حفظ سطوح بالا یا افزایش قیمت طلا را نمیتوان کموزن دانست. همچنین، تغییر نظم سیاسی و چرخش بانکهای مرکزی کشورهای چالشگر آمریکا به سمت خرید طلای بیشتر، تقاضای نهادی طلا را بالا نگه داشته و سیگنال عدم ثبات در آینده (به شکل شدت گرفتن اصطکاک در تجارت جهانی) را به بازارها میدهد.
اما در عرصه اقتصاد داخلی، موضوع پیچیدهتر هم میشود. علاوه بر محرکهای قیمت طلای جهانی، محرکهای داخلی نیز به معادله قیمت طلا وارد میشوند. قیمتگذاری طلا در بازارهای جهانی به دلار انجام میگیرد؛ پس در قیمتگذاری داخلی طلا، نرخ برابری دلار در برابر ریال اهمیت پیدا میکند. در سایه تحریمهای گسترده و احتمال وقوع جنگی دوباره، افزایش نرخ ارز تا برطرف نشدن تنشهای ژئوپلیتیک و سیاسی غیرقابل اجتناب است. از طرفی قسمت زیادی از نیازهای خانوار ایرانی وابستگی به واردات دارد که کاهش صادرات نفتی باعث کمبود در ذخایر ارزی و در نتیجه کمبود عرضه دلار و در پی آن کاهش ارزش ریال میشود.
پس ارزش اقتصادی خانوار ایرانی را دو عامل تهدید میکند: ۱- کاهش ارزش ریال ۲- افزایش قیمت کالاهای وارداتی به دلیل تورم جهانی و سختی در واردات آن. سرمایهگذاری در طلا در شرایط کنونی تنها راهی برای سودآوری در فرآیندهای سفتهبازی نیست، بلکه راهی برای نگهداشت ارزش اقتصادی است. پس عامل اقتصادی ترجیح میدهد که با نگهداری ارزش اقتصادی تولیدی خود در طلا، پوششی در برابر این حجم از نااطمینانی اقتصادی به وجود بیاورد. اما درآمدهای آتی چه؟ با چه ابزاری میتوان درآمدهای آتی را در برابر نااطمینانیها بیمه کرد؟
در بازارهای مالی، قراردادهای سلف قراردادهایی هستند که به منظور پوشش ریسک تهیه شدند. در این قراردادها خرید و فروش در آینده بر اساس قیمتی ازپیشتعیینشده اتفاق میافتد. راهحلی که خانوار ایرانی برای پوشش ارزش اقتصادی خود دارد، خرید طلا به قیمت امروز و تحویل آن در آینده است. با این حال پرداخت در یک زمان مشخص در آینده میتواند فشار زیادی بر خریدار وارد کند.
ابزار خرید اقساطی طلا میتواند مشکل در پرداخت را حل کند. یعنی فردی برای پوشش ثروت خود، ابتدا قسمتی از سبد شخصی را به طلا تغییر میدهد، سپس برای بیمه کردن درآمدهای آتی خود، با قیمت امروز دست به خرید اقساطی طلا میزند. در حقیقت، پرداختهای اقساط این خرید، مقداری از درآمدهای آتی را در برابر نااطمینانیهای آتی پوشش میدهند. البته این ابزار رایگان نیست. خرید اقساطی در کنار تثبیت قیمت دارایی، تعهد پرداخت ثابت نیز ایجاد میکند و برای خانواری که خود با ریسک کاهش درآمد مواجه است، ممکن است به افزایش شکنندگی مالی منجر شود.
افزایش قیمت طلا الزاما منشأ بحران نیست؛ اغلب قیمت آن دماسنج بیاعتمادی است. هرچه خانوارها حاضر باشند بخش بیشتری از درآمد امروز و حتی درآمد آینده خود را برای خروج از پول ملی متعهد کنند، پیام برای سیاستگذار جدیتر است. مساله فقط افزایش قیمت طلا نیست؛ مساله کاهش تقاضا برای نگهداری ثروت به شکل پول ملی است.
* مدیر ارشد استراتژی و تحلیل ازکیوام