فرصت مهم برای ریبرندینگ؛
ماموریت امیر
امیر قلعهنویی همیشه چهره مناقشه برانگیزی در فوتبال ایران بوده؛ هواداران خودش را داشته و همزمان منتقدان تند و تیزش را. طبیعتا کارنامه او هم مثل هر فرد دیگری، قابل مناقشه است و میتواند قضاوتهای متفاوتی را برانگیزد، اما حقیقت آن است که دستکم طی سالهای اخیر، دفاع از امیر دشوارتر از هر زمان دیگری شده است. او که زمانی موفقترین مربی فوتبال باشگاهی ایران بود، طی یک دهه پایانی فعالیتش در این حوزه جامی به دست نیاورد. از قضا در چنین مقطعی هم بود که او به عنوان سرمربی سپاهان، از فرستادن تیمش به زمین در بازی با پرسپولیس خودداری کرد و یک شگفتی بزرگ آفرید؛ تردیدی جدی و عمیق در مورد مردی که زمانی به شجاعت شهرت داشت.
از سوی دیگر قلعهنویی که در دورهای استاد بازی گرفتن از بازیکنان جوان بود و به ویژه در اوایل دهه هشتاد این موضوع را در استقلال نشان داد، بعدها در پیله احتیاط فرو رفت و مشهور شد به کسی که از اعتماد بازیکنان ناشناخته و بیتجربه میهراسد و صرفا با ستارههای سالمند و گرانقیمت، آن هم در تیمهای بزرگ کنار میآید. همه اینها، رفتهرفته تردیدهایی در مورد اعتبار و صلاحیت حرفهای قلعهنویی به وجود آورد و کار به جایی رسید که بعضیها حتی از او به عنوان یک مربی تمامشده یاد میکردند. دقیقا اما در همین شرایط، امیر به شکلی غیرمنتظره و بحثبرانگیز سرمربی تیم ملی شد و مهمترین نیمکت فوتبال ایران را اشغال کرد؛ موقعیتی که میتوانست و میتواند به او برای «ریبرندینگ» و بازنشانی اسم و رسم خودش کمک کند.
شاید قلعهنویی از این مطلب خوشش نیاید، اما به جرات میتوان گفت او در تیم ملی هنوز هیچ کار مهمی نکرده. صعود به جامجهانی ۴۸ تیمی، به عنوان یکی از هشتونیم سهمیه آسیا و آن هم از گروهی به آن سادگی، جای تفاخری ندارد. او تازه در نقطهای ایستاده که امثال عراق و اردن در آن قرار گرفتهاند. بنابراین مسوولیت اصلی قلعهنویی، موفقیت در جامجهانی است. حتی یک مرحله صعود از این بازیها هم کفایت نمیکند، چرا که در یکشانزدهم نهایی، همان ۳۲ تیمی باقی خواهند ماند که پیشتر به خود جامجهانی میرسیدند. قلعهنویی برای «خاص» شدن، نیاز به دو مرحله صعود از جامجهانی دارد و این ماموریت بسیار دشواری است. تازه اگر تیم ملی به جامجهانی برود که این خودش با هزار کش و قوس همراه شده.