تعرفه‌گذاری در غیاب تولید

لغو معافیت وارداتی ماشین‌آلات و تجهیزات معدنی در مورد کالاهای فاقد مشابه داخلی، نه‌تنها به تقویت تولید داخل منجر نمی‌شود، بلکه هزینه تامین ماشین‌آلات و اقلام مصرفی ضروری مانند تایر را برای تولیدکنندگان معدنی افزایش می‌دهد و می‌تواند بخشی از ظرفیت عملیاتی معادن را تحت‌تاثیر قرار دهد. تایرهای فوق‌سنگین معدنی از جمله کالاهایی هستند که امکان جایگزینی سریع آنها با محصول داخلی وجود ندارد. این تایرها برای دامپ‌تراک‌های بزرگ مورد استفاده در معادن روباز طراحی شده‌اند و از نظر ابعاد، ظرفیت باربری و الزامات فنی با تایرهای معمولی یا حتی بسیاری از تایرهای راه‌سازی تفاوت دارند. در نتیجه، اعمال سیاست‌های مداخله‌گرانه یکسان برای همه انواع تایر نمی‌تواند نتیجه یکسانی داشته باشد.

در مورد محصولی که تولید داخلی ندارد، افزایش هزینه واردات حتی به معنای ایجاد بازار برای تولیدکننده ایرانی نیست؛ چراکه اساسا تولیدکننده‌ برای تامین این بخش از تقاضا وجود ندارد. اثر مستقیم چنین تصمیمی، افزایش هزینه تامین برای مصرف‌کننده نهایی یعنی معدن‌کاران خواهد بود. اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که اجزای ماشین‌آلات را بخشی از تجهیزات عملیاتی معدن بدانیم. دامپ‌تراک بدون تایر امکان جابه‌جایی ماده معدنی ندارد و توقف ماشین‌آلات حمل می‌تواند ظرفیت استخراج و انتقال مواد به واحد فرآوری را کاهش دهد.

تعرفه‌گذاری علیه تولید

 محمدرضا بهرامن

محمدرضا بهرامن، رئیس خانه معدن ایران، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با اشاره به نقش ماشین‌آلات در زنجیره تولید بخش معدن بیان کرد: یکی از ارکان زنجیره تولید در بخش معدن، ماشین‌آلات و تجهیزات است و نمی‌توان با وضع تعرفه بر واردات ماشین‌آلاتی که امکان تولید آنها در داخل کشور وجود ندارد، از تولید حمایت کرد. او افزود: حمایت از تولید زمانی معنا پیدا می‌کند که فضای فعالیت برای تولیدکننده فراهم باشد و امکان ادامه فعالیت و تامین نیازهای تولید در اختیار او قرار گیرد. همان‌طور که در بخش صنعت، ماشین‌آلات و تجهیزاتی که در داخل کشور تولید نمی‌شوند باید به‌راحتی در اختیار واحدهای تولیدی قرار گیرند، در بخش معدن نیز همین رویکرد باید دنبال شود.

بهرامن با تاکید بر ضرورت تفکیک میان ماشین‌آلات تولید داخل و تجهیزات فاقد نمونه داخلی گفت: زمانی که یک ماشین‌آلات یا تجهیزات در داخل کشور تولید می‌شود، وضع تعرفه می‌تواند در چارچوب حمایت از تولید داخلی معنا داشته باشد؛ اما در مواردی که نمونه داخلی وجود ندارد، ایجاد محدودیت برای واردات، می‌تواند به تضعیف ظرفیت تولید منجر شود.

رئیس خانه معدن ایران درباره سطح تعرفه واردات ماشین‌آلات معدنی نیز گفت: نمی‌توان یک رقم مشخص را به‌عنوان میانگین تعرفه بیان کرد، اما به‌طور معمول حدود ۲۳درصد است. با این حال، باید توجه داشت که بخشی از ماشین‌آلات و خطوط تولید مورد نیاز بخش معدن، حتی در سال گذشته نیز از خارج از کشور وارد شده‌اند. او افزود: بنابراین در سیاستگذاری تعرفه‌ای باید میان تجهیزاتی که امکان ساخت داخل دارند و ماشین‌آلاتی که تولیدکننده داخلی ندارند، تفاوت قائل شد. هدف سیاست صنعتی و معدنی باید تامین تجهیزات مورد نیاز برای تداوم تولید باشد، نه ایجاد مانع در مسیر دسترسی واحدهای معدنی به ماشین‌آلات مورد نیاز.

وابستگی معادن به تایر وارداتی

فریبرز امیری، فعال حوزه ماشین‌آلات معدنی، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با اشاره به وابستگی معادن بزرگ به تایرهای فوق‌سنگین بیان کرد: در بررسی وضعیت تامین تایرهای معدنی باید میان تایرهای راه‌سازی و تایرهای فوق‌سنگین معدنی تفکیک قائل شد. بخشی از تایرهای Small OTR در داخل کشور تولید می‌شود؛ اما این ظرفیت هنوز پاسخگوی تمام نیاز بازار نیست و بخشی از تقاضا از مسیر واردات تامین می‌شود. او افزود: وضعیت در تایرهای Giant OTR که عمدتا روی دامپ‌تراک‌های فوق‌سنگین معادن بزرگ نصب می‌شوند، متفاوت است و در حال حاضر تولید داخلی تایر نو در این گروه وجود ندارد؛ بنابراین نیاز کشور در این بخش عملا صددرصد به واردات وابسته است.

امیری افزود: در ماه‌های آینده مجتمع صنعتی لاستیک آریا در راور کرمان فعالیت خود را آغاز می‌کند و امکان تعمیر تخصصی و روکش‌گذاری مجدد تایرهای معدنی را فراهم خواهد کرد. با این اقدام، بخشی از تایرهایی که کارکاس سالم دارند، می‌توانند مجددا وارد چرخه بهره‌برداری شوند که ضمن افزایش عمر تایر، هزینه معادن و بخشی از خروج ارز را کاهش می‌دهد. البته روکش‌گذاری جایگزین واردات یا تولید تایر نو نیست، اما می‌تواند فاصله میان نیاز معادن و ظرفیت تامین تایر را کاهش دهد. این فعال حوزه ماشین‌آلات معدنی با انتقاد از نبود تفکیک دقیق میان انواع تایرها در سیاستگذاری گفت: تایرهای سنگین معمولی، Small OTR و Giant OTR از نظر فناوری ساخت، وزن، ظرفیت بار، شرایط کارکرد و قیمت تفاوت‌های اساسی دارند و نمی‌توان برای همه آنها یک سیاست واحد در نظر گرفت.

او درباره حقوق گمرکی تایرهای فوق‌سنگین معدنی اظهار کرد: با توجه به نبود تولید داخلی در سایزهای اصلی مورد نیاز معادن بزرگ، حقوق گمرکی این محصولات ۴درصد تعیین شده که تصمیمی منطقی است. حمایت از تولید داخل ضروری است؛ اما این حمایت باید متوجه محصولی باشد که در داخل کشور با کیفیت مناسب، ظرفیت کافی و امکان تحویل منظم تولید می‌شود. اعمال محدودیت یا تعرفه حمایتی برای کالایی که مشابه داخلی ندارد، تنها هزینه فعالیت معادن را افزایش می‌دهد.

این فعال حوزه ماشین‌آلات معدنی با تاکید بر اهمیت تامین به‌موقع تایر گفت: در تایرهای معدنی فوق‌سنگین، دسترسی و زمان تحویل گاهی حتی از قیمت نیز مهم‌تر است. دامپ‌تراک‌های چند‌میلیون دلاری بدون تایر امکان فعالیت ندارند و حتی نبود یک حلقه تایر می‌تواند موجب توقف کامل دستگاه شود. توقف دامپ‌تراک نیز می‌تواند زنجیره حمل مواد معدنی، خوراک کارخانه و در نهایت تولید معدن را تحت‌تاثیر قرار دهد؛ بنابراین تایرهای Giant OTR باید در زمره کالاهای استراتژیک صنعت معدن قرار گیرند. او افزود: محدودیت‌های حمل‌ونقل بین‌المللی نیز هزینه و زمان تامین تایر را افزایش داده و براساس تجربه جاری، این دو عامل نسبت به شرایط عادی تقریبا دوبرابر شده‌اند. تغییر مسیر کشتی‌ها، افزایش هزینه بیمه و حمل، محدود شدن خطوط کشتیرانی و طولانی شدن زمان ترانزیت، برنامه‌ریزی تامین را دشوار کرده است.

امیری در ادامه به یکی از مهم‌ترین موانع داخلی تامین تایر اشاره کرد و گفت: واردکنندگان Giant OTR در فرآیند ثبت‌سفارش و تخصیص ارز با مشکلات جدی مواجهند و در برخی پرونده‌ها انتظار برای اعلام نظر دستگاه به حدود ۲۵۰روز می‌رسد. این تاخیر در مورد کالایی که مشابه داخلی ندارد، می‌تواند به از دست رفتن اعتبار پیش‌فاکتور، تغییر قیمت، افزایش هزینه حمل یا از دست رفتن موجودی منجر شود. او تصریح کرد: ضروری است تایرهای بزرگ مقیاس فاقد مشابه داخلی به‌صورت رسمی در گروه کالاهای استراتژیک صنعت معدن قرار گیرند و برای آنها مسیر ویژه‌ای در ثبت‌سفارش و تخصیص ارز تعریف شود. حمایت از تولید داخل باید همزمان با تامین سریع و قابل پیش‌بینی کالاهای فاقد تولید داخلی دنبال شود تا از توقف معادن جلوگیری و زمینه برای توسعه ظرفیت تعمیر، روکش‌گذاری و در نهایت تولید داخلی فراهم شود.

طراحی سیاست‌ها متناسب با ظرفیت واقعی

افزایش هزینه واردات این گروه از تایرها در نهایت در ساختار هزینه معدن منعکس می‌شود. معدن‌کار برای تامین محصولی که نمونه داخلی ندارد، ناگزیر از مراجعه به بازار خارجی است و هر هزینه اضافی در مسیر واردات، از حقوق ورودی گرفته تا هزینه حمل و بیمه، مستقیما به قیمت تمام‌شده تجهیزاتی اضافه می‌شود که برای ادامه فعالیت ضروری هستند. در چنین شرایطی، سیاست حمایت از تولید داخل زمانی موضوعیت دارد که ظرفیت تولید داخلی بالفعل یا دست‌کم قابل اتکا وجود داشته باشد. اگر یک محصول هنوز در داخل کشور تولید نمی‌شود، سیاست حمایتی باید به جای گران‌تر کردن مسیر تامین آن، بر ایجاد ظرفیت تولید متمرکز شود.

در بند «ص» تبصره ۶ قانون بودجه۱۴۰۱ نیز ماشین‌آلات و تجهیزات تولیدی، صنعتی، معدنی و کشاورزی مشمول پرداخت حقوق ورودی شدند؛ تغییری که پیش از آن، برخی ماشین‌آلات و تجهیزات خط تولید واجد شرایط را از حقوق ورودی معاف می‌کرد. اهمیت این سابقه برای بخش معدن در آن است که هرگونه تغییر در هزینه ورود تجهیزات و نهاده‌های فاقد مشابه داخلی، باید با توجه به اثر آن بر هزینه و تداوم تولید بررسی شود. برای تایرهای فوق‌سنگین معدنی، راهکار بهینه‌تر می‌تواند تفکیک دقیق این کالا از سایر گروه‌های تایری باشد. تا زمانی که تولید داخلی شکل نگرفته، تسهیل واردات و کوتاه کردن مسیر تامین می‌تواند از توقف ظرفیت موجود جلوگیری کند؛ همزمان، توسعه تعمیر، بازسازی و روکش‌گذاری تایرها نیز می‌تواند بخشی از نیاز به تایر نو را کاهش دهد. در مرحله بعد، اگر تولید داخلی این گروه از تایرها ایجاد شد، امکان طراحی سیاست‌ها متناسب با ظرفیت واقعی آن نیز وجود خواهد داشت.