«تورم سفر» در دوره جنگ

اما اکنون، با آغاز دور تازه درگیری‌ها، الگوی رفتار شهروندان تهرانی به شکل محسوسی تغییر کرده‌است. بررسی‌‌‌‌های میدانی نشان می‌دهد برخلاف تجربه قبلی، این‌بار بخش قابل‌توجهی از شهروندان ترجیح داده‌اند در تهران بمانند و از شهر خارج نشوند. در عین‌حال کسانی که تصمیم به ترک پایتخت گرفته‌‌‌‌اند نیز عمدتا افرادی بوده‌اند که پیش‌‌‌‌تر امکان اقامت در شمال کشور را برای خود فراهم کرده‌بودند؛ یا خانه‌‌‌‌ای در آن مناطق داشتند، یا از طریق اجاره سالانه محل اقامتی را در اختیار گرفته بودند.

بازار اجاره ویلا در شهرهای شمالی کشور در روزهای اخیر به یکی از شاخص‌های قابل‌‌‌‌توجه برای سنجش «رفتار اقتصادی خانوارها در شرایط بحران» تبدیل شده‌است. بررسی قیمت‌ها در سکوهای اجاره کوتاه‌مدت اقامتگاه‌‌‌‌ها و ویلاها نشان می‌دهد درحالی‌که نرخ اجاره ویلا در بسیاری از شهرهای شمالی از شبی حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰‌هزار‌تومان آغاز می‌شود و در برخی گزینه‌‌‌‌های بهتر به حدود یک تا دو‌میلیون‌تومان در شب می‌رسد، حتی این سطح از قیمت‌ها نیز برای بخش قابل‌توجهی از خانوارها قابل‌پرداخت نیست، به‌همین‌دلیل‌ برخلاف تجربه جنگ ۱۲‌روزه که با بروز تنش‌های امنیتی موجی از خروج شهروندان از تهران به سمت استان‌های شمالی شکل‌گرفت، این‌بار نشانه‌های میدانی حاکی از آن است که بخش بزرگی از جمعیت پایتخت در شهر باقی‌مانده‌‌‌‌اند.

تحقیقات میدانی انجام‌شده برای این گزارش نشان می‌دهد افرادی که توانسته‌‌‌‌اند در روزهای اخیر تهران را ترک کنند، عمدتا به سه گروه محدود تعلق دارند. 

گروه نخست کسانی هستند که در شهرهای شمالی خانه یا ویلا دارند و بنابراین بدون پرداخت هزینه اقامت توانستند برای مدتی در آن مناطق مستقر شوند. گروه دوم افرادی‌‌‌‌ که طی ماه‌های گذشته و پس از تجربه جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه، اقدام به اجاره بلندمدت خانه در شهرهای شمالی کرده‌اند تا در صورت بروز شرایط مشابه بتوانند به‌سرعت از تهران خارج شوند. گروه سوم نیز افرادی هستند که با وجود نداشتن اقامتگاه شخصی، به‌دلیل سطح درآمد بالاتر توانسته‌‌‌‌اند ویلا یا خانه‌‌‌‌ای را برای چند شب اجاره کنند.

در مقابل، بخش بزرگی از خانوارهای تهرانی اساسا امکان چنین تصمیمی را نداشته‌‌‌‌اند. حتی در شرایطی که قیمت برخی ویلاها نسبت به سال‌های گذشته افزایش چشمگیری نداشته، مجموع هزینه‌های سفر شامل اجاره اقامتگاه، رفت‌وآمد، سوخت و هزینه‌های روزمره باعث‌شده خروج از شهر برای بسیاری از خانواده‌‌‌‌ها به تصمیمی پرهزینه تبدیل شود، به‌همین‌دلیل، درحالی‌که در برخی دوره‌‌‌‌های قبلی ویلاهای شمال کشور در مدت کوتاهی پر می‌شدند، بررسی‌‌‌‌ها نشان می‌دهد این‌بار بخش قابل‌توجهی از اقامتگاه‌‌‌‌های عرضه‌‌‌‌شده همچنان بدون متقاضی باقی‌مانده‌‌‌‌اند.

این گزارش با تکیه بر گفت‌وگو با شهروندان تهرانی، ساکنان شهرهای شمالی و بررسی داده‌های بازار اجاره کوتاه‌مدت تلاش می‌کند به این پرسش پاسخ دهد که در شرایط فعلی چه کسانی توانسته‌‌‌‌اند از تهران خارج شوند، چه کسانی در شهر مانده‌‌‌‌اند و اجاره‌بهای ویلا در بازار شمال کشور در این روزها چقدر است؟

تحقیق میدانی حاضر در چند لایه انجام شد تا تصویر دقیق‌تری از این تغییر رفتار ارائه دهد. لایه نخست به تهرانی‌‌‌‌هایی اختصاص دارد که در جنگ ۱۲روزه قبلی شهر را ترک کرده‌بودند اما این‌بار در تهران ماندند. لایه دوم به کسانی پرداخته است که هم در جنگ قبلی و هم در جنگ اخیر، به شمال سفر کرده‌اند؛ رفتار آنها متفاوت بود؛ برخی چند روزی در شمال ماندند و بازگشتند، برخی دیگر همچنان در مقصد باقی‌ماندند. لایه سوم گفت‌وگو با ساکنان محلی و فعالان بازار اجاره کوتاه‌مدت را شامل می‌شود تا نحوه تعیین قیمت‌ها، ارائه خدمات و تغییرات بازار در شرایط بحران تحلیل شود.

یافته‌‌‌‌ها نشان می‌دهد مهم‌ترین تفاوت میان دو دوره، شرایط اقتصادی خانوارها است؛ درحالی‌که در جنگ قبلی اضطراب ناگهانی باعث خروج بسیاری از خانواده‌‌‌‌ها شد، اکنون فشار تورم و کاهش توان مالی خانوارها تعیین‌‌‌‌کننده اصلی است. تجربه این روزها نشان می‌دهد حتی در شرایط جنگی، توان مالی بیش از هر عامل دیگری مشخص می‌کند چه کسانی می‌توانند از تهران خارج شوند و چه کسانی ناچار به ماندن هستند. در عین حال، بازار اجاره کوتاه‌مدت ویلاها به یکی از شاخص‌های ملموس و قابل‌مشاهده برای سنجش این رفتار تبدیل شده‌است.

پیشی‌گرفتن هزینه‌ها از اضطراب 

نخستین لایه این تحقیق به بررسی رفتار شهروندانی اختصاص دارد که در جریان جنگ دوازده‌‌‌‌روزه قبلی تهران را ترک کرده‌بودند، اما در دور تازه درگیری‌ها تصمیم گرفته‌‌‌‌اند در پایتخت بمانند. گفت‌وگو با این افراد نشان می‌دهد مهم‌ترین دلیل این تصمیم، افزایش چشمگیر هزینه‌ها و کاهش توان مالی خانوارها است.

در ماه‌های اخیر، اقتصاد ایران با موجی از تورم بی‌سابقه مواجه بوده و در مقابل، سطح درآمد بسیاری از خانوارها در مقایسه با این افزایش قیمت‌ها، کاهش‌یافته‌است. در چنین شرایطی، بسیاری از شهروندان حتی در تامین هزینه‌های روزمره و اولیه زندگی با دشواری روبه‌رو هستند. برای خانوارهایی که مستأجر هستند، فشار اقتصادی حتی بیشتر نیز احساس می‌شود، زیرا بخش بزرگی از درآمد آنها صرف پرداخت اجاره مسکن می‌شود، در نتیجه عملا پولی برای پس‌‌‌‌انداز یا مدیریت بحران باقی نمی‌‌‌‌ماند، به‌همین‌دلیل بسیاری از افراد توانایی مالی لازم برای خروج از شهر در شرایط بحرانی را ندارند، زیرا این تصمیم مستلزم پرداخت هزینه‌های متعددی است.

در جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه قبلی، با وجود مشکلات اقتصادی، وضعیت تا حدی متفاوت بود، به‌طوری‌که بخش زیادی از مردم حاضر شدند برای چند شب اقامت در شهرهای دیگر هزینه‌های سنگینی پرداخت کنند، این‌بار بخش زیادی از شهروندان اساسا توان چنین تصمیمی را ندارند. در آن بازه زمانی، اگرچه مشکلات اقتصادی وجود داشت، اما علاوه‌بر اینکه، میزان تورم نسبت به امروز کمتر بود، مهم‌تر از آن، شوک و ترس ناگهانی ناشی از شروع جنگ باعث شد بسیاری از مردم بدون محاسبه دقیق هزینه‌ها از تهران خارج شوند. در جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه قبلی، شوک ناگهانی ناشی از آغاز درگیری‌ها باعث شد بسیاری از مردم بدون محاسبه دقیق هزینه‌ها از تهران خارج شوند. آن ترس اولیه باعث شد بسیاری حاضر شوند با هر قیمتی خود را به شهرهای شمالی برسانند، زیرا تصور می‌کردند فاصله‌گرفتن از پایتخت امن‌‌‌‌ترین گزینه ممکن است. اما در جنگ فعلی شرایط متفاوت است. افزایش بیش از حد هزینه‌ها، باعث‌شده بسیاری از خانوارها، حتی توان پرداخت اقامت چند روزه در حدود شبی یک میلیون‌تومان را هم نداشته باشند. علاوه‌بر هزینه اقامت، مخارج دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله هزینه بنزین، خوراک، رفت و آمد و سایر هزینه‌های روزمره زندگی؛ در واقع خروج از شهر تنها به‌معنای پرداخت هزینه یک شب اقامت نیست، بلکه مجموعه‌‌‌‌ای از هزینه‌های پیوسته را به خانوار تحمیل می‌کند. از سوی دیگر، نزدیک‌بودن به روزهای پایانی سال‌و فشار هزینه‌های معمول این ایام نیز بر تصمیم مردم تاثیر گذاشته‌است. بسیاری از خانوارها در این مقطع با هزینه‌های بالایی روبه‌رو هستند و عملا توان مالی برای ترک شهر ندارند. 

بنابراین، در شرایط فعلی، اگرچه نگرانی از ادامه درگیری‌ها همچنان وجود دارد، رفتار شهروندان تا حدی حساب‌‌‌‌شده‌‌‌‌تر شده‌است. نکته قابل‌توجه در این تحقیق تفاوت در واکنش روانی مردم نسبت به جنگ قبلی است. در جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه، سطح نگرانی و اضطراب بسیار بالا بود و بسیاری از مردم نمی‌دانستند چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است و باید چه واکنشی نشان دهند. بسیاری از افرادی که در این تحقیق با آنها گفت‌وگو شده می‌گویند تجربه جنگ قبلی باعث‌شده درک روشن‌‌‌‌تری از شرایط داشته‌باشند و بدانند در مواقع اضطراری چگونه باید عمل کنند، به‌همین‌دلیل ترجیح داده‌اند  در خانه‌‌‌‌های خود بمانند.

از سوی دیگر، برخی از شهروندان معتقدند خروج از تهران صرفا به‌معنای آرامش بیشتر نیست. تجربه جنگ قبلی نشان‌داده بود که در شهرهای شمالی نیز با مشکلاتی مانند ازدحام جمعیت، کمبود سوخت یا افزایش شدید قیمت‌ها مواجه می‌شوند، به‌همین‌دلیل بسیاری از آنها ترجیح داده‌اند تنها در صورتی شهر را ترک کنند که شرایط در تهران واقعا غیرقابل‌تحمل شود. به همین‌دلیل در شرایط فعلی، با وجود ادامه حملات و شنیده‌شدن صدای انفجار در برخی نقاط، بخش قابل‌توجهی از شهروندان تهرانی همچنان در شهر باقی‌مانده‌‌‌‌اند و زندگی روزمره در پایتخت جریان دارد. بررسی‌‌‌‌های میدانی نیز نشان می‌دهد ترکیب فشار اقتصادی و تجربه جنگ قبلی، الگوی متفاوتی از واکنش اجتماعی به شرایط جنگی شکل‌گرفته‌است، به‌طوری‌که تعداد افرادی که در این دوره در شهر باقی‌مانده‌‌‌‌اند نسبت به جنگ قبلی بیشتر است و بسیاری از شهروندان ترجیح داده‌اند زندگی روزمره خود را در همان شهر ادامه دهند.

سفر به شمال در اختیار گروهی محدود

در مقابل گروهی که ترجیح داده‌اند در تهران بمانند، دسته دیگری از شهروندان نیز وجود دارند که در هر دو مقطع، یعنی هم در جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه قبلی و هم در درگیری‌های فعلی، پایتخت را ترک کرده و به شهرهای شمالی کشور رفته‌‌‌‌اند. بررسی‌‌‌‌ها نشان می‌دهد این گروه از نظر شرایط شغلی و امکانات اقامتی با بسیاری از شهروندان دیگر تفاوت دارند. بخش قابل‌توجهی از این افراد کارمندان دولت یا کارکنان شرکت‌هایی هستند که با اعلام تعطیلی‌‌‌‌ها، فعالیت آنها متوقف‌شده‌است. در برخی موارد نیز امکان دورکاری برای آنها فراهم شده و همین موضوع باعث‌شده خروج از تهران برایشان به گزینه‌‌‌‌ای عملی تبدیل شود، در نتیجه با شروع درگیری‌ها و اعلام تعطیلی‌‌‌‌ها، این افراد توانستند بدون نگرانی از وقفه در کار، شهر را ترک کنند.

با این‌حال، امکان سفر برای این گروه نیز بیش از هر چیز به محل اقامت آنها در مقصد وابسته بوده‌است. گفت‌وگو با مسافرانی که در این دوره به شهرهای شمالی رفته‌‌‌‌اند نشان می‌دهد بسیاری از آنها یا اصالتا اهل شهرهای شمالی بوده و خانواده‌‌‌‌شان در آن مناطق خانه‌‌‌‌ای داشته‌‌‌‌اند، یا در سال‌های گذشته موفق شده‌بودند در این مناطق ویلا یا خانه‌‌‌‌ای تهیه کنند. در چنین شرایطی، رفتن به شمال بیش از آنکه یک سفر پرهزینه باشد، نوعی بازگشت موقت به خانه یا محل اقامت شخصی به‌شمار می‌آید.

در کنار این دو گروه، طی ماه‌های اخیر گروه سومی نیز شکل‌گرفته‌است؛ خانواده‌‌‌‌هایی که پس از تجربه جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه و افزایش نگرانی‌ها درباره احتمال تکرار درگیری‌ها، تصمیم گرفته‌‌‌‌اند خانه‌‌‌‌ای را در شمال کشور به‌صورت اجاره سالانه در اختیار بگیرند. به گفته برخی از این افراد، از ماه‌های گذشته و به‌ویژه از دی‌‌‌‌ماه که بحث احتمال بروز دوباره جنگ مطرح‌شده بود، ترجیح داده‌بودند به‌جای پرداخت هزینه‌های سنگین برای اقامت‌‌‌‌های کوتاه‌مدت، یک خانه را برای مدت یک سال‌اجاره کنند. بسیاری از این افراد توانایی خرید ویلا نداشته‌‌‌‌اند، اما ترجیح داده‌اند به‌جای پرداخت هزینه‌های سنگین برای اقامت کوتاه‌مدت در زمان بحران، یک خانه را برای مدت طولانی اجاره کنند تا در صورت بروز شرایط اضطراری بتوانند به آنجا بروند، در نتیجه با شروع جنگ، این افراد توانستند به خانه‌‌‌‌های اجاره‌‌‌‌ای خود بروند و بدون نگرانی از هزینه‌های روزانه اقامت، مدت بیشتری در آنجا بمانند. از نگاه آنها این شیوه در مقایسه با پرداخت هزینه‌های بسیار بالا برای چند شب یا چند روز اقامت کوتاه‌مدت، گزینه‌‌‌‌ای کم‌‌‌‌هزینه‌‌‌‌تر و قابل‌مدیریت‌‌‌‌تر بود.

به گفته فعالان محلی بازار مسکن، از ابتدای زمستان امسال تقاضا برای اجاره سالانه خانه یا ویلا در برخی شهرها و روستاهای استان‌های گیلان و مازندران افزایش یافته‌است. این قراردادها معمولا به شکل رهن کامل یا ترکیبی از رهن و اجاره منعقدشده‌اند و بیشتر متقاضیان آنها ساکنان تهران یا شهرهای بزرگ دیگر بودند. در عین حال، گروهی از شهروندان نیز مشاهده می‌شوند که نه در شمال خانه‌‌‌‌ای داشته‌اند و نه امکان اجاره بلندمدت برایشان فراهم بوده‌است. این افراد تنها توانستد برای مدت کوتاهی، معمولا دو تا چهار روز، به‌ویژه در تعطیلات آخر هفته گذشته، از تهران خارج شوند و در شهرهای شمالی اقامت داشته‌باشند، اما افزایش هزینه‌ها باعث‌شده امکان ماندن طولانی‌‌‌‌تر برای آنها وجود نداشته‌باشد و پس از چند روز ناچار به بازگشت به تهران شوند، زیرا از نظر اقتصادی ادامه اقامت در شهرهای دیگر برایشان مقرون‌به‌صرفه نبود. از سوی دیگر، با توجه به نزدیک‌بودن تعطیلات نوروز، برخی از افراد پیش‌بینی می‌کنند که الگوی سفر در روزهای آینده ممکن است تغییر کند. البته با توجه به شرایط اقتصادی و وضعیت جنگ، پیش‌بینی دقیق رفتار سفر در نوروز امسال دشوار است. بسیاری معتقدند نوروز امسال احتمالا با سال‌های گذشته تفاوت خواهدداشت و نمی‌توان انتظار همان حجم همیشگی سفرها را داشت، بااین‌حال این احتمال وجود دارد که برخی از افراد در ایام تعطیلات عید برای چند روز به شهرهای شمالی سفر کنند، هرچند تا این لحظه چنین روندی به شکل گسترده مشاهده نشده‌است.

بررسی‌‌‌‌های «دنیای‌اقتصاد» نشان می‌دهد برخلاف دوره جنگ قبلی، موج گسترده‌ای از سفرهای اضطراری به شمال شکل نگرفته‌است. حتی در شهرهای مقصد نیز ساکنان محلی تایید می‌کنند که میزان ازدحام جمعیت با آنچه در زمان جنگ ۱۲روزه مشاهده شده‌بود تفاوت قابل‌توجهی دارد.

به گفته برخی از ساکنان شهرهای شمالی، در دوره قبلی ورود ناگهانی جمعیت به حدی بود که در برخی نقاط پمپ‌‌‌‌بنزین‌‌‌‌ها با کمبود سوخت مواجه شدند و نانوایی‌ها و فروشگاه‌‌‌‌ها نیز در تامین برخی اقلام با مشکل روبه‌رو شدند؛ دلیل این وضعیت ورود ناگهانی و گسترده جمعیت از شهرهای بزرگ، به‌ویژه تهران، بود، اما در شرایط فعلی اگرچه حضور مسافران در شهرها محسوس است و با وجود بازگشت افراد بومی و دارای خانه و ویلا در شهرهای شمالی، اما به گفته ساکنان محلی، میزان ازدحام جمعیت به سطحی که در زمان جنگ دوازده‌‌‌‌روزه مشاهده شده‌بود نرسیده‌است؛ در واقع تعداد مسافرانی که بدون داشتن خانه یا محل اقامت ثابت به این شهرها آمده‌‌‌‌اند نسبت به آن دوره کمتر بوده‌است.

در حال‌حاضر بیشتر افرادی که در شهرهای شمالی دیده می‌شوند کسانی هستند که در این مناطق خانه یا ویلا دارند یا به‌صورت بلندمدت ملکی را اجاره کرده‌اند. در مقابل، تعداد افرادی که برای اقامت کوتاه‌مدت و شبانه به این شهرها آمده‌‌‌‌اند کمتر به چشم می‌خورد، بااین‌حال این به‌معنای نبود چنین مسافرانی نیست؛ بلکه تعدادشان در مقایسه با دوره جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه کمتر است. بر اساس مشاهدات محلی، بیشتر این مسافران از طبقات درآمدی متوسط رو به بالا هستند؛ افرادی که توانایی پرداخت هزینه چند شب اقامت در شهرهای شمالی را دارند.

از سوی دیگر، مشاهدات میدانی نشان می‌دهد فضای عمومی شهرها نیز نسبت به دوره قبلی آرام‌‌‌‌تر است. به گفته ساکنان بومی و شهروندان تهرانی که اکنون در شهرهای شمالی استقرار یافته‌‌‌‌اند، سطح نگرانی و اضطرابی که در زمان جنگ ۱۲روزه وجود داشت در حال‌حاضر کمتر شده‌است. البته همچنان اخبار جنگ دنبال می‌شود و موضوع جنگ در گفت‌وگوهای روزمره حضور دارد، اما فضای عمومی شهرها نسبت به آن دوره آرام‌‌‌‌تر به‌نظر می‌رسد.

به گفته ساکنان محلی، زندگی روزمره در شهرها تا حد زیادی جریان دارد. مردم خریدهای روزانه و حتی خریدهای شب‌عید خود را انجام می‌دهند، به‌فروشگاه‌‌‌‌ها و کافه‌‌‌‌ها می‌روند و فعالیت‌های معمول شهری ادامه دارد. برخلاف دوره جنگ ۱۲روزه که خیابان‌ها تا حد زیادی خلوت شده‌بود، در حال‌حاضر چنین وضعیتی مشاهده نمی‌شود. به‌نظر می‌رسد جامعه تا حدی با شرایط جدید سازگار شده و سطح اضطراب عمومی کاهش‌یافته‌است، همچنین در بسیاری از مناطق، چراغ خانه‌‌‌‌ها و ویلاها روشن است و صاحبان آنها به محل اقامت خود بازگشته‌‌‌‌اند. تردد در خیابان‌ها ادامه دارد و زندگی شهری متوقف نشده‌است، بااین‌حال حجم رفت‌وآمدها و میزان شلوغی خیابان‌ها نسبت به شرایط عادی کمتر است. یکی از دلایل این موضوع نیز آن است که در مقایسه با جنگ قبلی، تعداد کمتری از افراد از شهرهای بزرگ به این استان‌ها سفر کرده‌اند و بخش قابل‌توجهی از جمعیت همچنان در شهرهای خود باقی‌مانده‌‌‌‌اند.

نبود تقاضا و ثبات در اجاره ویلاها

بخش دیگری از این تحقیق به بررسی بازار اجاره کوتاه‌مدت اقامتگاه‌‌‌‌ها در شهرهای شمالی اختصاص دارد؛ بازاری که در شرایط بحرانی معمولا با نوسان شدید قیمت‌ها مواجه می‌شود. برای بررسی این موضوع، علاوه‌بر گفت‌وگو با برخی فعالان محلی، قیمت‌ها در سکوهای اینترنتی اجاره اقامتگاه مانند جاجیگا، دیوار و اسنپ نیز بررسی شده‌است.

نتایج این بررسی نشان می‌دهد بازار اجاره ویلا در این دوره تفاوت محسوسی هم با دوره جنگ ۱۲روزه و هم با قیمت‌های معمول در آستانه نوروز دارد. در سال‌های گذشته، نزدیک‌شدن به تعطیلات عید معمولا با افزایش قابل‌توجه قیمت ویلاها همراه بود. به‌عنوان مثال، ویلایی که در شرایط عادی ممکن بود شبی حدود ۷۰۰‌هزار تا یک‌میلیون‌تومان اجاره داده شود، در روزهای نزدیک به عید یا در تعطیلات نوروز به سه تا پنج‌میلیون‌تومان در هر شب می‌رسید. ویلاهای لوکس‌‌‌‌تر نیز در همین دوره با قیمت‌های بسیار بالاتر، حتی تا پانزده یا بیست‌میلیون‌تومان در هر شب، عرضه می‌شدند.

اما در شرایط فعلی چنین افزایشی مشاهده نمی‌شود. بررسی‌‌‌‌ها در استان‌های گیلان، مازندران و گلستان نشان می‌دهد قیمت بسیاری از ویلاها از حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰‌هزار‌تومان در هر شب آغاز می‌شود و حتی در شهرهایی مانند رامسر، کلاردشت یا چالوس که به داشتن ویلاهای لوکس مشهور هستند، قیمت بسیاری از اقامتگاه‌‌‌‌ها در محدوده هفت تا هشت‌میلیون‌تومان قرار دارد و تنها در موارد معدود به حدود ۱۰‌میلیون‌تومان می‌رسد؛ این در حالی است که در شرایط عادی و به‌ویژه در آستانه نوروز، همین ویلاها با قیمت‌های بسیار بالاتری عرضه می‌شدند.

گفت‌وگو با برخی فعالان این بازار نشان می‌دهد بخشی از این ثبات قیمت آگاهانه بوده‌است. برای مثال یکی از فعالان این حوزه در استان گیلان توضیح می‌دهد که در شرایط جنگی ترجیح داده‌اند قیمت‌ها را در سطح قیمت‌های سال‌گذشته یا روزهای عادی یا حتی کمتر نگه دارند تا امکان اقامت برای مسافران فراهم باشد. به گفته او، در شرایط جنگی لازم است شرایط مردم درک شود و به همین‌دلیل بسیاری از مالکان تلاش کرده‌اند قیمت‌ها را افزایش ندهند. گفت‌وگو با چند نفر دیگر از فعالان بازار اجاره در استان گیلان و همچنین در استان مازندران نیز روایت مشابهی را نشان می‌دهد. به گفته آنها، بسیاری از مالکان ترجیح داده‌اند در شرایط جنگی قیمت‌ها را بالا نبرند و حتی در برخی موارد نیز تخفیف‌هایی برای اقامت چندروزه ارائه شده‌است.

با این حال، مساله اصلی بازار فقط به بحث قیمت محدود نیست، بلکه مربوط به «نبود تقاضاست.» برخلاف جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه که ورود ناگهانی جمعیت باعث‌شده بود یافتن ویلای خالی دشوار شود، در شرایط فعلی بسیاری از اقامتگاه‌‌‌‌ها همچنان خالی مانده‌‌‌‌اند. در جنگ فعلی اما شرایط متفاوت است. یکی از دلایل اصلی این تفاوت، کاهش توان مالی خانوارهاست. در جنگ ۱۲روزه قبلی، با وجود افزایش شدید قیمت‌ها، بسیاری از مردم هنوز توانایی پرداخت هزینه چند شب اقامت را داشتند. علاوه‌بر این، شوک و ترس ناگهانی ناشی از آغاز جنگ باعث‌شده بود بسیاری از افراد حاضر شوند حتی با فروش بخشی از دارایی‌های خود، مانند طلا، شهر را ترک کنند و به مکان امن‌‌‌‌تری بروند. همین نگرانی ناگهانی باعث‌شده بود بسیاری از مردم با هر قیمتی خود را به شهرهای شمالی برسانند و همین موضوع نیز زمینه افزایش شدید قیمت‌ها را فراهم کرده‌بود.

اما در جنگ فعلی، شرایط اقتصادی متفاوت است. تورم شدیدی که در ماه‌های اخیر تجربه‌شده، باعث‌شده بسیاری از خانوارها عملا توان پرداخت چنین هزینه‌هایی را نداشته باشند. حتی قیمت‌هایی که در حال‌حاضر نسبت به گذشته پایین‌تر هم هستند، برای بسیاری از مردم قابل‌پرداخت نیست، به‌همین‌دلیل در حال‌حاضر بسیاری از ویلاها با وجود عرضه در بازار، خالی مانده‌‌‌‌اند و تقاضای چندانی برای آنها وجود ندارد.

به گفته برخی از فعالان بازار اجاره، حتی ویلاهایی که با قیمت‌هایی حدود یک‌میلیون‌تومان در هر شب عرضه می‌شوند نیز به آسانی اجاره نمی‌روند؛ این در حالی است که در سال‌های گذشته و به‌ویژه در آستانه نوروز، اغلب این ویلاها از مدت‌ها قبل رزرو می‌شدند و یافتن ویلای خالی بسیار دشوار بود.

واقعیت این است که در سال‌های اخیر سفر به‌تدریج از سبد هزینه بسیاری از خانوارها حذف شده و بسیاری از خانواده‌‌‌‌ها عملا پس‌‌‌‌اندازی ندارند که حتی در شرایط اضطراری بتوانند از آن استفاده کنند، به‌همین‌دلیل بسیاری از مالکان ویلا که قصد اجاره‌دادن ملک خود را دارند، برای اجاره ویلاهای خود، ناچار شده‌اند قیمت‌ها را کاهش دهند یا تخفیف‌هایی ارائه دهند. در برخی موارد حتی پیشنهاد می‌دهند اگر مسافران از محل اقامت رضایت داشته‌باشند، بتوانند با قیمت پایین‌تر چند روز بیشتر در آنجا بمانند.

این وضعیت نشان می‌دهد کاهش سفر تهرانی‌‌‌‌ها به شهرهای شمالی با وجود ثابت‌ماندن یا حتی کاهش نسبی قیمت‌ها، بیشتر از هر چیز با شرایط اقتصادی خانوارها ارتباط دارد. برخلاف جنگ ۱۲‌‌‌‌روزه، این‌بار حتی پایین ماندن قیمت‌ها نیز نتوانسته محرکی برای افزایش سفرها ایجاد کند. بسیاری از خانوارها به لحاظ اقتصادی امکان چنین سفری را ندارند، حتی در شرایطی که شدت حملات نسبت به گذشته بیشتر شده‌است.

در کنار این عامل اقتصادی، عادی‌‌‌‌تر‌شدن واکنش مردم به شرایط جنگی نیز بی‌‌‌‌تاثیر نیست، اما بررسی‌‌‌‌ها نشان می‌دهد مهم‌ترین عامل همچنان همان فشار اقتصادی و کاهش توان مالی خانوارها است. در همین زمینه، بررسی‌‌‌‌ها نشان می‌دهد بخشی از افرادی که تا حدی توان مالی بیشتری داشته‌‌‌‌اند، پس از تجربه جنگ ۱۲روزه و افزایش نگرانی‌ها درباره احتمال تکرار آن، از ماه‌های گذشته به فکر راه‌‌‌‌حل‌‌‌‌های بلندمدت‌‌‌‌تری افتاده‌‌‌‌اند. برخی از آنها که توانایی مالی بیشتری داشتند اقدام به خرید ویلا در شهرهای شمالی کردند.

در مقابل، گروهی دیگر که توانایی خرید ویلا را نداشتند اما می‌خواستند در صورت بروز بحران مکانی برای اقامت داشته‌باشند، به اجاره سالانه خانه یا ویلا در شهرها و روستاهای استان‌های گیلان، مازندران و گلستان روی‌آوردند. به گفته فعالان محلی بازار مسکن، از ابتدای زمستان امسال تقاضا برای اجاره سالانه خانه یا ویلا از سوی تهرانی‌‌‌‌ها و ساکنان برخی شهرهای دیگر افزایش یافته‌است. این قراردادها معمولا به شکل رهن کامل یا ترکیبی از رهن و اجاره منعقدشده‌اند. برای بسیاری از این خانواده‌‌‌‌ها، اجاره سالانه خانه در شمال گزینه‌‌‌‌ای مقرون‌‌‌‌به‌‌‌‌صرفه‌‌‌‌تر به‌نظر می‌رسد، زیرا در شرایط اضطراری می‌توانند بدون نگرانی از هزینه‌های سنگین اقامت کوتاه‌مدت به آنجا بروند. در مقابل، اجاره شبانه ویلا در زمان بحران هزینه بسیار بالایی دارد و برای بسیاری از خانوارها عملا امکان‌پذیر نیست.