«هبیتات» برای تشریح شهر محبوب شهروندان، «محله تقسیم» را به تصویر کشید؛
چک لیست «شهر اینستاگرامی»
در سالهای اخیر بسیاری از شهرها به سمت نمایش، رقابت تصویری و جلبتوجه در شبکههای اجتماعی حرکت کردهاند؛ روندی که میتوان آن را حرکت به سمت شهرهای نمایشی یا به تعبیر دیگر «شهرهای اینستاگرامی» نامید. در این نگاه، آینده شهر بیش از آنکه برکیفیت زندگی روزمره شهروندان متمرکز باشد، در تصویر و ظاهر آن تعریف میشود؛ این در حالی است که آینده شهرها در چشماندازهای نمادین، افقهای پرزرقوبرق و تکنولوژیهای فانتزی مثل ماشینهای خودران ساختهنمیشود، بلکه نیاز به سرمایهگذاری روی زیرساختهای حیاتی و «بهظاهر خستهکننده» یا؛ در واقع غیرنمایشی دارد. خیابانهای امن، حملونقل عمومی قابلاعتماد مانند اتوبوسهای کارآمد، آب آشامیدنی تمیز، سیستمهای زهکشی موثر و مدیریت اصولی پسماندها از جمله این زیرساختها هستند، چیزهایی که در زندگی روزمره شاید به چشم نیایند، اما اساس عملکرد و تابآوری شهرها را شکل میدهند.
برای رسیدن به این هدف باید زاویه نگاه در سیاستگذاری شهری تغییر کند؛ در واقع توجه مدیران شهری باید از رقابت برای ساخت پروژههای شاخص و نمادین به سمت اولویتهای واقعی شهروندان بازگردانده شود. تمرکز صرف بر جلوههای بصری و فناوریهای پرهزینه، منجر به بهبود کیفیت زندگی شهروندان نمیشود، حتی در بسیاری از موارد باعث افزایش نابرابری، فشار بر منابع شهری و کاهش توان شهر در مواجهه با بحرانها میشود، درحالیکه تقویت زیرساختهای عمومی و خدمات پایه میتواند زمینهساز عدالت اجتماعی، پایداری اقتصادی و آمادگی دربرابر تغییرات اقلیمی باشد. در واقع این سرمایهگذاریها درنظر اولیه «خستهکننده» هستند، اما شهرها را در شرایط عادی کارآمد و در شرایط بحرانی پایدار نگه میدارند. این زیرساختها امکان توزیع متوازن خدمات، کاهش شکافهای اجتماعی و ارتقای سلامت عمومی را فراهم میکنند، بههمیندلیل هبیتات آنها را محور «شهرهای مقاوم» معرفی میکند.
اگرچه برخی از سیاستگذاران شهری بر این ایده متمرکز هستند که «شهرهای خوب باید جذاب، مدرن و آیندهنگر باشند»؛ اما دفتر اسکان بشر سازمان ملل(هبیتات) هشدار میدهد که اگر توجه و سرمایهگذاری تنها معطوف به نمادها و فناوریهای پرزرقوبرق شود، نتیجه آن شهرهای بهتر نیست، بلکه شهرهایی است که در مواجهه با چالشهای واقعی مثل نابرابری اجتماعی، بحرانهای اقلیمی و ناپایداری اقتصادی آسیبپذیر خواهند بود. زیرساختهای شهری فقط محدود به لولهها، خیابانها یا ایستگاههای اتوبوس نیستند؛ بلکه این ستونهای اساسی زندگی شهری هستند که نابرابری را کاهش داده، کیفیت زندگی را بهبود بخشیده و جامعه را دربرابر بحرانها مقاوم میکنند. هبیتات در تصویر ارائهشده خود از شهرهای بهظاهر کسلکننده، از تراموا در شهر استانبول با نام میدان تقسیم استفاده کرده که به این معنا است؛ استانبول یک «شهر محبوب با کارکرد درست» است؛ نه یک شهر بزک شده و نمایشی.
اما چرا شهرهای به ظاهر خستهکننده بهتر از شهرهای هوشمند و مدرن میتوانند شهرهای مقاوم را ایجاد کنند؟ یک شهر خوب نیازمند پایداری بلندمدت، هوای پاک، خیابانهای مناسب پیادهروی و پارکهای کاربردی، ثبات اقتصادی و آمادگی دربرابر بلایا است. سیستمهای برنامهریزیشده خوب، برخلاف توسعههای «پر زرق و برق» که نیاز به سرمایهگذاری مداوم و استخراج منابع دارند، تا نسلها ادامه پیدا میکنند؛ در واقع در این رویکرد، شهرها از محور نمایشی عبور کرده و به سمت سیستمی با کارکرد بالا پیش میروند. یک نظام حکمرانی شهری پایدار را میتوان از طریق کیفیت زیرساختها و خدمات عمومی آن سنجید؛ شهری که در آن حملونقل عمومی بهموقع و قابلاعتماد خدمات ارائه دهد، آب آشامیدنی سالم و پایدار در دسترس باشد، زیرساختهای حیاتی از استحکام و تابآوری کافی برخوردار باشند و خدمات پایه بدون تبعیض برای همه شهروندان فراهم شود. ساخت شهرهای مقاوم منجر به ۴ اتفاق مهم برای شهروندان میشود. اول از همه «کاهش نابرابری» را بههمراه دارد؛ سرمایهگذاریهای اساسی در زیرساختهای شهری باعث کاهش نابرابری میشوند، زیرا فضاهای عمومی، پارکها و امکانات اجتماعی ضروری برای همه فراهم میکنند و به سلامت جسمی و روانی جمعیت کمک میکنند.
دوم باعث «دسترسی عادلانه» میشود؛ حملونقل عمومی قابلاعتماد تضمین میکند که همه شهروندان، صرفنظر از درآمد، بتوانند بدون وابستگی به خودرو به فرصتهای اقتصادی و خدمات دسترسی داشتهباشند، بهویژه در بافتهای محروم و حاشیهای.
سوم با زندگی مقرونبهصرفه و در استطاعت همراه است؛ در واقع زیرساختهای کارآمد، هزینههای خانوار را کاهش و منابع را برای نیازهای اساسیتر مانند غذا، بهداشت و آموزش آزاد میکنند و در آخر، منجر به تابآوری اقلیمی میشود؛ سیستمهای قوی آب، فاضلاب و انرژی ستون فقرات تابآوری اقلیمی هستند و شهرها را دربرابر اثرات شدید تغییرات آبوهوا مقاوم میسازند.
حکمرانی شهری «چندسطحی»
اگر با نگاه هبیتات به «شهر ظاهرا خستهکننده» نگاه کنیم، منظور شهری است که زندگی در آن بر پایه زیرساختهای قوی و قابلاعتماد میچرخد، از همینرو انتخاب تراموای استانبول از سوی هبیتات نمیتواند اتفاقی باشد. براساس تعریفی که هبیتات از شهر خستهکننده داشته، قطعا منظور، شهری فاقد جذابیت نیست، بلکه شهری است که ستونهای اصلی آن بر خدمات عمومی پایدار و زیرساختهای کارآمد استوار است، چیزهایی که کمتر دیده میشوند اما کیفیت زندگی و تابآوری شهری را شکل میدهند. استانبول در دهههای اخیر تلاش کردهاست بهجای تکیه صرف بر پروژههای پرزرقوبرق، شبکهای از زیرساختهای شهری روزمره را تقویت کند؛ از حملونقل عمومی گسترده و متنوع گرفته تا مدیریت خدمات پایهای که زندگی روزمره شهروندان را شکل میدهد. این شهر نمونهای از «حکمرانی شهری چندسطحی» است؛ جاییکه دولت مرکزی، شهرداری کلانشهر و شهرداریهای محلی هریک بخشی از مسوولیتها را بر عهده دارند و همین تقسیم وظایف، امکان تداوم برنامهها و سرمایهگذاری در زیرساختها را فراهم کردهاست. استانبول همچنین، تلاش کرده در سالهای اخیر مشارکت شهروندان را نیز در برخی برنامههای محلی تقویت کند؛ تا شهروندان نقش مستقیمی بر تصمیمات و سیاستهای شهری داشتهباشند.
استانبول بهعنوان یکی از بزرگترین و پیچیدهترین کلانشهرهای جهان، علاوهبر تاریخ و فرهنگ و پتانسیل گردشگری، بهدلیل تواناییاش در مدیریت خدمات پایه شهری، پاسخ به نیازهای روزمره جمعیت و ارتقای کیفیت زندگی، در گزارشهای بینالمللی موردتوجه قرارگرفتهاست. جمعیت استانبول حدود ۱۶میلیون نفر است و اهمیت زیرساختهای شهری در چنین شهری که روزانه بیش از ۳۰ میلیون سفر درونشهری در آن انجام میشود، کاملا مشهود است.علاوه بر زیرساخت ریلی، شبکه اتوبوسها و خطوط دیگر حملونقل نیز بخشی از این پازل شهری هستند. در سالهای اخیر، فهرست وسایل نقلیه تحتمدیریت شهرداری شامل قریب به ۶۷۸۶ دستگاه در ۸۵۱ مسیر اتوبوسی بوده که روزانه بیش از ۵میلیون سفر را انجام میدهند. این تنوع مدهای حملونقل نشان میدهد؛ شهر فقط به یک نوع سیستم تکیه نکرده، بلکه چندبخشیبودن شبکه را محور سیاستگذاری قرار دادهاست.
اما علاوهبر این دادههای کمی، انتخاب تراموای «تونل–تقسیم» در تصویر ارائهشده از سوی هبیتات بیش از آنکه به جذابیت بصری این مسیر مربوط باشد، به شیوه حکمرانی شهر استانبول برمیگردد. استانبول یکی از نمونههای مهم حکمرانی کلانشهری در جهان است که در آن مدیریت شهری بهصورت چندسطحی سازماندهی شدهاست. شهرداری کلانشهر استانبول(IBB) مسوول سیاستگذاری و اداره حوزههای زیرساختی اصلی مانند حملونقل عمومی، آب و فاضلاب، برنامهریزی فضایی، مدیریت پسماند و هماهنگی پروژههای بزرگ شهری است. در کنار آن، شهرداریهای مناطق وظیفه ارائه خدمات محلی را بر عهده دارند. این ساختار باعثشده تصمیمهای کلان در مقیاس کل شهر اتخاذ شود و در عینحال اجرا در سطح محلات انجام گیرد.
این مدل مدیریت شهری چندسطحی مزایای عملی چندگانهای برای شهروندان فراهم کردهاست. یکی از مهمترین نتایج آن کاهش وابستگی به خودروهای شخصی است؛ زیرا شبکه حملونقل عمومی متنوع، قابلاعتماد و کارآمد، گزینهای واقعی برای سفر روزمره فراهم میکند. یکی از مهمترین بخشهای مدیریت شهری در استانبول، حملونقل عمومی یکپارچه و گسترده است. این شهر بیش از ۸ میلیون سفر روزانه را با حملونقل عمومی پوشش میدهد و حدود ۴۸درصد از همه سفرها توسط حملونقل عمومی انجام میشود که نشانهای از دسترسی قابلتوجهی است که شهروندان به خدمات پایه دارند. شبکههای ریلی استانبول شامل مترو، تراموا و سیستمهای سبک ریلی بیش از ۲۴۳کیلومتر مسیر و حدود ۲۰۰ ایستگاه فعال دارند که بخش قابلتوجهی از نیاز حملونقل شهری را پاسخ میدهند.
این موضوع علاوهبر کاهش ترافیک و آلودگی باعثشده تا مهندسی شبکههای حملونقل عمومی بتواند بهبود دسترسی عادلانه را برای بخشهای مختلف جمعیت فراهم کند. در یک کلانشهر پهناور مانند استانبول که مناطق مرکزی اغلب از امکانات بهتری برخوردارند، توسعه شبکههای حملونقل ریلی و اتوبوسی در امتداد محورهای جنوبی و غربی، نقش مهمی در کاهش نابرابری فضایی داشتهاست.
سیاستگذاری استانبول در زمینه حملونقل عمومی نشان میدهد زیرساختها فقط سازههای فنی نیستند؛ در واقع ابزارهای حکمرانی و عدالت شهری نیز محسوب میشوند. استفاده گسترده از کارتهای الکترونیکی مشترک (مثل «استانبولکارت») که امکان استفاده از تمام مدهای حملونقل را با یک کارت به شهروندان میدهد، در عینحال امکانات پرداخت منصفانه و کاهش هزینههای رفت و آمد را پیشمیبرد. استانبول همچنین با تمرکز بر توسعه ساختارهای مدیریت خدماتپایه، سعی کردهاست دربرابر بحرانهای طبیعی مانند زلزله یا اختلالات شبکه مقاوم باشد. سیاستهای بازآفرینی شهری، مقاومسازی ساختمانها و اولویتدهی به شبکههای خدمات شهری که بخش زیادی از آن به عهده شهرداری کلانشهر است، نشان میدهد؛ این شهر بر تداوم و ثبات زیرساختی تمرکز کردهاست؛ همان چیزی که هبیتات بهعنوان ملاک «شهر غیرنمایشی» مطرح میکند.
شبکه حملونقل تنها یک بخش از تصویر بزرگتر است. مدیریت آب و خدمات تامین آب نیز یکی از زیرساختهای حیاتی است که کیفیت زندگی شهری را تعریف میکند. استانبول برای تامین آب آشامیدنی، فاضلاب، انرژی و مدیریت پسماند سیستمهای گسترده و پایداری دارد. پروژههای تصفیه آب، شبکه فاضلاب و مدیریت پسماند به شکلی طراحیشده که خدمات به تمام مناطق شهر ارائه شود و شهر دربرابر بحرانهای طبیعی و انسانی تابآور باقیبماند. پروژههای مدیریت آب و فاضلاب توسط İSKİ، شرکت آب و فاضلاب وابسته به شهرداری، اجرا میشود که ضمن بهبود تامین آب برایمیلیونها نفر، پروژههایی مانند حل مشکل فاضلاب در بخشهای شرقی شهر را نیز به پایان رساندهاست.
علاوه بر این، استانبول روی گسترش فضاهای سبز و مسیرهای فعال نیز کار میکند؛ طرحهایی مانند توسعه مسیرهای دوچرخهسواری تا بیش از ۴۰۰ کیلومتر و رشد تدریجی ایستگاههای دوچرخهسواری اشتراکی(ISBIKE) نشان میدهد شهرداری درصدد ایجاد گزینههای حملونقل فعال و ارتقای کیفیت فضاهای عمومی است که در بلندمدت به سلامت جمعی، کاهش آلودگی و احساس تعلق شهری کمک میکند.
استانبول همچنین در برنامهریزی فضایی و مدیریت بحران تجربه قابلتوجهی دارد. قرارگرفتن این شهر در منطقهای زلزلهخیز باعثشده سیاستهای مقاومسازی ساختمانها، تقویت ساختارهای خدماتی و توسعه برنامههای واکنش اضطراری بخش جداییناپذیری از حکمرانی شهری باشد. این رویکرد، ظرفیت شهر برای مواجهه با شوکهای طبیعی مانند زلزله یا بارشهای شدید را افزایش داده؛ به این معنی که شهر فراتر از توسعه فیزیکی، به «تابآوری» بهعنوان بخشی از عملکرد روزمره شهری اهمیت میدهد. بعد از زلزله ۱۹۹۹ ترکیه، اصلاحات گستردهای در مقررات ساختوساز و مدیریت بحران انجام شد. استانبول روی گسل فعال قرار دارد؛ بنابراین موضوع تابآوری در آن مساله بقاست. همین تمرکز بر مقاومسازی ساختمانها و زیرساختها باعثشده بحث تابآوری در سیاست شهری جدی گرفته شود.