مدیریت پدرانه؛ خیرخواهی بدون نازپروری
پیمان شمس *
در ادبیات مدیریت، «رهبری پدرانه» مفهومی است که گاهی با مهربانی، حمایت بیش از حد یا حتی رابطه عاطفی با کارکنان اشتباه گرفته میشود. درحالیکه پژوهشهای علمی تصویر دقیقتری ارائه میکنند: رهبری پدرانه زمانی معنا پیدا میکند که خیرخواهی و مراقبت از کارکنان با اقتدار و مطالبهگری مسوولانه همراه شود.
یک فراتحلیل گسترده که شامل ۱۵۲ مطالعه و بررسی بیش از ۶۸ هزار نفر در ۱۴ کشور میشود، نشان داده که مولفه خیرخواهی با اثربخشی مدیر، عملکرد کارکنان و نگرش مثبت آنها ارتباط دارد. در مقابل، اقتدارگرایی شدید میتواند پیامدهای منفی داشته باشد.
مدیری که این سبک را دارد، کسی نیست که همیشه «هوای کارکنان را داشته باشد،» بلکه او خیر آنها را میخواهد، حتی زمانی که این خیرخواهی مستلزم یک گفتوگوی دشوار باشد.
فرض کنیم یکی از کارکنان مرتکب اشتباهی شده است. مدیر میتواند بلافاصله سراغ تذکر، توبیخ یا ثبت خطا برود. اما یک مدیر رشد دهنده ابتدا سوالهای دیگری مطرح میکند: آیا انتظار از فرد شفاف بوده است؟ آیا آموزش لازم را دیده؟ آیا منابع و ابزار کافی در اختیار داشته؟ آیا مساله ناشی از ضعف فرد بوده یا نقص در سیستم؟
این نگاه به معنای حذف مسوولیتپذیری نیست. اتفاقا نقطه قوت مدیریت پدرانه همینجاست. حمایت بدون مطالبهگری، خیلی زود به نازپروری تبدیل میشود. اگر مدیر پس از آموزش، شفافسازی و فراهم کردن فرصت اصلاح، همچنان نسبت به عملکرد ضعیف فرد بیتفاوت باشد، دیگر نمیتوان این رفتار را خیرخواهانه دانست. چنین رویکردی ممکن است حتی احساس بیعدالتی را در میان سایر کارکنانی ایجاد کند که مسوولیتهای خود را بهدرستی انجام میدهند.
از این منظر، خیرخواهی مدیریتی چهار رفتار را همزمان میطلبد: شنیدن، حمایت کردن، مرزبندی کردن و پاسخگو نگه داشتن.
این موضوع فقط به عملکرد محدود نمیشود. در سازمانی که مدیرانش بتوانند محیطی امن و حمایتگر ایجاد کنند، احتمال بیشتری دارد که کارکنان احساس سلامت، تعلق و امکان رشد داشته باشند. سازمان جهانی بهداشت نیز در دستورالعملهای خود درباره سلامت روان در محیط کار، بر نقش شرایط کاری، حمایت سازمانی و آموزش مدیران برای بهبود نگرش و رفتار آنها نسبت به کارکنان تاکید کرده است.
شاید برای مدیران، یک سوال ساده اما جدی بتواند راهگشا باشد: «اگر واقعا خیر این کارمند را میخواهم، امروز چه کاری باید انجام دهم که فردای او بهتر از امروز باشد؟» پاسخ همیشه تشویق نیست. گاهی آموزش است، گاهی فرصت دوباره، گاهی دفاع از او، و گاهی یک «نه» جدی و یک گفتوگوی سخت. مدیری که فقط میخواهد کارکنانش از او راضی باشند، ممکن است محبوب باشد، اما لزوما رهبر خوبی نیست. مدیری که میخواهد کارکنانش رشد کنند، مسوولیت بپذیرند و بهتر شوند، مسیر دشوارتری را انتخاب کرده است.
شاید معنای واقعی نگاه پدرانه در مدیریت همین باشد: محبت، بدون تبعیض؛ حمایت، بدون نازپروری؛ مطالبهگری، بدون تحقیر؛ و خیرخواهی، بدون چشمپوشی از مسوولیت.
در نهایت، سازمانها نه فقط با فرآیندها و دستورالعملها، بلکه با کیفیت رابطهای که مدیران با انسانهای خود میسازند،رشد میکنند.
* مدرس و مشاور آموزش و توسعه کارکنان