پایان عصر استخراج آسان سنگ‌آهن

روند ذخایر قطعی استخراج سنگ‌آهن در فاصله سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ بیش از آنکه بیانگر یک مسیر پایدار اکتشافی باشد، از نوسانات شدید در ثبت و شناسایی ذخایر حکایت دارد. مهم‌ترین نقطه عطف این دوره به سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ بازمی‌گردد که حجم ذخایر از ۱۱۹۱‌میلیون تن در سال ۱۳۹۵ به ۲۴۹۰‌میلیون تن و سپس به رکورد ۶۷۶۰‌میلیون تن در سال ۱۳۹۷ رسید. با این حال، این جهش دوام نیاورد و ذخایر در سال ۱۳۹۸ با افتی سنگین به ۱۹۲۲‌میلیون تن کاهش یافت. پس از آن نیز ذخایر در سطوحی به‌مراتب پایین‌تر از اوج سال ۱۳۹۷ قرار گرفت و طی سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ عمدتا در محدوده ۲۲۰۰ تا ۲۶۰۰‌میلیون تن نوسان کرد. همچنین نرخ رشد ذخایر در این دوره غالبا حول صفر یا در محدوده منفی قرار داشت؛ موضوعی که از نبود جهش‌های جدید اکتشافی و تکرار نشدن روند افزایشی سال‌های میانی دهه ۹۰ حکایت دارد.

اگرچه برآوردها درباره زمان بروز کمبود و میزان ذخایر قابل بهره‌برداری متفاوت است، اما بسیاری از فعالان معدنی بر این باورند که ادامه توسعه صنعت فولاد بدون تقویت اکتشافات و شناسایی ذخایر جدید با دشواری بیشتری همراه خواهد شد. در چنین شرایطی، موضوع اکتشافات عمیق، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و ورود سرمایه‌های جدید به بخش معدن به یکی از مهم‌ترین محورهای بحث در زنجیره فولاد تبدیل شده است. برخی کارشناسان هشدار می‌دهند فرصت چندانی برای جایگزینی ذخایر در حال بهره‌برداری باقی نمانده، درحالی‌که گروهی دیگر معتقدند ظرفیت‌های زمین‌شناسی کشور هنوز به‌طور کامل شناسایی نشده است. با این حال، آنچه بیش از هر موضوع دیگری مورد تاکید قرار می‌گیرد، ضرورت تامین پایدار سنگ‌آهن برای صنعتی است که آینده آن بیش از هر زمان دیگری به سرنوشت بخش معدن گره خورده است.

 ظرفیت اندک معادن بزرگ و فرصت محدود ایران

یک کارشناس حوزه معدن با هشدار نسبت به آینده تامین سنگ‌آهن کشور معتقد است در صورت تداوم روند فعلی اکتشاف و استخراج، ایران تنها چند سال فرصت دارد تا برای جایگزینی ذخایر بزرگ سنگ‌آهن و تامین پایدار خوراک صنعت فولاد چاره‌اندیشی کند؛ در غیر این صورت، احتمال بروز شکاف میان نیاز فولادسازان و میزان عرضه مواد اولیه دور از انتظار نخواهد بود.

شهرام شریعتی، کارشناس حوزه معدن در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد»، درباره آینده ذخایر سنگ‌آهن کشور و عمر اقتصادی معادن بزرگ اظهار کرد: حدود ۵سال پیش در نامه‌ای به وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت هشدار داده شد که با روند اکتشافات انجام‌شده، ذخایر شناخته‌شده سنگ‌آهن کشور ظرفیت چندانی برای پاسخگویی به نیازهای آینده ندارند و ایران ناگزیر است به سمت اکتشافات جدید حرکت کند. در آن مقطع برخی تصور می‌کردند که می‌توان با تکیه بر ذخایر سنگ‌آهن کشورهای همسایه، به‌ویژه معدن حاجی‌گک افغانستان، بخشی از نیاز آینده کشور را تامین کرد؛ اما این سناریو هرگز محقق نشد و در نهایت دسترسی ایران به آن ذخایر نیز فراهم نشد. در همین مدت، بخش مهمی از ذخایر داخلی نیز به سمت کاهش عیار و دشوارتر شدن شرایط استخراج حرکت کرده‌اند.

وی با تاکید بر اینکه امروز صنعت معدن کشور تنها دو مسیر پیش روی خود دارد، گفت: نخست اینکه اکتشافات را به سمت اعماق بیشتر هدایت کنیم؛ همان مسیری که بسیاری از کشورهای معدنی جهان سال‌ها قبل در پیش گرفته‌اند. در بسیاری از کشورها استخراج از اعماق ۳۰۰، ۴۰۰ و حتی ۵۰۰متری به یک رویه عادی تبدیل شده و توسعه معادن زیرزمینی بخش مهمی از تامین مواد اولیه صنایع معدنی را بر عهده دارد. مسیر دوم نیز حرکت به سمت فناوری‌های فرآوری سنگ‌آهن کم‌عیار است. بخش قابل‌توجهی از ذخایری که امروز در دنیا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند، ذخایری هستند که در گذشته اقتصادی تلقی نمی‌شدند؛ اما با توسعه فناوری امکان استفاده از آنها فراهم شده است.

این کارشناس معدن افزود: موضوعاتی که امروز درباره آنها صحبت می‌کنیم، در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته ده‌ها سال پیش مورد توجه قرار گرفته و برای آنها برنامه‌ریزی شده است. درحالی‌که در ایران هنوز برای حرکت به سمت اکتشافات عمیق یا استفاده از فناوری‌های نوین فرآوری محدودیت‌هایی وجود دارد. در شرایطی که فناوری‌های مورد نیاز در کشورهای مختلف دنیا در دسترس است، نباید تصور کنیم که تنها یک یا دو کشور امکان ارائه این فناوری‌ها را دارند. اگر در سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری کافی در حوزه اکتشاف و فناوری انجام می‌شد، امروز نگرانی کمتری درباره آینده سنگ‌آهن کشور وجود داشت.

شریعتی درباره احتمال بروز شکاف میان عرضه سنگ‌آهن و نیاز صنایع فولادی نیز اظهار کرد: بر اساس اطلاعات و آمارهای موجود، ایران زمان زیادی در اختیار ندارد. البته باید توجه داشت که بسیاری از اعداد و ارقامی که درباره میزان ذخایر اعلام می‌شود، از دقت کافی برخوردار نیستند و جزئیات مربوط به نوع ذخیره، عیار و قابلیت اقتصادی استخراج آنها به‌طور شفاف منتشر نمی‌شود. با این حال، برآورد من این است که اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، حدود ۶ تا ۸سال فرصت داریم تا ذخایر جدید را از مرحله اکتشاف به استخراج و سپس به تامین خوراک صنایع فولادی برسانیم. این بازه زمانی بسیار تعیین‌کننده است و اگر در همین دوره اقدامات لازم انجام نشود، مشکلات جدی‌تری در انتظار زنجیره فولاد خواهد بود.

وی ادامه داد: نکته مهم دیگر این است که ایران تجربه و دانش گسترده‌ای در زمینه بهره‌برداری از معادن عمیق و زیرزمینی در مقیاس ذخایر بزرگ سنگ‌آهن ندارد. در نتیجه حتی اگر تصمیم به حرکت به سمت اکتشافات عمیق گرفته شود، نیازمند انتقال دانش فنی، فناوری و تجربه از کشورهای دارای سابقه در این حوزه خواهیم بود. این موضوع یکی از تفاوت‌های مهم ایران با کشورهایی مانند استرالیا و برزیل است که سال‌هاست در زمینه استخراج ذخایر بزرگ و عمیق فعالیت می‌کنند.

حضور گسترده‌تر فولادسازان در اکتشاف

این کارشناس حوزه معدن در پاسخ به این پرسش که آیا فولادسازان باید بیشتر از گذشته وارد پروژه‌های اکتشافی شوند یا خیر گفت: به اعتقاد من فولادسازان چاره‌ای جز ورود بیشتر به این حوزه ندارند. صنعت فولاد برای ادامه فعالیت خود به مواد اولیه نیاز دارد و اگر امروز برای تامین این مواد اولیه سرمایه‌گذاری نکند، در آینده با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. البته ورود فولادسازان می‌تواند در قالب‌های مختلفی انجام شود؛ از سرمایه‌گذاری مستقیم گرفته تا مشارکت با شرکت‌های معدنی و اکتشافی. خوشبختانه ایران هنوز ظرفیت‌های اکتشافی قابل‌توجهی دارد و امکان دستیابی به ذخایر جدید وجود دارد، اما این فرصت همیشگی نیست.

شریعتی با اشاره به احتمال واردات سنگ‌آهن در سال‌های آینده اظهار کرد: واردات سنگ‌آهن بدترین سناریویی است که می‌توان برای صنعت فولاد کشور متصور شد، اما اگر امروز برای توسعه اکتشافات و افزایش ذخایر اقدام نکنیم، این احتمال دور از ذهن نخواهد بود. باید توجه داشت که در سال‌های گذشته بخش مهمی از مواد معدنی کشور به شکل خام یا نیمه‌خام صادر شده و اگر روزی خودمان به واردکننده مواد اولیه تبدیل شویم، دیگر به سادگی امکان تامین این مواد از بازارهای جهانی وجود نخواهد داشت.

وی همچنین درباره اولویت توسعه ظرفیت فولاد یا سرمایه‌گذاری در اکتشافات جدید گفت: به نظر من ظرفیت فولاد کشور بیش از اندازه توسعه‌یافته است. در سال‌های گذشته واحدهای فولادی متعددی در نقاط مختلف کشور احداث شدند؛ مناطقی که بعضا با محدودیت منابع آب، زیرساخت‌های حمل‌ونقل و حتی تامین مواد اولیه مواجه هستند. به همین دلیل امروز بیش از آنکه به ظرفیت‌های جدید فولادی نیاز داشته باشیم، به توسعه اکتشافات، شناسایی ذخایر جدید و تقویت بخش معدن نیاز داریم.

  لزوم سرمایه‌گذاری گسترده در حوزه اکتشاف

در ادامه یک تحلیلگر حوزه معدن و فولاد با تاکید بر اینکه نگرانی درباره آینده ذخایر سنگ‌آهن کشور نباید به برداشت‌های شتاب‌زده منجر شود، معتقد است ایران هنوز ظرفیت‌های قابل‌توجهی برای کشف ذخایر جدید دارد؛ اما تحقق این ظرفیت‌ها مستلزم سرمایه‌گذاری گسترده در حوزه اکتشاف، نوسازی تجهیزات معدنی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین است.

مائده مزینانی، کارشناس حوزه فولاد در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» افزود: ایران طی سال‌های گذشته به دلایل مختلف از جمله محدودیت‌های فناورانه، کمبود تجهیزات پیشرفته و ضعف سرمایه‌گذاری، نتوانسته عملیات اکتشافی گسترده و جامعی را در سطحی که متناسب با ظرفیت‌های زمین‌شناسی کشور باشد انجام دهد. به همین دلیل نمی‌توان صرفا بر اساس ذخایر شناسایی‌شده فعلی درباره آینده معادن قضاوت قطعی داشت. این احتمال وجود دارد که با استفاده از فناوری‌های نوین اکتشافی و اجرای پروژه‌های عمیق‌تر، ذخایر جدیدی شناسایی شوند که بخشی از نگرانی‌های فعلی را کاهش دهند.

وی افزود: بخش عمده سنگ‌آهنی که امروز در ایران استخراج می‌شود از معادن روباز تامین می‌شود. در واقع معدن‌کاری ایران طی سال‌های گذشته عمدتا بر بهره‌برداری از ذخایری استوار بوده که دسترسی به آنها ساده‌تر و هزینه استخراجشان کمتر بوده است؛ درحالی‌که بسیاری از کشورهای بزرگ معدنی جهان سال‌هاست به سمت استخراج ذخایر عمیق حرکت کرده‌اند. کشورهایی مانند استرالیا و برخی دیگر از تولیدکنندگان بزرگ سنگ‌آهن، علاوه بر توسعه فناوری‌های اکتشافی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در بهره‌برداری از ذخایر عمیق انجام داده‌اند و همین موضوع امکان تداوم تولید در بلندمدت را برای آنها فراهم کرده است.

مراحل پایانی عمر بهره‌برداری برخی معادن کشور

این کارشناس معدن با اشاره به وضعیت برخی معادن بزرگ کشور گفت: در برخی معادن شناخته‌شده، از جمله تعدادی از معادن بزرگ سنگ‌آهن، نشانه‌هایی از کاهش ذخایر قابل استخراج نسبت به سال‌های گذشته مشاهده می‌شود و برخی رگه‌های معدنی به مراحل پایانی عمر بهره‌برداری خود نزدیک شده‌اند. با این حال، این موضوع به معنای پایان ظرفیت معدنی کشور نیست. آینده این بخش بیش از هر چیز به سیاست‌های اکتشافی، میزان سرمایه‌گذاری و دسترسی به فناوری وابسته است. اگر بتوانیم در حوزه اکتشاف و استخراج عمیق به استانداردهای جهانی نزدیک شویم، ظرفیت‌های جدیدی برای توسعه بخش معدن ایجاد خواهد شد.

این تحلیلگر حوزه معدن و فولاد در پاسخ به این پرسش که در صورت ادامه روند فعلی اکتشاف و استخراج، آیا احتمال بروز شکاف میان عرضه سنگ‌آهن و نیاز فولادسازان وجود دارد، گفت: در سال‌های گذشته برآوردهایی درباره احتمال کمبود سنگ‌آهن در افق‌های بلندمدت مطرح شده بود؛ به ویژه در دوره‌ای که برنامه‌های توسعه صنعت فولاد بر دستیابی به ظرفیت‌های بسیار بالاتر تولید متمرکز بود. اما باید توجه داشت که میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی تفاوت وجود دارد. امروز نیز صنعت فولاد با چالش‌هایی نظیر محدودیت انرژی، مشکلات زیرساختی و برخی آسیب‌های ناشی از تحولات اقتصادی مواجه است که بر میزان تولید واقعی تاثیر می‌گذارد. بنابراین برای تحلیل دقیق وضعیت آینده باید مجموعه‌ای از متغیرها از جمله ظرفیت‌های جدید فولادی، پروژه‌های معدنی، واحدهای کنسانتره‌سازی، گندله‌سازی و احیای مستقیم را به صورت همزمان مورد بررسی قرار داد.

بازنگری مسیر آینده توسعه معدن و فولاد

مزینانی درباره ضرورت سرمایه‌گذاری فولادسازان در پروژه‌های اکتشافی نیز گفت: ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای معدنی جهان هنوز در حوزه اکتشافات عمیق و استفاده از فناوری‌های نوین فاصله قابل‌توجهی دارد. بخش مهمی از این عقب‌ماندگی به محدودیت سرمایه‌گذاری، کمبود تجهیزات تخصصی و دسترسی محدود به فناوری‌های روز بازمی‌گردد. در چنین شرایطی ضرورت دارد که شرکت‌های بزرگ فولادی نیز برای تضمین امنیت تامین مواد اولیه خود به سمت سرمایه‌گذاری در پروژه‌های اکتشافی حرکت کنند. وی افزود: البته نباید تمام مسوولیت را متوجه بخش خصوصی دانست. بخش حاکمیتی نیز در سال‌های گذشته اقداماتی در حوزه اکتشاف انجام داده، اما واقعیت این است که بودجه‌های اختصاص‌یافته به این بخش متناسب با اهمیت و ابعاد صنعت معدن کشور نبوده است. توسعه اکتشافات نیازمند سرمایه‌گذاری‌های چندساله و بلندمدت است.

وی در پایان درباره اولویت توسعه ظرفیت فولاد یا سرمایه‌گذاری در اکتشاف و استخراج گفت: تغییر شرایط اقتصادی، تحولات بین‌المللی، وضعیت سرمایه‌گذاری و حتی چشم‌انداز روابط خارجی کشور می‌تواند بر توجیه‌پذیری پروژه‌های معدنی و فولادی اثرگذار باشد. از این رو، لازم است سیاستگذاران با نگاهی واقع‌بینانه و مبتنی بر مطالعات فنی، مسیر آینده توسعه معدن و فولاد را بازنگری کنند تا سرمایه‌گذاری‌ها به سمت پروژه‌هایی هدایت شود که بیشترین ارزش افزوده و پایداری را برای اقتصاد کشور به همراه دارند.