غیرحضوری شدن مدارس چه آثاری بر اقتصاد خانوار و انباشت سرمایه انسانی دارد؟
ضربه دوبله تعطیلی آموزش
در زمستان سالهای اخیر آموزش کشور با تعطیلی مدارس، بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر بحران انرژی و آلودگی هوا قرار گرفت؛ دو بحرانی که ریشه در مشکلات ساختاری اقتصاد و مدیریت منابع دارند، اما پیامد مستقیم آن بر دوش خانوادهها و دانشآموزان افتاده است. مدارس شهرهای بزرگ و کوچک در سال جاری بارها بهدلیل سرما، کمبود انرژی یا آلودگی هوا تعطیل شدند. طی روزهای گذشته علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که تعطیلیها و آموزش غیرحضوری در استان تهران برای سال جاری حدود یک ماه بوده است. او با اشاره به دلایل این تعطیلیها بیان کرد که این میزان در تمام نقاط کشور و شهرها یکسان نبوده است. تعطیلی مدارس به دلیل آلودگی هوا و کاهش مصرف انرژی به پدیدهای تکرارشونده طی سالهای اخیر تبدیل شده است.
اما چرا این تعطیلیها تا این حد افزایش یافته است؟ متهم ردیف اول، ناترازی انرژی است؛ به این معنا که مصرف گاز و برق کشور در زمستان از میزان تولید پیشی میگیرد. در روزهای سرد، مصرف گاز خانگی بالا میرود و برای جلوگیری از قطع گسترده گاز یا خاموشی برق، دولت ناچار میشود مصرف بخشهای دیگر را محدود کند. یکی از اولین گزینهها، تعطیلی مدارس و ادارات است. با این تصمیم، مصرف انرژی کاهش مییابد، اما آموزش حضوری متوقف میشود. این اتفاق در سالهای اخیر به یک روال تکرارشونده تبدیل شده است.
عامل دیگر، آلودگی هواست؛ مشکلی که در سالهای گذشته بهویژه در کلانشهرها مشاهده میشد، حالا در شهرهای بزرگ و کوچک به یک بحران مزمن بدل شده است. یکی از دلایل تشدید آلودگی، استفاده از سوختهای غیر استاندارد و آلاینده در نیروگاهها و صنایع است. وقتی تامین گاز نیروگاهها کاهش مییابد، برخی نیروگاهها به استفاده از مازوت یا سوختهای سنگین روی میآورند که آلودگی بیشتری تولید میکند. در فصلهای سرد، پدیده وارونگی دما رخ میدهد؛ هوای سرد در لایههای پایین جو حبس میشود و آلایندهها امکان پراکندگی پیدا نمیکنند. در چنین شرایطی شاخص آلودگی هوا به سطح «ناسالم» یا حتی «بسیار ناسالم» میرسد. کودکان و نوجوانان که جزو گروههای حساس هستند و در نتیجه برای جلوگیری از آسیبهای تنفسی و قلبی به این قشر، مدارس تعطیل میشوند.

اتلاف بودجه خانوادهها
پیامد این تعطیلیهای پیدرپی تنها از دست رفتن چند روز از کلاس درس نیست، نخستین اثر، اختلال در روند آموزش است. یادگیری، فرآیندی پیوسته است و وقفههای مکرر باعث افت کیفیت آموزشی میشود. دانشآموزان پایههای ابتدایی یا مقاطع حساس مانند سالهای منتهی به کنکور بیشترین آسیب را میبینند. آموزش مجازی هم همیشه جایگزین کامل آموزش حضوری نیست؛ چراکه زیرساخت اینترنت، دسترسی به ابزار دیجیتال و کیفیت تدریس آنلاین در همه مناطق یکسان نیست و کیفیت آموزش حضوری را جایگزین نمیکند. در این حالت فشار اقتصادی بر خانوادهها افزایش مییابد. وقتی مدرسه تعطیل میشود، خانوادهها با چند انتخاب دشوار روبهرو هستند: یا باید خودشان بخشی از آموزش را در خانه بر عهده بگیرند، یا از کلاسهای تقویتی و معلم خصوصی استفاده کنند. هر دو گزینه هزینه دارد؛ چه از نظر مالی و چه از نظر زمانی. بسیاری از والدین شاغل مجبور میشوند ساعت کاری خود را کاهش دهند یا برای نگهداری از فرزندشان برنامهریزی تازهای انجام دهند.
در خانوادههای کمدرآمد، این فشار اقتصادی شدیدتر است و ممکن است به نابرابری آموزشی بیشتر منجر شود. در شرایط کنونی که هزینههای آموزش غیردولتی برای خانوارها سهم قابلتوجهی از بودجه را تشکیل میدهد، هزینه تعطیلی مدارس بیشتر برآورد میشود. در حال حاضر، در مقطع دبستان شهریه مدارس غیرانتفاعی در کشور سالانه حدود 90میلیون تومان و برای مقطع دبیرستان حدود 150میلیون تومان است. هرچند که دامنه شهریه مدارس متناسب با نوع مدرسه و سطحبندی آن ممکن است از این رقم فاصله داشته باشد. همچنین هزینههای فوق برنامهای که مدارس به صورت جدا از خانوادهها دریافت میکنند را نیز باید به این ارقام افزود. با وجود این هزینهها، یک ماه تعطیلی مدارس در سال، حداقل هزینهای معادل 10 تا 15میلیون تومان به یک خانواده تک فرزند وارد میکند. ادامه این روند، علاوه بر وارد آوردن فشار بیشتر بر اقتصاد خانوار میتواند کیفیت سرمایه انسانی کشور را تضعیف کند.
افت سرمایه انسانی
وقتی مدارس بهدلیل ناترازی انرژی یا آلودگی هوا بارها تعطیل میشوند و آموزش به شکل غیرحضوری و با کیفیت پایین ادامه پیدا میکند، کیفیت یادگیری دچار آسیب میشود اما اثر این اتفاق فقط محدود به کلاس درس نمیماند؛ بلکه در بلندمدت، این روند به کاهش سرمایه انسانی و در نهایت به افت رشد اقتصادی منجر میشود.
سرمایه انسانی یعنی مجموعه دانش، مهارت، تجربه و تواناییهای نیروی کار یک کشور. اقتصاددانان سالهاست تاکید میکنند که سرمایه انسانی یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی است. کشورهایی که سطح آموزش و مهارت بالاتری دارند، درآمد سرانه بیشتری کسب میکنند و رشد اقتصادی پایدارتر دارند. اگر آموزش دچار وقفههای مکرر شود مهارتآموزی دانشآموزان آسیب میبیند. یادگیری فرآیندی پیوسته است و نیاز به نظم، تعامل مستقیم با معلم و فضای آموزشی دارد. تعطیلیهای مکرر این زنجیره را قطع میکند. آموزش مجازی هم در بسیاری از مناطق بهدلیل ضعف اینترنت یا نبود ابزار مناسب، کیفیت کافی ندارد. نتیجه این میشود که بخشی از دانشآموزان با ضعف در مهارتهای پایه مانند ریاضی، خواندن و تحلیل وارد مقاطع بالاتر میشوند.
از سوی دیگر، ضعف آموزشی در آینده به کاهش بهرهوری نیروی کار تبدیل میشود. بهرهوری یعنی اینکه هر فرد در هر ساعت کار، چه میزان ارزش اقتصادی تولید میکند. تحقیقات اقتصادی مختلف اثر آموزش بر رشد اقتصادی از مجرای بهرهوری را نشان دادهاند. در واقع کشورهایی که در آموزش سرمایهگذاری کردهاند، رشد سریعتری تجربه کردهاند. در مقابل افت سرمایه انسانی توان نوآوری کشور را کاهش میدهد. اقتصاد امروز جهان بر فناوری، دانش و خلاقیت استوار است. شرکتها برای رقابت در بازارهای داخلی و جهانی نیاز به نیروی کاری دارند که توان تحلیل، حل مساله و کار با فناوریهای نو را داشته باشد. اگر کیفیت آموزش کاهش یابد، نسل آینده توان رقابت کمتری خواهد داشت و اقتصاد کشور در زنجیره ارزش جهانی جایگاه پایینتری پیدا میکند.
اثر چهارم افت کیفیت آموزش از مسیر کاهش سرمایه انسانی، میتواند به نابرابری بیشتر منجر شود. در دورههای تعطیلی، خانوادههایی که توان مالی بیشتری دارند با کلاس خصوصی یا آموزش مکمل، عقبماندگی تحصیلی فرزندانشان را جبران میکنند. اما خانوادههای کمدرآمد چنین امکانی ندارند. این شکاف آموزشی در آینده به شکاف درآمدی تبدیل میشود و بخشی از نیروی کار با مهارت پایینتر وارد بازار میشود.
در نهایت باید گفت رشد اقتصادی فقط افزایش عدد تولید ناخالص داخلی نیست؛ کیفیت رشد نیز اهمیت دارد. رشدی که بر پایه نیروی کار ماهر و دانشمحور باشد پایدارتر، مقاومتر و اشتغالزاتر است. اما اگر سرمایه انسانی تضعیف شود، حتی اگر سرمایهگذاری فیزیکی انجام شود، بازده آن پایینتر خواهد بود. مدرسه فقط محل آموزش امروز نیست؛ محل ساختن اقتصاد فرداست. هر وقفه طولانی در آموزش، هزینهای است که در آینده به شکل کاهش بهرهوری، رشد کندتر و درآمد پایینتر نمایان میشود. بنابراین بحرانهایی مانند ناترازی انرژی و آلودگی هوا، اگر به تعطیلیهای گسترده آموزشی منجر شوند، فقط مسالهای زیستمحیطی یا مدیریتی نیستند، بلکه تهدیدی مستقیم برای کیفیت رشد اقتصادی کشور در سالهای پیش رو به شمار میروند. حل این بحران، نیازمند اصلاحات جدی در سیاستگذاری انرژی، بهبود استانداردهای سوخت و سرمایهگذاری در زیرساختهای پایدار است؛ در غیر این صورت، تعطیلی مدارس همچنان به بخشی از تقویم نانوشته زمستانهای ایران تبدیل خواهد شد.