بنزین در کوره ابهام؛ دولت درباره اصل تغییر در نظام سهمیهبندی به جمعبندی رسیده است؟
موضوع بنزین بار دیگر به یکی از حساسترین مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شده است؛ موضوعی که آثار آن فقط به جایگاههای سوخت محدود نمیشود و مستقیماً با هزینه حملونقل، قیمت کالاها، خدمات و معیشت میلیونها ایرانی ارتباط دارد.
در روزهای اخیر، دو روایت رسمی درباره آینده بنزین مطرح شد که اگرچه در یک مسیر کلی، یعنی مدیریت ناترازی و اصلاح مصرف، حرکت میکنند، اما از نظر سطح اعلام تصمیم و نحوه انتقال پیام به جامعه، تفاوتهایی قابل تأمل دارند.
سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، اعلام کرد که دولت سه سناریو را برای مدیریت ناترازی بنزین بررسی میکند و در نهایت یکی از این گزینهها پس از بررسیهای کارشناسی نهایی خواهد شد. پیام این سخنان این بود که دولت هنوز در مرحله تصمیمسازی قرار دارد و گزینه نهایی انتخاب نشده است.
اما محسن حاجیمیرزایی، رئیس دفتر رئیسجمهور، روایت متفاوتی ارائه کرد و اعلام کرد که کاهش سهمیه بنزین «قطعی» است؛ در عین حال تأکید کرد قیمت بنزین سهمیهای تغییر نمیکند و مصرف مازاد بر سهمیه با قیمت بالاتر عرضه خواهد شد.
گفتوگو با شهروندانی که در صفهای طولانی پمپ بنزین ایستادهاند روشن کرد سه دلیل عمده برای شلوغی پمپ بنزینها وجود دارد که یکی از مهمترین آنها ترس از سوختن سهمیه بنزین موجود در کارتهاست.
اهمیت واژه «قطعی» در این میان بسیار زیاد است؛ زیرا افکار عمومی از آن چنین برداشت میکند که دولت از مرحله بررسی عبور کرده و درباره اصل تغییر در نظام سهمیهبندی به جمعبندی رسیده است.
البته این دو روایت را نمیتوان کاملاً متناقض دانست؛ چرا که ایده کاهش سهمیه و عرضه مصرف مازاد با قیمت بالاتر، با بخشی از سناریوی مطرحشده از سوی سقاب اصفهانی همپوشانی دارد. اما تفاوت مهم در جزئیات و پیام اقتصادی آنهاست.
در سناریوی مطرحشده از سوی سقاب، موضوع مصرف مازاد با سازوکاری مشخصتر و در قالب نرخ جدید یا نرخ غیریارانهای مطرح شده بود؛ حتی در برخی روایتها از «نرخ چهارم» و ارقام بسیار بالاتر برای این بخش سخن گفته شد. اما در اظهارات حاجیمیرزایی، تأکید بر این بود که افزایش قیمت بنزین مطرح نیست و فقط مصرف خارج از سهمیه با قیمت بالاتر محاسبه خواهد شد.
در نتیجه، مسئله اصلی نه صرفاً تفاوت میان دو سخن، بلکه فاصله میان تصمیمسازی، تصمیمگیری و اطلاعرسانی عمومی است. جامعه با بخشی از یک تصمیم مواجه شده است: میداند تغییر در راه است، اما هنوز نمیداند میزان کاهش سهمیه، قیمت مصرف مازاد، زمان اجرا و آثار اقتصادی آن دقیقاً چیست.
در موضوعی مانند بنزین که با زندگی روزمره حدود ۹۰ میلیون ایرانی ارتباط دارد، اطلاعرسانی دقیق و یکپارچه به اندازه خود تصمیم اهمیت دارد. تجربه نشان داده است که ابهام درباره جزئیات، گاهی بیش از خود اصلاحات اقتصادی، نگرانی اجتماعی ایجاد میکند.
اگر دولت به تصمیم نهایی رسیده است، لازم است جزئیات آن شفاف اعلام شود؛ و اگر هنوز در حال بررسی است، باید ادبیات واحدی در میان مسئولان وجود داشته باشد تا جامعه میان « سناریوی در حال بررسی » و « تصمیم قطعی » سرگردان نماند.
بنزین فقط یک فرآورده نفتی نیست؛ یک موضوع ملی و اجتماعی است . موفقیت هر سیاست جدید در این حوزه، علاوه بر محاسبات اقتصادی، به سرمایه مهمتری نیاز دارد: اعتماد عمومی.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.