آزاد ارمکی: نسل جدید اگر سراغ فریلنسری می‌رود به این دلیل است که نسل قبلی آن را اشغال نکرده است/ نسل زد به شدت «ایران‌گرا» و «آرمان‌گرا» است

چندسالی می‌شود که «نسل زد» در فضای عمومی موضوعی بسیار داغ و پرطرفدار شده است. گذشته از جذابیت رسانه‌ای، برخی بزرگ‌ترها نسل زد را عجیب‌وغریب می‌خوانند، بعضی آن‌ها را به دیده تحقیر می‌نگرند و برخی آن‌ها را به زبان طنز «گودزیلایی» توصیف می‌کنند که می‌تواند هرچیزی را زیر پای خود خرد کند. فارغ از اینکه برخی نیز این نسل را به خاطر صراحت لهجه‌ و شجاعتی که برای به چالش‌ کشیدن قالب‌های موجود دارند می‌ستایند اما عمدتا نگاه از بالابه‌پایینی نسبت به این نسل شکل گرفته است که اصلا موضوع جدیدی هم نیست. 

واقعیت این است که نگاه فرادست-فرودست به «نسل‌ جدید» یا جوان‌ها سابقه چندین هزار ساله دارد و در برخی آثار باستانی هم دیده شده‌اند. بر این اساس می‌توان پیش‌بینی کرد که «نسل زدی»‌ها هم در آینده‌ای نه چندان دور، نسل‌های بعدی که از حالا «آلفا» و «بتا» نام گرفته‌اند را با نگاهی ازبالابه‌پایین ارزیابی خواهند کرد.

از این‌ها گذشته، در سطح جهانی هم مطالعات زیادی به بررسی ویژگی‌های شخصیتی نسل زد و تفاوت آن‌ها با نسل‌های قبلی می‌پردازد. برخی مطالعات این نسل‌ را یک نسل جهانی با ویژگی‌های مشترک خوانده‌اند که البته در هر موقعیت جغرافیایی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند.

برای بررسی ویژگی‌های رفتاری نسل زد در جامعه ایران، اقتصادنیوز با تقی آزاد ارمکی جامعه‌شناس به گفت‌وگو نشسته است.

این جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران، در تحلیل خود از نسل زد به دفاع تمام‌قد از آن‌ها در برابر اتهاماتی که متوجه نسل جدید است می‌پردازد و در برابر تحلیل‌های توهین‌آمیزی که درباره این نسل به کار می‌رود می‌ایستد. از جمله آنکه او فاصله داشتن نسل زد از «آرمان» را زیر سوال می‌برد و می‌گوید این نسل هم آرمان‌گرایی خاص خود را دارد. نسل‌های قبلی اگر آرمان‌گرایی‌شان از نوع ایدئولوژیک بود و ضدزندگی بودند، نسل زد از آرمان‌گرایی معطوف به زندگی است.

از هوشمندی نسل جدید آن است که به تعبیر آزاد ارمکی، نسل‌های پیشین، تمامی فضاهای رسمی جامعه و نهادها را با رویکردهای ایدئولوژیک خود اشغال کرده‌اند و نسل زد به جای کوبیدن بر درهای بسته، به سوی مشاغل نوین، فریلنسری، یوتیوبر شدن و خلق ثروت در اقتصاد دیجیتال متمایل شده و در آن عاملیت پیدا کرده است.

مشروح گفت‌و‌گو با تقی آزاد ارمکی را در ادامه بخوانید؛

****

* از سال ۱۴۰۱ به بعد تقریباً شاهد این بودیم که استفاده از اصطلاح نسل «زد» در رسانه‌ها بسیار مطرح شد. در تعریف نسل گفته می‌شود گروه‌های ‌هم‌سن‌و‌سالی که تجربه زیسته مشترکی در جامعه دارند یک نسل را تشکیل می‌دهند. این نسل چه تجربیاتی دارد که نگاه او به زندگی، سیاست و اقتصاد را از نسل‌های قبلی متفاوت می‌کند؟

در ایران مبحثی درست و در عین حال غلط مطرح شده است که ما با مجموعه‌ای از «نسل‌های متعارض» روبه‌رو هستیم. پیش‌فرض عمده من این است که این فرض و بحث ماهیتاً غلط است. ما در جامعه ایرانی نسل‌های متعارضی نداریم که در حال صورت‌بندی ایران باشند.

ما در یک دوره تاریخی قرار گرفته‌ایم که حول انقلاب اسلامی و با محوریت جمهوری اسلامی است. در اینجا نسل‌های درگیر انقلاب (یعنی کسانی که موافق و مخالف انقلاب بودند) و سپس در چرخه انقلاب، با وقوع دو اتفاق یعنی جنگ و جنبش‌های اجتماعی اصلاح‌گرایانه، رو‌به‌رو بوده‌ایم. تمام یا بیشتر دل‌مشغولی‌های آ‌ن‌ها حول محور جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی صورت‌بندی می‌شد. در دهه‌های ۵۰، ۶۰، ۷۰ و حتی ۸۰ نیز وضعیت به همین منوال بوده است. دغدغه‌های آنان این بود که می‌خواستند در این عرصه عمل کنند و مؤثر واقع شوند. برای مثال، به همین دلیل از نظر شغلی به دنبال این بودند که وارد دولت شوند و شغل ثابت به دست آورند. در پی آن بودند که تلاش کنند نظام سیاسی را اصلاح کنند یا از نظام سیاسی دفاع کنند. یا مثلا دغدغه صورت‌بندی مسلمان و نامسلمان بودن را داشتند.

دوره جدیدی اتفاق افتاده که منطق آن بیشتر اجتماعی است تا سیاسی

اما زمانی فرا رسیده که این دوره، دچار انحطاط شده و به پایان می‌رسد. این همان نقطه‌ای است که من از آن تحت عنوان نوعی «بحران مشروعیت» و «پایان ایدئولوژی» در ایران سخن گفته‌ام. در این دوره‌ ایدئولوژی جمهوری اسلامی دچار بحران‌های ساختاری و عمده‌ای شد و این مسئله اثرات خود را بر مسائلی مثل دین‌داری، مشارکت، نگاه جامعه به ایران، اعتماد اجتماعی و بسیاری از مباحث دیگر بر جای گذاشت. این مباحث بعدا در جامعه وارد مباحث خانواده، روابط اجتماعی و گروه‌های مرجع شد.

تقریباً از پایان دهه ۹۰ و در این چهار پنج سال یک دوره جدید را مشاهده می‌کنیم که نمود آن را در جنبش مهسا، جنگ 12روزه و اتفاقات دی‌ماه مشاهده می‌کنیم. ویژگی این دوره جدید این است که بیشتر از آنکه منطق آن سیاسی باشد، منطق اجتماعی دارد. اما چه اتفاقی رخ داده؟ عدم حجیت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، بحران مشروعیت، مناقشه‌های بنیادین در باب دین و ... در این دوره مطرح شده است.

نسل زد متفاوت است اما معارض نیست

در این دوره جدید، همه نیروهای قبلی که هنوز هم باقی مانده‌اند در کنار نسل زد مشغول بازی دیگری هستند. نسل «زد» محصول این ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر است. این نسل در چه موقعیتی کنشگری می‌کند؟ در موقعیتی که از جمهوری اسلامی فاصله گرفته و از انقلاب اسلامی بسیار دور شده است. این نسل دغدغه‌های دیگری دارد به این معنا که دنبال یک ایران دیگر، یک نظام سیاسی و اجتماعی دیگر، یک فرهنگ دیگر و نوع دیگری از دین‌داری است. به‌این‌ترتیب می‌توان گفت که این نسل «میان‌دار» نسل‌های دیگر برای عمل اجتماعی است؛ نه اینکه نسلی معارض باشد و در تقابل با نسل‌های دیگر عمل کند. آن‌ها متفاوت‌اند، اما معارض نیستند.

جنبش مهسا، جنبش نسل زد بود اما نسل‌های قبلی را هم با خود همراه کرد

این‌گونه نیست که نسل «زد» معارضِ متولدین دهه 60 یا 70 باشد؛ بلکه این نسل متفاوت است، اما عاملیت اصلی را پیدا کرده و سایر نسل‌ها را نیز به سمت خود می‌کشد. برای نمونه، اگر به جنبش مهسا نگاه کنید، این جنبش متعلق به این نسل است، اما در عین حال، زنان و مردان نسل‌های پیشین نیز با آن همراه شدند. اینکه خانواده‌ها با آن همراه شدند، نشان می‌دهد که این صرفاً یک جنبش مختص به نسل «زد» نیست، بلکه جنبش جامعه ایرانی درباره همان صدای جامعه جدید و ایران جدید است.

در جنبش‌های اجتماعی اخیر تزاحم نسلی وجود ندارد

اعتراضات دیگر هم، چنین وضعیتی را دارند. اگر دقت کنید، این ها هستند که میان‌داری می‌کنند و بقیه را برای این موضوع دعوت می‌کنند. به این معنا می‌توانم بگویم که تزاحم نسلی وجود ندارد، بلکه یک پیوستگی در کار است و این نسل در حال ایفای نقش است. صداهای این نسل برای خلق یک جهان دیگر متفاوت است؛ ظاهراً متفاوت است، اما معارض نیست و دیگران را دعوت می‌کند تا به آن‌ها بپیوندند.

فردای ایران حاکمیت همه نسل‌هاست

اگر اکنون به درون خانواده‌ها بروید، فرزندان متعلق به این نسل خانواده‌ها را تحت فشار قرار داده‌اند که یا بی‌عمل باشند یا از آن‌ها حمایت کنند. آن‌ها در خانواده‌ها صراحتاً بیان می‌کنند که این نوع رفتار یا این نظام سیاسی را دیگر قبول ندارند. آن‌ها چه می‌کنند؟ نسل‌های پیشین را یا به بی‌عملی وامی‌دارند، یا موجب می‌شوند در جنبش‌های اجتماعی که پیش آمده یا پیش خواهد آمد، همه به طور جمعی مشارکت کنند. به‌این‌ترتیب حاکمیت فردای ایران فقط متعلق به یک نسل واحد نیست بلکه همه جامعه و اکثریت آن در تعامل با این نسل عمل می‌کنند.

تجربه مشترک نسل زد شکست و بحران‌های متعدد در جمهوری اسلامی است

* بگذارید به سوال اول برگردم؛ در نسل «زد» چه تجربه مشترکی وجود دارد که آن‌ها را صورت‌بندی می‌کنند؟

تجربه مشترک آن‌ها، بحران‌های متعددی است که در جمهوری اسلامی وجود داشته است. این نسل نتایج این بحران‌ها را به وضوح دیده است. ببینید، بحران فقدان مشروعیت و کاهش مشارکت را نسل‌های دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ هم تجربه کرده‌اند، اما همچنان به طور ضمنی امیدی برای بازگشت و اصلاح وجود داشت. به همین دلیل، وقتی انتخابات پیش می‌آمد (نظیر انتخابات ریاست‌جمهوری) و یا در جریان جنبش‌های اجتماعی، آن‌ها حضور پیدا می‌کردند تا بتوانند مشکلات را حل کنند. اما پس از آنکه انسداد به وجود آمد، نسل زد اعلام کرد که «من در دوره جدیدی زیست می‌کنم». این وجه مشترک یا متن مشترک است که این نسل را می‌سازد، صورت‌بندی می‌کند و به فضاها و ایده‌هایش جهت می‌دهد.

نسل جدید جهان جدید را تجربه کرده و با آن به خود عاملیت می‌بخشد

* آنچه برای اصطلاح «نسل زد» مطرح شده آن است که بستر زیست اعضای این نسل، از زمانی که چشم باز کرده جهان را با ارتباطات جمعی و اینترنت دیده ...

... با جهان جدید رو‌به‌رو بوده؛ آن‌ها هم در سطح جامعه جهانی با جهان جدیدی روبه‌رو بودند و هم در داخل ایران یک جامعه جدید در حال شکل‌گیری بود. این‌گونه نبود که جمهوری اسلامی خواهان این جهان جدید باشد، بلکه جهان دیگری وجود داشت که شامل ارتباطات، فرهنگ، چالش‌های دموکراسی و همچنین مسئله زندگی و مصرف می‌شد. این‌ها پدیده‌هایی بودند که نسل‌های قبلی آن‌ها را نمی‌فهمیدند. به همین خاطر بود که مسائلی مثل اصلاح الگوی مصرف و مسائلی از این دست مطرح شد. اما نسل زد این چیزها را نمی‌فهمد، این نسل با ارتباطات، مسئله زندگی و مصرف متولد شده و آن‌ها را جزو متن زندگی می‌بیند و با این‌ها خود را صورت‌بندی می‌کند و به خود عاملیت می‌بخشد.

سازه مفهوم جدیدی به نام زندگی، ایران و سیاست جدید خلق شده است

* اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تا چه میزان در صورت‌بندی این نسل هستند؟

این موارد زمینه‌های شکل‌گیری نسل زد، ابزارهای آن و موجب جدا شدن این نسل از نسل‌های قبلی هستند. دوره جدیدی در سطح جهان وجود دارد، اما در ایران نمود بیشتری پیدا کرده است چرا که که در ایران با مسائلی نظیر فرو ریختن فضای ایدئولوژیک پیشین، فقدان مشروعیت، ناکارآمدی نظام سیاسی، دور شدن از آرمان‌های انقلاب اسلامی و طرح شبهات بنیادین در مورد دین و انقلاب اسلامی توام شده است. همه این‌ها یک سازه مفهومی جدیدی تحت عنوان زندگی جدید، ایران جدید و سیاست جدید خلق کرده است. 

نسل زد ایران‌گرا‌تر است و بیشتر به زندگی فکر می‌کند

* می‌توان گفت که این نسل برخلاف نسل‌های قبلی که آرمان‌گراتر بودند بیشتر انضمامی فکر می‌کنند؟

این نسل هم آرمان‌گرایی دارد. آرمان‌گرایی نسل‌‌های قبلی که گفتید آرمان‌گرایی ایدئولوژیک بود، اما آرمان‌گرایی «نسل زد» آرمان‌گرایی فرهنگی است. اتفاقا این نسل ایران‌گرا تر است. این‌ها هستند که دارند از زندگی حرف می‌زنند.

نسل قبلی ضدزندگی بود چون ایدئولوژیک به معنای رادیکال بود. نسل زد هم آرمان دارد، اما آرمان آن از جنس فرهنگ است. فرهنگ چیست؟ فرهنگ تنظیم روابط اجتماعی در بستر زیستن است. بنیان‌ آرمان‌های این نسل اقتضائات اجتماعی است در صورتی که آرمان نسل‌های قبلی ایدئولوژیک بود. نسل‌های قبلی می‌خواستند جهان را تغییر دهند و در گوش امپریالیسم بزنند. 

این نسل هم آرمان‌گراست

بعضی ها در تحلیل این نسل می‌گویند این نسل لمپن، بی‌فرهنگ و بی‌هویت هستند! در صورتی که اینطور نیست. این نسل، یک نسل انضمامی است که آرمان خاص خود را دارد. آرمان‌های آنان انضمامی است و از موقعیت‌های عینی و متن فرهنگی است که دست کم در 80 -70 سال گذشته مورد توجه نبوده است. مردم ایران در این 80 -70 سال بحث‌‌های ایدئولوژیک کرده اند. یعنی دقیقاً از زمان جنگ جهانی دوم و روی کار آمدن رضاشاه، همه‌ دغدغه‌ها حول محور ساختن یک جهان برتر، ایران بزرگ و ... بوده است. اما این نسل می‌گوید آن رویکرد دیگر مشروعیت ندارد و من به دنبال آرمان خود هستم. آرمان من «زندگی» است. مگر این خواسته، خواسته بدی است؟ زندگی کردن، استفاده مناسب از موقعیت‌ها، بهره‌گیری از امکان‌های زیست اجتماعی و تنظیم مجدد روابط انسانی، همگی آرمان هستند. این نسل آرمان‌گریز نیست، اصلا بی‌کلاس، لمپن یا بی‌فرهنگ نیست، بلکه آرمان آن‌ها یک «آرمان فرهنگی» است.

هزینه‌هایی که نسل زد برای آرمانش می‌دهد زیاد اما بسیار خاموش است

* این نسل تا چه میزان حاضر است برای این آرمان انضمامی که می‌فرمایید، هزینه بپردازد؟

خیلی. اتفاقاً این نسل هزینه‌های بسیار آرام و خاموش می‌دهد. این نسل حاضر نیست به هر صدای بلندی که دعوت به تخریب، درگیری و خشونت می‌کند، تن بدهد. برای مثال، موضوعی که در جمهوری اسلامی بسیار مطرح و ترویج شده بود، بحث ازدواج زودهنگام و سریع بود. اما می‌بینیم که این نسل مقاومت می‌کند و حاضر نیست به آن تن بدهد. این نسل حاضر نیست به تعابیری که در باب مشارکت، سرمایه‌گذاری و مسائل این‌چنینی تن دهد. اتفاقاً آن‌ها دقیقاً عاملیت پیدا کرده‌اند و در حال انجام عاملیت مثبت هستند، نه صرفاً عاملیت منفی. مسئله فقط این نیست که مشارکت نمی‌کنند، بلکه در حال زمزمه و تلاش برای ساختن معنایی از ایران هستند که در فردای این کشور مؤثر است. به اعتقاد من، آن‌ها در حال پیگیری این مسیر هستند و سرمایه بزرگی محسوب می‌شوند که متأسفانه کسی به آن‌ها توجهی نمی‌کند.

نسل زد به سمت فریلنسری و یوتیوبر شدن می‌رود چون نسل‌های قبلی فضای شغل ثابت را اشغال کرده‌اند

* در عرصه رفتار آن‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟ برای نسل ما دهه شصتی‌ها پیدا کردن یک شغل و درآمد ثابت با بیمه و امکانات بسیار مهم بود. اما تصوری که از این نسل وجود دارد این است که نسل‌ زد بیشتر به سمت مشاغل فریلنسری و یوتیوبر شدن و درآمد دلاری می‌رود. این تصور دقیق است؟

شغل ثابت و درآمد ثابت برای نسل‌های قبلی ممکن بود. اما الان دیگر ممکن نیست. نسل جدید اگر سراغ فریلنسری می‌رود به این دلیل است که نسل قبلی آن را اشغال نکرده. نسل‌های قبلی – چه حزب‌اللهی چه غیرحزب‌اللهی، چه مدافع نظام چه مخالف نظام- به دلیل تمامیت‌خواهی ایدئولوژیک خود همه عرصه‌ها را درنوردیده و تصاحب کرده بود. اما فضایی که گفتید متعلق به خود نسل زد است و خود او در این عرصه ها بازی و ایفای نقش می‌کند. نسل‌های پیشین هم توان ورود به چنین فضایی را ندارند. این نسل به جاهایی می‌رود که به او عاملیت می‌دهد و بتواند در آن ثروت تولید کند و حرفش را بزند.

نسل زد می‌خواهد تزاحم و درگیری با جهان را حذف کند

* یعنی در واقع این فضا به آن‌ها اعتماد به نفس می‌دهد؟

بله. این نسل است که این فضا را می‌سازد. این فضا متعلق به اوست و اوست که این مسیر را دنبال می‌کند. به نظام «فالوور» نگاه کنید؛ یک‌باره فردی تبدیل به سلبریتی می‌شود، فرد دیگری در سراشیبی سقوط قرار می‌گیرد، یکی تشویق می‌شود، یا در آن چالش تولید می‌شود.

به همین دلیل است که وقتی سیستم امنیتی ایران با این تصور که می‌تواند فضای سایبری را دستکاری کند یا تحت کنترل درآورد وارد این فضا شده است. در حالی که اصلاً این فضا و این نسل را نمی‌فهمد. نسل زد است که کنشگر فعال این فضاست و آن را می‌تواند به هر سمتی که می‌خواهد ببرد.

همان‌طور که گفتم، این نسل چند جهت‌گیری اصلی دارد: می‌خواهد زندگی کند، می‌خواهد آرامش داشته باشد، به دنبال دور کردن خشونت است، می‌خواهد تزاحم و درگیری با جهان را حذف کند و می‌خواهد به صورت جهانی زندگی کند. این‌ها خواسته‌های این نسل است و به اعتقاد من، تا حدودی نیز در حال محقق شدن است.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.