ترامپ در دام تلههای نظامی
دنیایاقتصاد: انتخابات میاندورهای سوم نوامبر (۱۲ آبان)، قواعد بازی را برای ادامه ریاستجمهوری دونالد ترامپ تغییر داده است. دموکراتها با در دست گرفتن کنترل هر دو مجلس نمایندگان و سنا، اکنون ابزار لازم را برای تحقیق و تفحص از دولت، معطل گذاشتن تایید گزینههای پیشنهادی کاخ سفید و حتی کلید زدن روند استیضاح در اختیار دارند. ترامپ که از نظر قانونی امکان نامزدی دوباره را ندارد، دو سال پایانی حضورش در کاخ سفید را بدون دغدغه انتخابات آغاز میکند. اما رئیسجمهوری که در سیاست داخلی دستش بسته شده، لزوما در عرصه خارجی مهار نمیشود. برای تهران، این وضعیت تناقض آشکاری به همراه دارد. جنگ آمریکا علیه ایران که یکی از عوامل شکست جمهوریخواهان در کنگره بود، شاید دقیقا همان میدانی باشد که ترامپ بیش از هر جای دیگری وسوسه شود گام بعدی خود را در آن بردارد.
«دنیل درزنر» از دانشگاه تافتس و «الیزابت ساندرز» از دانشگاه کلمبیا در تحلیلی برای نشریه «فارن افرز» استدلال میکنند که همین وضعیت، دو سال پیش روی ریاستجمهوری ترامپ را خطرناک میکند. کاخ سفید حالا با سایه استیضاح یا پروندههای تحقیقاتی درباره معاملات تجاری خانواده ترامپ روبهرو است. چنین فشاری احتمالا باعث میشود ترامپ خود را در محاصره ببیند و خشمگین شود. از آنجا که او برنامه سازندهای هم در سیاست خارجی ندارد، بعید نیست این خشم را در بیرون از مرزهای آمریکا خالی کند. به نوشته این دو تحلیلگر، وقتی هیچ کارزار انتخاباتی در پیش نباشد، تنها چیزی که دست رئیسجمهور را در خارج از مرزها میبندد، دغدغه میراث سیاسی خودش است. نویسندگان فارن افرز معتقدند که پایان کار ترامپ با پیشینیانش متفاوت خواهد بود، کمااینکه او در تجربه مشابه قبلی خود پس از انتخابات ۲۰۲۰، تمام توانش را صرف زیر سوال بردن پیروزی قاطع جو بایدن کرد. آنها معتقدند که ایران محتملترین گزینهای است که ترامپ به سراغش خواهد رفت. آنها به گزارش نیویورکتایمز استناد میکنند که نشان میدهد دولت آمریکا و رژیم اسرائیل از پیش طرحهایی را برای حمله دوباره به ایران بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای آماده کردهاند.
«تایم» نیز در تحلیلی نوشت، نزدیکان ترامپ پیشبینی میکنند که از این پس با رئیسجمهوری بیپرواتر و سرسختتر روبهرو خواهیم بود. چنانکه یکی از متحدان نزدیک او به تایم گفته است، نباید منتظر ترامپی ملایمتر و آرامتر بود. به باور گزارشگر تایم، ترامپ از هماکنون نشانههایی از آمادگی برای از سرگیری حملات بروز داده است. به نظر میرسد او تشدید جنگ را راهی برای شکستن بنبست فعلی و نجات کارنامه سیاسی خود میداند. اما تهران در برابر فشار نظامی بیشتر عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه احتمالا هزینه جنگ را در سراسر منطقه بالا میبرد و صبر میکند تا دوره ریاستجمهوری ترامپ تمام شود. تلاش نهایی برای وادار کردن ایران به تسلیم، هم اقتصاد جهانی را به خطر میاندازد و هم امنیت متحدان واشنگتن در خلیج فارس را تهدید میکند. اقدامات رادیکالتر مانند اعزام نیروی زمینی به ایران نیز احتمالا حتی در میان پایگاه رای خود ترامپ هم خریداری نخواهد داشت؛ چراکه وفادارترین طرفداران او نیز دیگر از گرانیهای ناشی از جنگ کلافه شدهاند.
کانون دیگر بحران کوبا است. ترامپ در بیشتر ماههای سال ۲۰۲۶ این جزیره را در محاصره کامل اقتصادی نگه داشته است. برای مارکو روبیو، سرنگونی دولت هاوانا یک اولویت شخصی است. عملیات نظامی علیه کوبا به امکانات چندان گستردهای نیاز ندارد و شاید درگیر بودن آمریکا در پرونده ایران، عاملی بوده که تا امروز دست ترامپ را بسته نگه داشته است. او حتی ممکن است حمله به کوبا را راهی برای پرت کردن حواس افکار عمومی از ناکامیهایش در قبال ایران ببیند. با این حال، تغییر رژیم با زور به ندرت نتیجه میدهد و چنین اقدامی میتواند موج تازهای از پناهجویان را روانه مرزهای آمریکا کند.
در این میان، مسیر دیپلماسی هم روزنه امید چندانی ندارد. دیدارهای احتمالی ترامپ با ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ نیز بعید است راه به جایی ببرد، چون هیچکدام از این دو رهبر روی خوشی به پیشنهاد پیمان سهجانبه تسلیحات هستهای یا فشار بر ایران برای توافق با واشنگتن نشان ندادهاند. در چنین شرایطی، ترامپ شاید ترجیح دهد سیاست خارجی را در خدمت ثروتاندوزی بیشتر برای خانوادهاش بگیرد، خانوادهای که به گزارش نیویورکر تا همینجا هم چهارمیلیارد دلار به جیب زده است. سناریوی دیگر هم این است که او به کلی قید سیاست خارجی را بزند و دو سال پایانی را صرف رسیدگی به تالار رقص کاخ سفید، صدور فرمانهای عفو و ساختن بناهای یادبود برای خودش کند. با توجه به خطرناک بودن سایر گزینهها، شاید همین بیعملی و انفعال، بهترین سناریوی ممکن برای جهان باشد.