نگاه دیگران/ بخش بخش هفتادوچهارم
بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
با توجه به قدرت نظامی رو به رشد چین، برخی از تحلیلگران بانفوذ آمریکایی افزایش خطر استفاده از سلاحهای هستهای توسط هر یک از طرفین در درگیری بر سر تایوان را میبینند. به محض شروع یک درگیری نظامی متعارف -که با افزایش قابلیتهای چین، احتمال آن بیشتر است- طرفی که در حال شکست است، وسوسه میشود از سلاحهای هستهای کمقدرت برای عقب راندن طرف مقابل استفاده کند. به گفته «گرگوری ویور»، معاون سابق مدیر ثبات استراتژیک در ستاد مشترک ایالات متحده، «گزینه غالب برای ایالات متحده، متحدانش و تایوان این است که نیروهای متعارف کافی را برای شکست دادن تهاجم چین با اطمینان بالا به کار گیرند».
او افزود که نیروی زمینی چین در چنین سناریویی «یک مشکل اجتنابناپذیر خواهد داشت: باید برای فرود نیروی کافی برای غلبه بر مدافعان تایوانی تمرکز کند. اگر این کار را نکند، در ساحل شکست خواهد خورد. اما... تمرکز یک نیروی زمینی آبی-خاکی در مقیاس بزرگ در ساحل برای ساعتهای طولانی، شاید بهترین هدف ممکن برای حمله هستهای باشد.» هیچکس نمیداند در آن صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؛ هیچ کشور مسلح به سلاح هستهای تاکنون از سلاحهای هستهای علیه کشور مسلح به سلاح هستهای دیگر استفاده نکرده است. هیچ دادهای در مورد چگونگی خروج رهبران از تشدید تنش وجود ندارد.
یک تبادل هستهای بین چین و ایالات متحده فاجعهبار خواهد بود و مشخص نیست که پیروزی در چنین وضعیتی برای هر یک از طرفین چه معنایی خواهد داشت. بنابراین، دو کشور در سوق دادن روابط استراتژیک/هستهای خود به سمت آبهای امنتر، منافع مشترکی دارند. اما پکن مدتهاست که در برابر گفتوگو در مورد کنترل تسلیحات هستهای، چه برسد به مذاکره، مقاومت کرده و واشنگتن هرگز چشماندازی برای هیچ نوع توافقی که شکاف بزرگ بین زرادخانههای تهاجمی و دفاعی دو کشور را پر کند، ارائه نکرده است. برعکس، بهعنوان مثال، «مارشال بیلینگزلی»، مقام ارشد کنترل تسلیحات دولت اول ترامپ، در سال ۲۰۲۲ اظهار کرد که «اگر چین میخواهد یک قدرت بزرگ باشد... باید اراده و توانایی خود را برای معکوس کردن روند بیثباتکننده هستهای خود نشان دهد.»
«رابرت اوبراین»، مشاور امنیت ملی وقت دولت اول ترامپ، نوشت: «ایالات متحده باید برتری فنی و عددی خود را نسبت به ذخایر هستهای ترکیبی چین و روسیه حفظ کند. برای انجام این کار، واشنگتن باید برای اولینبار از سال۱۹۹۲، سلاحهای هستهای جدید را از نظر قابلیت اطمینان و ایمنی در دنیای واقعی آزمایش کند؛ البته نه فقط با استفاده از مدلهای کامپیوتری. اگر چین و روسیه همچنان از شرکت در مذاکرات کنترل تسلیحات با حسن نیت خودداری کنند، ایالات متحده نیز باید تولید اورانیوم-۲۳۵ و پلوتونیوم-۲۳۹، ایزوتوپهای شکافتپذیر اصلی سلاحهای هستهای، را از سر بگیرد».
آزمایشگاهها و شرکتهای تولیدی سلاحهای هستهای چین ممکن است از چنین اقدامات ایالات متحده استقبال کنند، تا جایی که آنها پاسخ دولت خود را به همان شکل اعمال کنند. با این حال، دیپلمات «فو کونگ» در سال۲۰۲۰ با بیان این جمله، برداشت هوشیارانهتری ارائه داد: «کنترل تسلیحاتی که هدف آن افزایش امنیت خود به بهای امنیت دیگران است، نه قابل قبول است و نه پایدار.» این فصل گامهایی را شرح میدهد که چین و ایالات متحده باید با هم و بهصورت جداگانه برای ایجاد یک رابطه استراتژیک/هستهای پایدارتر تا سال۲۰۳۵ بردارند. این امر در دو سناریویی که در این فصل توسط «ایوان مدیروس» مطرح شده است، جای میگیرد: تنشزدایی یا کنار آمدن با رقابت استراتژیک