«عابد اکبری» در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» تشریح کرد؛
آزمون دیپلماسی اقتصادی در شرق
سفر رئیسجمهور به بیشکک و دیدارهای دوجانبه با رهبران هند، پاکستان و روسیه، در شرایط فعلی چه اهداف اقتصادی و ژئوپلیتیک مشخصی را در این منطقه اوراسیایی دنبال میکند؟
در شرایطی که فشارهای اقتصادی و مالی آمریکا بر ایران بار دیگر در حال تشدید است، حضور در اجلاس سازمان همکاری شانگهای را باید تلاشی برای فعالسازی ظرفیتهای دیپلماسی اوراسیایی ایران دانست. اهمیت این سفر، بهویژه از آنجا ناشی میشود که رئیسجمهور ایران در حاشیه اجلاس با رهبران روسیه، هند، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی دیدار میکند؛ مجموعهای از بازیگران که هر کدام میتوانند بخشی از معادله اقتصادی و ژئوپلیتیک ایران را تحتتاثیر قرار دهند. در بیشکک نیز دیدار پزشکیان و نارندرا مودی انجام شده و طرف هندی بر گسترش و متنوعسازی روابط تجاری با ایران تاکید کرده است. از منظر ژئوپلیتیک، هدف اصلی ایران تثبیت جایگاه خود در معماری در حال شکلگیری اوراسیاست. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی ممتاز خود میتواند حلقه اتصال آسیای مرکزی، روسیه و قفقاز به آبهای آزاد و همچنین مسیر ارتباطی شرق و غرب باشد. بنابراین، گفتوگو با روسیه، هند و پاکستان صرفا درباره روابط دوجانبه نیست؛ بلکه به رقابت بر سر کریدورها، مسیرهای ترانزیتی و آینده ژئوپلیتیک اوراسیا مربوط میشود.
با توجه به اهمیت هند برای توسعه چابهار و دسترسی ایران به بازارهای افغانستان و آسیای مرکزی، آیا میتوان انتظار داشت دهلینو در شرایط تحریم، سطح همکاریهای اقتصادی و سرمایهگذاری خود در ایران را افزایش دهد؟
در این میان، رابطه با هند اهمیت ویژهای دارد. دهلینو برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی بدون عبور از پاکستان، به مسیر ایران نیاز دارد و این مساله میتواند ظرفیت بندر چابهار و کریدورهای متصل به ایران را تقویت کند. اگر این گفتوگوها به توافقهای عملی در حوزه حملونقل، گمرک، سرمایهگذاری و تجارت تبدیل شود، میتوان انتظار گشایشهایی داشت. اما باید توجه داشت که هند همزمان روابط گستردهای با آمریکا دارد و بعید است برای همکاری اقتصادی با ایران هزینه نامحدودی در برابر تحریمهای ثانویه آمریکا بپردازد. بنابراین، ظرفیت هند برای ایران واقعی است، اما تابعی از میزان ریسکپذیری سیاسی و اقتصادی دهلینو خواهد بود.
با توجه به تجربه روسیه در دور زدن تحریمها، آیا مسکو میتواند به کاهش اثر تحریمهای ایران کمک کند؟
روسیه شریک مهمی برای ایران است. روسیه خود با تحریمهای گسترده غرب مواجه است و تجربه ایجاد سازوکارهای جایگزین در تجارت، حملونقل و پرداخت را دارد. همکاری تهران و مسکو میتواند در توسعه کریدور شمال ـ جنوب، استفاده از پولهای ملی و اتصال شبکههای حملونقل اهمیت پیدا کند. با این حال، نباید تصور کرد روسیه یا چین حاضرند هزینه تحریمهای ایران را به جای تهران پرداخت کنند. کشورهای بزرگ، حتی اگر با سیاستهای غرب مخالف باشند، منافع اقتصادی خود را قربانی ایران نخواهند کرد.
همکاری با سازمان همکاری شانگهای را در این وضعیت چطور میبینید و چه انتظاری از آن در شرایط تحریمی میتوان داشت؟
سازمان همکاری شانگهای نیز دقیقا با همین واقعبینی باید ارزیابی شود. شانگهای از نظر سیاسی و ژئوپلیتیک برای ایران یک فرصت مهم است؛ زیرا ایران را در کنار چین، روسیه، هند، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی در یک چارچوب گفتوگو و همکاری قرار میدهد. این سازمان اکنون بخش بزرگی از جمعیت جهان و سهم قابلتوجهی از اقتصاد جهانی را در برمیگیرد، اما در عین حال اختلافات داخلی میان اعضا و نبود سازوکارهای عمیق اقتصادی و مالی مشترک، ظرفیت آن را محدود کرده است. حتی ایجاد بانک توسعه و نظام پرداخت مشترک در شانگهای تاکنون با دشواری روبهرو بوده است. بنابراین، شانگهای نمیتواند بهتنهایی «جایگزین اقتصاد غرب» یا ابزار خنثیسازی کامل تحریمها باشد؛ اما میتواند بخشی از راهبرد تنوعبخشی ایران باشد. مهمترین ظرفیت آن، ایجاد شبکههای همکاری دوجانبه و چندجانبه در حوزه تجارت با ارزهای ملی، ترانزیت، انرژی، سرمایهگذاری و اتصال بازارهاست.
آیا آسیای مرکزی میتواند به یکی از مسیرهای اصلی ایران برای کاهش اثر تحریمها و توسعه تجارت تبدیل شود؟
در این میان، کشورهای آسیای مرکزی شاید حتی در عمل اهمیت بیشتری از ساختار کلی سازمان شانگهای داشته باشند. قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان به دنبال تنوعبخشی به مسیرهای تجاری خود هستند و ایران برای آنها کوتاهترین و طبیعیترین مسیر دسترسی به خلیج فارس و آبهای آزاد محسوب میشود. توسعه راهآهن، جاده، بنادر، مناطق آزاد و کریدورهای شمال ـ جنوب میتواند منافع مشترکی ایجاد کند که تحریمها نیز بهسادگی قادر به حذف آن نباشند. البته آسیای مرکزی هم ناجی اقتصاد ایران نیست. اقتصادهای این منطقه در مقایسه با چین، هند یا روسیه محدودند و بسیاری از بانکها و شرکتهای آنها نسبت به تحریمهای ثانویه آمریکا حساس هستند. اما مزیت آنها در «همسایگی ژئوپلیتیک» و پیوندهای ترانزیتی است. ایران اگر بتواند از نگاه صرفا تجاری به آسیای مرکزی عبور کند و یک راهبرد جامع حملونقل، انرژی، گمرکی و مالی طراحی کند، این منطقه میتواند به یکی از مهمترین راههای کاهش آسیبپذیری اقتصادی کشور تبدیل شود.
در نهایت، آیا سفر بیشکک میتواند به گشایش اقتصادی برای ایران منجر شود؟
در مجموع، از سفر بیشکک نباید انتظار یک تحول ناگهانی اقتصادی داشت، اما میتوان آن را فرصتی برای ساختن زیرساختهای یک گشایش تدریجی دانست. موفقیت ایران نه در صدور بیانیههای سیاسی، بلکه در تبدیل دیدارها به قراردادهای مشخص، پروژههای ترانزیتی، سازوکارهای پرداخت و شبکههای پایدار تجاری خواهد بود. شانگهای و آسیای مرکزی میتوانند فشار تحریمها را کاهش دهند، اما تنها زمانی که ایران با دیپلماسی فعال، اقتصاد رقابتپذیر و برنامهای روشن برای اتصال به اقتصاد اوراسیا وارد این میدان شود.