3 copy

علی مطهری، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، با حضور در برنامه گفت‌وگوی استراتژیک به سیاست داخلی و مسائل جنگی که به ایران تحمیل شد، پرداخت. مشروح این گفت‌وگو بر محور وقایع رخ‌داده در ایران به واسطه جنگ چهل‌روزه، شهادت علی لاریجانی، دبیر سابق شعام و امکان اصلاحات اساسی در ایران پس از این رخداد بزرگ است. مطهری با پاسخ به این سوال شروع می‌کند که پس از شهادت رهبر معظم انقلاب و انتخاب رهبر جدید در ایران، سیاست داخلی چه تغییراتی خواهد کرد و چه سمت‌وسویی خواهد پیمود، آیا زمینه‌ساز بازتعریف رابطه‌ حاکمیت با جامعه خواهد شد؟ معتقد است که به خاطر این حمله و تجاوزی که به ایران شد و مشکلاتی برای ایران پیدا شده، در سیاست داخلی ما حتما تغییراتی ایجاد و زمینه برای پیدایش یک سیاست داخلی جدید فراهم خواهد شد. مطهری بر این اعتقاد است که با توجه به این مقاومت و پایداری عجیبی که مردم نشان دادند و همراهی که با نظام و نیروهای مسلح کردند، طبیعی است که باید رفتار ما با مردم بهتر باشد و کاستی‌هایی و نقایصی را که در قبل بوده، برطرف کنیم. قطع نظر از اینکه جنگی واقع شده یا نشده، بالاخره یک کاستی‌هایی در سیاست داخلی ما وجود داشته است. متن این گفت‌وگو در ادامه می‌آید.

***

 با توجه به نکاتی که در مورد رویکردها و رویه‌های پیشین اشاره کردید، منظورتان چه کاستی‌هایی است؟

مثلا نوع برخورد با منتقدان؛ فرض کنید که حالا افرادی به صرف اظهارنظر بازداشت می‌شدند، گاهی زندانی می‌شدند یا هنوز هستند. اینها به نظرم روش‌های درستی نیست و ما باید این را تغییر دهیم. تا زمانی که کسی اقدام عملی علیه نظام صورت نداده و صرفا اظهارنظری داشته، حتی اگر اظهارنظر مخالف موضع رسمی نظام بوده، ما حق نداریم که او را بازداشت کنیم، زندانی کنیم و از این قبیل اقدامات انجام دهیم. این یک اصلی است که ما از سیره امیرالمؤمنین به دست آوردیم. تا زمانی که خوارج که بزرگ‌ترین دشمنان ایشان بودند دست به اقدام عملی علیه حکومت نزدند، ایشان با آنها برخورد نکرد، آزاد بودند، حتی حقوقشان را از بیت‌المال قطع نکرد، هیچ‌کدامشان را زندانی نکرد و در اظهارنظر آزاد بودند. حتی وسط صحبت‌های حضرت علی علیه‌السلام اینها پارازیت می‌انداختند و مزاحمت ایجاد می‌کردند و حضرت اجازه تعرض به آنها را نمی‌داد؛ ولی وقتی سلاح به دست گرفتند و وارد بر هم زدن نظم جامعه شدند، آن موقع بود که حضرت با آنها برخورد کرد.

این باید برای ما یک الگو باشد و نوع برخوردمان با منتقدان را باید اصلاح کنیم یا فرض کنید که در انتخابات‌های گذشته خوب رفتار نشد؛ یعنی همان مساله نظارت استصوابی باعث شد که حق برخی از افراد شایسته ضایع شود، از جمله خود آقای دکتر لاریجانی که به شهادت رسیدند. این روش، روش درستی نبوده و ما حتما باید این را اصلاح کنیم. افراد اطلاعاتی و امنیتی پرونده‌هایی را می‌آورند در شورای نگهبان و فضایی ایجاد می‌کنند که اعضای شورای نگهبان تحت تاثیر واقع می‌شوند و احیانا اشتباه می‌کنند که این روش درستی نیست. شورای نگهبان باید صرفا افرادی را که یک فساد بزرگ مالی دارند یا فساد اخلاقی دارند یا فساد بزرگ سیاسی مثل جاسوسی دارند، رد کند؛ ولی به صرف اظهارنظر و اینکه فلان شخص در فلان موضوع موضعش این طور بوده، نمی‌تواند رئیس‌جمهور شود یا نماینده باشد، درست نیست.

این خیلی روش غلطی است و باعث شده بسیاری افراد به همین ترتیب رد صلاحیت شوند. خود من به همین صورت برای مجلس یازدهم رد صلاحیت شدم. شورای نگهبان مرا خواست یعنی من درخواست نکردم ولی خودشان مرا خواستند و می‌خواستند یک‌طوری تایید کنند؛ مثلا من بگویم این حرفم غلط بوده و من قبول نکردم. مثلا گفتند شما درباره‌ نهم دی گفتید که نهم دی یوم الشیطان است؛ من گفتم من به این صورت که نگفتم، گفتم اگر باعث تفرقه شود، دیگر یوم‌الله نیست، بلکه یوم‌الشیطان است و حرف درستی هم هست. راجع به رفع حصر هم گفتند که شما این‌طور گفتید که حصر خانگی باید پایان بپذیرد و این خلاف نظر رهبری هست؛ گفتم به هر حال من این را در حضور رهبر شهید گفتم و ایشان هم پاسخی دادند.

یا دلایلی که برای رد صلاحیت آقای لاریجانی آوردند؟ واقعا خیلی سست بود و حرف‌های عجیب و غریبی زدند؛ مثلا اینکه ایشان مدبر نیست. چرا مدبر نبوده؟ برای اینکه برجام را تصویب کرده است. اولا مگر رئیس مجلس به تنهایی می‌تواند برجام را تصویب کند؟ نظر نمایندگانی بود که ده‌ها جلسه گذاشته بودند. من هم آن موقع مجلس بودم، در همه جلسه‌ها کارشناسان سیاست خارجی و انرژی هسته‌ای و حقوق بین‌الملل همه آمدند و صحبت کردند. نمایندگان کاملا در جریان واقع شدند و به تصمیم رسیدند؛ یعنی همه معلوم بود دیگر نظرشان آری یا نه است و مجلس هم فقط باید می‌گفت آری یا نه. چون در توافق بین دولت‌ها اصلا مجلس نمی‌تواند آن عبارات را تغییر بدهد، باید بگوید آری یا نه؟ بعد از آن جلسات غیرعلنی هم جلسه رسمی تشکیل شد و ظرف بیست دقیقه تصویب شد. 

این کار قانونی بوده، شاید بیست دقیقه هم زیاد بوده، 10دقیقه هم می‌شد تصویب بشود. یک عده گفتند ایشان خیانت کرده و این را جزو دلایل رد صلاحیت ایشان آوردند. درحالی‌که اصلا قبل از آن جلسه رسمی پیغام خود رهبری آمد؛ در آن جلسه غیرعلنی پیغام ایشان خوانده شد که با این چند تا شرط موافق تصویبش هستند و مجلس هم تصویب کرد. این را به‌عنوان دلیل رد صلاحیت آقای لاریجانی آورده بودند یا فرض کنید که نوشته بودند یک دلیل دیگر آن سفرهای متعدد همسر ایشان به خارج از کشور است؛ درحالی‌که تنها یک سفر داشته است. یک دلیل دیگرشان این بود که آقای لاریجانی برای رفع رد صلاحیت خیلی از نمایندگان تلاش کرده و این را به‌عنوان یک جرم تلقی کرده بودند؛ چون وقتی رئیس مجلس بودند، نماینده رد صلاحیت شده برای دوره بعدی می‌رود از ایشان درخواست می‌کند که شما یک کمکی کنید. اینها نشان می‌دهد که واقعا قضیه حقیقی نیست، یعنی پشت صحنه کسانی هستند که مهندسی می‌کنند؛ این باشد و این نباشد، به گونه‌ای بچینیم که آقای الف رئیس‌جمهور شود.

شاهد این هستید که قرار است اصلاحاتی انجام شود؟ چون به نظر می‌رسد ما قبل از جنگ یک‌سری بن‌بست‌ها داشتیم، حوادث دی‌ماه اتفاق افتاد، سال‌های قبل اعتراضات دیگری اتفاق افتاده بود. بن‌بست‌های مذاکراتی هم داشتیم، با این همه شما احساس می‌کنید نشانه‌هایی برای اصلاحات وجود دارد؟

قبل از جنگ حوادثی که رخ داد مثل حوادث دی ماه، همه‌ ناشی از نارضایتی مردم نبود و دست خارجی هم در میان بود که الان هم خودشان اعتراف می‌کنند. خود اسرائیلی‌ها می‌گویند ما طراحی کردیم و کلی پول رساندیم، اسلحه رساندیم. اعتراضات قبلی هم تا حدودی همین بود؛ یعنی می‌خواهم بگویم صرفا ناشی از این رفتارهای غلط اجتماعی و سیاسی نبوده است. ولی حالا اینکه بعد از جنگ بخواهیم دست به اصلاحاتی بزنیم و اینکه علامت‌هایی را از سمت حکومت دیده باشیم، به نظر من این‌گونه نیست. من خیلی علامت و چیزی که احساس کنم که بناست دیگر مساله نظارت استصوابی به شکل سابق نباشد یا مثلا رفتار با منتقدها به شکل سابق نباشد، ندیدم. معلوم نیست، شاید فرصت ابراز و آشکار شدن نشانه‌ها هنوز پیدا نشده است. نمی‌دانیم آیا در سطح رهبری یک سیاست‌هایی برای اصلاح برخی اشکالات سیاست داخلی وجود دارد یا نه؟ اگر جنگ را به شکلی پایان بدهیم که آن‌چنان دستاوردی نداشته باشد و مردم هم راضی نباشند، آن وقت مساله فرق می‌کند.

 این درست است که در هفته‌های اول جنگ آقای لاریجانی تلاش داشتند که جنگ خاتمه پیدا کند، آیا این گونه بوده است؟

آخرین ملاقاتم با شهید لاریجانی همان ملاقات یک ماه قبل از شهادتشان بود. ولی می‌دانم که ایشان دیپلماسی و میدان را با هم جلو می‌برد و شنیدم که نظرش این بود که ما در همین حین جنگ باید مذاکره کنیم. هیچ وقت ایشان مذاکره و دیپلماسی را رها نمی‌کرد.

آقای مطهری تفرقه‌افکنی‌هایی وجود دارد؛ در حال حاضر در کشور خیلی‌ها راجع به آن صحبت می‌کنند. من می‌خواهم بدانم که شما فکر می‌کنید ما باید چه کار کنیم که این همبستگی ملی ادامه‌دار باشد و دولت و حاکمیت بتواند این اجماع داخلی را که برای ایران است، بتواند حفظ کند؟

همه باید رعایت کنیم یعنی چه مردم چه سیاسیون و فعالان سیاسی. اگر کسی مثلا اظهارنظر می‌کند که به نظر من باید صرفا از راه مذاکره جلو برویم و از جنگ پرهیز کنیم، فورا نگویند که این خائن است. دو طرف باید رعایت کنند و مردم هم باید شرایط را ببینند و از تندروی خودداری کنند. اینکه دو طرف همدیگر را دائم متهم کنند و تهمت بزنند، وحدت و انسجام را از بین می‌برد. یک عده‌ای بر اثر برخی تعلیمات و تبلیغات یک فکر خیلی بسته‌ای پیدا کردند و این خطرناک است. مثلا یکی از آقایون گفته بود که این کسانی که شب‌ها می‌آیند توی خیابان،‌ یک اقلیت رانتی هستند که می‌خواهند حرف خودشان را بر دیگران تحمیل کنند؛ این حرف، حرف خوبی نیست.

 خیلی از مردم فکر می‌کنند صدایشان در حاکمیت شنیده نمی‌شود؛ در صدا و سیما تریبونی ندارند، بیرون از حاکمیت صدا ندارند، مجلس نمایندگی آنها را نمی‌کند. شما به هر حال سال‌ها نماینده مجلس بودید؛ انتظار مردم این است که صدای مجلس صدای مردم باشد. فکر می‌کنید باید چه اتفاقی بیفتد که صدای همه مردم شنیده شود و این برداشت نشود که فقط یک اقلیت دارند شنیده می‌شوند؟

مردم احساس می‌کنند که در ساحت حکومت خیلی حضور ندارند و تریبون کافی برای اظهارنظر وجود ندارد. البته تریبون‌هایی هم دارند، البته در این سکوها فرصتی وجود دارد که مردم حرف‌هایشان را می‌رسانند یا در فضای مجازی فعال هستند؛ ولی در تریبون‌های رسمی آن‌چنان حضور ندارند. مثلا در صدا و سیما آن‌چنان حضور ندارند؛ این درست است. بیشتر از یک طیف خاص دعوت می‌شود؛ این باید اصلاح شود و از همه گروه‌ها دعوت شوند تا حرفشان هم شنیده بشود؛ این باعث رشد اجتماعی و سیاسی مردم خواهد شد. یا در مجلس به قول شما احساس می‌کنند که صدایی ندارند. یا فرض کنید که در همین حوادث دی ماه که ابتدا به‌خاطر فشارهای اقتصادی بود؛ اگر مجلس زودتر وارد شود و مردم احساس کنند حرفشان دارد در مجلس گفته می‌شود کمتر توی خیابان حاضر می‌شوند یا حتی در حوادث سال 1401 مجلس باید زودتر از دیگران وارد می‌شد.

در زیرمجموعه نیروی انتظامی یک نفر فوت کرده، باید بیایند توضیح بدهند. اگر وزیر بیاید جواب بدهد، مورد سوال واقع شود، مردم احساس کنند که از درون حکومت حرف‌های آنها گفته می‌شود و اعتراض می‌شود، کمتر نیاز به حضور در خیابان پیدا می‌کنند. این یک نقصی است که ما داریم و یک عده‌ای فکر می‌کنند که اگر بخواهید اعتراض کنید یعنی تضعیف نظام، بنابراین نباید وارد شویم. در آن دوره‌ای هم که ما مجلس بودیم این مشکل را داشتیم؛ می‌خواستیم از رئیس‌جمهور دوره هشتم سوال کنیم، برای اولین بار در جمهوری اسلامی این کار قرار بود انجام شود، ولی یک وحشتی داشتند. انگار یک تابو بود که این نمی‌شود، اصلا یعنی چه از ایشان سوال کنیم و این یعنی اینکه ما داریم نظام را تضعیف می‌کنیم؛ به‌خاطر همین زیر بار نمی‌رفتند. ستار بهشتی که به قتل رسید؛ ما از وزیر کشور سوال کردیم. برای مجلس عجیب بود که یعنی چه؟ مگر می‌شود ما این چیزها را سوال کنیم؟ باعث تضعیف نظام است. گفتیم آقا یک مظلومی کشته شده، ما باید سوال کنیم و بعد که مطرح شد و ما دلایلش را گفتیم، مجلس خیلی رأی خوبی هم داد. البته وزیر کارت زرد نگرفت، ولی تعداد زیادی از نماینده‌ها به نفع سوال ما رأی دادند. یک کارهایی هست که فکر می‌کنیم اگر اعلام کنیم باعث تضعیف نظام است درحالی‌که باعث تقویت نظام است؛ اینها باعث شده ما گاهی ضربه خوردیم.

فکر می‌کنید دوباره جنگ دیگری در راه باشد؟ فکر می‌کنید مذاکره با آمریکا سرانجامی خواهد داشت؟ چه باید کرد؟

درباره اینکه جنگی صورت می‌گیرد یا نمی‌گیرد، باید بگویم که این ترامپ آن‌قدر پیچیده است که آدم نمی‌فهمد که بالاخره جنگ صورت می‌گیرد یا نمی‌گیرد. ولی به نظرم تا زمانی که اینها از اینکه از راه جنگ می‌توانند به هدف‌هایشان برسند مأیوس نشوند، دست برنمی‌دارند. یعنی ما باید کاری کنیم که اینها بفهمند از راه جنگ نمی‌توانند ما را تسلیم کنند و به هدف خودشان برسند. وقتی اینها به این نقطه برسند، دست برمی‌دارند و می‌آیند خیلی عادلانه پای میز مذاکره می‌نشینند. الان تا حدود 50-60درصد راه را رفته‌ایم؛ تا حدودی الان فهمیده‌اند که تسلیم مردم ایران کار مشکلی است، کار به این آسانی‌ها نیست. آن اول فکر می‌کردند واقعا ظرف مثلا چهار روز این کار را انجام می‌دهند، ایران تسلیم می‌شود؛ ولی بعد از چهل روز جنگ این را فهمیدند که کار به این آسانی‌ها نیست و می‌توانند ایران را تخریب کنند؛ ولی مردم ایران تسلیم نمی‌شوند.

این است که هنوز اینها فکر می‌کنند ممکن است راهی باشد مثلا حملات بیشتری کنیم ایران تسلیم می‌شود؛ باید ما نشان بدهیم اینها از راه جنگ نمی‌توانند به نتیجه برسند، ولی اینکه جنگ می‌شود یا نمی‌شود خیلی روشن نیست. از طرفی تهدیدهای زیادی می‌کنند که انسان می‌گوید احتمالا دارد آماده جنگ می‌شوند و خبرهایی می‌آید که دارند آماده می‌شوند؛ از طرفی هم در پیام‌هایی که دارد رد و بدل می‌شود، نشان می‌دهد جاهایی آمریکا کوتاه آمده، یک جاهایی می‌گوید مثلا 25درصد پول‌های بلوکه‌شده‌ را  می‌پردازیم یا اینکه درباره تنگه هرمز یا محور مقاومت گفتند آنها را موکول به مذاکره کنیم. به نظر یک جاهایی را کوتاه آمده‌اند. هر دو راه ظاهرا هنوز باز است؛ پنجاه-پنجاه است. ولی ما دعا می‌کنیم هیچ جنگی رخ ندهد؛ چون بالاخره جنگ آسیب می‌زند. ان‌شاءالله اینها سر عقل بیایند و ما به یک پایان جنگ شرافتمندانه برسیم.

 

با اسکن کیوآرکد ویدئوی این گفت‌وگو را در «اکو ایران» ببینید

photo_۲۰۲۶-۰۵-۲۳_۱۶-۵۹-۵۶ copy