درس‌هایی از بازسازی خرمشهر

 دلیل آن به‌طور قطع کمبود منابع نبود، بلکه اشتباه در نگرش بود که عدم توفیق در بازسازی خرمشهر را رقم زد. تصور می‌شد می‌توان یک شهر را با اتکا به «خودی‌ها» تنها با نیروی دولت و ارگان‌ها ساخت، ولی نتایج عکس آن را نشان داد؛ چراکه شهرها را شهروندان می‌سازند نه فقط «خودی‌ها». تمام منابع باید معطوف به بازسازی بندر می‌شد تا با رونق کسب و کار، شهروندان شهر را می‌ساختند. فردا در دوران پسا‌جنگ شهرهای زیادی مانند خرمشهر قهرمان باید بازسازی شوند. چگونه و با چه سیاستی؟ چگونه برای لشکر عظیم بیکاران می‌توان فرصت ایجاد کرد؛ آن‌چنان‌که در بازسازی مشارکت فعال کنند و در عین حال از دسیسه‌های دشمنان به دور بمانند. با این مقدمه به دو سوال زیر می‌پردازیم: در حوزه سیاسی اجتماعی سیاست خودی و غیرخودی را چگونه باید باز تعریف کرد؟ در حوزه اقتصادی راهبرد نجات بخش برای جبران خسارت‌ها، بازسازی و تولید کار کدام است؟ همگان با سیاست تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی آشنا هستند. خودی‌ها طرفداران حاکمیت تعریف می‌شدند که دایره آن هر گاه کوچک و کوچک‌تر می‌شد و غیر خودی‌ها مابقی شهروندان. لیکن جنگ و تهاجم خارجی به میهن و دفاع جانانه اکثریت آحاد ملت در برابر بیگانگان صحت این سیاست را در عمل به چالش کشیده است: امروز خودی کیست و غیر خودی چه کسانی هستند؟

خودی‌ها آنانند که خواهان تداوم یکپارچگی تاریخی کشور ایران اند؛ آنان که می‌پذیرند یک کشور و یک ملت با وجود تهدیدهای دشمنان قسم‌خورده بدون رژیمی اداری، انتظامی و نظامی برای نگهداری از آن و مرزهای آن معنی ندارد، آماده‌اند زمان حمله بیگانگان برای از هم پاشاندن شالوده اداری مملکت، صرف نظر از اشکالات و اشتباهات گذشته، تمام‌قد در مقابل یورش بدخواهان این مرز و بوم بایستند و از استقلال، منابع و دارایی‌های کشور خود در مقابل غیرخودی‌ها و نیروهای مهاجم که برای استیلا بر این مرز و بوم یا نابودی آن تلاش می‌کنند فارغ از هرگونه وابستگی قومی و مذهبی، شجاعانه دفاع کنند. خودی‌ها همچنین هموطنانی هستند که به دلایل مختلف بیرون از جغرافیای کشور زندگی می‌کنند؛ لیکن دل در گرو میهن خود دارند و برای حراست از کشور و توسعه و آبادانی آن آماده جانفشانی هستند.

از دیگر سو جریان پیچیده و خطرناکی پدید آمده است و آن اینکه برخی از  هموطنان به دلایل مختلف از جمله بغض انباشته‌شده‌ای که دارند و تحت‌تاثیر سرمایه‌گذاری سنگین تبلیغاتی و عملیاتی دشمنان با  سوءاستفاده از اشتباهات بزرگ در امر سیاست‌ها و روش‌ها، در دایره نفوذ دشمنان قسم‌خورده ایران فروافتاده‌اند. در چنین شرایطی چه چاره‌ای برای بیرون کشاندن آنان از این ورطه باید اندیشید؟ چه سیاست عاقلانه‌ای می‌تواند این خطر بالقوه، جدی و هزینه ساز را خنثی کرده باعث جذب این افراد شود؟ پاسخ درست با درس‌گیری از اشتباهات گذشته، برای انسجام ملی، برای جذب آنان که در دام دشمن گرفتارند، برنامه‌ای نیست مگر فراهم آوردن بستری مدنی برای رقابت‌های سیاسی، تشکیل احزاب، آزادی زندانیان و جذب انرژی جمعیت جوان کشور از جمله معترضان اخیر به مبارزات حزبی / سیاسی واقعی و موثر در سرنوشت کشور.

نظم دادن به اختلافات داخلی مابین جناح‌ها و محصور کردن آن در چارچوب‌های مسالمت‌آمیز حزبی انتخاباتی از ثمرات دیگر این سیاست خواهد بود. بدیهی است چنین فضای باز سیاسی افکار عمومی بین‌المللی را نیز جذب کرده، بسیاری از فضاسازی‌ها و دسیسه‌ها علیه ایران را عقیم خواهد گذاشت. خبر خوب اینکه بارقه‌ای از این نوع تفکر در میان سیاستگذاران کشور با درخشش اشعار میهنی شعرای حماسی ایران در تبلیغات شهری دیده می‌شود. لیکن جامعه نیاز دارد تصمیم‌گیرندگان مملکت با صدای رسا اصلاحات فوق را آشکارا اعلام کنند؛ اصلاحاتی که تماما در قانون اساسی کشور نیز تصریح شده است.

این امر نه تنها یک نیاز سیاسی و امنیتی است، بلکه لازمه دعوت وسیع از تمام ایرانیان میهن‌دوست (خودی‌ها) چه در داخل و چه در خارج از کشور برای مشارکت در بازسازی عظیم پیش‌رو، در تولید کار و ثروت برای جبران خسارت‌های سنگین جنگ علیه کشور به شمار می‌رود، در حوزه اقتصاد نیز سیاست‌ها باید بلندنظرانه و اطمینان‌بخش، عاری از انحصارطلبی، آزاد اندیش و خردورز در فراهم کردن بسترهای مناسب برای فعالیت اقتصادی در حوزه‌های واردات، صادرات و تولید، سرمایه‌گذاری و گردشگری (ابتدا با لغو ویزا برای برخی کشورهای دوست) برای عبور پیروزمند ملت قهرمان ایران از این بحران اقتصادی و اجتماعی بی‌سابقه و دوری از گزند دام‌های خطرناک دشمنان طراحی و اجرایی شوند. در خاتمه آنچه باید عمیقا درک شود آن است که شهرها را شهروندان و ایران را ایرانیان می‌سازند، نه فقط دولت و ارگان‌های وابسته. برای عبور از بحران، تکیه بر مردم قهرمان و مبارز ایران شرط اصلی و اساسی است.

* فعال اقتصادی