بزرگترین ترس معاملهگران چیست؟
دستانداز صعود بورس
معاملات بازار سهام در روزهای اخیر بار دیگر نشان داد که بورس تهران همچنان به ریسکهای سیستماتیک حساس است. درحالیکه طی هفتههای گذشته نشانههایی از بازگشت تدریجی تقاضا و بهبود فضای معاملات مشاهده شد، پس از بازگشت ریسکها، این روند متوقف شد و معاملهگران بار دیگر به سمت رفتارهای محافظهکارانه حرکت کردند. رفتار بازار نیز این تغییر نگرش را بهخوبی منعکس میکند. شاخص کل در معاملات دیروز حدود ۲درصد عقبنشینی کرد، بخش عمده نمادها در محدوده منفی قرار گرفتند و خروج قابلتوجه پول حقیقیها از بازار سهام در کنار برتری صفهای فروش بر صفهای خرید، از افزایش احتیاط سرمایهگذاران حکایت داشت.
در شرایطی که ریسکهای سیاسی و اقتصادی افزایش مییابد، بسیاری از فعالان بازار ترجیح میدهند به جای پذیرش ریسک سهام، داراییهایی را انتخاب کنند که تصور میکنند در برابر نااطمینانی از قدرت حفظ ارزش بیشتری برخوردارند. اگر همزمان بازارهای موازی نیز وارد روند صعودی شوند، انگیزه خروج سرمایه از بورس تقویت میشود؛ زیرا سرمایهگذار علاوه بر فرار از ریسک، فرصت کسب بازدهی در سایر بازارها را نیز پیش روی خود میبیند.این همان چرخهای است که بازار سرمایه طی سالهای اخیر بارها تجربه کرده است؛ هر زمان سطح نااطمینانی افزایش یافته، بخشی از سرمایههای خرد به سمت بازارهای موازی حرکت کرده و بورس با کاهش تقاضا و افت حجم معاملات مواجه شده است. از سویی، نکته مهم دیگر آن است که در چنین شرایطی، وزن عوامل بنیادی نیز کاهش پیدا میکند. گزارشهای مناسب شرکتها، نسبتهای ارزندگی یا چشمانداز سودآوری، زمانی میتوانند مبنای تصمیم سرمایهگذاران باشند که افق پیشرو از حداقل ثبات برخوردار باشد. اما هنگامی که اخبار سیاسی و تحولات بیرونی به مهمترین محرک بازار تبدیل میشوند، تحلیلهای بنیادی نیز به حاشیه رانده میشوند و رفتارهای هیجانی جای تصمیمهای تحلیلی را میگیرند.
تکرار ابهامات
شاید بتوان گفت، بزرگترین ترس بازار، خود ریسک نیست، بلکه بازگشت نااطمینانی و چشمانداز نامشخص از وضعیت متغیرهای اثرگذار بر روند معاملات سهام است. بازار سرمایه ذاتا برای پذیرش ریسک شکل گرفته است؛ اما آنچه سرمایهگذار را از خرید بازمیدارد، ناتوانی در پیشبینی آینده و مشخص نبودن مسیر متغیرهای اثرگذار است. هرچه این ابهام طولانیتر شود، تصمیمگیری دشوارتر و تمایل به نگهداری نقدینگی یا انتقال سرمایه به بازارهای موازی بیشتر خواهد شد. بنابراین پرسش اصلی این نیست که بورس تا کجا افت میکند، بلکه این است که آیا شرایط به گونهای تغییر خواهد کرد که سرمایهگذاران دوباره احساس کنند ریسکهای موجود قابل برآورد و مدیریت هستند؟ پاسخ به این ابهام، مسیر کوتاهمدت بازار سهام را تعیین خواهد کرد. تا آن زمان، به نظر میرسد بورس همچنان زیر سایه ریسکهای سیستماتیک حرکت کند.
در همین رابطه حجت سرهنگی، تحلیلگر بازارهای مالی، معتقد است یکی از ریسکهای فعلی بازار علاوه بر ریسکهای سیاسی و اقتصادی، بازدهی قابلتوجهی است که بازار طی ماههای اخیر نصیب سرمایهگذاران کرده است. شاخص کل بورس از محدوده ۳میلیون و ۷۰۰هزار واحد به بیش از ۵میلیون و ۳۰۰ هزار واحد(۱۶ تیرماه) رسیده و در این مدت به طور متوسط بیش از ۴۰درصد رشد کرده است. در همین بازه زمانی نیز بسیاری از نمادها بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد بازدهی داشتهاند. به اعتقاد او، چنین بازدهی قابلتوجهی باعث شده است که بخشی از سرمایهگذاران در شرایط افزایش نااطمینانی، ترجیح دهند سود خود را شناسایی کرده و از بازار خارج شوند؛ این موضوع فشار عرضه در روزهای اخیر را افزایش داده است.
او در تشریح دلایل این رشد افزود: صعود بازار در ماههای گذشته بر چند عامل مهم استوار بود. نخستین عامل، اصلاح عمیق قیمت سهام و ارزندگی بالای بازار پس از یک دوره رکود و توقف معاملات بود. از سویی، ارزش دلاری بورس در مقطعی به حدود ۷۰ تا ۸۰میلیارد دلار رسید و همین موضوع باعث شد بسیاری از سهام از منظر ارزشگذاری در سطوح جذابی قرار گیرند. از این رو، پس از بازگشایی بازار، بخشی از رشد اخیر در واقع جبران همان جاماندگی قیمتی بود.
حجت سرهنگی ادامه داد: عامل دوم، خوشبینی نسبت به اخبار و تحولات سیاسی است. فضای مثبت ایجادشده در حوزه سیاست، طی هفتههای قبل انتظارات فعالان بازار را بهبود بخشید و زمینه ورود پول و افزایش تقاضا را فراهم کرد. در کنار آن، انتشار برخی اخبار امیدوارکننده در حوزه اقتصاد نیز بهعنوان سومین محرک بازار عمل کرد و باعث شد سرمایهگذاران نسبت به آینده شرکتها خوشبینتر شوند.
به گفته این تحلیلگر بازارهای مالی، چهارمین و شاید مهمترین عامل رشد بازار، عملکرد مطلوب شرکتها و گزارشهای منتشرشده در سامانه کدال است. برخلاف برخی دورهها که رشد بازار بیشتر بر پایه انتظارات شکل میگیرد، این بار بخش مهمی از رشد قیمت سهام از پشتوانه بنیادی برخوردار است و گزارش عملکرد شرکتها نیز توانست این روند را تقویت کند.
او با اشاره به آخرین آمارهای منتشرشده افزود: تاکنون ۴۲۵شرکت گزارش عملکرد خردادماه خود را منتشر کردهاند که بررسی آنها نشان میدهد مجموع فروش این شرکتها به حدود ۹۹۶هزارمیلیارد تومان رسیده است. این رقم نسبت به فروش ۹۰۳هزارمیلیارد تومانی اردیبهشتماه حدود ۱۰درصد افزایش داشته و در مقایسه با خرداد سال گذشته نیز رشد بیش از ۱۰۰ درصدی را نشان میدهد.
این کارشناس البته تاکید کرد که باید ترکیب این رشد نیز مورد توجه قرار گیرد. به گفته او، افزایش درآمد ریالی شرکتها به معنای رشد واقعی تولید یا فروش نیست، بلکه بخش مهمی از آن ناشی از افزایش نرخ ارز توافقی است. حجت سرهنگی توضیح داد که نرخ ارز توافقی طی این دوره بیش از ۱۱۰درصد افزایش یافته و همین موضوع موجب رشد اسمی درآمد شرکتها شده است. بنابراین برای تحلیل دقیقتر عملکرد بنگاهها باید سهم افزایش نرخ ارز از رشد فروش از رشد واقعی تولید و حجم فروش تفکیک شود.
عملکرد مناسب شرکتها
او افزود: بررسی عملکرد صنایع مختلف نشان میدهد، گروههای روغن خوراکی، زراعت، سایر فلزات اساسی، شویندهها و همچنین نهادهای مالی از جمله بورس، فرابورس و بورس کالا عملکرد بهتری نسبت به سایر گروهها داشتهاند. همچنین مجموع فروش شرکتها در فصل بهار سال جاری به حدود ۲.۴هزار هزارمیلیارد تومان رسیده که در مقایسه با حدود ۱.۴هزار هزارمیلیارد تومان مدت مشابه سال گذشته، رشد ۶۷درصدی را ثبت کرده است. به اعتقاد وی، این آمارها نشان میدهد مهمترین پشتوانه رشد بازار، بهبود عملکرد عملیاتی شرکتها بوده است.
این کارشناس با اشاره به گزارشهای سهماهه شرکتها نیز اظهار کرد: انتظار میرود صورتهای مالی فصل بهار که تا پایان تیرماه منتشر میشوند، از رشد قابلتوجه سودآوری شرکتها حکایت داشته باشند. اگر روند رشد سودآوری نیز همانند رشد فروش ادامه داشته باشد، میتواند بار دیگر بهعنوان یک عامل حمایتی برای بازار عمل کند.
با این حال، این کارشناس بازارهای مالی معتقد است که رشد سریع قیمتها باعث شده است بازار از منظر تکنیکال نیز به یک دوره استراحت نیاز داشته باشد. البته این استراحت به معنای آغاز یک روند نزولی بلندمدت نیست و میتواند به شکل اصلاح زمانی یا اصلاح قیمتی ظاهر شود. پس از رشد قابلتوجه بسیاری از نمادها، اصلاح بازار اتفاقی طبیعی محسوب میشود و میتواند زمینه را برای ادامه روند متعادلتر در آینده فراهم کند.
نقش کلیدی دو متغیر
حجت سرهنگی در ادامه تاکید کرد که در شرایط فعلی دو متغیر بیشترین نقش را در تعیین مسیر آینده بازار دارند؛ نخست، روند انتشار گزارشهای سهماهه شرکتها و دوم، وضعیت ریسکهای سیاسی. به اعتقاد او، تا زمانی که وضعیت این دو عامل شفاف نشود، نمیتوان با اطمینان درباره ادامه روند بازار اظهارنظر کرد.
این کارشناس اظهار کرد: معاملات روزهای اخیر نشان داده است بازار بهطور یکسان همه شرکتها را مورد توجه قرار نمیدهد. بسیاری از شرکتهایی که گزارشهای مطلوب، سودآوری مناسب و بنیاد قوی داشتهاند، همچنان با تقاضای مناسب روبهرو هستند و حتی برخی از آنها صف خرید را تجربه کردهاند. این موضوع نشان میدهد که بازار میان شرکتهای دارای پشتوانه بنیادی و سایر نمادها تمایز قائل میشود و صرفا بر اساس فضای هیجانی معامله نمیکند.
حجت سرهنگی همچنین به سرمایهگذاران توصیه کرد: در شرایط کنونی با احتیاط بیشتری تصمیمگیری کنند و تمرکز خود را بر شرکتهایی بگذارند که علاوه بر برخورداری از بنیاد قوی و گزارشهای مناسب، رشد قیمتی کمتری نسبت به سایر نمادها داشتهاند. متنوعسازی پرتفو نیز در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده و سرمایهگذاران میتوانند متناسب با درجه ریسکپذیری خود بخشی از منابع را به ابزارهایی مانند صندوقهای درآمد ثابت، طلا یا نقره اختصاص دهند.
این کارشناس، صنایع دارویی و غذایی را از جمله گروههای کمریسک بازار دانست و گفت: این صنایع بهدلیل تقاضای پایدار، کشش قیمتی پایینتر و بتای کمتر، معمولا در دورههای پرریسک عملکرد باثباتتری دارند. حتی در این صنایع نیز باید سهام به صورت گزینشی انتخاب شود؛ چراکه بسیاری از نمادها رشد قابلتوجهی را تجربه کردهاند و تصمیمگیری برای خرید باید با اتکا به گزارشهای مالی، وضعیت سودآوری و میزان رشد قیمت هر سهم انجام شود.