سایه انتظارات تورمی بر سر بازار سهام
واقعیت این است که رشد بازار سهام در شرایط فعلی بیش از آنکه ناشی از برطرف شدن سایه جنگ یا بهبود بنیادین اقتصاد کلان باشد، محصول انتظارات تورمی و جابهجایی نقدینگی میان بازارهای مختلف است. سرمایهگذار ایرانی در اقتصادی زندگی میکند که تورم ساختاری در آن به یک متغیر دائمی تبدیل شده است. در چنین فضایی، نگهداری پول نقد عملا به معنای کاهش ارزش دارایی است؛ بنابراین سرمایه بهطور طبیعی به سمت بازارهایی حرکت میکند که بتوانند در برابر تورم نقش حفاظتی ایفا کنند. در مقطع فعلی، بازارهایی نظیر مسکن، خودرو و حتی ارز بعد از یک رشد تا حدی وارد فاز اشباع انتظارات شدهاند. هزینه بالای ورود به بازار مسکن، محدودیتهای معاملاتی در بازار خودرو و نوسانات کنترلشدهتر بازار ارز باعث شده بخشی از نقدینگی بار دیگر به سمت بورس حرکت کند. از سوی دیگر، بسیاری از شرکتهای بورسی بهویژه شرکتهای صادراتمحور، سیمانی، پتروشیمی، فلزی و معدنی، از افزایش نرخ ارز منتفع میشوند. در واقع جهش نرخ دلار مستقیما سود اسمی این شرکتها را افزایش میدهد و همین موضوع نگاه سرمایهگذاران را به بازار سهام مثبتتر کرده است.
عامل مهم دیگر، مساله ارزشگذاری است. بورس ایران طی چند سال گذشته دورهای طولانی از افت اعتماد و رکود فرسایشی را تجربه کرد. همین موضوع سبب شد بسیاری از سهام ارزنده، به نسبت سودآوری و ارزش دارایی، در محدودههای جذابی قرار گیرند. در نتیجه سرمایهگذاران حرفهای و بخشی از پول هوشمند بازار، به تدریج اقدام به ورود مجدد کردند. البته باید توجه داشت که همچنان بخش مهمی از رشد بازار بر پایه جریان نقدینگی و هیجانات تورمی است و نه رشد واقعی تولید یا توسعه اقتصادی. در خصوص چشمانداز کوتاهمدت بازار، به نظر میرسد بورس همچنان ظرفیت رشد نسبی را داشته باشد، اما این رشد احتمالا همراه با نوسانات شدید خواهد بود. متغیر اصلی تعیینکننده مسیر بازار در ماههای آینده، برطرف شدن سایه جنگ، نرخ ارز، سیاستهای پولی بانک مرکزی، وضعیت بودجه دولت و تحولات سیاسی منطقهای خواهد بود. در صورتی که نرخ دلار در سطوح فعلی تثبیت شود یا روند افزایشی ملایمی داشته باشد، صنایع بزرگ صادراتمحور همچنان میتوانند مورد توجه بازار باقی بمانند.
از سوی دیگر، ورود پول حقیقی به بازار طی هفته اخیر نشانهای مهم محسوب میشود. تجربه نشان داده هر زمان جریان نقدینگی پایدار وارد بورس شده، بازار توانسته روندی مثبت ایجاد کند. با این حال، ریسکهای سیستماتیک همچنان پابرجاست و هرگونه تنش سیاسی یا تصمیم اقتصادی ناگهانی میتواند فضای بازار را به سرعت تغییر دهد. بهطور کلی، بورس ایران در کوتاهمدت بیش از آنکه تابع متغیرهای بنیادی باشد، تحت تاثیر انتظارات روانی و جریان نقدینگی قرار دارد. بنابراین سرمایهگذاران باید در کنار تحلیل بنیادی، به مدیریت ریسک و رفتارشناسی بازار نیز توجه ویژه داشته باشند.
بررسی عملکرد نهاد ناظر
جهت بررسی عملکرد سازمان بورس و اوراق بهادار باید میان ضعفهای ساختاری بازار و محدودیتهای سیاستگذاری تفکیک قائل شد. سازمان بورس طی سالهای اخیر در شرایطی فعالیت کرده که اقتصاد کشور تحت فشار شدید تحریمها، کسری بودجه دولت و سیاستهای متغیر پولی و مالی قرار داشته است. با این حال، نمیتوان انکار کرد که بخشی از بیاعتمادی موجود در بازار ناشی از تصمیمات غیرقابل پیشبینی، مداخلات مقطعی و نبود ثبات در مقررات بوده است.
بازار سرمایه بیش از هر چیز نیازمند «اعتماد» است. سرمایهگذار باید اطمینان داشته باشد که قواعد بازی بهصورت ناگهانی تغییر نمیکند. تجربه سالهای اخیر نشان داد تصمیماتی مانند تغییرات ناگهانی دامنه نوسان، قیمتگذاری دستوری، محدودیتهای معاملاتی و دخالتهای غیرکارشناسی میتواند به شدت به اعتماد عمومی آسیب بزند. همچنین یکی از انتقادهای جدی به نهاد ناظر، کندی در توسعه ابزارهای مالی نوین، ضعف در عمقبخشی بازار و عدم حمایت موثر از نقدشوندگی بوده است.
البته باید اقدامات مثبت را نیز مورد توجه قرار داد. توسعه صندوقهای سرمایهگذاری، افزایش شفافیت اطلاعات ناشران، گسترش معاملات آنلاین و حرکت تدریجی به سمت ابزارهای جدید مالی از جمله نقاط قوت سالهای اخیر بوده است. اما واقعیت آن است که بازار سرمایه ایران همچنان فاصله قابلتوجهی با استانداردهای حرفهای بازارهای توسعهیافته دارد و برای بازگشت اعتماد عمومی، نیازمند ثبات در تصمیمگیری و کاهش نگاه دستوری به بورس است.
* کارشناس بازار سرمایه