الزامات سیاستی مهار تورم در شرایط جنگ و تحریم
نبی زندهدل*
تورم در شرایط جنگ و تحریم صرفا پدیدهای پولی نیست، بلکه نتیجه همزمان سه شوک بزرگ است: جهش ارزی، کاهش تولید و کسری بودجه دولت. تجربه کشورهایی که با جنگ یا تحریم مواجه بودهاند نشان میدهد اگر این سه متغیر بهصورت هماهنگ مدیریت نشوند، اقتصاد وارد چرخهای خطرناک میشود: تورم، کاهش تولید، افزایش کسری بودجه و در نهایت تورم شدیدتر. در چنین وضعیتی، مهار تورم نیازمند مجموعهای هماهنگ از سیاستهای مالی، پولی، ارزی و تولیدی است.
بودجه جنگی؛ نخستین سد تورم: در زمان جنگ، هزینههای دولت افزایش و درآمدهای ارزی و مالیاتی کاهش مییابد. نتیجه طبیعی این وضعیت، شکلگیری کسری بودجه است. اگر این کسری از طریق استقراض از بانک مرکزی جبران شود، رشد پایه پولی و تورم اجتنابناپذیر خواهد بود. بنابراین نخستین اقدام، تبدیل بودجه عادی به بودجه جنگی است: توقف پروژههای غیرضروری، تمرکز مخارج بر امنیت غذایی، انرژی، سلامت و دفاع و تامین کسری از مسیرهای غیرتورمی مانند انتشار اوراق بدهی، مالیات بر ثروت و فروش داراییهای مازاد. هر واحد کسری بودجه که بدون چاپ پول تامین شود، مستقیما به مهار تورم کمک میکند.
ثبات ارزی؛ لنگر انتظارات تورمی: در اقتصاد تحریمی، نرخ ارز مهمترین کانال انتقال تورم است. جهش ارزی به سرعت به افزایش قیمت کالاها و خدمات تبدیل میشود. از اینرو، ثبات بازار ارز شرط لازم کنترل تورم است. حذف چندنرخی بودن ارز، اولویتبندی تخصیص ارز برای کالاهای حیاتی و توسعه تجارت با ارزهای محلی از مهمترین ابزارهای تثبیت بازار ارز در شرایط جنگی محسوب میشوند.
افزایش تولید؛ ضدتورم پایدار: در اقتصاد جنگی، تورم تنها ناشی از رشد نقدینگی نیست؛ کمبود کالا نیز عامل مهم افزایش قیمتهاست. کاهش واردات و اختلال در زنجیره تامین، فشار تورمی ایجاد میکند.
راهکار، حرکت به سمت بسیج تولید داخلی است: تامین سرمایه در گردش بنگاهها، کاهش مالیات تولید و حمایت ویژه از صنایع غذایی و کشاورزی. بدون افزایش عرضه، مهار تورم پایدار نخواهد بود.
اصلاح یارانهها؛ شرط پایداری مالی: یارانههای گسترده انرژی و کالا در شرایط تحریم به یکی از بزرگترین منابع کسری بودجه تبدیل میشوند و دولت را به سمت چاپ پول سوق میدهند. حذف تدریجی یارانههای پنهان و پرداخت یارانه نقدی هدفمند به دهکهای پایین، هم به کاهش کسری بودجه کمک میکند و هم از اقشار آسیبپذیر محافظت خواهد کرد.
انضباط پولی و اصلاح شبکه بانکی: در بسیاری از اقتصادهای تحریمی، نظام بانکی به موتور خلق پول تبدیل میشود. هدایت اعتبار به فعالیتهای غیرمولد، تورم را تشدید میکند. محدودیت رشد ترازنامه بانکها، هدایت تسهیلات به تولید و جلوگیری از سفتهبازی اعتباری، پیششرط مهار پایدار تورم است.
مدیریت انتظارات تورمی: تورم فقط پدیدهای اقتصادی نیست؛ انتظارات جامعه نقش تعیینکننده دارد. شفافیت سیاستی، ارائه برنامه ضد تورمی میانمدت و تقویت اعتماد عمومی، بخش مهمی از ثبات اقتصادی را شکل میدهد.
جمعبندی
مهار تورم در شرایط جنگ و تحریم تنها با یک ابزار امکانپذیر نیست. نسخه عبور از بحران روشن است: تامین غیر تورمی کسری بودجه، تثبیت بازار ارز، افزایش تولید داخلی، اصلاح یارانهها، کنترل رشد نقدینگی و مدیریت انتظارات تورمی. بیتوجهی به هر یک از این حلقهها، زنجیره مهار تورم را ناقص و ناکارآمد خواهد کرد.
* تحلیلگر مالی و اقتصادی