راه و بیراهه بازگشایی بورس

پروانه کُبره:   معاملات در بورس تهران با وقوع جنگ در نهم اسفند، رسما متوقف و بازار سهام حدود 80 روز از جریان داد و ستدها خارج شد. اکنون با پایان این دوره، قرار است معاملات بورس از روز سه‌شنبه بار دیگر از سر گرفته شود. شاخص کل بورس تهران در آخرین روز معاملاتی خود در ششم اسفندماه سال گذشته، در سطح ۳‌میلیون و ۷۱۴ هزار واحد قرار گرفت.  معاملات این بازار در حالی به دلیل جنگ متوقف شد که بازار در اسفند سال گذشته برای دومین سال متوالی در میان بازارهای مالی، در انتهای جدول بازدهی قرار گرفت و جا‌ماندگی قابل‌توجهی نسبت به بازارهای موازی ثبت کرد.

این وضعیت در حالی است که اگر ریسک‌های سیاسی و توقف معاملات رخ نمی‌داد، بورس تهران می‌توانست چهره متفاوتی از وضعیت شاخص و فضای حاکم بر معاملات را به نمایش بگذارد. اما اکنون مهم‌ترین پرسش فعالان بازار این است که در روزهای ابتدایی بازگشایی، بازار با چه رفتاری مواجه خواهد شد و چه سازوکارهایی می‌تواند از شدت شوک اولیه بکاهد. گفت‌وگوی «دنیای اقتصاد» با کارشناسان و تحلیلگران بازارهای مالی حاکی از آن است که بازار سهام در شروع معاملات ممکن است با فشار عرضه و رفتارهای هیجانی مواجه ‌شود و مدیریت این فضا، مهم‌ترین اولویت سیاستگذار خواهد بود.

در همین راستا، مجموعه‌ای از راهکارها برای عبور از شوک اولیه مطرح شده است. از جمله مدیریت سرعت کشف قیمت و جلوگیری از آزادسازی کامل و ناگهانی قیمت‌ها، تقویت نقش بازارگردان‌ها در سمت خرید و استفاده از ابزارهای اطلاع‌رسانی شفاف برای کاهش ابهام در میان سرمایه‌گذاران. از سویی، حمایت‌های حقوقی و صندوق‌های تثبیت باید به‌صورت هدفمند و در نقاط حساس بازار وارد عمل شوند تا از شکل‌گیری صف‌های فروش سنگین جلوگیری شود. برخی کارشناسان نیز بر نقش ابزارهای جدیدی مانند اوراق تبعی نیز تاکید دارند که می‌تواند به‌عنوان نوعی بیمه سهام عمل کند و بخشی از نگرانی سهامداران خرد را کاهش دهد. از نگاه تحلیلگران حمایت سیاستگذاران باید به شکل هماهنگ و قابل لمس در جریان معاملات دیده شود؛ چرا که تنها در این صورت می‌توان انتظار داشت بازار پس از شوک اولیه، مسیر آرام‌تری را به سمت تعادل طی کند.


 

کاهش دامنه نوسان

آقا بزرگی copy
فردین آقابزرگی*

پس از هفته‌ها توقف معاملات سهام، حالا قرار است بازار سرمایه دوباره فعالیت خود را از سر بگیرد. این بازگشایی اگرچه از منظر بازگشت جریان معاملات اتفاق مثبتی محسوب می‌شود، اما طبیعی است که با فشار فروش و فضای هیجانی سنگینی همراه باشد. طولانی شدن توقف بازار در کنار ریسک‌های ناشی از جنگ و نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی، باعث شده بخشی از سهامداران در نخستین روزهای بازگشایی به دنبال خروج از بازار باشند. در این وضعیت نحوه مدیریت روزهای ابتدایی معاملات اهمیت بسیار بالایی دارد.

اگر بازار دقیقا با همان چارچوب و محدودیت‌های گذشته، یعنی دامنه نوسان ۳درصدی و حجم مبنای فعلی بازگشایی شود، احتمال شکل‌گیری فضای فرسایشی و التهاب بیشتر در معاملات وجود خواهد داشت. به همین دلیل، به نظر می‌رسد نهاد ناظر و ارکان بازار باید برای چند روز ابتدایی، از ابزارهای موقتی و شناخته‌شده برای کنترل هیجان استفاده کنند. یکی از این ابزارها می‌تواند کاهش موقت دامنه نوسان در دو تا سه روز ابتدایی باشد. این اقدام البته تنها در صورتی توجیه دارد که همزمان منابع حمایتی کافی نیز وارد بازار شود. در غیر این صورت، صرف محدود کردن دامنه نوسان تنها روند اصلاح قیمت‌ها را طولانی‌تر و فرسایشی‌تر خواهد کرد. تجربه گذشته نیز نشان داده که جلوگیری از کشف واقعی قیمت‌ها، مانع افت بازار نمی‌شود و فقط فرآیند رسیدن به تعادل را به تعویق می‌اندازد. در کنار این موضوع، تجهیز منابع مالی از طریق صندوق توسعه، صندوق تثبیت و نهادهای سرمایه‌گذاری می‌تواند نقش مهمی در کنترل فضای روانی بازار ایفا کند. حتی برخی محدودیت‌ها مانند کنترل فروش حقوقی‌ها در روزهای ابتدایی نیز ممکن است به متعادل شدن شرایط کمک کند. البته به شرطی که هدف این اقدامات ایجاد فرصت برای تخلیه هیجان باشد، نه جلوگیری مصنوعی از اصلاح بازار.

واقعیت این است که بخشی از افت قیمت‌ها اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. اما در عین حال نباید فراموش کرد که همه شرکت‌ها شرایط مشابهی ندارند. برخی نمادها طی این مدت گزارش‌های مثبتی منتشر کرده‌اند و حتی ممکن است به واسطه تحولات بنیادی، رشد سودآوری یا تغییرات نرخ ارز، شرایط بهتری نسبت به قبل داشته باشند. بنابراین بازار در کنار فشار فروش، می‌تواند شاهد شکل‌گیری تقاضا در برخی صنایع و نمادهای ارزنده نیز باشد. مساله مهم دیگر، بازگشت سریع‌تر بازار به روند طبیعی معاملات است. اگر حمایت‌ها به اندازه کافی قوی و هدفمند باشد، شاید نیازی به ادامه محدودیت‌های شدید معاملاتی وجود نداشته باشد و بازار بتواند در مدت کوتاه‌تری به دامنه نوسان عادی و روند متعادل خود بازگردد. اما اگر منابع حمایتی محدود باشد، احتمالا سیاستگذار ناچار خواهد شد برای چند روز ابتدایی از ابزارهای کنترلی بیشتری استفاده کند تا از تشدید هیجان جلوگیری شود. از سویی ایجاد تعادل میان حمایت از بازار و حفظ روند طبیعی کشف قیمت‌ها بسیار حائز اهمیت است. بازار سرمایه دیر یا زود مسیر واقعی خود را پیدا خواهد کرد، اما نحوه مدیریت روزهای ابتدایی می‌تواند تعیین کند که این مسیر با آرامش بیشتری طی شود یا با فرسایش و بی‌اعتمادی بیشتر همراه باشد.

* تحلیلگر بازارهای مالی


 

شفافیت معاملاتی

علیرضا توکلی کاشی
علیرضا توکلی کاشی*

بورس در شرایطی آماده بازگشایی می‌شود که اقتصاد کشور تحت‌تاثیر جنگ تحمیلی، آسیب‌های گسترده‌ای را تجربه کرده است. این آسیب‌ها تنها محدود به زیرساخت‌های فیزیکی نیست، بلکه زنجیره‌های تولید، واردات، صادرات و نقل‌وانتقال ارز را نیز با اختلال جدی مواجه کرده و طبیعتا بر عملکرد و ارزش‌گذاری شرکت‌های بورسی اثرگذار بوده است. با این حال، نمی‌توان با قطعیت از افت عمومی قیمت سهام سخن گفت.

برخی شرکت‌ها در دل همین محدودیت‌ها، فرصت‌های تازه‌ای برای توسعه بازار یا بهبود موقعیت خود یافته‌اند. مهم‌ترین اصل برای بازگشایی بازار، شفافیت اطلاعاتی شرکت‌هاست. هر ناشر باید به‌صورت دقیق مشخص کند که طی این سه ماه چه وضعیتی را پشت سر گذاشته است. آیا از نظر فیزیکی آسیب دیده؟ آیا روند تولید و فروش آن تحت‌تاثیر اختلال در زنجیره تامین یا فروش قرار گرفته؟ آیا بازارهای جدیدی برای فعالیت خود ایجاد کرده یا با محدودیت‌های تازه‌ای روبه‌رو شده است؟ همچنین لازم است وضعیت واقعی تولید، فروش و جریان عملیاتی شرکت‌ها در این دوره به‌طور شفاف در اختیار سهامداران قرار گیرد تا بازار بتواند بر مبنای اطلاعات معتبر تصمیم‌گیری کند.

موضوع مهم بعدی، نحوه بازگشایی نمادها و کشف قیمت سهام است. پس از نزدیک به سه ماه توقف معاملات، انتظار بازگشایی بازار با دامنه نوسان محدود و شرایط عادی منطقی به نظر نمی‌رسد. در شرایط معمول، طی یک بازه سه‌ماهه ممکن است شاخص کل ده‌ها درصد نوسان کند و برخی سهام حتی تغییرات ۷۰ تا ۸۰ درصدی را تجربه کنند. بنابراین نمی‌توان فرض کرد که بازار اکنون تنها یک روز پس از ششم اسفند قرار دارد و باید با همان محدودیت‌های سابق فعالیت کند. همان‌گونه که در بازگشایی نماد شرکت‌ها پس از افشای اطلاعات با اهمیت، امکان کشف قیمت آزاد فراهم می‌شود، اکنون نیز تقریبا تمام نمادهای بازار در چنین وضعیتی قرار دارند و نیازمند کشف قیمت مجدد بر اساس شرایط جدید اقتصادی هستند. از این رو، بازگشایی تدریجی نمادها و تقسیم آنها در چند روز معاملاتی، می‌تواند تصمیمی منطقی‌تر باشد تا از شکل‌گیری نوسانات هیجانی و کشف قیمت‌های غیرواقعی جلوگیری شود.

در کنار این موارد، حمایت از شرکت‌ها و بخش واقعی اقتصاد اهمیت بالایی دارد. بسیاری از بنگاه‌ها به دلیل آسیب در زنجیره ارزش، از دست رفتن بازارهای فروش یا اختلال در تامین مواد اولیه، با کاهش فعالیت مواجه شده‌اند. انتظار می‌رود دولت، وزارت اقتصاد و سایر دستگاه‌های مرتبط، بسته‌های حمایتی مشخصی برای بازگشت شرکت‌ها به مسیر تولید و فروش تدوین کنند. در غیر این صورت، خطر کاهش تولید، افت درآمد شرکت‌ها، افزایش بیکاری و تعدیل نیرو جدی خواهد بود. حتی برخی شرکت‌ها در ماه‌های اخیر قراردادهای کوتاه‌مدت با کارکنان خود منعقد کرده‌اند تا درباره ادامه فعالیت در ماه‌های آینده تصمیم‌گیری کنند. ضروری است دولت به‌صورت شفاف اعلام کند که چه برنامه‌ای برای حمایت از بخش‌های مختلف اقتصادی و ایجاد تقاضا در صنایع دارد تا شرکت‌ها بتوانند با اطمینان بیشتری به ادامه فعالیت بپردازند. در غیر این صورت، کاهش فروش و سودآوری شرکت‌ها می‌تواند به افت بیشتر قیمت سهام و تضعیف بازار سرمایه منجر شود. در کنار حمایت از تولید، حمایت هدفمند از خود بازار سرمایه نیز ضروری است.

سازمان بورس، بانک‌ها، بیمه‌ها و صندوق‌های توسعه و تثبیت باید بخشی از منابع خود را برای مدیریت شرایط بازار اختصاص دهند تا از افت‌های غیرمنطقی جلوگیری شود. همچنین در صورت شکل‌گیری رفتارهای هیجانی و رشدهای حبابی، با عرضه مناسب سهام از بی‌تعادلی بازار جلوگیری شود تا روند معاملات در فضایی منطقی و متعادل ادامه یابد. نکته مهم دیگر، وضعیت صندوق‌های سرمایه‌گذاری و ابزارهای مشتقه است. با توجه به وابستگی شدید این ابزارها به قیمت سهام پایه، پیشنهاد می‌شود حداقل تا یک هفته پس از آغاز معاملات و رسیدن نسبی بازار به تعادل، نمادهای مرتبط با صندوق‌ها و مشتقات بازگشایی نشوند. به‌ویژه در مورد صندوق‌های سرمایه‌گذاری، اگر بخش عمده پرتفوی آنها هنوز از شفافیت قیمتی برخوردار نباشد، بازگشایی نماد یا صدور و ابطال واحدها می‌تواند به زیان سهامداران منجر شود و اعتماد عمومی به صندوق‌ها را بیش از گذشته کاهش دهد. در مجموع، بازگشایی بورس پس از یک دوره طولانی تعطیلی در شرایط جنگی، نیازمند ترکیبی از شفافیت، کشف قیمت واقعی، بازگشایی تدریجی نمادها و حمایت هماهنگ از اقتصاد و بازار سرمایه است؛ در غیر این صورت، احتمال تشدید بی‌اعتمادی و افزایش رفتارهای هیجانی در بازار دور از انتظار نخواهد بود.

* کارشناس بازارهای مالی


 

 نقش ابهام در رفتار هیجانی

احمد اشتیاقی
احمد اشتیاقی*

بورس تهران در حالی قرار است باز شود که قرار است بخشی از نمادها همچنان در وضعیت تعلیق باقی بمانند، نخستین اقدام ضروری، اعلام دقیق فهرست شرکت‌هایی است که به دلیل آسیب مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از جنگ متوقف خواهند ماند. همچنین باید مشخص شود هلدینگ‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری دارای سهام این شرکت‌ها چه وضعیتی خواهند داشت.

روشن شدن این موضوع، تصویر دقیق‌تری از وزن واقعی بازار در روز بازگشایی ارائه می‌دهد و می‌تواند تا حدی از ابهام معامله‌گران بکاهد. ابهام در ترکیب نمادهای قابل معامله، یکی از عواملی است که می‌تواند بر شدت رفتارهای هیجانی بازار بیفزاید. فعالان بازار باید بدانند چه بخشی از ارزش بازار و چه تعداد از نمادها قرار است وارد چرخه معاملات شوند. هرچه این شفافیت بیشتر باشد، تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران نیز منطقی‌تر خواهد شد و از شکل‌گیری فضای احساسی جلوگیری می‌شود. در کنار شفاف‌سازی، موضوع حمایت از بازار نیز اهمیت بالایی دارد. به نظر می‌رسد منابعی برای حمایت از معاملات از قبل در صندوق تثبیت و صندوق توسعه بازار تجهیز شده و احتمالا سهامداران عمده نیز در این فرآیند نقش خواهند داشت. اما نحوه استفاده از این منابع اهمیت بیشتری از اصل وجود آن دارد. حمایت‌ها باید به‌گونه‌ای هدف‌گذاری شود که بازار در همان روزهای ابتدایی با ترس فراگیر مواجه نشود. در این میان، سهامی که طی ماه‌های گذشته گزارش‌های مالی مناسب و عملکرد مطلوبی داشته‌اند، می‌توانند نقش مهمی در کنترل فضای روانی بازار ایفا کنند. صنایعی مانند پالایشی‌ها، برخی نمادهای زراعتی و بخشی از گروه غذایی، به واسطه گزارش‌های قوی‌تر نسبت به دوره‌های گذشته، ظرفیت آن را دارند که به لیدرهای تعادلی بازار تبدیل شوند. 

* تحلیلگر بازارهای مالی


 

بورس در سایه بحران

محمدرضا اعلمی
محمدرضا اعلمی*

  تجربه بازارهای مالی در دوره‌های بحران نشان می‌دهد که فقدان طراحی مناسب در بازگشایی، معمولا به تشدید صف‌های فروش، افت نقدشوندگی و تعمیق نااطمینانی منجر می‌شود؛ در مقابل، هرجا اطلاع‌رسانی شفاف، ابزارهای تثبیتی و تنظیم‌گری محتاطانه در کنار هم قرار گرفته‌اند، بازار با هزینه کمتری از شوک اولیه عبور کرده است. نخستین پیش‌شرط یک بازگشایی کم‌هزینه، کاهش ابهام اطلاعاتی است.

در فضای بحران، سرمایه‌گذار بیش از آنکه به تحلیل بلندمدت بپردازد، در پی برآورد ریسک‌های فوری است؛ از همین رو، هرگونه خلأ اطلاعاتی می‌تواند به‌سرعت به رفتار احتیاطی افراطی تبدیل شود. در چنین وضعیتی، نقش نهادهای اقتصادی در ارائه تصویری روشن از وضعیت متغیرهای کلان تعیین‌کننده است.  شفاف‌سازی درباره وضعیت بازار ارز، جریان تجارت خارجی، شرایط تامین مالی، وضعیت زیرساخت‌های عملیاتی بنگاه‌ها و تداوم فعالیت شرکت‌های بزرگ می‌تواند به تعدیل انتظارات کمک کند. مقصود از این اطلاع‌رسانی، القای خوش‌بینی نیست، بلکه ایجاد چارچوبی واقع‌بینانه برای تصمیم‌گیری است. بازار در بسیاری از موارد با خبر منفی قابل‌پیش‌بینی بهتر کنار می‌آید تا با ابهامی که دامنه سناریوهای بدبینانه را گسترش می‌دهد. در سطح سیاستگذاری بازار، مهم‌ترین هدف باید کاهش شدت شوک اولیه و فراهم کردن فرصت برای کشف قیمت در محیطی متعادل‌تر باشد. در این چارچوب، استفاده موقت از ابزارهای تثبیتی، اگر به‌صورت محدود، هدفمند و زمان‌دار انجام شود، می‌تواند به مهار رفتارهای توده‌ای کمک کند. نقش فعال بازارگردان‌ها در سمت تقاضا، استفاده از ظرفیت صندوق تثبیت و صندوق توسعه بازار در نمادهای دارای اهمیت سیستمی و بازتنظیم برخی محدودیت‌های معاملاتی از جمله اقداماتی است که می‌تواند سرعت افت قیمت‌ها را کنترل کند.  با این حال، کارکرد این ابزارها زمانی موثر خواهد بود که جایگزین سازوکار بازار نشوند، بلکه صرفا به تعدیل شدت واکنش‌های هیجانی کمک کنند.

* کارشناس بازار سرمایه


 

منابع حمایتی متناسب با تورم

علیرضا فرشید
علیرضا فرشید*

تجربه بازگشایی‌های قبلی نشان داده که جلوگیری از کشف سریع قیمت‌ها الزاما مانع افت بازار نمی‌شود. در اغلب موارد، بازار در نهایت سطحی را که متناسب با ریسک‌ها و شرایط جدید تشخیص داده، پیدا کرده است؛ تنها تفاوت در این بوده که محدودیت‌های معاملاتی، فرآیند رسیدن به تعادل را طولانی‌تر کرده و هزینه زمانی و فرسایش سرمایه را افزایش داده‌اند. برهمین اساس، یکی از مهم‌ترین نکاتی که در بازگشایی فعلی باید مورد توجه قرار گیرد، فراهم کردن امکان تعادل سریع‌تر بازار است.

در شرایطی که حجم مبنا تا حدی تعدیل شده، همچنان دامنه نوسان می‌تواند به مانعی برای کشف واقعی قیمت‌ها تبدیل شود. اگر در روزهای ابتدایی، امکان افزایش موقت دامنه نوسان فراهم شود، سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر راحت‌تر می‌توانند در قیمت‌های ارزنده وارد بازار شوند. این موضوع علاوه بر افزایش نقدشوندگی، به بازگشت سریع‌تر تعادل و کاهش صف‌های فرسایشی نیز کمک خواهد کرد. سرمایه‌گذاران باید تصویر روشنی از وضعیت شرکت‌ها داشته باشند. اینکه کدام صنایع و شرکت‌ها آسیب مستقیم یا غیرمستقیم دیده‌اند، هزینه‌های آنها تا چه اندازه افزایش یافته و چشم‌انداز سودآوری‌شان چگونه تغییر کرده است. هرچه اطلاعات شفاف‌تر و سریع‌تر در اختیار بازار قرار گیرد، تصمیم‌گیری فعالان منطقی‌تر خواهد شد و فضای هیجانی کاهش می‌یابد. مساله دیگری که نباید نادیده گرفته شود، تحمیل نشدن هزینه‌های تورمی به سهامداران است. در روزهای اخیر، بحث اعطای وام ۲۰۰‌میلیون تومانی با پشتوانه سهام مطرح شده است. این طرح در صورت استقبال گسترده، می‌تواند ده‌ها همت نقدینگی جدید وارد اقتصاد کند.

چنین رقمی، معادل بخشی قابل‌توجه از رشد نقدینگی کشور خواهد بود و طبیعتا آثار تورمی خود را بر بازارها و سطح عمومی قیمت‌ها خواهد گذاشت. بنابراین سیاستگذار باید میان حمایت از بازار و تبعات تورمی این حمایت‌ها توازن ایجاد کند. در همین حال، تجربه ابزارهای حمایتی گذشته نیز نشان داده که صرف انتشار اوراق تبعی یا تضمین‌های حداقلی، لزوما اعتماد سرمایه‌گذاران را بازنمی‌گرداند. زمانی که بازدهی این ابزارها فاصله محسوسی با نرخ تورم داشته باشد، طبیعی است که جذابیت چندانی برای سهامداران ایجاد نکند. اگر قرار است دوباره از ابزارهایی مانند اوراق تبعی استفاده شود، این ابزارها باید بازدهی معقول و رقابت‌پذیری نسبت به تورم و بازارهای موازی داشته باشند. 

* تحلیلگر بازارهای مالی


 

ثبات در سیاستگذاری

ابراهیم سماوی
ابراهیم سماوی*

در شرایطی که ریسک‌های سیاسی و اقتصادی به اوج رسیده است، اگر فرآیند بازگشایی بورس بدون طراحی دقیق و بدون توجه به رفتار سرمایه‌گذاران انجام شود، واهمه جمعی می‌تواند خیلی سریع به صف‌های فروش گسترده و فاصله گرفتن قیمت‌ها از ارزش ذاتی سهام منجر شود. در چنین شرایطی، مهم‌ترین ماموریت نهاد ناظر صرفا باز کردن بازار نیست و کنترل هیجان و فراهم کردن امکان کشف تدریجی قیمت‌ها بسیار مهم است.

بازار این روزها بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد نیاز دارد. سرمایه‌گذاران زمانی دچار رفتارهای هیجانی می‌شوند که احساس کنند در فضایی مبهم رها شده‌اند و تصویر روشنی از آینده بازار، وضعیت شرکت‌ها و برنامه سیاستگذار وجود ندارد. بر همین اساس، عبور از شوک ابتدایی بازار نیازمند بازگشایی هوشمندانه و مرحله‌ای است. حضور فعال بازارگردان‌ها، تقویت سمت تقاضا از سوی صندوق‌های توسعه و تثبیت، افزایش شفافیت اطلاع‌رسانی و استفاده از ابزارهایی مانند اوراق تبعی که نقش بیمه سهام را ایفا می‌کنند، می‌تواند شدت رفتارهای هیجانی را کاهش دهد. در کنار این موارد، بازگشایی تدریجی صنایع، مدیریت موقت و هدفمند دامنه نوسان و افزایش عمق سفارش‌گیری نیز از جمله ابزارهایی است که می‌تواند مانع شکل‌گیری رفتارهای توده‌ای در روزهای نخست شود. نکته مهم آن است که شرایط فعلی با بسیاری از دوره‌های گذشته تفاوت دارد. طی ماه‌های اخیر، بازارهای موازی رشد قابل‌توجهی را تجربه کرده‌اند و همین موضوع باعث شده بسیاری از صنایع بورسی، به‌ویژه صنایع ریالی، به محدوده‌های جذاب ارزندگی برسند. نسبت‌های ارزش‌گذاری در بخش بزرگی از بازار اکنون در سطوحی قرار دارد که در صورت کاهش هیجان و بازگشت فضای تحلیلی، می‌تواند دوباره توجه سرمایه‌گذاران را جلب کند.

*کارشناس بازار سرمایه


 

موج فروش موقت

محمد غفوری
محمد غفوری*

مکانیسم بازگشایی بازار سهام پس از حدود ۸۰ روز تعطیلی، موضوعی است که این روزها دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است. تجربه‌های قبلی بازگشایی در شرایط افزایش ریسک سیستماتیک نشان می‌دهد که چنین اتفاقی معمولا با موجی از فشار فروش در ابتدای کار همراه است و بازار برای رسیدن به تعادل، نیاز به زمان و ابزارهای حمایتی دارد.

در شرایط فعلی نیز، با توجه به طولانی شدن توقف معاملات، طبیعی است که بازار در روزهای ابتدایی بازگشایی با عرضه سنگین مواجه شود. به همین دلیل، صرف اعلام زمان بازگشایی کافی نیست و لازم است مجموعه‌ای از سیاست‌ها و ابزارهای مکمل از سوی متولیان بازار به‌صورت همزمان به کار گرفته شود تا از تشدید هیجان جلوگیری شود. در همین راستا، خبر انتشار اوراق اختیار فروش تبعی برای پرتفوی‌های تا سقف یک‌میلیارد تومان با نرخ سود سالانه ۳۰ درصد، می‌تواند به‌عنوان یکی از ابزارهای حمایتی در نظر گرفته شود. این ابزار در صورت اجرای درست، می‌تواند نقش نوعی بیمه برای بخشی از سهامداران خرد را ایفا کند و تا حدی از شدت رفتارهای هیجانی بکاهد. با این حال، نکته مهم این است که چنین حمایت‌هایی باید در کف بازار و در تابلوی معاملات نیز قابل مشاهده باشد، نه اینکه صرفا در سطح اعلام سیاست باقی بماند. از سوی دیگر، تجربه نشان داده که بازار در روزهای ابتدایی بازگشایی معمولا به سمت فشار فروش و نوسانات منفی متمایل می‌شود و سپس به‌تدریج وارد فاز تعادل خواهد شد. با توجه به شرایط فعلی، به نظر می‌رسد حداقل تا نیمه دوم هفته آینده نیز احتمال تداوم فضای منفی و فشار عرضه در بازار وجود داشته باشد، مگر اینکه ابزارهای حمایتی به‌صورت فعال و هدفمند وارد عمل شوند و بتوانند نقش تعدیل‌کننده هیجان را ایفا کنند.

* تحلیلگر بازارهای مالی


 

بازسازی اعتماد

علیرضا خان محمدی
علیرضا خان محمدی*

بازار سهام در شرایطی آماده بازگشایی می‌شود که ریسک‌های سیاسی در روزهای اخیر تشدید شده است. تجربه بازگشایی‌های پرتنش گذشته نشان داده هر زمان بازار بدون برنامه مشخص، شفافیت کافی و تصویر روشن از حمایت‌ها باز شده، نتیجه آن تشدید رفتارهای هیجانی و شکل‌گیری صف‌های فروش سنگین بوده است. اکنون نیز به نظر می‌رسد مهم‌ترین ریسک پیش‌روی بازار، ابهام گسترده‌ای است که پیرامون وضعیت شرکت‌ها، نحوه حمایت‌ها و مکانیسم بازگشایی وجود دارد.

واقعیت این است که بخش مهمی از سرمایه‌گذاران طی هفته‌های گذشته در فضای بلاتکلیف قرار داشتند. از یک‌سو ریسک‌های سیاسی و امنیتی همچنان پابرجاست و از سوی دیگر هنوز شفاف‌سازی دقیقی درباره شرکت‌های آسیب‌دیده، میزان خسارت‌ها و حتی نحوه بازگشایی بازار ارائه نشده است. در چنین شرایطی طبیعی است که بخشی از معامله‌گران ترجیح دهند در روزهای ابتدایی، دارایی خود را نقد کنند؛ نه صرفا به دلیل ضعف بنیادی بازار، بلکه به دلیل نبود اطمینان نسبت به آینده کوتاه‌مدت معاملات. آنچه می‌تواند شدت رفتارهای هیجانی را کاهش دهد، صرفا تزریق پول یا حمایت دستوری نیست. بازار بیش از هر چیز به «اعتماد» نیاز دارد؛ اعتمادی که تنها از مسیر شفافیت و برنامه‌ریزی بازسازی می‌شود. سرمایه‌گذار باید بداند چه شرکت‌هایی باز می‌شوند، کدام نمادها همچنان متوقف می‌مانند، چه برنامه‌ای برای بازارگردانی وجود دارد و صندوق‌های حمایتی دقیقا چگونه قرار است وارد عمل شوند. بدون این تصویر روشن، حتی قوی‌ترین حمایت‌های مالی نیز اثر محدودی خواهند داشت. از سوی دیگر، حمایت‌ها نباید صرفا معطوف به چند نماد بزرگ بازار باشد.

بسیاری از شرکت‌ها در ماه‌های اخیر گزارش‌های مناسبی منتشر کرده‌اند و حتی از محل رشد نرخ ارز و تورم، وضعیت سودآوری بهتری پیدا کرده‌اند. اگر این گروه از سهم‌ها نیز در فضای هیجانی قربانی شوند، پیام منفی به کل بازار منتقل خواهد شد. به همین دلیل، حمایت هدفمند از سهم‌های بنیادی می‌تواند نقش مهمی در بازگشت تدریجی تعادل ایفا کند. در نهایت باید پذیرفت که بازار سهام دیر یا زود مسیر تعادلی خود را پیدا می‌کند، اما تفاوت اصلی در نحوه عبور از این دوره است. اگر بازگشایی با برنامه، شفافیت و حمایت هوشمند همراه باشد، هیجان اولیه می‌تواند سریع‌تر تخلیه شود. اما اگر بازار بدون تصویر روشن رها شود، ترس سرمایه‌گذاران می‌تواند به عاملی برای فرسایش بیشتر اعتماد عمومی تبدیل شود؛ اعتمادی که بازسازی آن بسیار دشوارتر از جمع‌کردن صف‌های فروش خواهد بود.

* تحلیلگر بازارهای مالی


 

 بازار بدون حامی؟

محمد خبری‌زاد
محمد خبری‌زاد*

قرار شده بازار سرمایه روز سه‌شنبه و پس از یک توقف طولانی باز خواهد شد. این بازگشایی‌ در شرایط ایده‌آل، باید پس از شفاف‌سازی کامل وضعیت شرکت‌ها و اطمینان از وجود منابع حمایتی کافی انجام می‌شد. با این حال، هنوز ابهامات زیادی درباره برخی شرکت‌ها وجود دارد؛ به‌ویژه نمادهایی که طی هفته‌های اخیر آسیب بیشتری دیده‌اند و وضعیت عملیاتی و مالی آنها همچنان به‌طور کامل روشن نشده است.

در بازار حتی شایعاتی درباره باز نشدن حدود ۳۰ نماد مطرح می‌شود، هرچند هنوز جزئیات رسمی آن مشخص نیست. در سمت دیگر اما نشانه‌هایی از آماده‌سازی ابزارهای حمایتی دیده می‌شود. صحبت‌های اخیر مدیران صندوق توسعه بازار از تزریق منابع جدید، ایجاد خطوط اعتباری و طراحی بسته‌های حمایتی حکایت دارد. همچنین طرح‌هایی مانند وام ۲۰۰‌میلیون تومانی و بیمه سهام موسوم به «هم‌وطن» معرفی شده‌اند که به‌ویژه بیمه سهام تا سقف یک‌میلیارد تومان با نرخ ۳۰ درصد، می‌تواند برای بخشی از سهامداران جذاب باشد و تا حدی نگرانی‌ها را کاهش دهد. اما موفقیت این ابزارها به زمان اجرا و نحوه پیاده‌سازی آنها بستگی دارد. اگر قرار است این طرح‌ها نقش موثری در کنترل فضای روانی بازار داشته باشند، باید از همان روز نخست بازگشایی در دسترس سرمایه‌گذاران قرار گیرند. نکته مهم دیگر، نحوه توزیع حمایت‌ها در بازار است. اگر حمایت‌ها صرفا محدود به چند نماد بزرگ یا شاخص‌ساز شود، بخش بزرگی از بازار همچنان درگیر فضای نااطمینانی باقی خواهد ماند.

به نظر می‌رسد در شرایط فعلی، علاوه بر سهام بزرگ، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و به‌ویژه صندوق‌های اهرمی نیز باید مورد توجه قرار گیرند. حضور فعال بازارگردان‌ها، صندوق توسعه و سرمایه‌گذاران حقوقی در کلیت بازار می‌تواند شدت رفتارهای هیجانی را کاهش دهد و از شکل‌گیری فضای فرسایشی جلوگیری کند. در کنار این مسائل، نباید فراموش کرد که بخش قابل‌توجهی از شرکت‌های بورسی، طی ماه‌های گذشته از محل تورم و رشد نرخ ارز منتفع شده‌اند. هنوز آثار کامل دلار ۱۵۰ هزار تومانی بر صورت‌های مالی بسیاری از شرکت‌ها و تابلو معاملات منعکس نشده است. صنایعی مانند پالایش، بانک، دارو، غذا، کشاورزی و حتی بخشی از صنعت سیمان، با وجود محدودیت‌ها و چالش‌های عملیاتی، همچنان از منظر بنیادی وضعیت قابل قبولی دارند و برخی از آنها گزارش‌های مناسبی نیز منتشر کرده‌اند. 

* تحلیلگر بازارهای مالی


 

چالش روانی بورس

محمد موذن
محمد موذن*

 اکنون بازار سرمایه با یک چالش روانی مواجه است؛ چالشی که ریشه آن در نااطمینانی سیاسی و امنیتی هفته‌های اخیر قرار دارد. تجربه جنگ ۱۲ روزه و فضای پر ریسکی که بر اقتصاد حاکم شد، طبیعی است که نخستین واکنش سرمایه‌گذاران را به سمت فروش و خروج از بازار سوق دهد. ترس از آینده و نبود چشم‌انداز روشن، رفتار هیجانی را تشدید می‌کند و می‌تواند در روزهای ابتدایی معاملات، صف‌های فروش سنگینی را شکل دهد.

در این میان، مهم‌ترین مساله نحوه مدیریت بازگشایی بازار است. باز کردن یکباره تمام نمادها، آن هم در شرایطی که بخشی از شرکت‌ها هنوز شفاف‌سازی دقیقی از وضعیت خود ارائه نکرده‌اند، می‌تواند فشار روانی بازار را افزایش دهد. به نظر می‌رسد بازگشایی تدریجی نمادها، آن هم بر اساس میزان آسیب‌پذیری و وضعیت بنیادی شرکت‌ها، راهکار منطقی‌تری باشد. شرکت‌هایی که در این مدت آسیب مستقیمی ندیده‌اند، گزارش‌های مطلوب منتشر کرده‌اند و چشم‌انداز عملیاتی روشن‌تری دارند، می‌توانند زودتر وارد چرخه معاملات شوند تا بازار فرصت پیدا کند آرام‌تر به تعادل برسد.  سرمایه‌گذار زمانی می‌تواند تصمیم منطقی بگیرد که تصویر مشخصی از وضعیت سودآوری، میزان خسارت یا ریسک‌های پیش روی شرکت‌ها داشته باشد. از سوی دیگر، محدود کردن دامنه نوسان در چند روز ابتدایی نیز می‌تواند به کنترل رفتارهای هیجانی کمک کند. هرچند بازار در نهایت مسیر تعادلی خود را پیدا خواهد کرد، اما جلوگیری از نوسانات شدید در روزهای نخست می‌تواند فرصت بیشتری برای تحلیل و تصمیم‌گیری به سرمایه‌گذاران بدهد. با این حال، حتی در صورت مدیریت مناسب بازار، احتمال اصلاح ۱۵ تا ۲۰ درصدی در بخشی از سهام دور از انتظار نیست.

* کارشناس بازارهای مالی

 امیدواری نسبی صنایع بزرگ و اثرگذار بورسی به آینده

  ۴ تدبیر برای مدیریت بورس