ترکش جنگ به فقرا
تیم تحقیقاتی من در دانشگاه براون وبسایتی ساخته است تا هزینههای لحظهای و رو به افزایش انرژی ناشی از جنگ با ایران را دنبال کند. تا اواسط ماه مه، قیمتهای بالاتر تنها برای دو فرآورده انرژی، بنزین و گازوئیل، نزدیک به ۴۰میلیارد دلار هزینه به مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل کرده است. این مبلغ بیش از برآورد پنتاگون از هزینه عملیات نظامیاش است که اکنون به ۲۹میلیارد دلار نزدیک میشود.
پیش از حمله، میانگین قیمت هر گالن بنزین در ایالات متحده ۲.۹۸دلار بود. از آن زمان، قیمت متوسط به حدود ۴.۵۰دلار در هر گالن جهش کرده است. این میانگین، بسیاری از تغییرات منطقهای را پنهان میکند. در کالیفرنیا، قیمتها از ۶ دلار در هر گالن عبور کرده است. کلرادو از فوریه شاهد افزایش بیش از ۱.۵۰دلار در هر گالن بوده است، که قیمتها را از پایینتر از میانگین کشوری به بالاتر از آن رسانده است.
افزایش قیمت گازوئیل که برای تجارت حیاتی است، حتی شدیدتر بوده است. گازوئیل بیش از ۵۰درصد افزایش یافته است. حتی اگر مستقیما گازوئیل خریداری نکنید، هزینه اضافی آن را برای سایر کالاهای روزمره میپردازید، زیرا بسیاری از آنها با کامیونها، لوکوموتیوها و سایر موتورهایی که با گازوئیل کار میکنند، حمل میشوند. اگر بستهای را آنلاین خریداری کنید، بهطور غیرمستقیم هزینه گازوئیل را میپردازید. کشاورزان نیز این فشار را حس میکنند. از راه هوا نیز گریزی نیست، چرا که FedEx و UPS در نتیجه افزایش قیمت سوخت جت، هزینههای اضافی اعمال میکنند.
بهطور متوسط، هر خانوار آمریکایی از زمان آغاز جنگ، ۲۹۵دلار اضافی بابت قیمتهای بالاتر بنزین و گازوئیل پرداخته است. این مبلغ برای یک خانوار متوسط، بیش از هزینه یک هفته خرید مواد غذایی است. این بار سنگینتر از همه بر دوش فقرا میافتد، کسانی که نسبت به خانوارهای ثروتمندتر سوخت کمتری مصرف میکنند، اما این هزینهها بخش بسیار بزرگتری از بودجه آنها را تشکیل میدهد.
طبق تحلیل ما، آمریکاییها در ۱۸درصد پایین درآمدی، از پایان فوریه مجبور شدهاند حداقل معادل نصف درآمد یک هفته خود را صرف پرداخت هزینه اضافی سوخت کنند. در نتیجه، آنها مصرف بنزین خود را کاهش میدهند، درحالیکه خانوارهای با درآمد بالای ۱۲۵هزاردلار بهسختی مصرف واقعی بنزین خود را کم کردهاند.
حتی اگر درگیریها متوقف شود، قیمت سوخت احتمالا تا ماهها بالا باقی خواهد ماند. تردد نفتکشها از تنگه هرمز تا زمانی که ایران اجازه عبور ندهد، چه بهصراحت از طریق یک توافق و چه صرفا در عمل و بدون تایید رسمی، کم خواهد بود. اما حتی اگر تنگه دوباره باز شود، بسیاری از بیمهگران از اجازه عبور کشتیها از آن اکراه خواهند کرد؛ درست همانطور که بیمهگران پس از تهدیدهای قبلی یمنیها علیه کشتیرانی در دریای سرخ، محتاط بودند.
افزون بر این، ایران ممکن است به اخذ عوارض یا مالیات از نفتکشها برای عبور از تنگه ادامه دهد که این هزینه به پالایشگاهها منتقل خواهد شد و آسیبهای فیزیکی واردشده به تجهیزات تولید نفت و تاسیسات فرآوری در خلیج فارس را فراموش نکنید که تعمیر یا بازسازی برخی از آنها سالها طول خواهد کشید. تمام این محدودیتهای عرضه، قیمتها را بالا میبرد.
به گفته کارشناسان، بدون یک راهحل سریع، بحران سوخت بسیار بدتر خواهد شد. تولیدکنندگان انرژی با کاهش ذخایر خود، بازارها را از تاثیر کامل درگیری محافظت کردهاند، به این امید که وقتی محدودیتهای عرضه کاهش یافت، مخازن ذخیره را دوباره پر کنند. اما ذخایر جهانی تا پایان ماه مه، درست زمانی که فصل رانندگی تابستانی شتاب میگیرد، به سطوح بهشدت پایینی خواهد رسید. به گفته برخی تحلیلگران، این میتواند قیمت نفت را تا ۲۰۰دلار در هر بشکه بالاتر ببرد.
فرض کنید قیمت بنزین در سراسر ایالات متحده به ۵دلار در هر گالن برسد. این بدان معناست که از روز یادبود تا روز کارگر، هر خانوار ۵۱۳دلار اضافی نسبت به آنچه پیش از شروع جنگ میپرداخته، هزینه خواهد کرد و مجموع صورتحساب بنزین برای یک خانوار معمولی در طول تابستان به ۱۵۵۸دلار میرسد.
اگر قیمت بنزین بهطور متوسط از ۶دلار در هر گالن فراتر رود (امکانی واقعی اگر نفت به ۲۰۰دلار در هر بشکه برسد) این به معنای ۸۲۵دلار اضافی برای هر خانوار خواهد بود. فقط برای بنزین. سایر سوختها، مانند گازوئیل و سوخت جت، سر به فلک خواهند کشید. این قیمتها به نوبه خود بر قیمت همه چیز، از مواد غذایی گرفته تا سفرهای هوایی، تاثیر خواهد گذاشت. قیمت گوجهفرنگی در حال حاضر نزدیک به ۴۰درصد افزایش یافته است.
هزینههای اضافی انرژی قطعا تاثیر سیاسی خواهد داشت. قیمتهای بالای بنزین قابل مشاهده هستند و بر روی هزاران تابلو در کنار جادهها در سراسر کشور نصب شدهاند. آمریکاییها کمی پس از دستور پرزیدنت ترامپ برای حمله به ایران، شاهد افزایش آنها بودند. این امر اجتناب از سرزنش را برای آقای ترامپ دشوار میکند.
این میتواند برای جمهوریخواهان در انتخابات میانهدورهای نوامبر مشکلساز شود. هیچکس نباید در توانایی عجیب ترامپ برای منحرف کردن گفتوگو از موضوعات بالقوه آسیبزا شک کند، اما حتی او نیز ممکن است با خشمی که رایدهندگان هر بار که باک خود را پر میکنند احساس مینمایند، دست و پنجه نرم کند.
آنها بیدلیل عصبانی نیستند. آمریکاییها میتوانند و باید ترامپ را برای خرابکاریای که در خلیج فارس به بار آورده است، پاسخگو بدانند. جمهوریخواهان با وجود ادعای حزب امنیت ملی بودن، ثابت کردهاند که شبانان ضعیفی برای منافع ملی هستند. در مورد ایران، گامهای نادرست آنها پیامدهای مستقیم و مشهودی بر جیب آمریکاییها دارد.
* نیویورکتایمز