تیر نفتا بر قلب مجتمعهای الفین و آروماتیک
سیلی هرمز بر صورتهای مالی پتروشیمیهای آسیا
آنچه در آبهای خلیجفارس رخ داده اکنون بیواسطه در حاشیه سود کراکرها و واحدهای آروماتیک ژاپن، کرهجنوبی، تایوان، چین، هند، سنگاپور، مالزی و ویتنام ترجمه میشود؛ گویی هرمز مستقیما گلوی صنعت پتروشیمی آسیا را میفشارد. در یک سوی معادله، غولهای پتروشیمی خلیجفارس ایستادهاند؛ تولیدکنندگانی که عمدتا با اتان و بخشی با گاز مایع ارزان، الفینهایی کمهزینه و رقابتی تولید میکنند. در سوی دیگر، آسیای صنعتی قرار دارد؛ قارهای که بخش بزرگی از صنعت پتروشیمی آن بر کراکرهای نفتامحور و خوراک مایع بنا شده و با توجه به تامین بیش از ۶۰درصد نفتا و ۴۵درصد الپیجی وارداتی از گذرگاه تنگه هرمز، بقای اقتصادیاش به خوراکی وابسته است که از این تنگه عبور میکند. همین وابستگی، امروز به پاشنه آشیل پتروشیمی آسیا تبدیل شده است. بسته شدن تنگه هرمز از اواخر فوریه۲۰۲۶، بلافاصله به اختلال شدید در تردد تانکرها، لغو پوشش بیمه و سقوط ترافیک دریایی انجامید و در عرض چند هفته به موجی از اعلان فورس ماژور، کاهش ظرفیت پالایشگاهها و کراکرها و جهش هزینه خوراک در شرق آسیا ترجمه شد.
افسانه نفتای ارزان و همیشه در دسترس اکنون زیر فشار واقعیت ژئوپلیتیک در حال فروپاشی است. حتی در سناریوی نفت ۶۰ تا ۷۰دلاری و بهعبارتی نفتای ۵۰۰ تا ۵۵۰ دلاری، بسیاری از کراکرهای نفتامحور آسیایی روی لبه باریک سودآوری حرکت میکردند. اما کافی بود تنش در هرمز شعلهور میشد و نفت به سمت ۱۱۰دلار جهش میکرد؛ در آن لحظه، نفتا با شتابی ویرانگر به سطوح ۸۵۰ تا ۹۵۰ دلار در هر تن رسید. این همان نقطهای است که تراز اقتصادی بسیاری از واحدهای الفینی و همچنین آروماتیک از هم میپاشد. در چنین فضایی، کابوس اسپرد منفی به واقعیت روزمره تبدیل میشود و تولید هر تن محصول، بهجای خلق سود، زیان میسازد. نتیجه، کاهش نرخ بهرهبرداری، خاموش شدن بخشی از ظرفیتها و عقبنشینی اجباری کراکرها به سطوح ۶۰درصد و حتی پایینتر است.
برای بسیاری از پتروشیمیهای آسیایی، بحران هرمز تست استرسی بیرحمانه بود. در زنجیره پتروشیمی، پلیمرهای تخصصی و کالاهای نهایی بهدلیل ارزش افزوده و بازارهای تقاضای نیچ، معمولا بسیار سریعتر و شدیدتر از پلیمرهای عمومی به شوکهای هزینهای خوراک واکنش قیمتی نشان میدهند. در مقابل، پلیمرهای عمومی مثل گریدهای پایه پلیپروپیلن و پلیاتیلن به سبب حضور رقبا در خاورمیانه، ظرفیت مازاد جهانی، رقابت شدید و کشش قیمتی تقاضا، امکان انتقال مستقیم و کامل افزایش هزینه خوراک به قیمت فروش را ندارند. بنابراین سیلی هرمز مستقیما بر صورتهای مالی پتروشیمیها فرود میآید؛ فرودی بیواسطه، سنگین و خردکننده. البته همه بازیگران به یک اندازه آسیبپذیر نیستند.
شرکتهای دارای پالایشگاههای یکپارچه، زنجیره ارزش عمیقتر یا دسترسی متنوعتر به خوراک، تا حدی توان جذب شوک را دارند. اما جهت کلی بحران تغییر نمیکند: هر موج تنش در هرمز، موجی از تیرهای خوراک، حمل و بیمه را به قلب صنعت پتروشیمی آسیا پرتاب میکند. فرار به سمت نفتای آمریکا نیز بیشتر شبیه پناه بردن از یک توفان به توفانی دیگر است. مسیر طولانی حمل از اقیانوس اطلس و نرخهای سنگین اجاره کشتی، نفتای آمریکا را به گزینهای گران و غیراقتصادی تبدیل کرده است. از منظر ژئوپلیتیک شاید این نفتا جذاب باشد، اما از منظر اقتصادی، تنها یک جانشین اضطراری است، نه جایگزینی پایدار برای نفتای خاورمیانه. پتروشیمی آسیا حتی وقتی از هرمز فاصله میگیرد، همچنان صورتحساب بحران را میپردازد.
اما اثر واقعی بحران، فراتر از سودآوری کوتاهمدت رفته و اکنون به اتاقهای تصمیمگیری سهامداران و هیات مدیرهها در بازتعریف سرمایهگذاری طرحهای پتروشیمی رسیده است. طرحهایی که تا دیروز بر پایه فرض «خوراک ارزان و امن» طراحی میشدند، امروز زیر تیغ بازنگری قرار گرفتهاند. بسیاری از طرحهای جدید الفینی و آروماتیکی در شرق آسیا با تعلیق تصویب آنها، بازطراحی یا حتی توقف کامل روبهرو شدهاند. بانکها و سرمایهگذاران دیگر حاضر نیستند میلیاردها دلار را بر مدلی شرطبندی کنند که با هر تنش در هرمز، فرومیریزد. نتیجه، ضرورت آغاز یک بازآرایی بزرگ در صنعت پتروشیمی آسیاست: حرکت به سمت کراکرهای منعطف، تنوعبخشی به خوراک، استفاده همزمان از نفتا، گاز مایع و میعانات و فاصله گرفتن از محصولات پایه به سمت گریدهای تخصصیتر و زنجیرههای ارزش عمیقتر.
در فضای جدید خوراک و انرژی، پروژهای که نتواند در سناریوهای نفت حداقل ۱۰۰دلاری دوام بیاورد، عملا جایی در صف سرمایهگذاری نخواهد داشت و این در حالی است که موسسات بینالمللی برای سال۲۰۲۶ سناریوی محتمل نفت ۱۰۰ تا ۱۲۰دلار را در صورت تداوم وضع جاری و نیز سناریوی ۱۵۰دلار را در انسداد تقریبا کامل تنگه هرمز پیشبینی کردهاند. در این تصویر، ایران و هرمز دیگر متغیرهای حاشیهای بازار خوراک و انرژی آسیا نیستند؛ آنها به مرکز ثقل تبدیل شدهاند. هر موج تنش در خلیج فارس، اکنون سه ضربه پیاپی بر پیکره صنعت پتروشیمی آسیا وارد میکند:
۱. جهش هزینه خوراک و حمل؛ ۲. شکستن حاشیه سود واحدهای آروماتیک وکراکرهای نفتامحور؛ ۳. تعویق یا نابودی پروژههای جدید.
واقعیت تلخ برای آسیا این است که راه نجات، در توهم خروج کامل از مدار خاورمیانه نیست. هرمز را نمیتوان از معادلات خوراک و انرژی آسیا حذف کرد؛ راهحل واقعی، پذیرش این وابستگی و بازطراحی صنعت بر مبنای تابآوری است؛ از انعطاف در خوراک گرفته تا تعمیق زنجیره ارزش و بازتعریف روابط خوراک و انرژی با خاورمیانه. هرمز امروز بیش از هر زمان دیگری، آینهای است که دو حقیقت را همزمان فریاد میزند: وابستگی عمیق آسیا به نفت، نفتا و گاز مایع خاورمیانه و نیز هزینه سنگین نادیده گرفتن ریسک ژئوپلیتیک. دوران اتکای ساده به خوراک ارزان و امن به پایان رسیده است. از این پس، بقا در صنعت پتروشیمی آسیا نه با خوشبینی، بلکه با تابآوری تعیین خواهد شد؛ تابآوری در برابر تنگهای که نبض سودآوری پتروشیمی آسیاست.
* کارشناس صنعت پتروشیمی