03_Japan                         C2 copy

حمید ملازاده:   تشدید تنش‌‌‌های نظامی در خاورمیانه بازار جهانی انرژی را درگیر بحرانی کرده که خروج از آن در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد و چشم‌انداز خوش‌بینانه‌‌‌ای را نمی‌توان در مورد آن متصور شد. تاریخ گواه آن است که درگیری‌‌‌ها در منطقه نفت‌خیز خلیج‌فارس، تقریبا همیشه با جهش بهای نفت و گاز و بنزین نه تنها در منطقه بلکه در سایر کشورها همراه بوده و واکنش بازار، به ویژه در آسیای جنوب شرقی که به نفت خاورمیانه وابسته است، شدیدتر از سایر مناطق احساس می‌شود. از جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی تا رویدادهای سال‌ها و هفته‌های اخیر مانند جنگ روسیه با اوکراین و تهاجم اخیر ائتلاف ایالات متحده- اسرائیل به جمهوری اسلامی، همگی محرک افزایش چشمگیر قیمت‌‌‌های جهانی نفت بوده‌‌‌اند ولی این‌بار توفانی از کمبود انرژی در راه است که آثار کوتاه و بلندمدت آن قابل پیش‌بینی نیست.

 در حالی که جنگ هفته سوم خود را سپری می‌کند، بازار جهانی نفت همچنان با احتیاط نظاره‌‌‌گر ریسک بحران است، اما بنا به دلایلی از جمله ذخایر بالای جهانی نفت و ظرفیت مازاد تولید بالای سه میلیون بشکه هنوز به اوج هیجان نرسیده و فعلا از جهش شدید قیمت‌‌‌ها خبری نیست و طلای سیاه همچنان در محدوده 100 دلار در بشکه داد و ستد می‌شود. البته برخی اقدامات ایالات متحده فعلا به ثبات نسبی بازار کمک کرده که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. لغو تحریم خرید نفت روسیه توسط مشتریان سنتی از جمله هند 

۲. آزادسازی بخشی از ذخایر راهبردی نفت 

۳. کاهش مالیات سوخت

۴. کاهش مقررات زیست‌‌‌محیطی سوخت

۵. محدودیت صادرات نفت و فرآورده‌‌‌ها

 عواقب اقتصادی جبران‌ناپذیر

شرایط بازار جهانی حاکی از آن است که محدوده قابل تحمل قیمت نفت برای شرایط کنونی اقتصاد نهایتا تا ۹۰ دلار در هر بشکه است، اما قیمت‌‌‌های بالاتر می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری به ویژه در بلندمدت داشته باشد، از تورم و فزایش نرخ بهره گرفته تا تضعیف ارزش دلار و حتی تاثیر منفی بر محبوبیت رئیس‌‌‌جمهور ایالات متحده که با قیمت بنزین گره خورده و قیمت بالای سه دلار در هر گالن هشداری سیاسی برای انتخابات پیش روی کنگره تلقی می‌شود. بهای طلای سیاه همواره در مرکز تصمیم‌گیری‌‌‌های ژئوپلیتیک قرار داشته و دونالد ترامپ، رئیس‌‌‌جمهور آمریکا که همواره مخالف افزایش قیمت نفت بوده این‌بار نسبت به افزایش بهای نفت حساسیت خاصی نشان نداده و هنوز امیدوار است که با تدابیر امنیتی در تنگه هرمز قیمت‌ها را مهار کند. مدل اقتصادی «آمریکای بزرگ» ترامپ بر بازگشت به تولید صنعتی و کارخانه‌‌‌داری تاکید دارد و قطعا انرژی ارزان، ستون فقرات این دکترین است. کارشناسان انرژی بر این باورند که آرامش فعلی بازار انرژی آتشی زیر خاکستر برای توفانی بزرگ است که دیر یا زود شروع خواهد شد مگر اینکه طرفین درگیری راه‌حلی برای توقف جنگ پیدا کنند. این توفان، احتمالا از خلیج‌فارس سرچشمه خواهد گرفت و اثرات آن از قلب نیویورک تا پالایشگاه‌‌‌های شانگهای احساس خواهد شد. به عبارت ساده حمله ۲۸ فوریه آمریکا و اسرائیل به ایران، موجی از نگرانی در بازار ایجاد کرد، اگرچه واکنش بازار نسبت به‌شدت انفجار هنوز ضعیف‌‌‌تر از انتظارها بوده است. بهای برنت در روز سوم جنگ به ۸۱ دلار در هر بشکه رسید و پس از نوسانات کم‌‌‌دامنه، تا ۱۲۰ دلار در پایان هفته اول هم بالا رفت. سپس نوسانات قیمت بین ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار ادامه یافت و این کالای استراتژیک با وجود تمام وعده‌های ترامپ همچنان بالای 100 دلار در بشکه معامله می‌شود.

بازتاب واکنش بازار 

با وجود تولید نفت در خلیج فارس، تصمیم‌گیری در مورد بهای آن در بورس‌‌‌های معتبر جهانی مانند نیویورک و لندن انجام می‌شود. آژانس بین‌المللی انرژی، ارگان اصلی حمایت از مصرف‌‌‌کنندگان نفت و گاز جهان، نقش مهمی در بازتاب واکنش بازار داشته و کشورهای مصرف‌‌‌کننده عمده مانند چین، ایالات متحده، اروپا، ژاپن، و کره جنوبی، تاثیر قابل توجهی بر آرامش یا التهاب بازار دارند. پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در تابستان و احتمال تکرار آن، روند ذخیره‌‌‌سازی نفت در میان کشورهای مصرف‌کننده تسریع و چین، به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، سطح ذخایر خود را به بالای یک میلیارد بشکه رساند و سایر کشورهای ذکر شده نیز ذخایر خود را تا حد امکان افزایش دادند. علاوه بر این، محموله‌‌‌های دریایی متعلق به روسیه، ایران، و ونزوئلا، نزدیک سواحل چین و آسیای جنوب شرقی همچنان منتظر تخلیه هستند. فعلا حجم بالای این ذخایر، تا حدی آرامش بازار را تضمین کرده‌اند، اما اینکه این آرامش تا چه زمانی دوام خواهد داشت مشخص نیست. در ۱۲ مارس، 32 عضو آژانس بین‌المللی انرژی تصمیم گرفتند 400 میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را (که به لحاظ تاریخی در نوع خود بی‌نظیر بود) آزاد کنند. ایالات متحده پیشتاز این اقدام بود و ۱۵ درصد از کل ۴۰۰ میلیون بشکه ذخیره را روانه بازار کرد. چین همچنان به ذخایر خود می‌افزاید و آمارها نشان می‌دهد پکن حداقل برای شش ماه مصرف داخلی ذخیره کافی دارد.

تنگه هرمز: نقطه عطف ژئوپلیتیک

یکی از عوامل کلیدی که ظاهرا آمریکا قبل از شروع جنگ آن را نادیده گرفته اهمیت امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز است. این معبر حیاتی، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را از خود عبور می‌دهد که ۸۰ درصد آن به جنوب شرق آسیا ارسال می‌شود. چین، هند، پاکستان و کشورهای ASEAN به‌شدت به نفت خاورمیانه وابسته هستند. از آنجا که زنجیره تولید فرآورده‌‌‌های انرژی جهانی به هم وابسته هستند، اروپا نیز (اگرچه سهم کمی از نفت خلیج فارس دارد) تحت تاثیر قرار می‌گیرد. طبق آمار منتشره از سوی موسسات ردیابی تردد نفتکش‌ها از جمله کپلر، قبل از جنگ روزانه حدود ۴۰ نفتکش غول‌‌‌پیکر (VLCC) و ده‌‌‌ها کشتی متوسط LNG از تنگه عبور می‌کردند که این تعداد پس از جنگ به تعدادی انگشت شمار تقلیل یافته است. هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند اقتصاد جهانی را حتی در کوتاه‌مدت با مشکلات عدیده مواجه کند. ایران در طول جنگ هشت‌‌‌ساله از مسدودسازی تنگه خودداری کرد، اما شرایط امروز متفاوت و راهبرد فعلی حکومت اختلاف بنیادی با گذشته پیدا کرده است. از آنجا که ایالات متحده همواره به دنبال تسلط نظامی بر آبراه‌‌‌های بین‌المللی بوده، یکی از اهداف درگیری با ایران، کنترل دائمی بر تنگه هرمز اعلام شده است. این گذرگاه که سالانه چیزی معادل 500 میلیارد دلار انرژی ازآن عبور می‌کند، مسیر عبور یک‌‌‌پنجم  LPG‌جهان از قطر، عمان و امارات است و به دلیل اختلال پیش آمده در این آبراه، قیمت  LPG‌پس از آغاز جنگ بیش از دو برابر نفت رشد کرده که می‌تواند آینده سبد انرژی جهانی را تغییر دهد ضمن اینکه پالایشگاه‌‌‌های منطقه‌‌‌ نیز آسیب دیده‌‌‌ و بازسازی آنها زمان‌‌‌بر خواهد بود. مخلص کلام اینکه تشدید تنش‌‌‌های نظامی در خلیج فارس و به ویژه در تنگه هرمز بازار جهانی انرژی را وارد مخمصه‌ای کرده که خروج از آن مستلزم گذشت زمان خواهد بود و لذا بحران جهانی انرژی دور از انتظار نیست.