نفت میان دیپلماسی  و  ناوهای جنگی

به گزارش تارنمای tradingeconomics و تا لحظه تنظیم این خبر در معاملات روز سه‌شنبه ۱۷‌فوریه، بهای شاخص برنت با افزایش یک‌درصدی نسبت به‌روز قبل ۶۹دلار در هر بشکه معامله شد. نفت‌خام وست‌تگزاس اینترمیدیت(WTI) آمریکا نیز به حدود ۶۴ دلار رسید. کانون اصلی توجه بازار، دور تازه مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در ژنو است که با میانجی‌گری عمان و با هدف جلوگیری از یک رویارویی نظامی جدید انجام می‌شود. تهران اعلام کرده در صورت رفع تحریم‌ها، آماده نشان‌دادن انعطاف در برنامه هسته‌ای خود است و حتی موضوع همکاری‌های اقتصادی، از جمله سرمایه‌گذاری در بخش انرژی و معدن و خرید هواپیما، می‌تواند در دستور کار قرار گیرد. در مقابل، واشنگتن ضمن تاکید بر مسیر دیپلماسی، حضور نظامی خود در منطقه را تقویت کرده و دومین ناو هواپیمابر را به آب‌های اطراف خلیج‌فارس اعزام کرده‌است؛ اقدامی که پیام روشنی از آمادگی برای سناریوهای جایگزین در صورت شکست مذاکرات ارسال می‌کند.

ترکیب «چماق و هویج»

همین ترکیب «چماق و هویج» یا به بیان دیگر، دیپلماسی همزمان با فشار نظامی، باعث‌شده بازار نفت نسبت به هر تحول تازه‌ای حساس باشد. تنگه‌هرمز که یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انتقال انرژی در جهان محسوب می‌شود، در مرکز این نگرانی‌ها قرار دارد. بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت خلیج‌فارس از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه تنش نظامی در این منطقه می‌تواند به‌سرعت عرضه جهانی را تحت‌تاثیر قرار دهد. بر‌‌گزاری رزمایش دریایی ایران در این آبراه و هشدارهای متقابل‌درباره احتمال حمله یا پاسخ نظامی، به‌طور طبیعی ریسک ژئوپلیتیک را در قیمت‌ها منعکس کرده؛ هرچند نوسان قیمت در روز سه‌شنبه نشان می‌دهد بازار هنوز احتمال اختلال فوری و گسترده در عرضه را پایین ارزیابی می‌کند.

تحولات جنگ اوکراین

در کنار پرونده ایران و آمریکا، تحولات جنگ اوکراین نیز در کانون توجه قرار دارد. مذاکرات تازه‌ای میان روسیه و اوکراین با میانجی‌گری آمریکا در ژنو آغاز شده‌است؛ مذاکراتی که اگر به کاهش تنش‌ها منجر شود، می‌تواند مسیر تحریم‌های انرژی علیه مسکو را تغییر دهد. روسیه یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان است و هرگونه کاهش یا افزایش در محدودیت‌های صادراتی آن، تاثیر مستقیمی بر تعادل بازار دارد. برخی تحلیلگران معتقدند در صورت پیشرفت در روند صلح، احتمال بازگشت تدریجی بخشی از نفت روسیه به بازار رسمی و کاهش محدودیت‌های تجاری وجود دارد؛ سناریویی که می‌تواند فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد کند. در عین‌حال، درگیری‌ها همچنان ادامه دارد. گزارش‌هایی از حملات پهپادی اوکراین به برخی تاسیسات انرژی روسیه، از جمله پالایشگاه ایلسکی و بندر تامان در دریای‌سیاه، منتشر شده‌است، اگرچه این حملات تاکنون به اختلال گسترده در صادرات روسیه منجر نشده‌اند، اما یادآور آن هستند که زیرساخت‌های انرژی در شرایط جنگی همواره در معرض خطر قرار دارند. هرگونه آسیب جدی به ظرفیت پالایشی یا صادراتی روسیه می‌تواند به‌سرعت موازنه عرضه جهانی را برهم بزند.

احتمال افزایش تولید اوپک‌پلاس

با این‌حال، در سمت عرضه جهانی، عامل دیگری نیز بر قیمت‌ها سایه انداخته‌است: احتمال افزایش تولید از سوی ائتلاف اوپک‌پلاس. گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی اعضای این ائتلاف، با توجه به شرایط بازار، فضا را برای افزایش تدریجی عرضه از ماه آوریل مناسب می‌دانند. اگر این افزایش تولید عملی شود، می‌تواند بخشی از ریسک‌های ژئوپلیتیک را خنثی کند و مانع از جهش قیمت‌ها شود. بازار در حال‌حاضر با کمبود شدید عرضه مواجه نیست و نشانه‌هایی از مازاد نسبی نیز در برخی مناطق دیده می‌شود، به‌همین‌دلیل‌ حتی اخبار تنش‌آمیز نیز نتوانسته‌اند قیمت‌ها را به سطوح بالاتر سوق دهند. از سوی دیگر، آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌تر پیش‌بینی کرده‌بود؛ در سال‌۲۰۲۶ بازار با مازاد قابل‌توجهی روبه‌رو خواهدشد و همچنین برآورد خود از رشد تقاضای جهانی نفت را کاهش داده‌است. این چشم‌انداز بلندمدت‌تر نیز در شکل‌دهی به انتظارات معامله‌گران نقش دارد.

اگر رشد اقتصاد جهانی با شتاب کمتری ادامه یابد و هم‌زمان عرضه افزایش پیدا کند، بازار ممکن است با فشار ساختاری نزولی مواجه شود؛ حتی اگر در کوتاه‌مدت، تنش‌های سیاسی باعث نوسان‌های مقطعی شوند. نکته دیگری که بر فضای معاملات اثر گذاشته، کاهش حجم دادوستدها به‌دلیل تعطیلات در برخی اقتصادهای بزرگ است. تعطیلات سال‌نوی قمری در چین، کره‌جنوبی و تایوان و همچنین تعطیلی بازارهای آمریکا به مناسبت روز روسای‌جمهور، باعث‌شده فعالیت معامله‌گران در ابتدای هفته محدودتر باشد. در چنین شرایطی، نوسان‌های قیمتی ممکن است بزرگ‌تر از حد معمول به‌نظر برسند، زیرا عمق بازار کاهش ‌یافته‌است. با بازگشت کامل بازیگران آسیایی به بازار، احتمال افزایش حجم معاملات و شکل‌گیری روندهای روشن‌تر وجود دارد.

نقطه تلاقی چندین متغیر

در مجموع، بازار نفت در حال‌حاضر در نقطه تلاقی چندین متغیر تعیین‌کننده قرار دارد: مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا، روند جنگ اوکراین، سیاست تولید اوپک‌پلاس و چشم‌انداز تقاضای جهانی. هریک از این عوامل به تنهایی می‌تواند مسیر قیمت‌ها را تغییر دهد، اما هم‌زمانی آنها باعث‌شده پیش‌بینی کوتاه‌مدت دشوارتر از همیشه باشد. معامله‌گران در حال وزن‌دهی به سناریوهای مختلف هستند: از کاهش تنش‌ها و افزایش عرضه گرفته تا شکست مذاکرات و بروز اختلال در انتقال نفت از خلیج‌فارس یا دریای‌سیاه. آنچه فعلا از رفتار بازار برمی‌آید، نوعی تعادل شکننده است. قیمت‌ها نه به سطوح بحرانی صعود کرده‌اند و نه به‌دلیل نگرانی از مازاد عرضه سقوط کرده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد فعالان بازار در حال انتظار برای دریافت سیگنال‌های قطعی‌تر هستند. بازار نفت ‌بار دیگر نشان‌داده که پیوندی عمیق با سیاست دارد و مسیر آن صرفا بر اساس عرضه و تقاضای فیزیکی تعیین نمی‌شود. در جهانی که خطوط کشتیرانی، تحریم‌ها، ائتلاف‌های نظامی و مذاکرات دیپلماتیک به هم گره خورده‌اند، هر بشکه نفت حامل ‌بار سنگینی از ریسک و انتظار است. آینده کوتاه‌مدت قیمت‌ها بیش از هر چیز به اتاق‌های مذاکره وابسته است؛ جایی‌که تصمیم‌های سیاسی می‌توانند مسیر بازار انرژی جهان را رقم بزنند.